حدیث روز
« تاب نور تو را ندارند! »
رسول خدا صلى الله عليه و آله :
لَولا أن يَقولَ فيكَ الغالونَ ... لَقُلتُ فيكَ قَولاً لا تَمُرُّ بِمَلَأٍ مِنَ النّاسِ إلّا أخَذُوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَيكَ يَستَشفونَ بِهِ؛
اگر ترسِ آن نبود كه غلو كنندگان ...، بگويند، درباره تو سخنى مىگفتم كه بين جماعت مردم نمى رفتى، جز آن كه خاك زير پايت را بر مى گرفتند و از آن شفا مى جستند.
خصال : ص ۵۷۵ ح ۱؛ دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام: ج ،8 ص250
« از فضائل حضرت علی علیه السلام »
رسول خدا صلى الله عليه و آله :
إنّكَ تَسمَعُ ما أسمَعُ وتَرى ما أرى إلّا أنَّكَ لَستَ بِنَبيٍّ ولكنَّكَ لَوَزيرٌ وإنّكَ لَعَلى خَيرٍ؛
ای علی، تو آنچه را من مى شنوم، مى شنوى و آنچه را من مى بينم، مى بينى، جز آن كه تو پيامبر نيستى ؛ بلكه تو دستْ يار [من] هستى و تو در راه خيرى.
نهج البلاغة : خطبة ۱۹۲
« تسبیحگویان »
رسول خدا صلى الله عليه و آله :
لَو فَهَّمَهُمُ اللّهُ عز و جل تَسبيحَ الوُحوشِ وَالطُّيورِ وَالسِّباعِ وَالجِبالِ لَطارَتِ الأَفئِدَةُ، ولكِن أكَنَّ ذلِكَ عَنكُم؛
اگر خداوند عز و جل تسبيحگويىِ وحوش و پرندگان و درندگان و كوه ها را به آنان مى فهمانْد، بى گمان دل ها از جاكَنْده مى شدند ؛ ليكن خداوند، تسبيحگويى آنها را از شما پوشيده داشته است.
الفردوس : ج ۳ ص ۳۶۹ ح ۵۱۲۰؛ نهج الذكر با ترجمه فارسي ج 2 ص 118
« شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام »
رسول خدا صلى الله عليه و آله :
أنَّ شيعَتَكَ عَلى مَنابِرَ مِن نورٍ مُبيَضَّةً وُجوهُهُم حَولي، أشفَعُ لَهُم، يَكونونَ غَدا فِي الجَنَّةِ جيراني؛
پيروان تو (امام علی) بر منبرهايى از نور با چهره هايى نورانى پيرامون من اند و آنان را شفاعت مى كنم. آنان، فردا در بهشت، همسايگان من اند.
المناقب للخوارزمي : ص ۱۲۹ ح ۱۴۳
« حق فرزند »
امام سجّاد سلام الله عليه :
حَقُّ وَلَدِكَ فَأن تَعلَمَ أنَّهُ مِنكَ و مُضافٌ إلَيكَ في عاجِلِ الدُّنيا بِخَيرِهِ وَشَرِّهِ،؛
حقّ فرزندت اين است كه بدانى او از توست و با خوب و بدش در دنيا، منتسب به توست.
خصال، ص ۵۶۸؛ حكمت نامه كودك: ج 1، ص 146
« چرا خواستگار باتقوا؟ »
امام حسن مجتبی سلام الله عليه :
زَوِّجها مِن رَجُلٍ تَقِىٍّ، فَإِنَّه إِن أَحَبَّهَا أَكرَمَهَا وَ إِن أَبغَضَهَا لمَ يَظلِمهَا؛
دخترت را به مردى باتقوا شوهر بده ؛ زيرا اگر دختر تو را دوست داشته باشد، گرامى اش مى دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به وى ستم نمى كند.
مكارم الأخلاق، ص ۲۰۴ ؛ ميزان الحكمة: ج ۵، ص ۲۲۵۶
« از آثار اخلاص »
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :
عِندَ تَحَقُّقِ الإِخلاصِ تَستَنيرُ البَصائِرُ؛
چون اخلاص تحقّق يابد، ديده بصيرت، روشنى مى گيرد.
