ت مثل تجربه
![]() عنوان تجربه: حوضچهي ماهیهای دیو وپری البته در این روش، تشویق و توبیخ گروهی بچهها حتماً باید متوجه صفات خوب و بد و یا ماهیهای شیطان و فرشته باشد نه اینکه خود افراد سرزنش یا تمجید شوند. |
شرح تجربه هر چند دیو و پری، دو موجود اساطیری هستند که تنها در افسانهها وجود دارند اما اگر شما بتوانید دیو را مظهر بدی و معادل شیطان جا بیاندازید و پری را به مثابه فرشته به بچهها معرّفی کنید میتوانید مثل آن مربّی پرورشی سبزواری، صفات خوب و بد را با ماژیک روی ماهیهای پلاستیکی که در دهانشان آهن ربا کارگذاشته شده بنویسید و از بچهها بخواهید از توی حوضچه ماهیهای دیو وپری برای خودشان ماهی صید کنند. آنوقت هر بچه ای که یک ماهی از ماهیهای فرشته گرفت، صفت خوب نوشتهشده روی آن را بلند میخواند و اعضای گروه او را تشویق میکنند؛ مثلاً میگویند:«بَه بَه بَه بَه ـ بَه، بَه بَه بَه بَه ـ بَه» و اگر کسی صفت بدی را صید کرد بچهها میخوانند:« وای وای وای وای ـ وای، وای وای وای وای ـ وای»
هدف از اجرای تجربه آشنایی با صفات و رفتار خوب و بد و تلاش برای ترغیب بچهها به خوبیها در قالب بازی و سرگرمی
نکته مرتبط تکمیلی البته در این روش، تشویق و توبیخ گروهی بچهها حتماً باید متوجه صفات خوب و بد و یا ماهیهای شیطان و فرشته باشد نه اینکه خود افراد سرزنش یا تمجید شوند. همچنین برای پربار شدن هر چه بیشتر این بازی، میتوان تعداد قلابها و ماهیها را زیاد کرد و بچهها را به صورت دو گروه جداگانه، در مسابقه صید ماهی شرکت داد. علاوه بر این در این تجربه میتوان برای افزایش جنبه آموزشی این بازی از بچههای گروهها خواست که صفات خوب و بدی را که صید میکنند برای همه معنا کنند. سایر نامهایی را که میتوان به چنین تجربه ای اطلاق کرد عبارتند از: "صید صفات خوب و بد"، "صید ماهی فرشتهها"، "فرشتهها کمک میخوان"، "مرداب چه جای بدیه"، " پات تو باتلاق گیر نکنه" و یا "راه بهشت از این وره" و ساير نامها و عناويني از این دست.
برگرفته از کتاب "ت مثل تجربه" نویسنده: محمد مهدی نجاتی |
![]() عنوان تجربه: پلاک دوازده هدف از این تجربه امام شناسی در قالبهاي متنوع فرهنگی، هنری، علمی، معرفتی و احساسی برای ردههاي سنی دبیرستان و بالاتر از آن است. |
باشد نوای روز وشب جمع عاشقان عجّل علی ظهورک یا صاحب الزّمان
میگفت: بچههای گروه ما، آنچنان که بایسته و شایسته است هنوز با امام زمانشان(عج) آشنا نیستند و میترسیدم که ما خداي ناكرده، مصداق آن روایتي شویم که میفرماید: «هرکسی بمیرد در حالی که امام زمانش را نشناخته است به مرگ جاهلیت مرده است» بر اين اساس، برآن شدیم تا در قالب ارایه یک بسته فرهنگی آموزشی، امام عصر(عج) رابه بچهها معرّفی کنیم. این مطلب را، یک مربّی دلسوز ولایتمدار مسجدی گفت و افزود: ابتدا در"پلاک دوازده" آشنایی با مهدویت، فرهنگ انتظارو ویژگیهای جامعه آخرالزّمانی در دستور کار ما قرار گرفت اما بعدها، در آستانه ولادت هر امام معصوم(ع)، یک بسته آموزشی و فرهنگی با عناوین پلاکهای یک تا دوازده طراحی و تدوین کردیم که در واقع، يكدوره امامشناسی برای بچههای گروه به شمار ميآمد. در این تجربه، میتوان پلاک مربوط به شناخت رسول گرامی اسلام(ص) را پلاک صد نامید، زهرایِ مرضیه را با عنوان" پلاک کوثر ولایت"، ابوالفضل العباس(ع) را به نام"پلاک ایثار" و زینب کبری را به عنوان" پلاک صبر و استقامت" به بچهها معرفی کرد.
