کتاب
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز و گرامی راسخونی.
---------------------------------------------------------
بهترین ها را برایتان خواهان و خواستارم.
عبدو(abdo_61)
|
کیمیای شخصیت
|
|
|
این کتاب مترصد بیان چرایی و چگونگی تغییر نیکو در تفکر، نگرش ، گفتار و عملکرد شماست. |
|
فهرست كتاب :
|
كتاب كوچك واستو
نويسنده: راكش چاولا
مترجم: هومن بابك
ناشر: ليوسا
زبان كتاب: فارسي
تعداد صفحه: 204
اندازه كتاب: جيبي - سال انتشار: 1390 - دوره چاپ: 1
کد کتاب: 82304
مروري بر كتاب
معماري هندي
واستو دانش كهن معماري هندي است كه در كتابهاي باستاني هند آموزش داده شده. بر اين اساس واستو شاسترا دانش ساختمان سازي و معماري است كه چگونگي شكل گيري كيهان را در قالب محيط فيزيكي تشريح ميكند .
بدين معني كه ساختمان را بر اساس پيوندها و اشكال كيهاني به شكلي طراحي ميكند كه بازتاب كوچكتر كيهان و جهان را در محيط زندگي به وجود آورند. واستو شاسترا با كمك گرفتن از جهت قرار گرفتن ساختمان، نسبت بين ساختمان و محيط، انرژيهاي ورودي و خروجي، شكل ساختمان، وضعيت زمين و بسياري از عوامل ديگر جهان را در اندازههاي كوچكتر دوباره در محيط زندگي ميآفريند و بدين شكل انرژي مثبت زيادي را در ساختمان متمركز خواهد كرد.
همچنين واستوشاسترا به تشريح عواملي در ساختمان مي پردازد كه باعث به وجود آمدن روابط اجتماعي بيشتر و افزايش دوستيها و نگرشهاي مثبت ميشود. واستو شاسترا به آشنايي ما با محيط فيزيكي و متا فيزيكي اطرافمان كمك شاياني ميكند.
واژهي واستو از ريشهي سانسكريت واس به معناي زيستن و اقامت كردن گرفته شده بنابر اين واستو چيزي بيش از معماري و ساختمان سازي است. واستو هنر زندگي بر اساس ديدگاهي برتر است كه پيوندي ژرف ما بين انسان و جهان و انرژي عناصر به وجود ميآورد
کتاب
- نویسنده هوشنگ یحیی آبادی
- ترجمه ----------------------------
- ناشر جهاد دانشگاهی اصفهان
اضافه کردن به سبد خرید
توضیحات تکمیلی برای: "درون من طلا است"
با خواندن کتاب درون من طلاست :
فن تحلیل مسائل زندگی را به خوبی پیدا می کنید و در هر موقعیتی می توانید روی پای خود بایستید .
کتاب درون من طلا است شما را از زندان ترس ، احساس گناه ، خشم ، بی تصمیمی ، احساس تنهایی و بی پناهی رها می کند و به یک آرامش بدون اضطراب می رساند .
این کتاب به پدران هشدار می دهد که کودکان معصوم خود را دوست بدارند و از تربیت عصبی زیر نقاب دلسوزی که آنها را روان زخمی می نماید جدا حذر کنید .
روابط انسانی بیمار گونه در خانه و اجتماع ، رقابتهای عصبی در محیط کار ، ناسازگاری های زناشویی ، بی وفایی ها ، خیانتها ، طلاقها و عشق های بدلی که در نتیجه احتیاجات عصبی در شخص ظاهر می شود همه از پیامدهای عصبیت هستند که در کتاب درون من طلا است پرده از راز آنها برداشته می شود .
روانشناسی زن و نقش این موجود با ارزش در موفقیت های مرد از بخش های جالب این کتاب است .
مطالب عرفانی این کتاب آب حکمت بر دل سوزان شما افشانده و شما را در زندگی امیدوار و زنده دل می کند .
