نجوم و اختر شناسی
|
هنر عكاسي فرازميني |
|
هنگامي كه شما به تصاوير حيرت انگيز هابل و يا مريخ نوردها نگاه مي كنيد، همواره در شگفت خواهيد ماند كه : ايا انچه با چشمانتان مي بينيد واقعا وجود دارند؟ متاسفانه جواب شما احتمالا منفي است. در برخي از حالات، مانند مريخ نورد ها، دانشمندان تلاش مي كنند انها را در "رنگهاي واقعي" تنظيم مي كنند، اما اكثرا، رنگها طوري انتخاب مي شوند كه گويايي علمي زيادي داشته باشند. اينجا خواهيم گفت كه چگونه دانشمندان ابزار الات شگفت انگيز خود را تنظيم مي كنند و بين رنگها واقعي و كاذب تفاوت قايل مي شوند. |
|
جواب: براي تلسكوپ هابل، اكثر رنگها مجازي و در مورد مريخ نوردها اكثرا واقعي هستند. به نحوي كه مريخ نوردها تركيبي را به شكل تصاوير رنگي "حقيقي" و "مجازي" فراهم مي كنند. اما به اين شكل اصطلاح "رنگ حقيقي" تاحدودي مجادله اميز خواهد شد و در بسياري از حوضه هاي مورد بحث تصاوير ماوراء زميني چندان دلپذير نخواهند بود. جيم بل دانشمند ارشد سيستم تصاوير رنگي Pancam در پروژه اكتشافي مريخ نورد ها (MER) مي گويد:" ما واقعا سعي مي كنيم از اصطلاح "رنگهاي واقعي" اجتناب كنيم چرا كه هيچ كس واقعا نمي داند كه "حقيقت" سطح مريخ چيست. در حقيقت بل خاطر نشان مي سازد كه، مريخ هم به خوبي زمين با توجه به اينكه: هوا صاف و يا ابري است، ارتفاع خورشيد كم و زياد مي شود و يا چگونگي ميزان تغييرات غبار در جو، مدام تغيير رنگ مي دهد." رنگها هر لحظه تغيير مي كنند. اين يك فاكتور پويا (ديناميك) است. تلاش ما اين نيست كه يك مرز سختي را به عنوان "حقيقت اين است!" بوجود اوريم." بل دوست دارد كه از اصطلاح "رنگهاي تقريبا واقعي" استفاده كند چون تصاوير دوربين پانوراماي MER براوردي از انچه انسان اگر در مريخ بود مي توانست ببيند است. همكار ديگر بل مي گويد از "رنگ طبيعي" استفاده كنيد. Zolt Levay از موسسه علمي تلسكوپ فضايي، تصاوير تلسكوپ هابل را اماده مي كند. براي تصاوير ارايه شده هابل، Levay اصطلاح " رنگ معرف" را پيشنهاد مي كند. او مي گويد: " رنگها در تصاوير هابل نه "واقعي " و نه " كاذب " هستند، اما معمولا گوياي فعل و انفعالات فيزيكي مرتبط با موضوع تصويرند. اين روشي براي نشان دادن مقدار زيادي از اطلاعات بدست امده در يك تصوير است." رنگهاي واقعي تلاشي براي بازسازي دقيق رنگهاي بصري هستند. از طرف ديگر، رنگهاي كاذب يك انتخاب اختياري براي بيان برخي مشخصه ها از قبيل تركيبات شيميايي، سرعت يا فاصله است. به علاوه، با توجه به تعريف، هر تصوير مادون قرمز يا ماورا بنفش، چون اين طول موجها براي انسان نامرئي هستند، بايد با "رنگها كاذب" نشان داده شوند. دوربينهاي هابل و MER تصاوير رنگي نمي گيرند. تصاوير رنگي هر دو فضا پيما با سوار كردن تصاوير سياه و سفيد گرفته شده در فيلترهاي رنگي مختلف توليد مي شوند. براي يك تصوير، فضا پيما معمولا سه عكس با فيلترهاي قرمز، سبز و ابي مي گيرد و هر كدام از تصاوير را به زمين ارسال مي كند. سپس انها بوسيله نرم افزار به صورت يك عكس رنگي تركيب مي شوند. اين عمل به صورت خودكار بوسيله دوربينهايي كه ما در زمين در اختيار داريم انجام مي شود. اما دوربين پانوراماي MER، 8 و هابل تقريبا 40 فيلتر رنگي مختلف در محدوده ماورا بنفش، طيف مرئي تا مادون قرمز دارد. اين مساله به تيم تصويري انعطاف پذيري فوق العاده اي مي دهد. بر اين اساس كه چه فيلترهايي بيشتر استفاده شود تصوير به "واقعيت" نزديكتر و يا از ان دور تر مي شود. در مورد هابل، Levay توضيح مي دهد كه تصاوير با كنتراست و پيچيدگي رنگي وروشني بيشتري به منظور تاكيد بر برخي ساختارهاي تصوير و يا خوش ايند تر كردن ان تنظيم مي شوند. بل مي گويد: " كار اصلي ان تنظيم هدف است. اين وسيله حلقه هاي متمايز كننده رنگهاي سياه و سفيد با تراشه هاي رنگي در چهار گوشه ان دارد. ما انها را خيلي با دقت سنجيده و از انها قبل از پرتاب عكس گرفته و بنابراين ما مي دانيم كه چه رنگها و سايه روشنهايي وجود دارد." يكي از نخستين تصاوير گرفته شده بوسيله مريخ نوردها از MarsDial بود. بل مي گويد: " ما از MarsDial يك عكس گرفتيم و ان را كاملا با نرم افزارهايمان سنجيده و پرداخت كرديم. اگر شبيه انچه كه ما مي دانيم از اب در مي امد، انگاه در مورد توانايي مان در نشانه گيري دوربين به هرجاي ديگري اعتمادي راسخ ميافتيم كه پس از گرفتن عكس و انجام عملياتي مشابه، ان رنگها نيز واقعي خواهد بود." هابل همچنين مي تواند تصاويري با رنگهاي از پيش تنظيم شده توليد كند. اين "UniverseDial" ستاره هاي استاندارد و لامپهايي در دوربينها هستند كه روشنايي و رنگهاي انها به دقت اندازه گيري شده اند. . Levay مي گويد:"با اين وجود، ماموريت هابل توليد تصاويري با رنگهاي واقعي براي