هدف از اجرای تجربه امام شناسی در قالبهاي متنوع فرهنگی، هنری، علمی، معرفتی و احساسی برای ردههاي سنی دبیرستان و بالاتر از آن
نکته مرتبط تکمیلی در این روش میتوان، دوازده تیم را در هر سال برای تهیه و تدوین محتوای بستههای آموزشی دوازده پلاک تشکیل داد و از آنها خواست تا در قالبهای آموزشی، هنری، معرفتی و احساسی مطالبی را با هدف توزیع بین نمازگزاران و اهالی محل آماده کنند. مسابقه عکاسی و نقاشی، برگزاری شب شعر، تولید سی دی، دعوت از سخنرانان توانمند و فاضل و تهیه کلیپهای معنوی نیز در این زمینه، به اثرگذاری هر چه بیشتر این تجربه کمک خواهد کرد. همچنین در این روش حتماً لازم است به شبهات و سؤالات اعضای گروه در قالب جلسات پرسش و پاسخ، جواب داده شود و دو عنصر شور و شعور در کنار هم و به يك اندازه برای شناخت ائمه معصومین(ع)، به کار گرفته شود. بعنوان مثال، در پلاک سه میتوان ابتدا نیم ساعت، فلسفه قیام امام حسین (ع) را برای متربّیان بازگو کرد سپس به همان میزان مراسم سینه زنی و روضه خوانی سیدالشهدا(ع) ترتیب داد تا شور و احساس و ارادت درونی افراد با معرفت حسینی گره بخورد و بینش و بصیرت افراد در این باره افزایش یابد. علاوهبر اين در اجرای این تجربه میتوان مثلاً14 شماره پلاک را به چهارده معصوم علیه السلام اختصاص داد و شهدا و علماء را نیز با عنوان" پلاکهای بی شماره" و یا "پلاک بیست" و امثال آن به متربيان معرفّی کرد.
برگرفته از کتاب "ت مثل تجربه" نویسنده: محمد مهدی نجاتی |
عنوان تجربه: هزار ماهی قرمز البته، در اجرای چنین برنامههایی باید حتماً یادمان باشد که هدف از جذب بچهها به مسجد، قرار گرفتن آنها در برنامههای تربیتی است پس اگر جذب بی هدف و بی برنامه باشد و مربّیان گروه نتوانند بچههای جذب شده را تا سنین راهنمایی و دبیرستان در مسجد نگه دارند در واقع فعالیتی ابتر و نیمه کاره صورت گرفته است. |
شرح تجربه یکی از مربّیان خلاق مساجد شهر اصفهان میگفت: ما برای جذب بچهها به مسجد؛ یکبار هزار تا ماهی قرمز كوچولوخریدیم و ریختیم توی حوض حیاط مسجدمحل؛ بعد توی محله اعلامیه زدیم که بچههای زیر 12 سال اگر در نماز جماعت مسجد شرکت کنند میتوانند برای خودشان یک ماهی قرمز کوچولو با تور صید کنند. با این روش، سیصد نفر در نماز جماعت شرکت کردند و دویست و پنجاه نفرشان مسجدی شدند که در بسیاری از اوقات برای اینهمه بچه در حیاط مسجد یک نماز جماعت جداگانه برگزار میکنیم.