نویسنده : هوشنگ یحیی آبادی
انتشارات : جهاد دانشگاهی اصفهان
اینكه چگونه زندگیتان را بسازید، بستگی به خودتان دارد
منبع : کتاب " ده قانون انسان بودن " نام نویسنده: دكتر شری كارتر اسكات-مترجم: زكیه موسوی رضوی-انتشارات: نسل نواندیش
هر شخصی واقعیت خود را میآفریند. رقم زدن زندگیتان یكی از مسلمترین حقوق شماست، با وجود این مردم اغلب این موضوع را كه قادرند زندگی مورد علاقه خود را رقم زنند انكار میكنند. آنان اغلب بهانه میآورند كه كمبود امكانات دارند. امكانات خارجیما نیست كه موفقیت یا شكست ما را تعیین میكند، بلكه اعتقاد ما نسبت به خودمان و خواست ما برای آفریدن یك زندگی مطابق والاترین آرزوهای ماست كه آن را تعیین مینماید. شما میتوانید با به كار بردن پی در پی عبارت "من نتوانستم چون..." در بازی مقصر دانستن درگیر شوید، یا میتوانید اداره امور زندگی خود را در دست داشته باشید و آن را بر وفق مراد خود شكل دهید. عبارت "آره، اما..." نتیجهای دربرندارد. این فقط تصور ناتوانیها را تقویت میكند. زمانی ژوزف كمبل گفت: "دنیا با شما جور است و شما با دنیا جور هستید." مقصودش این بود كه وقتی شما كاملا موانع، نعمات و حقیقت فردی را بشناسید و مسیری را كه نشان میدهد بپذیرید، دنیا هر آنچه را برای موفق شدن نیاز دارید مهیا میكند. شما نیز متقابلا كشف خواهید كرد كه چگونه به دنیا بزرگترین كمك را بكنید. روشن است كه مضمون قانون هشتم این است كه واقعیت خود را بیافرینید و مالك آن باشید. لحظهای كه بتوانید این كار را انجام دهید، لحظهای بیداری طبیعت شما و مرگ زندگی ناخودآگاهتان میباشد. وقتی زندگی را با این درك شروع میكنید كه شما هستید كه آن را می سازید، میتوانید آن را مطابق سلیقهها و خواستههای اصلی خود طراحی كنید.
حمایت استوار نگه داشتن از پایین است. وقتی شما با رضایت و خواست خود قدم به جلو میگذارید تا كسی را در طول مبارزه قوت و انرژی ببخشید و به او كمك كنید، او را حمایت كردهاید. ولی جالب این است كه وقتی شما دیگران را حمایت میكنید، در واقع خود را نیز حمایت كردهاید. هنگامیكه قادر نیستید دیگران را حمایت كنید باید به درون خود بنگرید، شاید چیزی در آن نهفته است كه مانع از حمایت شما میگردد.
روش تندخواني
روز به روز، بر حجم كتب چاپ شده و تعداد مجلات و مطبوعات، افزوده مي شود. براي «زيستن در زمان» و معاصر عصر خويش بودن، آگاهي از دنياي كتب و انتشارات، ضروري است، هر چند به صورت اجمالي و كلّي. از طرفي، فرصت ها محدود، اشتغالات فراوان و كتاب ها و مجلات بسيار است؛ به خصوص اگر انبوهي از تأليفات و آثار پيشينيان را در زمينه هاي مختلف بر آن بيفزاييم و ضرورت اطلاع از كتب متقدمان را از ياد نبريم. امروز، علاوه بر مطالعات علمي، آن چه به ضرورت كارهاي آموزشي و آزمون هاي مختلف و اطلاع يابي و اطلاع رساني بر عهده«انسان معاصر» نهاده شده، كار را دشوارتر كرده است. نتيجه آن كه بايد راهي يافت تا در«حداقل زمان» به مطالعه «حداكثر كتب» پرداخت و اين ضرورت، دانشي به نام«تندخواني» را پديد آورده است و مراكز و مؤسساتي به تعليم آن مي پردازند و شيوه هاي گوناگوني در آموزش«سريع خواني» وجود دارد و كتاب هايي نيز در اين زمينه نگاشته شده است.
ماهيت مطالعه
در مطالعه، دو كار اساسي انجام مي گيرد، كه در تندخواني نيز بايد اين دو كار سريع تر انجام شود تا مطالعه كننده به هدف نايل آيد:
1. برخورد چشم به نوشته و حركت از روي واژه ها و جملات.
2. انتقال مفهوم از لفظ به ذهن خواننده و دريافت معني از متن.
