یه لقمه ....
هنگام ناهار که می شود، به دیزی سرای همیشگی می رود، کاسه ای آب گوشت می گیرد و می آید و در گوشه ای از بازار می نشیند و لقمه لقمه مهربانی را به عابران خسته گذر هدیه می کند.
سلام به همه بچه های باحال و sms خوان.اسم من احسانه و و بچه بهشهرم امیدوارم از وبلاگم و مطالبی که ارائه میدم خوشتون بیاد این وبلاگ از مرداد89 کارشو شروع کرده.راستی نظر یادتون نره.اگر کارم داشتین این شمارمه09368007064
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
پیوندهای روزانه
میزبانی وبآرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1389شهریور 1389
مرداد 1389
پیوندها
بیوگرافی رپراحضرت علی
RSS
PO