هدف از اجرای تجربه جذب به مسجد از طریق روشهای جذاب و دوست داشتنی برای کودکان
نکته مرتبط تکمیلی البته، در اجرای چنین برنامههایی باید حتماً یادمان باشد که هدف از جذب بچهها به مسجد، قرار گرفتن آنها در برنامههای تربیتی است پس اگر جذب بی هدف و بی برنامه باشد و مربّیان گروه نتوانند بچههای جذب شده را تا سنین راهنمایی و دبیرستان در مسجد نگه دارند در واقع فعالیتی ابتر و نیمه کاره صورت گرفته است. بر این اساس، وقتی یک گروه تربیتی مسجدی، با کلّی برنامه ریزی و تلاش، 250 کودک خردسال را به مسجد جذب میکنند باید بتوانند حداقل صد نفر از آنها را در درازمدّت در مسجد نگه دارند تا در سنین بالاتر از بین آنها کادر سازی مناسب صورت پذیرد. همچنین برای جذب بچهها به مسجد باید حتماً در دراز مدّت روشها و شیوههای متعدد و متنوعی بکار گرفته شود و سعی کنیم همواره جذابیّت حضور در مسجد و برنامههای آن، برای بچهها محفوظ بماند. به عنوان مثال میتوان بچههای شرکت کننده در نماز جماعت را به اردو، استخر، کوهنوردی، مسابقات ورزشی، جُنگهای شادی، مسابقه محله و امثال آن دعوت کرد و یا به نفرات برتر جوایز نفیسی مثل دوچرخه، میز و صندلی تحریر و از این قبیل داد. |
عنوان تجربه: بفرمایید تو، دم در بده ! با این روش میتوان طریقه وضو گرفتن، بجاآوردن نماز کامل، احترام به والدین، آداب معاشرت و بسیاری از رفتارهای فردی و اجتماعی دیگر را به متربّیان آموزش داد. |
یک مربّی خلاق و دلسوز تربیتی میگفت: ما برای رفتارسازی و تغییر رفتار مخاطبان، گاهی از طریق رفتار نمایشی توسط اعضای گروه وارد ميشویم. بعنوان مثال، وقتی یکی از بچهها سلام نمی کند و یا بدون در زدن وارد اتاق میشود، موضوع جلسه آن روز را، نمایش ورود به اتاق قرار میدهیم و از بچهها میخواهیم یکی یکی و با رعایت همه آداب لازم وارد جمع شوند و دیگران هم نکات مثبت و منفی عملکرد دوستشان را بازگو نمایند. در اينباره، یکی دیگر از مربّیان تربیتی مساجد کشور میگفت: در یک اردوی تفریحی یک روزه خارج از شهر و در منطقه کوهستانی از یکی از بچههای گروه خواستیم نقش یک مصدوم را بازی کند، البته به صورت طبیعی و به شکلی که هیچ کس نفهمد این کار نمایشی است، پس آز آن رفتار تک تک اعضای گروه را در ارتباط با کمک به دوست مصدومشان مورد ارزیابی قرار دادیم تا ویژگیهای اخلاقی آنها را بهتر بشناسیم و با زوایای پنهان شخصیتی آنان آشنا شویم. دراین روش، همچنین میتوان چنین وانمود کرد که برخی امکانات اردو مثل پتو، زیرانداز، بشقاب، قاشق و امثال آن، به تعداد کافی موجود نیست تا به این از طریق میزان ایثار و خودگذشتگی اعضاي گروه مشخص شود. هدف از اجرای تجربه رفتارسازی از طریق اجرای نمایشی برخی از امور و نیز شناخت ویژگیهای اخلاقی متربّیان به روش غیرمستقیم نکته مرتبط تکمیلی با این روش میتوان طریقه وضو گرفتن، بجاآوردن نماز کامل، احترام به والدین، آداب معاشرت و بسیاری از رفتارهای فردی و اجتماعی دیگر را به متربّیان آموزش داد. همچنین در انجام این تجربه، مربّی باید حتماً در پایان، شکل صحیح انجام کار و یا شیوه درست رفتاری را به اعضای گروه یادآور شود و بهترینها را مورد تشویق و تأیید قرار دهد. سایر عناوینی که در ردة سنی دبستان به چنين تجربهاي میتوان اطلاق کرد عبارتند از: "نمایشنامه زندگی"، "اینگونه باشیم"، "بچه خوب اینجوریه"، "اتل متل کار درست، شیوه رفتار درست" و نیز برای سنین بالاتر این روش را میتوان در"کمین پلیس نفس"، "دوربین مخفی اعمال و رفتار ما"، در گردنه مرصاد" و یا " اَلَم يَعلم بانَّ اللهِ يَری" و سایر عناوینی از این قبیل نامید. |
عنوان تجربه: هجرت به مسجد محله بهتر است در انجام چنین تجربیاتی، حتماً برای هر"دید" یک"بازدید" در نظر گرفته شود و حضور گروههای مهاجر در حلقههای انصار نیز در مناسبتهای خاص باشد تا مراسم ویژه ای اجرا شود. |
شرح تجربه برای اجرای این تجربه، با هماهنگی مربیان مساجد محل، بعضی از گروههای تربیتی در قالب "طرح هجرت حلقهها" به سایر مساجد محل میروند واز سایر حلقهها بازدید میکنند. در این روش گروه میهمان را میتوان گروه"مهاجران" و گروه میزبان را "انصار" نامید و از تاریخ مهاجران و انصار و داستانهای صدر اسلام برای آنها سخن گفت. برای افزایش بار تربیتی انجام طرح"هجرت به مسجد محله" میتوان برنامههای خاصی را برای هر گروه درنظر گرفت. مثلاً گروه مهاجران، در سلام به ميزبان از گروه انصار پیشی بگیرند، برای آنها هدیه ببرند و دوستانه و صمیمی در جمع اعضای حلقه آنان بنشینند و به حرفهای مربّی آنها گوش دهند. گروه انصار هم میتوانند در مقابل با همخوانی یک سرود، شعر يا دكلمه، به تازه واردان خیر مقدم بگویند، به استقبالشان بروند، شاخه گل به آنها تقدیم کنند و برای سلامتی اعضای حلقه و مربیشان صلوات بفرستند.