توضيح اين كه: هنگام مطالعه، كلمات(و حتي حروف يك كلمه) كه كنار هم قرار دارند، مورد ديد چشم قرار مي گيرند. ذهن ما از ديدن يك كلمه يا مرور بر يك جمله، به مفهومي كه در بطن آن واژه يا آن جمله نهفته است منتقل مي شود.
حال، هر چه چشم انسان، در«ديدن» سرعت داشته باشد و سريع تر بتواند از كلمات يك متن، تصوير گرفته و به ذهن بفرستد، و هر چه ذهن، سريع تر از آن عبارات، معني را دريابد و مفهوم نوشته را درك كند، اين مطالعه تندتر و سريع خواني عملي تر خواهد شد. ذهن را بايد عادت داد كه مفهوم كامل جمله را دريابد. نه معناي تك تك كلمه ها را. اين به همان«كلمه خواني» يا«جمله خواني» مربوط مي شود كه به آن اشاره خواهد شد. در همين جا بايد به نقش تمركز فكر در موفقيت تندخواني اشاره كرد. اگر نتوانيم انتقالات ذهني خود را كنترل و فكر خويش را روي كتاب مورد مطالعه متمركز كنيم، در تندخواني كمتر موفق مي شويم. از طرف ديگر، سريع خواني در تمركز فكر ما تأثير مي گذارد و مانع تشتّت حواس و پراكندگي ذهن مي شود. مي بينيم كه اين دو بر هم تأثير متقابل دارند و كند خواني، زمينه ساز پريشان شدن خاطر و فرار ذهن از محتواي نوشته است.
تمرين سرعت
با تمرين و ممارست، مي توان در اين مسأله به مهارت و سرعت دست يافت تا هم چشم، از روي كلمات، سريع تر عبور كند و هم درك مطالب با سرعت انجام گيرد. ممكن است اين كار براي افراد، در ابتدا مشكل باشد و به كندي پيش رود. ولي در ادامه، آسان و سريع خواهد شد. مهم، عادت دادنِ چشم و ذهن به اين تيز بيني و تيز فهمي است. مثلاً مي توان با دست گذاشتن روي يك كلمه يا جملهاي كه قبلاً نديدهايم، و در يك لحظه سريع، دست برداشتن و دوباره روي آن گذاشتن، ميزانِ سرعتِ ديد را در آن يك لحظه آزمود. اين تمرين را مي توان روي يك كلمه، عدد، شماره تلفن، تصوير، نام كتاب، نام شخص و ... انجام داد.
تمرين: كلمهاي را در يك صفحه يا تعبيري را در يك غزل مورد نظر قرار دهيم و خودمان يا ديگري را تمرين دهيم كه در چه مدت زماني آن كلمه را در يك صفحه پيدا مي كند؟ اين شيوه را مي توان براي يافتن آيهاي از يك سوره، جملهاي از يك خطبه يا دعا، شعري در يك ديوان، شمارهاي در دفترچه تلفن و ... هم انجام داد.
تمرين ديگر: تصحيح غلط هاي چاپي يك كتاب، كه معمولاً در غلطنامه، شماره صفحه و سطر معين شود، مي توان براي يافتن آن كلمه غلط، بدون شمردن سطرها، به كمك سرعتِ ديد عمل نمود.
گاهي در برنامه هاي تلويزيوني، مسابقهاي با اين صورت برگزار مي شود كه حروفِ يك كلمه، به سرعت نشان داده مي شود. يا تصويري ناقص، سريع از جلوي چشم به صورت مكرر رد مي شود. در همان لحظات، بيننده بايد انتقال ذهني يابد و كلمه يا تصوير را شناسايي كند. عمده، تكرار و تمرين و عادت دادن چشم به سرعت است. تصحيح كنندگان اوراق امتحاني، در برگه هاي اوليه بيشتر معطّل مي شوند تا اوراق بعدي؛ زيرا با توجه به تكرار تصحيح، در اوراق بعدي چشم مصحح خيلي سريع تر از كلمات عبور مي كند و خيلي تندتر مفهوم جملات را مي فهمد و زود تشخيص مي دهد كه جواب درست را نوشته است يا نه؟ نگاه يك افسر پليس به پلاك ماشين هاي متخلف و شناسايي سريع آن هم در اثر همين تمرين و تكرار پديد مي آيد. پيدا كردن يك كتاب از مخزن كتابخانه توسط كتاب دار هم كه به سرعت انجام مي شود، نتيجه همين ممارست است، و نيز در يافتن يك خبر، در انبوه خبرها و گزارش هاي يك صفحه شلوغ از يك روزنامه، يا پيدا كردن موردي خاص از صفحه آگهي ها و نيازمندي ها.