چيزهايي كه در اكثر تصاوير نامعلوم هستند، نمي باشد. زيرا ما معمولا اين اجرام را در هر صورت نمي بينيم، چون بسيار كم نورند، و چشم ما واكنش متفاوتي در برابر رنگ نورهاي ضعيف نشان مي دهد." اما هدف بسيار مهم هابل توليد تصاويري است كه بيشترين اطلاعات علمي ممكن را بيان كند. دوربين پانوراماي مريخ نوردها به همين خوبي عمل مي كند. بل مي گويد: " بنابراين به اين نتيجه رسيديم كه اينجا همه نوع تركيبات حاوي آهن وجود دارد كه واكنشهاي متفاوتي در طول موجهاي مادون قرمزي كه دوربين به انها حساسيت داشت ارائه مي دهند." بنابراين ما مي توانيم يك تصوير پر زرق و برق و يا به قول Andy Warhol تصاوير با رنگهاي كاذب بسازيم. بل اضافه مي كند كه اين تصاوير براي دو منظور به كار مي روند: فراهم كردن اطلاعات علمي و به علاوه اينكه عامه مردم نيز واقعا از انها لذت ببرند. و همچنين در هر دو مورد هابل و مريخ نوردها، رنگها به عنوان ابزاري استفاده مي شوند كه يا جزئيات تصاوير را افزايش دهند و يا از طرف ديگر چيزهايي را كه با چشم انسان ديده نمي شوند اشكار سازند. بدون رنگهاي كاذب، چشمهاي ما هيچگاه نخواهند ديد (و ما نيز هيچگاه در نخواهيم يافت) كه به عنوان مثال، كدام گازهاي يونيزه تركيب سحابي ها را مي سازند و يا چه تركيبات آهني بر روي سطح مريخ وجود دارد. Levay خاطر نشان مي سازد كه به دليل وجود تفاوتهايي ميان تكنولوژي فيلم و عكاسي ديجيتال، تكنيكهاي چاپ و يا حتي تفاوت تنظيم نمايش رايانه اي نمي توان رنگها را به صورت %100 واقعي بازسازي كرد. به علاوه، درچگونگي درك رنگها توسط افراد تفاوتهايي وجود دارد. Bell اينطور نتيجه مي گيرد: " انچه ما بر روي تصاوير مريخ انجام مي دهيم واقعا فقط يك تخمين است، اينها بهترين حدسيات ما با استفاده از دانش تنظيم دوربينها بر روي اهداف است. اما من تصور مي كنم اينكه اينها %100 درست باشند، منوط به اين است كه به انجا رفته و حقايق را در يابيم. ترجمه : سيد محمد حسين نيري |
|
|
|
مقدمه حادثه ها و پديده هاي بسيار شگفت انگيزي به طور مداوم در جهان ما و كيهان در حال به وقوع پيوستن است، يكي از اين پديده هاي شگفت انگيز برخورد كهكشان ها با يكديگر است. پديده اي جذاب و پر رمز راز، كه اخترشناسان را سال هاست به تكاپو واداشته تا به ويژگي هاي اين واقعه پي ببرند، ولي متأسفانه با اين حال مطالب و مقاله هاي كامل و جامع پيرامون اين موضوع در سطح جهان بسيار كمياب تر است نسبت به ساير مقاله هاي نجومي و كيهان شناسي .در اين مقاله به مواردي همچون دليل برخورد كهكشان ها و ويژگي هاي آن به طور كامل پرداخته شده است. و در آخر طبق نتيجه هاي گرفته شده، مي توان به مسائل مختلفي پاسخ داد. مسائلي همچون: ـ سرانجام كهكشان راه شيري ـ تأثير برخورد دو كهكشان بر يكديگر ـ تأثير محيط و عالم بر روي برخورد كهكشان ها ـ و آثاري كه برخورد دو كهكشان در پي دارد. |
|
برخورد كهكشان ها در جهان كهكشان ها، هر چند وقت گاهي كهكشان هايي با هم برخورد مي كنند، و دليل آن نيز اين است كه برخي مواقع كهكشان هاي در حال عبور آن قدر به هم نزديك مي شوند كه در دام گرانش يكديگر مي افتند و اين جا صحنه اي است كه جنگ ميان دو كهكشان آغاز مي شود و آن دو با هم برخورد و شروع به تركيب شدن در يكديگر مي كنند. شرط هاي لازم براي برخورد و آغاز جنگ 1. كهكشان ها بايد به حد كافي به يكديگر نزديك شوند تا بتوانند در دام گرانش يكديگر بيفتند. 2. شرط ديگري كه براي آغاز جنگ مشخص شده است اين است كه كهكشان ها بايد با سرعت كافي و البته كم به يكديگر نزديك شوند تا بتوانند در دام گرانش يكديگر بيفتند. 3. بايد ابتدا كهكشان هاي اصلي با يكديگر تركيب شوند، و در برخورد هر دو كهكشان بايد از نظر گازي غني باشند، اگر فاقد گاز باشند، ممكن است با يكديگر تركيب نشوند، اما اين بستگي به ساختار دو كهكشان دارد. و ساير كهكشان ها هم كه به هم برخورد نمي كنند به اين دليل است كه در فاصله ي بسيارزياد از يكديگر هستند. نيروي ناچيزي به هم وارد مي كنند و يا سرعت حركت آن ها به قدري زياد است كه در حين عبور از كنار هم مجالي براي تركيب شدن پيدا نمي كنند. لازم به ذكراست كه بعضي از كهكشان ها هم باسرعت مناسب از كنار يكديگر بدون برخورد عبور مي كنند، كه اين كهكشان ها فقط كمي از ستاره هاي خود را با يكديگر رد و بدل مي كنند. انواع برخورد نظريه پردازان معتقدند كه جنگ و ادغام ميان كهكشان ها به دو صورت مي تواند باشد. 1. ادغام پر كاز: در ادغام پر گاز كهكشان ها مملو از گازهايي هستند كه ستاره هاي جديد به وجود مي آورند. 