هدف از اجرای تجربه ترویج روحیه دوستی، اخوت و برادری بین بچههای مساجد محل
نکته مرتبط تکمیلی بهتر است در انجام چنین تجربیاتی، حتماً برای هر"دید" یک"بازدید" در نظر گرفته شود و حضور گروههای مهاجر در حلقههای انصار نیز در مناسبتهای خاص باشد تا مراسم ویژه ای اجرا شود، مثلاً در اعیاد و ولادتها و یا مراسم اهدای جوایز پايان دورهها ویا افتتاحیه و اختتامیه کلاسهای اوقات فراغت و امثال آن. يادمان باشد كه در انجام این قبيل تجربيات حتماً بايد مربيان گروهها برخوردی بسیار محترمانه، صمیمی و برادرانه با يكديگر داشته باشند، اعضای گروه مقابل را تکریم نمایند و مانع رقابتی شدن برنامه حلقهها و گروهها شوند. این تجربه را همچنین میتوان :"میهمان حبیب خداست"، "پسرخالههای مسجدی"، انما المؤمنون اخوة"، "متحد جانهای شیرین خداست"، "پیمان برادری"، کاروان دوستی"، "مهاجرین و انصار" و یا "سنگر به سنگر با رفیقان خدایی" و از این قبیل نامید. |
عنوان تجربه: منم بچه مسلمان در این روش میتوان به بچهها کمک کرد تا شعرشان را کامل کنند و یا برای کسانی که تلاش کردهاند ولی نتوانستهاند مطالبشان را به صورت شعر یا دکلمه درآورند، اشعار آمادهای را متناسب با مضامین پیشنهادی و دلخواه متربیان در نظر گرفت تا در گروه اجرا نمايند. |
شرح تجربه در این تجربه، مربّی دوره ی دبستان، از بچهها میخواهد که با مصرع "منم بچه مسلمان" یک شعر حداقل دوبیتی کودکانه بسرایند و در مراسمی شبیه به شب شعر، در حضور والدین و بزرگترهای مسجد شعر خود را دکلمه کنند. در این روش، اشعار بچههای گروه، در قالب یک نشریه یا کتابچه و یا نمایشگاه دیواری در معرض دید نمازگزاران مسجد قرار میگیرد. برای انجام تجربههایی از این قبیل در جلسات مختلف میتوان مصرع اول اشعار را عوض کرد و یا از بچهها خواست "نامه ای به خدا"، "نامهای به امام زمان(عج)"، "نامهای به رهبر انقلاب" و امثال آن بنویسند و در گروه مطرح کنند. بعنوان مثال مصرع اول شعر پیشنهادی در جلسات میتواند :"من بچه شیعه هستم"، "ذکر لبم ولایته"، "من قرآن را دوست دارم"، "ما بچه نمازیم" و یا "من بنده خدایم" و از این قبیل باشد.
