چرا نماز را به فارسی نخوانیم؟
چرا نماز را به فارسی نخوانیم؟
نماز، زیباترین شکل ذکر و یاد خداست. برجسته ترین اولیای خدا، شیرینی خلوت انس با محبوب را در نماز میجویند.
نماز، رویکرد انسان به خدا و پناه بردن به آستان رحمت اوست و روح ایمان را در وجود انسان زنده می کند. نماز در انسان این اطمینان را بوجود می آورد که به جایگاهی نیرومند و انهدام ناپذیر تکیه دارد و به ریسمانی دست یازیده که گسسته نمی شود .
انسان در طوفان مشکلات و حوادث شکننده، اگر متصل به قدرت نامحدود الهی نباشد، مایوس و سرگردان می شود. انسانی که در نماز خود را با خدا پیوند می دهد، در هیچ شرایطی خود را نمی بازد و احساس تنهایی نمی کند.
مقصود اصلی از نماز «عبادت و بندگی» خداوند متعال است، اگر چه در این عبادت، راز و نیاز بنده با خالق و رب خود نیز صورت میپذیرد. و بندگی بدان شکلی است که معبود دستور میدهد و نه به آن شکلی که عبد میپسندد! که چنین عبادتی، عبادت خود است نه پروردگار.
شیطان نیز به خاطر همین نافرمانی و اختراع و اجتهاد در چگونگی عبادت از مقام قرب الهی رانده و اهل عذاب و جهنم شد. او که منکر وجود خداوند نگردیده بود، بلکه به خدا گفت: تو این عبادت سجده به آدم را از من بردار و من به گونهای دیگر تو را عبادتی میکنم که هیچ بندهای نکرده باشد! اما خداوند نپذیرفت. چرا که آن دیگر عبادت خودش بود و نه عبادت خداوند. عبادت یعنی اطاعت امر و نه فقط راز و نیاز.
البته دقت به این نکته ضروری است که وقتی باور و قبول کردیم که خداوند متعال علیم و حکیم است و نیازی هم به عبادت ما ندارد، بلکه بایدها، نبایدها و عبادات را به برای هدایت و رشد بندگان وضع کرده است، مشخص میشود که لابد حکمتها و آثار متعددی در قانون وضع شده وجود دارد که تغییر آن، نه تنها آن آثار را از بین میبرد، بلکه اساساً خروج از بندگی و اطاعت است.
به عنوان مثال یکی دیگر از حکمتهای اقامهی نماز به زبان عربی این است که بنده، به کمال بندگی آراسته شود و کمال بندگی را معبودی که خالق، علیم و حکیم است میتواند تبیین کند و نه خود عبدی که محدود و جاهل است.
از حکمتهای دیگر آن است که عبد در نماز هم چون یک نبی، کلام خدا را که افضل کلام است تکلم میکند و نه کلام خودش را و به نور کلام وحی منور میشود. خداوند متعال در بارهی همه سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) که انسان کامل و عبد خلص است میفرماید:
وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَْوَى - إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى - عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى (النجم، 5،4،3) و سخن از روى هوای [نفس] نمىگوید - نیست این سخن جز آن چه بدو وحى مىشود - فرشتهای بس نیرومند او را تعلیم داده است.
همهی بندگان خدا باید با تأسی به نبیاکرم (صلی الله علیه وآله) چنین باشند تا به کمال رشد و سعادت برسند. اما چون چنین امری برای همهی بندگان میسر نیست، نماز توفیق و امکانی است که انسان بتواند در روز چند دقیقه، آن چه خداوند امر نموده را به همان شکلی که امر نموده به انجام رساند و در حین انجام آن، جز آن چه حق تعالی وحی نموده است را به زبان نیاورد. البته حکمتهای بسیار دیگری نیز وجود دارد.
اما، نکتهی قابل توجه دیگر آن است که یکی از معجزات قرآن کریم، همان ادبیات کامل، جامع و معجز گونهی آن است. باید توجه داشت که آن چه دارای اعجاز است، کلام وحی است و نه زبان عربی. لذا به هیچ وجه قابل ترجمهی دقیق به زبانهای دیگر نمیباشد و اگر با توضیحات و تفسیر نیز مقصود کلام تفهیم شود، بیان آن همه مطالب در نماز میسر نیست.