2. ادغام كم گاز: گازي براي تشكيل ستاره اي جديد ندارند و بعد از برخورد و ادغام معمولاً ستاره هاي جديد متولد نمي شوند. بررسي شكل ظاهري كهكشان ها بعد از برخورد در حالت اول اگر دو كهكشان فقط از كنار يكديگر و بدون برخورد و ادغام عبور كنند با هم ستاره هايي رد و بدل مي كنند و گاهي موجب مي شود، هاله يا بازوي هر كدامشان كشيده تر شود و اما اگر دو كهكشان با هم برخورد كردند؛ در اين مواقع معمولاً حاصل برخورد، يك كهكشان بزرگتر و با ويژگي هاي متفاوت است و يا امكان اين را هم داردكه كهكشان بزرگ را تشكيل ندهند. و يا ممكن است دو كهكشان بعد از برخورد و تركيب، از درون يكديگر عبور كنند و به مسير خود ادامه دهند اما شكل هاي آن ها به بي نظم ترين وضعيت قرار خواهد گرفت در واقع يكي از آثاري كه جنگ كهكشان ها و برخورد آن ها بر روي دو كهكشان مي گذارد اين است كه شكل ظاهري آن ها را تغيير مي دهد و معمولاً شكل نهايي يك كهكشان بي نظم خواهد بود. اگر شكل ظاهري هر دو كهكشان مارپيچي باشد، ممكن است بازوهاي آن ها با هم تركيب شوند و هسته هاي آن ها همراه گاز و غبار موجود در آن ها با هم مخلوط مي شود و تقريباً شكل يك كهكشان بيضي را به خود مي گيرد. (حتي بعضي از اخترشناسان معتقدند كه علت تشكيل بعضي از كهكشان هاي بيضوي همين برخوردها بوده است). و اما اگر يك كهكشان مارپيچي و يك بيضوي با هم برخورد كنند، احتمالاً بعد از برخورد كهكشان به وجود آمده جزء همان دسته ي كهكشان هاي ويژه هستند كه داراي خصوصيات عجيب مي باشند. اما در كل اين نكته حائز اهميت است كه آثار برخورد دو كهكشان بر روي شكل ظاهري آن دو و يا كهكشان به وجود آمده به خصوصيات و ويژگي هاي هر دو كهكشان و از همه مهم تر به جرم، جسم و چگالي آن ها بستگي دارد. اگر جرم دو كهكشان تقريباً يكسان بوده و يابه هم نزديك باشد، در هنگام برخورد، جنگ بسيار سخت و البته جذاب و هيجان انگيز ميان آن دو رخ مي دهد، زيرا نيروهاي برهم كنش آن ها با هم برابر است و هر دو در نيروهاي يكسان دست و پا مي زنند و يك صحنه ي بسيار باشكوه و شايد غم انگيز به پا شود !!! و اگر جرم دو كهكشان يكسان نبود و با هم متفاوت باشد، به طور قطع پيروز ميدان كهكشان عظيم تر و سنگين است كه كهكشان كوچكتر را مي بلعد و به كلي در آن تغيير ايجاد مي كند و آن را به شكل كماني بزرگ تبديل كرده و سرانجام تراژدي اين جا است كه او را درخود مي كشد و مي بلعد. بررسي ويژگي هاي برخورد و آثار آن 1- آثار بجا مانده بر روي شكل كهكشان ها بر اثر برخورد ، دو كهكشان ستاره هايي را به خارج از ميدان هاي گرانش خود پرتاب مي كنند، كه ممكن است تا ابد آن ستاره ها تنها در گوشه اي از كيهان به زندگي خود ادامه دهند، شايد باور نكردني ترين ويژگي برخوردها اين است كه ستاره هاي موجود در دو كهكشان در حال نبرد، هرگز با هم برخورد نمي كنند. يعني، فقط ميدان هاي گرانش كهكشان ها است كه باهم برخورد مي كنند. آري درك اين موضوع سخت است كه دو كهكشان با ميليون ها ستاره با هم ادغام و هيچ يك از ستاره هاي آن ها با هم برخورد نكند و علت آن هم فضاي بسيار وسيع خالي ميان ستاره ها و فاصله هاي باورنكردني آن ها از يكديگر است براي درك اين موضوع به مقايسه فاصله ها در مقياس كوچك مي پردازيم: اگر ما كره ي زمين را به اندازه اي كوچك كنيم كه به گلوله اي با قطر cm1 تبديل شود، و آنگاه سياره ي مريخ را هم با همين مقياس كوچك كنيم تا به يك گلوله تبديل بشود و فاصله ي اين سياره را نيز به همين تناسب كوچك كنيم اين دو گلوله تقريباً در فاصله ي يك متري هم قرار مي گيرند، حال اگر بخواهيم اين كار را با نزديك ترين ستاره ي به زمين يعني ستاره ي آلفا قنطورس انجام دهيم، بعد از كوچك كردن آن و تبديل به يك گلوله با قطر چند سانتيمتر و فاصله ي آن دو را نيز نسبت به يكديگر با همان مقياس كوچك كنيم آن گاه بايد گلوله اي كه به عنوان زمين هست را در شهر تهران قرار دهيم و گلوله اي كه به عنوان ستاره آلفا قنطروس است را در يكي از خيابان هاي شهر شيراز رها كنيم!!! (گلوله هايي با قطر چند سانتيمتري) و اين در حالي است كه در كهكشان ها هزاران ستاره وجود دارند كه صدها سال نوري با هم فاصله دارند. خب با اين مقايسه به نظر شما، احتمال برخورد ستاره ها چقدراست؟ ولي با اين مقايسه فاصله بين كهكشان ها نسبت به قطرشان كمتر است يعني اگر دو كهكشان را به همان گلوله هاي چند سانتيمتري تبديل كنيم فاصله ي آن ها چند متر مي شود. به طور مثال براي كهكشان راه شيري و همسايه اش (آندرومدا) اين فاصله 5/2 متر خواهد بود، بنابراين احتمال برخورد دو كهكشان بسيار بيشتر از برخورد دو ستاره است البته هر چند گاهي در ميان اين برخوردها ستاره هايي هم هستند كه با هم تصادف مي كنند و مطمئناً صحنه هاي بسيار شگفت انگيزي ايجاد مي كنند. 2- تولد ستارگان بر اثر برخورد حاصل ديگر اين برخوردها به وجود آمدن و متولد شدن ستاره هايي جديد در كهكشان هاست و از فشرده شدن گاز و غباري كه دو كهكشان در حال برخورد با يكديگر ادغام مي كنند به وجود مي آيند. و وسعت ديد تلسكوپ هابل نيز اين موضوع را اثبات مي كند. آن ها آنتن هاي تماس گير (موجگير) را به فضا پرتاب مي نمايند، زيرا كه اين ستاره هاي در حال تولد دم هايي دارند كه شبيه به دم حشره ها مي باشد و اطلاعات مفيدي را مي تواند در اختيار بگذارد. بردلي وايت مور، اظهار داشت: درخشش نور برخي از اين ستاره هاي جوان شگفت انگيز است. اما چرا اين پديده را تولد مي دانيم و نه مرگ؟ هنگامي كه كهكشان ها به يكديگر نزديك مي شوند، جاذبه نيرومندي توده هاي گاز هيدروژن را به يكديگر مي فشارد و بعد از آنكه تراكم آنها به نقطه حساسي رسيد، اين دسته ها به ستاره هاي جديدي تبديل مي شوند. شواهد زيادي همچون: رنگ ستارگان آن ها، شدت خطوط نشري طيف گاز ميان ستاره اي، برون داد پرتوي فرو سرخ از غبار گرم شده ي ميان ستاره اي اين واقعيت را تأييد مي كنند كه: برخي از كهكشان هاي در حال برخورد از بالاترين سطح ستاره زايي در كيهان برخوردارند، نمودعمده اي از اين ستاره زايي بيش از حد، تنها هنگامي آشكار شد كه هابل، قابليت هاي تصوير برداريش را متوجه كهكشان هاي در حال برخورد كرد. يكي از اولين اكتشافات تلسكوپ هابل اين بود كه، كهكشان هايي با ستاره زايي بسيار فعال، دربردارنده ي تعداد زيادي ابرخوشه ي ستاره اي اند، خوشه هاي فشرده تر از نظر ستارگان جوان غني تر از آنچه، است كه اخترشناسان به ديدنش در همسايگي كهكشان هايمان عادت داشتند. 3- كهكشان ها پيرهن هاي بلوري بر تن مي كنند وقتي دو كهكشان در حال تركيب و برخورد هستند، پوششي از بلورهاي كوچك در اطراف مراكز به هم پيوند خورده ي اين كهكشان ها يافته مي شود. اين ذرات شباهت هاي زيادي به خرده شيشه دارند، اين بلورها، دانه هاي سيليكاتي هستند كه در كوره هاي ستاره اي به وجود آمده اند، دانه هاي تازه كشف شده اولين موارد بلورهاي سيليكاتي شناخته شده در خارج از كهكشان ما مي باشند. و علت آن هم اين است كه طوفاني از غبار در مركز كهكشان هاي در حال تركيب ، در حال شكل گيري است، اين بلورهاي سيليكاتي در اين طوفان قرار گرفته و در نهايت به صورت پوششي عظيم از غبار و شيشه در اطراف هسته هاي كهكشان ها قرار مي گيرند و شرط اين پوشش اين است كه كهكشان هاي در حال برخورد از نوع فوق نوراني فرو سرخ (ULIRGS) (Ultaluminous Infrared Galaxies) باشند كه اين بلورها سيليكاتي در آن ها موجود است. 4- تشكيل سيليكات ها: سيليكات ها توسط ستاره هاي پرجرم ايجاد مي شوند، كه اين ستاره هاي پرجرم بلورها را قبل و همچنين در هنگام وقوع انفجارهاي ابر نواختري در فضا پخش مي كند. تشبيه دكتر هنريك اپسون (دانشگاه كورتل): دوكاميون حامل آرد را در نظر بگيريد كه در يك خيابان و در جهت مخالف هم در حال حركتند، اگر اين دو كاميون با هم برخورد كنند، براي مدت كوتاهي ابري سفيد بر روي خيابان تشكيل مي شود، با استفاده از تلسكوپ اسپيتزر ما برخورد و تركيب دو كهكشان و تشكيل ابري موقتي از بلورهاي سيليكاني را مشاهده مي كنيم. 5- ايجاد دنباله هاي كشنده وقتي دو كهكشان به يكديگر نزديك مي شوند، نيروي جاذبه ي هر كدام از آن ها اشياء و ستاره ها و گرد و غبار موجود در كهكشان ديگر را به اطراف خود مي كشد و اين امر باعث مي شود توده هايي به صورت دنباله به وجود آيند كه مانند پلي دو كهكشان را به يكديگر متصل مي كند. 6- سياه چاله هاي مركز كهكشان ها در هنگام برخورد چه نقشي ايفا مي كنند در مركز اكثر كهكشان ها سياه چاله هايي وجود دارد كه هنگام برخورد احتمال اين كه سياه چاله ها هم با يكديگر برخورد كنند، بسيار زياد است. علت آن اين است كه مهمترين عامل ميدان گرانش كهكشان ها، سياه چاله ها هستند و وقتي به دام ميدان گرانش يكديگر مي افتند،( ادامه صفحه ي بعد ) در واقع جهت حركت آن ها به سمت تكنيكي هاي مركز سياه چاله هاي خود است، و بنابراين سياه چاله ها نيز با هم برخورد مي كنند، و بعد از برخورد گردابي عظيم، از ماده به وجود مي آورند كه از مولكول هاي اطراف تغذيه مي كنند. و در صورتي نيز ممكن است كه سياه چاله هاي مركزي با هم برخورد نكنند در واقع اگر هسته ها از هم گسيخته و ناپايدار باشند، سياه چاله ها با هم تركيب نمي شوند. تحليل داده ها و نتيجه گيري كلي در پي موضوع ها و موارد گفته شده و همچنين بررسي همه جانبه ي برخورد دو كهكشان مي توان نتايج زير را استنباط كرد. 1ـ فعاليت هسته هاي مركزي كهكشان ها كهكشان هاي در حال برخورد هسته هاي نوراني تري دارند، و ستارگان بيشتري در درون آن ها در حال شكل گيري هستند، اين نشان دهنده ي فعاليت بيشتر هسته هاي كهكشان هاي در حال برخورد است. 2ـ نقش محيط در برخورد و شكل گيري كهكشان ها ارتباط بين رنگ، درخشش و محيط اطراف يك كهكشان، صرفاً حاصل شرايط آغازين شكل گيري، آن