هدف از اجرای تجربه آشنایی با وظایف و ویژگیهای یک بچه مسلمان به زبان شعر کودکانه
نکته مرتبط تکمیلی در این روش میتوان به بچهها کمک کرد تا شعرشان را کامل کنند و یا برای کسانی که تلاش کردهاند ولی نتوانستهاند مطالبشان را به صورت شعر یا دکلمه درآورند، اشعار آمادهای را متناسب با مضامین پیشنهادی و دلخواه متربیان در نظر گرفت تا در گروه اجرا نمايند. اشعاری مثل این شعر که میگوید:
«منم بچه مسلمان، منم پیرو قرآن به یاری خداوند، میرم به جنگ شیطان»
ویا شعر "بچه شیعه" که میگوید: «من بچه شیعه هستم خدارو میپرستم قرآن کتاب منه علی امام منه»
البته، برای انجام تجربه "منم بچه مسلمان" بهتر است از قبل، الگوهای محتوایی اشعار مذهبی و تربیتی و نامه به خدا و امثال آن را، به اعضای گروه آموزش داد تا در مضامین به مقدسات بیاحترامی نشود. در اين روش، علاوه بر این برگزاری جشنوارههاي ادبی با موضوع نامههای کودکانه، مسابقات انشاء، دلنوشته، داستان کوتاه و امثال آن، از دیگر اشکال آشنایی با مضامین اخلاقی و مفاهیم معنوی براي كودكان است. |
عنوان تجربه: من میتوانم. . . . اگر برای اثرگذاری هر چه بیشتر این تجربه، بهتر است از قبل تأثیر تفکرات مثبت در زندگی را به متربّیان آموزش داده و سرگذشت انسانهای برجسته و رمز پیروزی مردان بزرگ را برایآنان بازگو نماییم. |
شرح تجربه یکی از مربیان مساجد موفق کشور، تصمیم گرفته بود برای تقویت اعتماد به نفس و نیز پرورش روحیه خودباوری اعضای گروه، نشستهای حلقه تربیتی خود را با بیان یک جمله، توسط هر متربّی شروع کند که با ترکیب "من میتوانم. . . . اگر" کار شده باشد. در این روش، متربّیان اراده خود را برای انجام امور مادّی و معنوی، در قالب یک جمله معنادار بیان میکنند و مربی میتواند به طور غیرمستقیم روحیات افراد را بشناسد و متناسب با آن برنامه ریزی کند. بعنوان مثال، یکی میگوید: «من میتوانم رییس جمهور آینده این مملکت شوم اگر برای مردم و اسلام عزیز دل بسوزانم». دیگری میگوید:« من میتوانم نفر اول کنکور شوم اگر تلاش کنم و نظم داشته باشم». و سومی میگوید: «من میتوانم سرباز امام زمان(عج) شوم اگر بتوانم دل آن حضرت را شاد نگه دارم».
هدف از اجرای تجربه تقویت روحیه خودباوری و اعتماد به نفس در افراد و نیز آشنایی با شرایط رسیدن به اهداف متعالی در زندگی
نکته مرتبط تکمیلی برای اثرگذاری هر چه بیشتر این تجربه، بهتر است از قبل تأثیر تفکرات مثبت در زندگی را به متربّیان آموزش داده و سرگذشت انسانهای برجسته و رمز پیروزی مردان بزرگ را برایآنان بازگو نماییم. در این روش همچنين میتوان از ضربالمثلها، اشعار و حکایتهای آموزنده و عبرت آموزو امثال آن استفاده کرد و از متربّیان خواست جملاتی را در این باره در گروه مطرح کنند که کلیشه ای و تکراری نیست و معنا و مفهوم عمیقی دارد. بعنوان مثال در این تجربه میتوان به بچهها گفت: خواستن توانستن است"، و یا "توانا بود هر که دانا بود" و یا اینکه مربی پس ازتبيين جايگاه و مقام معنوی انسان، به اعضای گروه یادآور شود که: رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مقام آدمیّت |
عنوان تجربه: توپ شیطان در اجرای این بازی بهتر است" توپهای شیطان و فرشته" تنها با صفات خوب و بد مشخص شده باشند تا هر فرد مورد اصابت یک توپ قرار گرفت و یا یک توپ را برای دریافت فرجه به عنوان پاس دریافت کرد، یک صفت از آن را بخواند |
شرح تجربه یک مربّی دوران دبستان میگفت: برای بازی بچهها در گروه، یک بسته توپ پلاستیکی کوچک تهیه کردیم و روی هر کدام با ماژیک نوشتیم: "توپ فرشته" یا"توپ شیطان". در اطراف توپهای شیطان هم چندین صفت رذیله و ناپسند نوشتیم تا بچهها با بدیها آشنا شوند و در اطراف توپهای فرشته هم چند صفت خوب و فضیلت اخلاقی را یادداشت کردیم که خوبیها را به بچهها بشناسانیم. بعد شروع میکردیم به انجام بازی شاد و مفرّح"وسطی" یا به تعبیر برخی شهرستانهای کشور"وسطنا"، قاعده بازی هم این بود که وقتی توپ شیطان به کسی میخورد دو دقیقه از زمین خارج میشد و اگر "توپ شیطان" را به جای "توپ فرشته" بعنوان "پاس"می گرفت از دور مسابقه حذف میشد. در نقطه مقابل هر بار اصابت توپ فرشته به بچهها 2 امتیاز داشت و فرد با گرفتن هر"توپ فرشته" یکبار در مقابل گرفتن" توپ شیطان" به بازی ادامه میداد و از دور مسابقه حذف نمي شد (به اصطلاح يك پاس ذخيره داشت). در این بازی همچنین هرکس امتیازش به 100 رسید برنده خواهد شد البته میتوان در این روش براي برنده شدن، امتیاز هر بار گرفتن "توپ فرشته" را ده قرارداد و در جمع بندی نهايي هم گرفتن یا اصابت "توپ شیطان" را براي افراد بعنوان "نمره منفی" در نظر گرفت.
