لبخند بزن
لبخند بزن
امام باقر (عليه السلام) او را در آغوش گرفتند و فرمودند: پدر و مادرم به فدايت، و سپس رو به محمد بن مسلم فرمودند: اى محمّد بن مسلم ! اين كودك بعد از من امام و پيشواى تو خواهد بود، و تو بايد علوم خود را از او بهره مند شوى ، سوگند به خداى يكتا! كه او همان صادقى است ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) او را توصيف نموده و بشارتش را داده است و به درستى كه پيروان و شيعيان او در دنيا و آخرت مورد حمايت خداوند متعال خواهند بود و دشمنانش ملعون و مغضوب مى باشند.
مد بن مسلم نزد امام باقر(ع) نشسته بود و گرم بحث و گفتگو بودند که در حجره باز شد و کودک در حالی که کلاهی منگوله دار بر سر داشت و چوبی در دستش بود، وارد اتاق شد.
امام باقر (عليه السلام) او را در آغوش گرفتند و فرمودند: پدر و مادرم به فدايت، و سپس رو به محمد بن مسلم فرمودند: اى محمّد بن مسلم ! اين كودك بعد از من امام و پيشواى تو خواهد بود، و تو بايد علوم خود را از او بهره مند شوى ، سوگند به خداى يكتا! كه او همان صادقى است ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) او را توصيف نموده و بشارتش را داده است و به درستى كه پيروان و شيعيان او در دنيا و آخرت مورد حمايت خداوند متعال خواهند بود و دشمنانش ملعون و مغضوب مى باشند.
در همین لحظه صورت امام صادق(ع) در حالی که لبخند بر لبانشان نشاند، سرخ شد.
امام باقر(ع) رو به محمد بن مسلم کردند و فرمودند: آنچه مى خواهى از او سؤ ال كن ، كه جواب كافى دريافت خواهى كرد.
او پرسید: ياابن رسول اللّه ! خنده از كجا سرچشمه مى گيرد؟
آن كودك لب به سخن گشود و فرمود: اى محمّد بن مسلم ! سر چشمه انديشه و عقل انسان از قلب است ، غم و اندوه از كبد، تنفّس از ريه و خنده از طحّال بر مى خيزد.
محمد بن مسلم که این سخن عاقلانه را از کودک شنید، از جایش بلند شد و پیشانی امام صادق(ع) را بوسید.
بحارالا نوار: ج 47، ص 15، ح 12 به نقل از كفاية الا ثر: ص 321؛ به نقل از چهل داستان و چهل حدیث از امام صادق(ع).