جملات پشت کامیونی
سر پایینی برنده
سر بالایی شرمنده
داداش مرگ من یواش
کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت
تند رفتن که نشد مردی
چشم انتظارم که برگردی
یا اقدس
یا هیچکس
زندگی نگه دار پیاده میشم
آیی بی وفا کجا میری
اونطرفی که ورود ممنوعه
زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت . . .
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم ، بس که تکخال محبت بر زمین انداختیم
گر پادشاه عالمی ، بازهم گدای مادری
نه عشق ، نه خورشید ، زیرا هر دو غروب می کنند
از عشق تو لیلی ، رفتم زیر تریلی
غصه نخور جوجه خاور ، بزرگ میشی بنز تک میشی
بر چشم خوب رحمت
به خاطر اشک مادر
پاتو از رو گاز بردار برادر
یادبچه گیهاباخاطراتش
به ژیانه میگن کجا میری
میگه به مقصد نه اونجا که بمیری
اسیرتم مادر...
لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن
پشت یه ژیان هم نوشته بود
جد زانتیا
شتاب مکن، مقصد خاک است
تو هم قشنگی