هدف از اجرای تجربه آشنایی با خوبيها و بدیها در قالب بازی و به شکل غیر مستقیم و جذاب
نکته مرتبط تکمیلی در اجرای این بازی بهتر است" توپهای شیطان و فرشته" تنها با صفات خوب و بد مشخص شده باشند تا هر فرد مورد اصابت یک توپ قرار گرفت و یا یک توپ را برای دریافت فرجه به عنوان پاس دریافت کرد، یک صفت از آن را بخواند و اعضای گروه، سرگروهها و یا داوران اعلام کنند که این توپ، توپ شیطان است یا فرشته. البته این سؤال را میتوان از همان فرد هم پرسید تا متربّیان با صفات خوب و بد آشنایی پیدا کنند. دراین روش همچنین میتوان یک گروه را تماشاچی قرارداد که جایگزین افراد حذف شده از دور مسابقه شوند و يا وقتی کسی توپ فرشته را گرفت او را تشویق کنند و مثلاً بگویند:
این توپ، توپ فرشته است رمز ورود به بهشت است
و یا بگویند: این توپ، توپ شیطونه بپا تو دستت نمونه سایر عناوینی که به چنین تجربه ای میتوان اطلاق کرد عبارتند از:"راه بهشت وجهنم"، " بگید اعوذ بالله"، " لعنت به شیطان رجیم"، "از جهنم تا بهشت"، " بپا شیطون گولت نزنه"، "شیطون چه دوست بدیه"و یا "فرشتهها بهشتین" و امثال آن. |
عنوان تجربه: پیمان شجره در این تجربه همچنین میتوان سایر موضوعات اخلاقی، تربیتی، برنامههای خیریه و عام المنفعه و طرحهای اجتماعی، فرهنگی و امثال آن را جزء، بندهای "پیمان شجره" قرار داد و از اعضاء خواست تا به آن پایبند باشند. |
شرح تجربه در این تجربه، یک گروه از مربیان مساجد محله با یکدیگر پیمانی را در ده بند امضاء کردند که بعدها آن را" پیمان شجره" و یا "پیمان شجره طیبه" نامیدند. مفاد این پیمان نامه یا میثاق ارزشی عبارت بود از: 1- دیدار دسته جمعی و مصافحه و معانقه اعضای گروههای مختلف مسجدی هر هفته بعد از اتمام نماز جمعه در مصلای نماز جمعه 2- حضور دسته جمعی اعضای حلقههای مساجد در راهپیمایی روز قدس و 22 بهمن در قالب یک گروه و جمعیّت واحد 3- شرکت اعضای گروههای سایر مساجد هر سال یک نوبت در مراسم و برنامههای ویژه مساجد همسایه وهم پیمان در "میثاق شجره" 4- حضور در مراسم ختم و تعزیه بستگان درجه اول بچههای مساجد محل و چاپ اطلاعیه تسلیت و ابراز همدردی با آنان 5- حضور منظم مربیان گروهها در جلسات ماهیانه اتاق فکر یا شورای سیاستگذاری تشکلهای مسجدی محله 6- شرکت در مسابقات ورزشی، فرهنگی، هنری و علمی بچههای مساجد محله 7- برگزاری دورههای آموزشی مربّیگری تربیتی و مدیریت فرهنگی ویژه فعالان فرهنگی مساجد محله به صورت دوره ای و يا فصلی 8- بازدید و سرکشی از سایر حلقههاي مساجد محله 9- برگزاری اردوهای جهادی و سازندگی در دو سطح محله ای و منطقه ای 10-اعزام کاروانهای راهیان نور، همزمان و بصورت دسته جمعی به جنوب و غرب