به عنوان مثال: در نماز سورهی حمد را تلاوت میکنیم. ترجمهی آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» چیست؟ در همهی قرآنها و زبان متداول ما چنین ترجمه شده است: «به نام خداوند بخشایندهی مهربان»، که ترجمهای [اگر چه تا حدودی گویا]، ولی کاملاً غلط است! چرا که:
اولاً: اگر چه در عربی به نام نیز «اسم» میگویند ولی معنای اسم، «نام» نیست. یک معنای اسم، نشانه است. ولی ما در فارسی «آیه» را نیز نشانه ترجمه میکنیم. پس چه فرقی با هم دارند؟ اسم در واقع علامتی است که به اصطلاح انسان و هر موجود دیگری به آن داغ شده است. یعنی همین که او را میبینی، متوجه میشوی که او خودش هیچ نیست. نبوده و پیدا شده، مخلوق، عبد و مروزق است و خالقی دارد قادر، علیم، حکیم، رازق ... و «بسم الله» یعنی این (مخلوق) فقط به نشانهی «الله» داغ شده است و نه به هیچ نشانهی دیگری. یعنی وجودش الله را معرفی میکند و آئینه تجلی اوست و نه هیچ اله و معبود کاذب دیگری را (مانند: بت، مادهی اولیه و ...).
ثانیاً : کلمهی «الله» نیز اسم خاص است و قابل ترجمه نیست. چنان چه هیچ اسم خاص دیگری، هر چند با مسمی نباشد نیز ترجمه نمیشود.
ثالثاً : ترجمهی «خداوند» به عربی «صاحب» است و نه «الله» و ترجمهی کلمهی «بخشنده» به عربی «جواد» است و نه «الرحمن» و ترجمهی «مهربان» نیز «رئوف» است و نه «الرحیم». پس، ترجمهی جملهی «به نام خداوند بخشایندهی مهربان» به عربی میشود: «بسم الصاحب الجواد الرئوف» که هیچ ربطی به «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد.
همین طور است بقیه کلمات. چنان چه ما در فارسی «حمد» را سپاس ترجمه میکنیم و معنای «شکر» نیز همان سپاس است و اگر از ما بپرسند که پس این دو واژه چه تفاوتی با هم دارند که در جایی «حمد» آورده میشود و در جایی دیگر «شکر»؟ پاسخ میدهیم: حمد نوعی شکر و سپاس توأم با پرستش است و بدین جهت فقط اختصاص به «الله» دارد. در حالی که شکر چنین نیست و ما شاکر مخلوقات نیز هستیم.
نکتهی قابل توجه دیگر آن که انسان فرصت زیادی برای راز و نیاز به زبان خود با خالق کریم و رب رحیم و مهربانش دارد. در روز میتواند 24 ساعت به زبان خود راز و نیاز کند، ولی نماز که والاترین عبادت است را باید به صورت کامل اقامه کند و کمال نماز به همان شکل و ترتیبی است که از جانب خداوند متعال امر شده و توسط نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) به ما ابلاغ شده است، نه آن شکلی که ما میسازیم.
نکتهی قابل توجه دیگر آن است که یکی از معجزات قرآن کریم، همان ادبیات کامل، جامع و معجز گونهی آن است. باید توجه داشت که آن چه دارای اعجاز است، کلام وحی است و نه زبان عربی. لذا به هیچ وجه قابل ترجمهی دقیق به زبانهای دیگر نمیباشد و اگر با توضیحات و تفسیر نیز مقصود کلام تفهیم شود، بیان آن همه مطالب در نماز میسر نیست جالب است که مدعیان اقامهی نماز به فارسی (یا هر زبان دیگری)، نه تنها تا به حال خود حتی دو رکعت نماز به فارسی نخواندهاند، بلکه وقتی به سراغ یک نتیجهی علمی (مثل فیزیک و شیمی و ...) و حتی یک نظریهی تثبیت نشده و غیر علمی (به ویژه در مباحث علوم انسانی) میروند، به دنبال کتابی به زبان اصلی و آن هم به قلم صاحب نظریه و یا مکتشف میگردند و میگویند ترجمه گویا نیست. اما وقتی نوبت به سخن خدا (قرآن) یا نماز میرسد، دگر اندیش، تنوع خواه، قرائت جدیدی، نظریه پرداز و ... شده و اقامهی نماز به فارسی را پیشنهاد میدهند!