ها نبوده است. اما درست همانند انسان ها، رابطه بين كهكشان ها و كنش متقابل آن ها با محيط اطراف، نقش عمده اي در تحول و به بيان بهتر تكامل آن ها داشته و اين فرآيند در بازه زماني نسبتاً طولاني و به تدريج شكل گرفته است. 3ـ نقش ميدان گرانش ستارگان در هنگام برخورد در هنگام برخورد كهكشان ها همانطور كه گفته شد، ستاره هاي موجود در آن ها با هم برخورد نمي كنند و احتمال وقوع همچنين حادثه اي بسيار، بسيار كم است، وقتي ستاره ها از كنار يكديگر عبور مي كنند، اين ميدان گرانش آن ها است كه بر يكديگر اثر مي گذارد و اين پديده باعث مي شود تا به هر كدام از كهكشان ها نوعي «ترمز كيهاني» وارد شود، به اين معنا كه دو كهكشان پس از برخورد از هم جدا شده اما به دليل وجود ترمز كيهاني دوباره به سمت يكديگر بازگشته و دوباره با هم برخورد مي كنند، اين پديده بارها اتفاق مي افتد، و در طي آن كهكشان ها سرعت و انرژي خود را از دست مي دهند. 4ـ تأثير انبساط عالم بر روي برخوردها و در نتيجه تغيير آنتالپي و آنتروپي عالم يكي ديگر ازنتايجي كه مي توان از اين بررسي گرفت (البته به طور غيرمستقيم) پيرامون آنتالپي و آنتروپي عالم است. ابتدا پيش از توضيح بحث با مفهوم آنتالپي و آنتروپي آشنا مي شويم. آنتالپي: در واقع انرژي مبالده شده در يك واكنش و تغيير سطح انرژي واكنش هاي شيميايي و يا فيزيكي آنتروپي: تغيير بي نظمي در يك سامانه (سيستم) قانون حاكم: به طور معمول و در حالت عادي همه ي واكنش ها و تغييرهاي شيميايي و فيزيكي در جهت طبيعي به سمت كاهش سطح انرژي كه همان كاهش آنتالپي و افزايش آنتروپي و يا همان افزايش بي نظمي است. با كمي تفكر درمي يابيم كه با انبساط عالم و از هم دور شدن كهكشان ها و كاهش نيروهاي برهم كنش آن ها مطمئناً جنگ و درگيري در ميان آن ها كمتر مي شود. (در واقع ذرات سازنده ي عالم كه همان كهكشان در نظر گرفته شده در حال دور شدن هستند و برخورد نيز در بين آن ها كاهش مي يابد) حال اگر ما كل كيهان را يك سامانه فرض كنيم و اين سامانه در حال انبساط باشد يك تغيير فيزيكي است، بنابراين ذرات اين سامانه در حال دور شدن از هم هستند. پس: بي نظمي در اين سامانه در حال افزايش است. و چون كنش و واكنش بين ذرات كمتر مي شود (كه ما مي توانيم همان كاهش برخورد كهكشان ها را در نظر بگيريم)، بنابراين سطح انرژي عالم كاهش مي يابد و در نتيجه آنتالپي كيهان در حال كاهش است. سخن آخر (آندرومدا هم نبرد مي طلبد) آيا كهكشان ما نيز جنگي در پيش خواهد داشت؟ طبق بررسي ها انجام شده كهكشان ما راهي 5 ميليارد ساله را شروع كرده تا با نزديكترين همشايه اش وارد جنگ شود. آري در حدود 5 الي 6 ميليارد سال آينده راه شيري و آندرومد با هم برخورد مي كنند، و احتمالاً حاصل آن يك كهكشان عظيم خواهد بود و با توجه به اين كه دو كهكشان مارپيچي هستند، و تقريباً هم جرم هستند بنابراين جنگ بسيار سختي در انتظار آن دو است. برخورد اين دو كهكشان يك برخورد پرگاز خواهد بود، و ستاره هاي زيادي طي آن متولد خواهند شد. نويسنده مقاله: بهزاد طهماسب زاده |
|
|
|
مقدمه اي بر وجود سياهچاله ها تا قبل از سال 1905 فضا و زمان مطلق محسوب مي شدند . بالغ بر 250 سال تجربه ها و آزمايش هاي دانشمند بزرگ فيزيك سر ايزاك نيوتن در فيزيك حكمفرمايي مي كرد ؛ از حركت موشك ها وآونگ ها گرفته و حتي ماشين هاي بخار و يا حركت سياره ها را در بر مي گرفت . تا اين زمان اين موضوعات با تئوري هاي فيزيك وابسته به قرن هفدهم شرح داده مي شدند . بي شك پديده هايي از جمله سفر نور در خلاء و همچنين ماهيت دقيق گرانش و گريز از آن نياز به توضيحات علمي بيشتري داشت . آلبرت اينشتين دانشمند بزرگ تمام قرون فيزيك كه شخصي آلماني بود در سال 1905 تئوري نسبيت خاص خود را شرح داد و مدتي بعد دكتر اينشتين تئوري جديدي بيان كرد كه همه ي ابعاد جهان را شرح مي داد ، اين تئوري نسبيت عام نام داشت و اولين تئوري براي شرح گرانش مي بود . |
|
در تئوري نسبيت عام جهان در چهار بعد توضيح داده مي شود كه سه بعد آن فضايي است و چهارمي زمان است كه با ابعاد فضايي زوجيت دارد . در اين تئوري هر جسم جرم داري در بافت فضا – زمان اطرافش پيچ و تاب يا خميدگي ايجاد مي كند . گرانش مي تواند نتيجه ي نيروي رمز آلود و نامرئي باشد كه كارش خميدگي فضا مي باشد . در اين تئوري همه چيز از ذرات زير اتمي كه كهكشان هاي غول پيكر را مي سازند ساخته شده است . اين اجرام ساخته شده باعث خميدگي بافت فضا – زمان مي شوند . بنابر نظريه ي نسبيت گرانش اثر هندسي جرم بر فضاي اطراف خود است . براي درك اين موضوع كه اجرام بافت فضا زمان را خميده مي سازند مي توان ورقه اي پلاستيكي را به عنوان بافت فضا – زمان تصور كرد و يك گلوله كه بر روي اين صفحه قرار مي گيرد را خورشيد در بافت فضا – زمان تصور كرد . اگر گلوله مكان مشخصي داشته باشد آن گاه در آن مكان پيچ و تابي ايجاد مي شود و اين فرمي جالب براي توجيه گرانش است دقيقا" همين حالت در بافت فضا زمان ايجاد مي شود . بنابراين مدار سيارات مي تواند نتيجه ي گرانش خورشيد باشد .