غرر الحكم ، ح ۶۲۱۱؛ فرهنگنامه بصيرت، ص 72
« انصاف، همدردی، یاد خدا »
امام باقر سلام الله عليه :
ثَلاثٌ مِن أشَدِّ ما عَمِلَ العِبادُ : إنصافُ المُؤمِنِ مِن نَفسِهِ، ومُواساةُ المَرءِ أخاهُ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ؛
سه چيز، از سخت ترين كارها براى بندگان است : انصاف داشتن مؤمن در باره خود، همدردى و كمك مالى انسان به برادرش، و به ياد خدا بودن در همه حال.
الخصال : ص ۱۳۱، ح ۱۳۸؛ فرهنگنامه بصيرت، ص 68
« بصیرت دنیوی و سعادت اخروی »
امام صادق سلام الله عليه :
لَم يُؤمِنِ اللّهُ المُؤمِنَ مِن هَزاهِزِ الدُّنيا ولكِنَّهُ آمَنَهُ مِنَ العَمى فيها، وَالشَّقاءَ فِي الآخِرَةِ؛
خداوند، مؤمن را از [فشارها و] تكان هاى دنيا، در امان ندانسته است ؛ بلكه او را از كور[دلـ]ـى در دنيا و شقاوت در آخرت، امان بخشيده است.
الكافي : ج ۲ ص ۲۵۵؛ فرهنگنامه بصيرت ص 90
« پیامد نگاه شهوانی »
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :
إذا أبصَرَتِ العَينُ الشَّهوَةَ عَمِيَ القَلبُ عَنِ العاقِبَةِ؛
هر گاه چشم، شهوت بين شود، دل از ديدن عاقبت، كور مى گردد.
غرر الحكم : ح ۴۰۶۳؛ فرهنگنامه بصيرت ص 134
« نقش بصیرت »
امام صادق سلام الله عليه :
العامِلُ عَلى غَيرِ بَصيرَةٍ كَالسّائِرِ عَلى غَيرِ الطَّريقِ، لا يَزيدُهُ سُرعَةُ السَّيرِ إلّا بُعداً؛
كسى كه بدون بينشْ عمل كند، همچون كسى است كه در بيراهه مى رود . چنين كسى، هر چه تندتر برود،[از راه] دورتر مى شود.
الكافي : ج ۱ ص ۴۳ ح ۱، فرهنگنامه بصيرت ص 126
« ویژگی های بصیر »
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :
إنَّمَا البَصيرُ مَن سَمِعَ فَتَفَكَّرَ ونَظَرَ فَأَبصَرَ وَانتَفَعَ بِالعِبَرِ؛
صاحب بصيرت، كسى است كه بشنود و بينديشد، بنگرد و ببيند و از عبرت ها بهره گيرد.
نهج البلاغة : خطبة ۱۵۳؛ دانشنامه قرآن و حدیث: ج 13 ص 236
« از حقوق فرزند »
امام سجّاد سلام الله عليه :
أَنَّكَ مَسؤولٌ عَمّا وَليتَهُ مِن حُسنِ الأَدَبِ وَالدِّلالَةِ عَلى رَبِّهِ، عز و جل وَالمَعونَةِ عَلى طاعَتِهِ؛
بى گمان، تو درباره آنچه بر عهده ات است : خوب تربيت كردن فرزند و او را به سوى خداوند عز و جل راهنمايى كردن و به فرمان بردارى از او (خداوند) يارى كردن، مسئولى.
خصال، ص ۵۶۸؛ حكمت نامه كودك: ج 1، ص 146
« گناهان، یک از عوامل کاهش برکات »
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :
إذا ظَهَرَتِ الجِناياتُ ارتَفَعَتِ البَرَكاتُ؛
هر گاه گناهان جلوه گر شوند، بركت ها رخت برمى بندند.
غرر الحكم : ۴۰۳۰ ؛ توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث: ج 1، ص 98
« تلاش خردمندانه »
امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :
ليسَ على العاقِلِ أن يَكونَ شاخِصاً إلّا في ثَلاثٍ : مَرَمَّةٍ لمَعاشٍ أو خُطوةٍ لمَعادٍ أو لَذَّةٍ في غَيرِ مَحرَمٍ؛
خردمند نبايد كه جز در طلب سه چيز باشد: ترميم معاش و گامى به سوى معاد و لذّتى حلال.
امالي طوسي: ص۱۴۶