هدف اصلی از تبلیغ این گونه انحرافها، تحریف همهی اسلام است. همین افراد خواهند گفت: مگر هدف از روزه، سلامت بدن نیست؟ پس چه اصراری به انجام آن در ماه مبارک رمضان است؟ هر کس هر وقت که توانست 29 یا 30 روز روزه بگیرد! سپس خواهند گفت: مگر هدف از حج، عبادت خدا و طواف به دور محوری (کعبه) که نشانهی خدا باشد نیست؟ پس هر کس میتواند در هر زمان و هر کجا سنگی بگذارد و به دورش بچرخد! ـ چنان چه یکی از همین مدعیان عدهای را فریب داده بود و برای انجام مناسک حج، آنها را به بیابانی در کرج برده بود - و در آخر نیز به همان نظریه متحجرانهی صدها سال پیش میرسند که:
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست!
و در نهایت نتیجه میگیرند که فرقی بین مسلم و کافر نیست و بدینسان به نفی و تکذیب دین میپردازند. در حالی که عبادت، بندگی است و بندگی مستلزم «اطاعت» است. خدمت به خلق نیز اگر طبق امر خدا و برای خدا نباشد، عبادت نیست.
فرآوری : زهرا اجلال
نمازمعراج مومن است.تشکرازمطلبتان.
پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند:
من سه چیز را دوست دارم.(از دنیا برگزیدم)
1-نماز
2-همسر
3-عطر.(بوی خوش)
به نام خدا
یه خاطره از مرحوم دکتر محمد جواد شریعت
استاد نقل می کند:سال یکهزار و سیصد و سی و دو شمسی بود، من و عدهای از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم…
والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند. آنها، پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند. چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد؛ ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند.
آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز میخوانیم، به شیوهای اهانتآمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او ما را در کارمان راسختر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت اللّه حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آنها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند. او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند.
در روز موعود ما را که تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبه رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمیخوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آنها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشتهای درس میخوانید. آنگاه، به تناسب رشته و کلاس ما، پرسشهای علمی مطرح کرد و از درسهایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آنها از توان ما بیرون بود.
هر کس از عهده پاسخ بر نمیآمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش رو به رو میشد. پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شدهاند که شما نمازتان را به فارسی میخوانید، آنها نمیدانند من کسانی را میشناسم که – نعوذبالله – اصلاً نماز نمیخوانند. شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانی میخواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم. اکنون شما به خواسته دوران جوانیام جامه عمل پوشانیدهاید، آفرین به همت شما.
در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کردهاید. اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تر است، بگوید بسم اللّه الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است.
یکی از ما به عادت دانشآموزان دستش را بالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمیآمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم اللّه را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست بسم اللّه چنین باشد.
در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد. اما «اللّه» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم(خاص)خدا است و اسم خاص را نمیتوان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن» باشد، نمیتوان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیبا است؛ امّا اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمیآید. کلمه اللّه اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق میکنند. نمیتوان« اللّه» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کردهاید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خدا است که شمول رحمت و بخشندگی او را میرساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدایی که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم میکند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار میدهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا میفرماید. در هر حال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» در حد کمال ترجمه نیست.
خوب، رحیم را چطور ترجمه کردهاید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت اللّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از رحیم من بودم – چون نام وی رحیم بود – بدم نمیآمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمهای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی میبرد؛ زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو میکند. پس آنچه در ترجمه بسم الله آوردهاید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم؛ امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلی پیچیدهتر میشود. امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش از نخواندن نماز به طور کلی بهتر است.
در اینجا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذرخواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربی، نمازهای گذشته را اعاده کنیم. ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هر طور دلتان میخواهد بخوانید. من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و از کار خود اظهار پشیمانی کردیم.