شيوه هاي عملي
در كارهاي پژوهشي و تتبعي، كاربرد مهارت«تندخواني» بيش از موارد ديگر است. آيا مي توان گفت كساني هم چون علامه اميني يا شيخ آقا بزرگ تهراني يا دهخدا، در نگارش كتاب هاي شگفتي هم چون«الغدير»، «الذّريعه» و«لغت نامه» از اين شيوه ها سود نبردهاند؟ نكته مهم در تندخواني، يافتن مطلب و مفهوم در يك متن و كتاب است و اين بالاتر از سرعت در يافتن و مرور واژه هاست. فرض كنيد دنبال يك مطلب در يك كتاب تاريخي هستيد. با نگاه سريع به صفحات و فصول آن، مي خواهيد آن را پيدا كنيد، يا در پي آنيد كه فلان مسأله در اين كتاب مطرح شده است يا نه؟ اين جا« سريع يابي» مطلب از عبارات كتاب مورد نظر است. در همين جا هم همان سرعت انتقال از عبارات به مفاهيم، كاربرد دارد. گاهي مي خواهيم مطلب خاصّي را در صفحهاي و كتابي پيدا كنيم. گاهي نيز در پي آنيم كه با سريع خواني، از مضمون يك مقاله يا گزارش يا كتاب، آگاه شويم. در كتاب هاي درسي و نوشته هاي علمي، استدلالي و تحقيقي كه نيازمند تأمل و هضم مطلب است، اين شيوه دشوارتر است.
آغاز تمرين از كتاب هاي داستاني و تاريخي يا روزنامه ها و مجلاّت بهتر است. ابتدا مي توان از كتاب هاي رمان و حكايات بلند جاذبه دار شروع كرد و اجمال قصّه را فهميد.
در متون ديگر، مي توان اين«آگاهي اجمالي» را از مطالعه سريع عمودي صفحه به دست آورد. يعني در چند نگاه از بالا به پايين صفحه، دريافت كه در اين صفحه چه مطالبي آمده است. گاهي از هر دو سه خط، يك خط وقتي مطالعه شود، در جريان قبل و بعد آن هم مي توان قرار گرفت. زيرا چشم انسان مي تواند اطراف نقطه مورد نگاه را هم از نظر بگذراند. هم چنان كه انسان بدون آن كه كسي را در سمت راست يا چپ خود ببيند، وجود او را مي فهمد و اين از شعاع ديد انسان سرچشمه مي گيرد؛ نه از خود نگاه. گاهي نگاه را در روي صفحه كتاب به صورتِ مارپيچ يا زيگزاگي مي توان گرداند[1] و گمشده را يافت. البته سريع خواندن با سرسري خواندن متفاوت است. و نيز«مختصرخواني» از«تندخواني» جداست. چنان نيست كه تندخوان ملازم در نيافتن كامل مطلب باشد. مي توان هم سريع خواند، هم صحيح و دقيق، محتوا را فهميد. در مختصر خواني، هدف آن است كه به مطالب مهم و عمده يك نوشته، مجله، روزنامه يا كتاب دست يافت، ولي در تندخواني، هدف آگاهي از مطالب همه كتاب است، ليكن در زماني كمتر و با سرعتي بيشتر شگفت نيست كه اگر بشنويم كسي يك كتاب صد صفحهاي را در پنج دقيقه با اين شيوه، مطالعه مي كند! لازم است انسان خود را به اين گونه مطالعه عادت دهد. در هر صورت، بايد به نحوي توازن مطلوب ميان حركت چشم روي عبارات كتاب و سرعت ادراك مطلب را ايجاد كرد. محاسبه زمان صرف شده براي مطالعه، ميزان موفقيت را نشان مي دهد.