هدف از اجرای تجربه شبکهسازی فعالان فرهنگی مساجد و انسجام و اتحاد گروههای همسو و حزب اللهی
نکته مرتبط تکمیلی در این تجربه همچنین میتوان سایر موضوعات اخلاقی، تربیتی، برنامههای خیریه و عام المنفعه و طرحهای اجتماعی، فرهنگی و امثال آن را جزء، بندهای "پیمان شجره" قرار داد و از اعضاء خواست تا به آن پایبند باشند. این میثاق ارزشمند را همچنین میتوان "حلف الفضول حلقههای مسجدی"، "آیین برادری و اخوت"، "میثاق نام آوران"، "شبکه صالحین"، "هرمسجد، یک سنگر"، "با هم پشت یک خاکریز"، "بچههای گردان کمیل"، "سپاه محمّد(ص)"، "لشکر صاحب الزمان(عج)" و یا "يدالله مع الجماعة" و امثال آن نامید. |
عنوان تجربه: توپ شیطان در اجرای این بازی بهتر است" توپهای شیطان و فرشته" تنها با صفات خوب و بد مشخص شده باشند تا هر فرد مورد اصابت یک توپ قرار گرفت و یا یک توپ را برای دریافت فرجه به عنوان پاس دریافت کرد، یک صفت از آن را بخواند |
شرح تجربه یک مربّی دوران دبستان میگفت: برای بازی بچهها در گروه، یک بسته توپ پلاستیکی کوچک تهیه کردیم و روی هر کدام با ماژیک نوشتیم: "توپ فرشته" یا"توپ شیطان". در اطراف توپهای شیطان هم چندین صفت رذیله و ناپسند نوشتیم تا بچهها با بدیها آشنا شوند و در اطراف توپهای فرشته هم چند صفت خوب و فضیلت اخلاقی را یادداشت کردیم که خوبیها را به بچهها بشناسانیم. بعد شروع میکردیم به انجام بازی شاد و مفرّح"وسطی" یا به تعبیر برخی شهرستانهای کشور"وسطنا"، قاعده بازی هم این بود که وقتی توپ شیطان به کسی میخورد دو دقیقه از زمین خارج میشد و اگر "توپ شیطان" را به جای "توپ فرشته" بعنوان "پاس"می گرفت از دور مسابقه حذف میشد. در نقطه مقابل هر بار اصابت توپ فرشته به بچهها 2 امتیاز داشت و فرد با گرفتن هر"توپ فرشته" یکبار در مقابل گرفتن" توپ شیطان" به بازی ادامه میداد و از دور مسابقه حذف نمي شد (به اصطلاح يك پاس ذخيره داشت). در این بازی همچنین هرکس امتیازش به 100 رسید برنده خواهد شد البته میتوان در این روش براي برنده شدن، امتیاز هر بار گرفتن "توپ فرشته" را ده قرارداد و در جمع بندی نهايي هم گرفتن یا اصابت "توپ شیطان" را براي افراد بعنوان "نمره منفی" در نظر گرفت.