براي شرح هر چه بهتر گرانش به چهار بعد ساختاري نيازمند هستيم .بعد از مدت كوتاهي از انتشار نظريه نسبيت عام پژوهش هاي دانشمندان در زمينه اين نظريه ي جديد و عجيب آغاز شد . درك اين نظريه بسيار مشكل و محاسبات رياضي پيشرفته و مشكلي در آن به كار رفته است ، اين موضوع به گونه اي است كه امروزه دانشمندان با بعضي از محاسبات و معادلات اين نظريه ي قوي مشكل دارند . در سال 1916 فيزيكدان آلماني كارل شوارتزشيلد راه حلي براي معادلات پيشرفته نسبيت عام ارائه كرد . سياهچاله هاي شوارتز شيلد دكتر شوارتز شيلد به اين موضوع پي برد كه اگر يك جرم به اندازه ي كافي شعاعش كوچك شود ، فضا – زمان اطرافش به شدت تحريف مي شود و حالت كج و كولگي به خود مي گيرد و از دام اين جسم هيچ چيز حتي نور كه سرعتي در حدود 300000 كيلومتر بر ثانيه دارد و حد سرعت ها محسوب مي شود و يكي از پايه هاي نسبيت است نمي تواند بگريزد . اين اجرام از ستاره هايي پديد مي آيند كه حداقل 2 تا 3 برابر خورشيد جرم داشته باشند . هنگامي كه اين ستاره ها فروريزند از خود چنين رفتاري نشان مي دهند . اين در حالي است كه سوخت قابل دسترسشان به اتمام رسد ، در اين هنگام حتي انرژي هسته هاي اتم ستاره قادر نيستند از فروريزش ستاره در خودش جلوگيري كنند . در اين حالت تمام جرم ستاره در نقطه اي كه تكينگي خوانده مي شود متمركز مي شود . در اين نقطه خاص از فضا – زمان فشردگي ماده بي نهايت است همچنين چگالي بي نهايت مي باشد . مي توان گرانش اين ناحيه را بي نهايت تصور كرد . در محدوده ي تكينگي بافت فضا – زمان بي نهايت خميده است ؛ هرچند علم در اين شرايط قادر به شرح درون تكينگي نيست . در اين ناحيه تمام قوانين فيزيك از ميان مي روند ، البته كارهاي شوارتز شيلد وضع نور را در اطراف اين محدوده ممنوعه ي آسماني مشخص ساخته است . اگر انقباض ستاره آغاز شود جرم آن به طور فزاينده اي در منطقه ي كوچكي از فضا متمركز مي شود و اثر گرانش نيز به طور مشخص اظهار وجود مي كند . زماني كه شعاع ستاره ي در حال رمبش به شعاع بحراني يا شعاع شوارتز شيلد رسيد از ديدگاه ما ناپديد مي شود ، زيرا سرعت گريز آن از سرعت نور فراتر رفته است . با بهره گيري از كارهاي اينشتين مي فهميم كه سرعت هيچ چيز نمي تواند از سرعت نور فراتر رود ، اگر اين گونه شود قوانين نسبيت به زير پا گذاشته شده است . در اين حال سياهچاله پديد آمده است . لبه ي بيروني اين حفره را افق رويداد مي خوانيم ، چون شناختي از آن سوي افق رويداد نداريم پس امكان سفر به بيرون جهان در زمان حال امكان پذير نيست و شايد هرگز هم امكان پذير نباشد . فاصله اي در حدود 5/1 برابر شعاع افق رويداد منطقه ي كاذبي وجود دارد كه به فوتون اسفر يا كره ي فوتون ها معروف است . در اين ناحيه گرانش سياهچاله براي كشيدن نور به طرف خود كافي نيست و نور هنوز نيروي كافي براي گريز دارد . بيشتر فوتون هاب نور در اين منطقه صيد مي شوند تا تقديرشان براي هميشه در دست مدار سياهچاله باشد . فرض كنيد شخصي داوطلب براي سفر به سياهچاله هاي شوارتز شيلد پيدا شود ، او چه تجربه خواهد كرد ؟ او از ميان فوتون اسفر مي گذرد آيا او با نور وارد مي شود ؟ در حال داوطلب ما روشني را وداع گفته و وارد تاريكي محض شده است . او احساس مي كند با سرعتي باورنكردني مي چرخد . به طور قريب الوقوع در افق رويداد فضانورد ما تابع نيروي جذر و مد در مقياس نجومي است . او اين احساس را خواهد داشت كه پاهايش ميلياردها برابر از سرش سنگين تر خواهد بود در يك لحظه ي سريع و خيره كننده داوطلب ما در اتم ها متلاشي خواهد شد ، او با تكينگي برخورد خواهد كرد و باقيمانده فاني او به طور شتاب زده از وجود ساقط مي شود و خورد مي شود . سياهچاله با تكانه زوايه اي سياهچاله هاي شوارتز شيلد شايد از اين جهت جالب به نظر آيند كه هرگز نمي توان آنها در طبيعت جستجو كرد . براي هر سياهچاله ي كشف شده مي توان اسپين را فرض كرد اين موضوع مي تواند شاهدي بر حل معادلات اينشتين باشد . معادلات اينشتين براي تكانه ي زاويه اي ( اسپين ) تا سال 1963 كشف نشده بود . روي پي كر كه رياضيداني استراليايي اين راه حل ها را تصادفا" كشف كرد . اين راه حل ها زماني كشف شدند كه برروي مشكلات ديگر كار مي شد ؛ چرخش آنها سريع است درست مانند سياهچاله هاي شوارتز شيلد البته با كمي تفاوت كه آنها را جذاب تر مي كند . اولين چيزي كه يك مسافر سياهچاله در خواهد يافت كشيده شدن به دور سياهچاله و گردش آن است . در