شما در هر دقيقه چند كلمه مي خوانيد؟ 100 كلمه؟ 500 كلمه؟ 1000 كلمه؟ با محاسبه تعداد كلمه هاي يك سطر و سطرهاي يك صفحه حدوداً تعداد كلمه هاي آن صفحه بدست مي آيد و با ضرب تعداد صفحات خوانده شده در كلمه يك صفحه، مي توان ميزان كلمات خوانده شده در مثلاً يك يا پنج دقيقه را به دست آورد. كلمه شامل حتي«و»، «را»، «در» و«با» مي شود. اگر در هر دقيقه 1000 كلمه را بخوانيد، نسبتاً خوب است و با تمرين و ممارست مي توان به اين پايه رسيد. بعضي ها خيلي سريع تر از اين هم مي خوانند. اگر در شرايط عادي، مثلاً در ده دقيقه، ده صفحه مي خوانديد، پس از تمرين اگر توانسته باشيد ميزان صفحات مطالعه را در همين مدت زماني افزايش دهيد يا ميزان وقت مصروف را كم كنيد، به توفيق دست يافتهايد. البته ميزان علاقه انسان به موضوع و كتاب مورد مطالعه، بي تأثير نيست. كتاب محبوب را با اشتياق و انگيزه بيشتري مي توان خواند.
اين تمرين را مي توان به طور هم زمان براي چند نفر اجرا كرد. مثلاً مقاله يا داستاني را در اختيار دو نفر يا بيشتر گذاشت و ديد كدام يك زودتر آن را مي خواند و آماده است خلاصهاش را بگويد يا به سؤالاتي درباره آن پاسخ دهد. براي اين كه در خواندن، سطرها را گم نكنيم، مي توان از انگشت استفاده كنيم و همراه سرعت ديد، انگشت را هم از روي كلمات و جملات و پاراگراف ها عبور دهيم. مطالعه همراه با حركت دادن لب، كار خواندن را معطّل مي كند. بايد تنها از چشم كمك گرفت و مطالعه كرد.
روي واژه ها خيره شدن و كلمه به كلمه خواندن هم باعث كندي مطالعه است. بايد در اثر سرعت، نگاه از روي كلمه ها بلغزد و درنگ نكند و به عقب بر نگردد و جمله، دوباره خوانده نشود. در هر جمله و هر سطر برخي كلمات نقش اصلي را در ايفاي مقصود بر عهده دارند. برخي چندان سهيم نيستند. در تندخواني بايد نگاه را روي واژه هاي اصلي برد. مثلاً در جمله«يك كتاب بسيار مفيد»، آن چه مفهوم را مي رساند«كتاب مفيد» است. در تندخواني نيز مثل خلاصه نويسي بايد كلمات غيرعمده ما را در خواندن معطّل نكند و واژه هاي كليدي هر متن ما را به مجموعه پيام و محتواي نوشته رهنمون گردد. به جاي كلمه كلمه خواندن، بايد جمله جمله خواند، حتي برخي از كلمات را نديده حدس زد و رد شد. گسترش دادن به«شعاع ديد»، اين سرعت را فراهم مي آورد. در كلمه كلمه خواندن نگاه روي هر كلمه جداگانه متمركز مي شود؛ ولي اگر بتوان همراه يك كلمه، چند كلمه قبل و بعدش را هم در شعاع ديد هم قرار داد، تندخواني انجام مي گيرد. حتي در نگاه به افراد در يك جمع، يا نگاه به چيزي در اطرافمان هم مي توانيم با تمرينِ افزودن شعاع ديد، در يك نگاه، محدوده و نفرات بيشتري را از نظر بگذرانيم. فاصله كتاب از چشم اگر دورتر باشد، راحت تر مي توان شعاع ديد را گسترش داد؛ بي آن كه به چشم فشار وارد آيد. اين ها نيز در سايه ممارست زياد پديد مي آيد. هر چه كه هنگام مطالعه سبب مكث چشم بر روي كلمات شود، به تند خواني خلل وارد مي كند. البته در سريع خواني، هميشه يكي از آفات، «درك نكردن» مطلب است كه بايد مواظب بود سرعت مطالعه، سطح درك و فهم را پايين نياورد.
پي نوشت:
[1]. در زمينه اين گونه سريع خواني ها و تمرين هاي متعدد و متنوع در اين باره، به كتاب«روش هاي مطالعه» از: علي اكبر سيف مراجعه شود.
نويسنده: جواد محدثي
منبع: كتاب روشها، ص 47.
خلاصه 50 كتاب برتر در زمينه روانشناسي
تام باتلر بودن
صادق خسرونژاد - آزاده مبشر
راشين
فارسي
448
رقعی - 1389 - 1
73160