حضرت آیت اللّه ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه میکرد، خدا حافظی کردیم. بعد نمازها را اعاده کردیم و از کار جاهلانه خود دست برداشتیم. بنده از آن به بعد گاه به حضور آن جناب میرسیدم و از خرمن علم و فضیلت وی خوشهها بر میچیدم. وقتی در دوره دکترایزبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاه نامهها و پیغامهای استاد فقید مرحوم بدیع الزمان فروزانفر را برای وی میبردم و پاسخهای کتبی و شفاهی حضرت آیت اللّه را به آن استاد فقید میرساندم. و این افتخاری برای بنده بود. گاه ورقههای استفتایی که به محضر آن حضرت رسیده بود، روی هم انباشته میشد. آن جناب دستور میداد آنها را بخوانم و پاسخ را طبق نظر وی بنویسم. پس از خواندن پاسخ، اگر اشتباهی نداشت، آن را مهر میکرد. در این مرحله با بزرگواریهای بسیار آن حضرت رو به رو بودم که اکنون مجال بیان آنها نیست. خدایش بیامرزد و در دریای رحمت خویش غرقه سازد؛ «انّه کریمٌ رحیم»
ارباب معرفت، ص ۱۰۹٫۲
به نقل از استاد مرحوم دکتر محمد جواد شریعت
من شنیده ام زبان عربی زبان بین اللمللی زمان ظهور حضرت میشود چون وقت ظهورشان که به کعبه تکیه میدهند وانالمهدی میگویند همه ندا رامشنوند ومیفهمند(یعنی مردم عربی بلدند) تازه وقتی انسانها ازاین دنیا میروند بازبان عربی تلقین میشوند پس میشود گفت زبان عربی زبان بین المللی آخرت هم هست!
تو عربی یه چیزی وجود داره به نام اسم خاص که فقط خودش رو باید به کار برد و ترجمه اون معنای دقیقی از خودش رو نمیده مثل کلمه الله
پس نمیشه معنای جایگزینی تو فارسی برای اون پیدا کرد
و فکر کنم از لحاظ معنوی هم بهتره که به عربی خونده بشه
یا علی
در پاسخ به mohammad_43
آره این رو قبلا من هم خونده بودم
با تشکر
نماز ستون دين است
نماز والاتررین حالت ارامش انسان است
هر کی تونست معنی درست و قطعی کلمه های عربی را بگه نماز را فارسی بخونه؟!!!
در ضمن این را هم بگم که شاید یک کلمه چندین معنی دارد.به عنوان مثال در بسم الله الرحمن الرحیم معنی رحمن بخشنده خلاصه شده که اصلا قابل وصف نیست!!!
کاملترین دلیلش فکر میکنم این باشه که زبان عربی به گفته اهل فن یکی از کاملترین زبانهای دنیاست که فارسی اینقدر کامل نیست
ترجمه نماز به زبان فارسي ايراداتي داره كه نميشه نماز را به زبان فارسي خوند.
ما هنوز هم در اختراع واژه مشكل داريم.
هنوز خيلي از ما تو ترجمه بسم الله الرحمن الرحيم مونديم كه ترجمه لفظ به لفظش ميشه (به نام خداوند بخشنده مهربان ) يا ( به نام خداوند بخشاينده مهربان) كلمه ربي رو گاهي خداي من و گاهي پروردگار من و .... ترجمه مي كنيم.
ترجمه هاي مختلف از علما و دانشمندان ايران هم گوياي اختلاف نظر در ترجمه هاست.
گويشهاي ما هم با هم فرق داره. ساده ترين كلمه مثل كلمه آب رو تو گويشهاي مختلف فارسي متفاوت تلفظ مي كنيم.
حالا تصور كنيد با اين همه تنوع لهجه فارسي در كشور فكر نمي كنم بشه حتي يك نماز رو به جماعت خوند. حتي دو نفر رو نمي تونيم پيدا كنيم كه ترجمه شون از الفاظ نماز يكي باشه. وقتي تو ترجمه يك كلمه ساده اختلاف داريم ديگه فكر نمي كنم در ترجمه عبارات نماز نقطه مشتركي برامون بمونه.
همون بهتر حمد و سوره و بقيه نماز رو به همان زباني كه خداوند برامون فرستاده بخونيم.
شاید زبان عربی شامل برخی مفاهیم عمیقی است که نظیرش در فارسی نیست
هیچ زبانی مثل زبان عربی کامل نمیباشد وبعضی چیز ها را شاید بتوانیم بگوییم تعبدی میباشد
نماز را به هر زبانی بخوانیم می توان گفت چرا به هرزبان دیگر نباشد
خداوند زبان عربی را برما پسندیده است ومخلوق کارش باید اطاعت از خالق باشد .
به اندازه تمام لحظات زندگیمان:
ایاک نعبد وایاک نستعین