چرخش يك سياهچاله يك مرز نامرئي وجود دارد كه به حد ثابت معروف است . در حد ثابت هيچ چيز قادر به گريز نيست و به طرف سياهچاله كشيده مي شود ، مگر اينكه از نور سريع تر سفر كند كه با قوانين نسبيت متناقض است . در واقع در حد ثابت يك شخص بايد سرعتش فراتر از نيروي گريز سياهچاله شود . منطقه ي بين حد ثابت و افق رويداد ارگوسفر نام دارد . جالب است كه اين نكته از لحاظ نظري درست است كه ماده از ارگوسفر بگريزد ولي عملا" امكان پذير نيست . ارگوسفر يك شكل غير عادي دارد و اين خاصيت در افق رويداد و قطب ها نيز حس مي شود و معادل شعاع سياهچاله هاي شوارتز شيلد وابسته به جرم آن كشش دارد . سياهچاله هاي كر در اين منطقه فضا – زمان منفي يا معكوس است و به عقيده تعداد زيادي از دانشمندان در اين مكان گرانش رانشي حكمفرما است ، يعني به جاي اينكه جسمي در سطح صفحه ي پلاستيكي موجب فرورفتگي شود باعث بالازدگي مي شود . ديگر تئوري ها ادعا مي كنند كه در اين منطقه اجسام شعاع منفي دارند . متأسفانه هيچ يك از تئوري هاي فيزيك قادر به جستجوي چنين مفهومي نيست . عرياني تكينگي يكي از خاصترين رول هاي غيرعادي سياهچاله ها امكان تكامل برهنگي تكينگي است . چرخش يك سياهچاله بايد چرخشي باشد كه هيچ گاه سريعتر از كاهش شعاعش نباشد . هر جيز بخواهد مقدار تكانه زاويه اي براي گذر از سياهچاله داشته باشد بايد سرعت آن از سرعت نور فراتر رود و اگر اين گونه نشود در نقطه اي از افق رويداد از نگاه ها پنهان مي شود و در نزديكي تكينگي تنها مي ماتد . غياب افق رويداد به معناب سفر به فضاي بيروني تكينگي است . شايد به توان به اين صورت گفت كه نمي توانيم از عرياني تكينگي خارج شويم . بيشتر دانشمندان به اين امر تمايل دارند . در اين ناحيه از جهان قوانين طبيعت كاربرد ندارد و قوانين خاص بر روي يكديگر و جهان تأثير مي گذارند . جهان هاي موازي از تمام خواص عجيب و غريب سياهچاله ها هيچ يك عجيب تر از حل معادلات اينشتين نيست ؛ اين معادلات به ما مي گويند كه اين چاله ها در فضا – زمان مي توانند همچون پلي به ديگر جهان ها عمل كنند . اين گفته مي تواند سوژه ي خوبي براي داستان هاي علمي تخيلي باشد . قضيه ي جهان هاي موازي به صورتي است كه مي گويد جهان هاي كاملا" مجزايي از جهان ما وجود دارد . . در ميان بسياري از تفكرها همچون طبيعت اين جهان ها ، اين عقيده وجود دارد كه اگر ما در اين جهان ها ساكن شويم آنگاه زندگي مان اندكي تفاوت خواهد كرد . هر چند امكان دارد نسخه هاي موازي براي جهان وجود داشته باشند و يا نباشند . اين نظريه غير عاقلانه به نظر نمي آيد زماني كه با معادلات ناشناس مكانيك كوانتوم ارتباط برقرار مي كند . هر چند كه هستي اين جهان ها در زمان حال صرفا" تعبيري تئوريكال است . آينده در نمودار فضا – زمان در نوك نمودار قرار گرفته است . تمام حركت ها در فضا بايد سيري در 45 درجه ي خط زمان كه عمودي است داشته باشد . مسيرهايي كه كجي آنها بزرگتر از 45 درجه است فضا مانند هستند كه سريعتر از مسافرت نور است همانطور در منطقه ي زير خط 45 درجه سايه اي خاكستري و نشاني ممنوع پرتو افكنده است . پروفسور راجر پن رُز از دانشگاه آكسفرد نوع پيشرفته اي از نمودار فضا – زمان را ترسيم كرده است كه براي يافتن راه حل هاي معادلات سياهچاله ها بسيار مفيد است . اين نمودار به سرعت اتصال سياهچاله ها را با جهان هاي موازي نشان مي دهد . تصوير شش نمودار پن روز براي سياهچاله هاي شوارتز شيلد است . در نگاه اول از نمودار شكل پنج به نظر پيچيده تر مي آيد . اما واقعا" اين طور نيست . فقط در آن تمام راه هاي ميان فضا بايد كجي شان كمتر از 45 درجه از محور قائم باشد . تكينگي سياهچاله بر دندانه هاي كوسه شكل دلالت مي كند كه در زاويه 90 درجه واقع مي شود پس فضا مانند است . افق رويداد يك راه طبيعي است كه با خميدگي هاي تيز به نمايش در آمده است . در اين نمودار راه سفر به سياهچاله با خط خميده به نمايش در آمده است كه از ميان افق رويداد گذشته است دو چيز غير طبيعي در اين نمودار خودنمايي مي كند ؛ اول آنكه يك تكينگي اضافي در گذشته وجود دارد ( در قسمت زيرين نمودار ) و ديگر آنكه جهاني اضافي در سمت چپ آن به چشم مي خورد . تكينگي اضافي واقع در نمودار همچون گذشته فضا مانند است ، اين تكينگي معروف به سفيد چاله است . به صورت ساده تر مي توان گفت كه كاربرد سفيد چاله مخالف كاربرد سياهچاله است . در واقع سياهچاله هر چيز كه نزديكش مي آيد آن را فرامي گيرد ولي سفيد چاله ماده را دفع مي كند . تعدادي از فيزيكدانان به اين نظريه پايبند هستند كه سياهچاله در باز شده اي به سوي ديگر جهان ها است . و يا اينكه ماده ي جذب شده در جهان ما در جايي ديگر بيرون ريخته مي شود و آن داراي هيچ ارزشي نيست . هر چند كه ستاره