هدف از اجرای تجربه آشنایی با خوبيها و بدیها در قالب بازی و به شکل غیر مستقیم و جذاب
نکته مرتبط تکمیلی در اجرای این بازی بهتر است" توپهای شیطان و فرشته" تنها با صفات خوب و بد مشخص شده باشند تا هر فرد مورد اصابت یک توپ قرار گرفت و یا یک توپ را برای دریافت فرجه به عنوان پاس دریافت کرد، یک صفت از آن را بخواند و اعضای گروه، سرگروهها و یا داوران اعلام کنند که این توپ، توپ شیطان است یا فرشته. البته این سؤال را میتوان از همان فرد هم پرسید تا متربّیان با صفات خوب و بد آشنایی پیدا کنند. دراین روش همچنین میتوان یک گروه را تماشاچی قرارداد که جایگزین افراد حذف شده از دور مسابقه شوند و يا وقتی کسی توپ فرشته را گرفت او را تشویق کنند و مثلاً بگویند:
این توپ، توپ فرشته است رمز ورود به بهشت است
و یا بگویند: این توپ، توپ شیطونه بپا تو دستت نمونه سایر عناوینی که به چنین تجربه ای میتوان اطلاق کرد عبارتند از:"راه بهشت وجهنم"، " بگید اعوذ بالله"، " لعنت به شیطان رجیم"، "از جهنم تا بهشت"، " بپا شیطون گولت نزنه"، "شیطون چه دوست بدیه"و یا "فرشتهها بهشتین" و امثال آن. |
عنوان تجربه: بزرگ شدی، چه کاره میشی؟ در این روش، حتماً بايد به اعضاي گروه آثار و فوايد کار و تلاش و استقامت را از قبل آموزش داد، تمامی حرفهها و مشاغل مفید را محترم شمرد و بر ضرورت استعدادیابی در زندگي قبل از انتخاب شغل آینده، بسیار تأکید كرد. |
شرح تجربه "بچهها فکر میکنید وقتی بزرگ شدید، چه کاره خواهید شد و چه شغلی انتخاب خواهید کرد؟" این سؤال را مربّی گروه، ابتدای جلسه از متربّیان میپرسد و سعی میکند ضمن معرفی حرفهها و مشاغل مختلف، راههای دستیابی به این مشاغل را به بچهها آموزش دهد. در این روش، همچنین میتوان از بچهها خواست اطّلاعاتی اجمالی از شغلی که دوست دارند در آینده داشته باشند و یا حرفه پدران یا بستگانشان را به گروه ارائه دهند و شرایط رسیدن به این هدف را در گروه بازگو نمايند. یک مربّی باانگیزه مسجدی، در انجام این تجربه از بچهها میخواست تا مشاغل مختلف را در قالب نمایشنامه یا پانتومیم برای گروه بازي کنند و از آنها بخواهند تا شغل مورد نظررا تشخیص دهند. معرفی مشاغل در قالب کارت بازی، بازی با کلمات و امثال آن نیز از دیگر روشهای اجرای این قبیل تجربیات و شیوههای کاربردی میباشد.
هدف از اجرای تجربه آشنایی با مشاغل و حرفههای گوناگون و ترغیب متربّیان به تلاش برای رسیدن به اهداف کاری در آینده
نکته مرتبط تکمیلی در این روش، حتماً بايد به اعضاي گروه آثار و فوايد کار و تلاش و استقامت را از قبل آموزش داد، تمامی حرفهها و مشاغل مفید را محترم شمرد و بر ضرورت استعدادیابی در زندگي قبل از انتخاب شغل آینده، بسیار تأکید كرد. همچنين استفاده از تمثیلات مناسب، حکایتهای آموزنده و اشعار حاوی نکات تربیتی و اخلاقي در اجرای این تجربه، بسیار مفید فایده و اثرگذار خواهد بود، بعنوان مثال، میتوان به متربیان این بیت شعر را آموزش داد که:
برو کار میکن مگو چیست کار که سرمایه جاودانی است کار
و یا برای گروه سنی دبستان، اشعاری بچگانه در نظر گرفت تا با هم همخواني كنند مثل شعر معروف به "کار و اندیشه":
ما کار و اندیشه، باهم هستیم همیشه می دونیم تنهایی، هیچی درست نمی شه من کارم، من کارم نیرو و بازو دارم از تنبلی بیزارم از تنبلی بیزارم من هستم اندیشه به کار میگم همیشه بی کار و بی اندیشه چیزی درست نمی شه چیزی درست نمی شه ما کار و اندیشه با هم هستیم همیشه می دونیم تنهایی چیزی درست نمی شه این تجربه را علاوه براین میتوان:" مش رمضون چه کارهای؟"، "بقالی یا چغالی"، "اول بگو چه کارهای؟"، "تو دنیای بزرگترا"، "ایستگاه انتخاب شغل"، "حلقه استخدام فردا"، "فيشهای كارگزيني"، "فکر میکنی کارم چیه؟" و یا "الو الو من دکترم یا پلیسم یا نجّارم. . . ؟" وامثال آن نامید. |