شناسان هرگز يك سفيد چاله را مشاهده نكرده اند و در وجودشان شك و ترديد وجود دارد . پن رز در نمودار ديگري سياهچاله هاي كر نمايش مي دهد . چرخش يك سياهچاله چند شكل جالب و جذاب به نمايش مي گذارد ، همچنين تكينگي حلقه اي يا همان حلقه ي تكينگي در منطقه ي فضا زمان منفي قرار دارد . اين محل منطقه اي است كه در آن سفر به گذشته امكان پذير مي شود . حلقه ي تكينگي بر گردي دندانه هاي تيز كه براي نمايش يك قسمت كه براي عفو از عدم چرخش منسوبش دلالت مي كنند . اين موضوع بايد آشكار شود كه تكينگي عمودي است ( زمان مانند ) اين بدان معنا است كه هر شخص مي تواند با سرعتي كمتر است سرعت نور از آن بگريزد . منطقه اي كه محصوري منفي دارد جايي است كه فقط مي تواند در تكينگي باشد . گرفتن اين مطلب بسيار ساده است ، اين منطقه سدي نرمال بين گذشته و آينده است . يك مسافر اين منطقه مي تواند در مكاني در گذشته يا آينده قرار گيرد اين يك راه طبيعي از افق رويداد نمي باشد . فقط آنسوي منطقه حلقه ي زمان مانند دروغ است منطقه اي فضا منفي است . هرچند اين گونه از حفره ها كه مطالبي به اين گونه با دركي مشكل دارند همتايي ندارند . يكي از دو راهي كه تمايل به جلوگيري از سفر مسافر ما دارد اين است كه سفر به اين جهان ديگر هرگز ممكن نمي باشد . هرچند هدف از اين نمودار ديددار با جهان ديگري است . نمودار پن روز در زمينه سياهچاله هاي كر چهار جهان ( سه جهان موازي به همراه جهان خودمان ) را به نمايش مي گذارد البته اين نمودار اين امكان را دارد كه تا بي نهايت در قالب جهان هاي گذشته و آينده گسترش يابد . براي مثال يك مسافر در سياهچاله هاي كر مي تواند اين امكان را دارد تا به دو صورت به سفر بپردازد كه در نمودار به نمايش در آمده است هرچند كه راه دو به جهان ديگر مي رود . آيا سياهچاله ها واقعا وجود دارند ؟ اگر يك سياهچاله با طبيعت خود همه ي ماده ي اطرافش را جذب مي كند چطور ممكن است يكي از آنها را بيابيم و شايد بخواهيم در زمان كوتاهي در آن فرو افتيم؟ ستاره شناسان مداركي را براي متقاعد كردن هر شخص در رابطه با اين اجسام يافته اند اين اطلاعات در طول 15 سال اخير توسط تلسكوپ هاي اشعه ي ايكس به دست آورده اند . يك سياهچاله ماده ي ستاره هاي نزديك به مدارش را به سرعت به طرف خود مي كشد اين ماده به دور سياهچاله همچون آب وان به درون لوله فاضلآب راه مي يابد البته اين ماده همچون گردابي مي شود كه معروف به ديسك تراكمي يا افزايشي است . ماده اي كه از اجرام اختري مي آيد تا اينكه در سياهچاله فرو افتد مقصد پاياني اش افق رويداد است . اين ماده افزايش سرعت پيدا مي كند افزايش حرارت اين ماده آغاز مي شود در اين شرايط فوتون هاي انرژي الكترومغناطيسي آزاد مي شود . آنتن هاي فضايي انرژي شديد اشعه ي ايكس ساتع شده از اين اجرام را دريافت مي كنند . ستاره شناسان در آسمان منابع قدرتمند اشعه ي ايكس را جستجو مي كنند تا مكان يك منبع خاص را تعيين كنند ، اگر اين منبع قسمتي از يك سيستم دوتايي باشد آنها مي توانند جرم اين همدم نامرئي را مشخص كنند . اين كار شبه وار آناليزي بصري و يا مؤلفه اي بصري از سيستم هاي دوتايي است . اگر منبع اشعه ي ايكس رديابي شده داراي حداقل 2تا 3 برابر جرم خورشيد باشد مطمئنا" در مي يابند كه سياهچاله اي را نشانه رفته اند . در كل سياهچاله ها عضو اولين كشفيات بودند اما نه در خارج فضا بلكه از نتايج حل معادلات درخشان دكتر اينشتين در نسبيت بود . در تاريخ بيشتر دانش ما از اين اجسام رمز آلود باقيمانده ي تئوري هاي فيزيك است . تغيير شكل ساختار فضا – زمان علتي چون اين اين اجرام رمز آلود دارند . ما هنور جاي كاوش براي مثال هاي گفته شده مثل تئوري جهان هاي موازي وعرياني تكينگي و ..... داريم . ستاره شناسان و فيزيكدانان به اين مسئله باور دارند كه اين اجسام از مرگ ستارگان غول پيكر پاي به عرصه ي وجود مي گذارند . اين تئوري مي تواند تجربه اي براي كشف هاي جديد و توضيح وجود سياهچاله ها باشد . نويسنده : امير سجاد رضايي |
|
|||
|
|
|
بررسی های جدید حاکی از آن است که کهکشان راه شیری یک تریلیون بار پر جرم تر از خورشید است. تخمین های قبلی، جرم کهکشان را 750 میلیارد تا 2 تریلیون بار پر جرم تر از خورشید پیش بینی می کردند. اخیرا، محققان به رقمی بهتر دست یافته اند. اکنون اخترشناسان روشی بسیار بهتر را به کار برده اند و به این نتیجه رسیده اند که جرم کهکشان ما اندکی کمتر از 1 تریلیون جرم خورشیدی است. جرم کهکشان ترکیبی از جرم ستاره ها، گاز، غبار و ماده تاریک است. تخمین اخیر بر پایه ستارگان نمونه موجود در هاله کهکشان استوار بود، در حقیقت به صورت نسبی، ستارگانی پراکنده و کروی در قرص کهکشانی انتخاب شدند. به گزارش سايت نجوم، سرعت ستارگان در هاله کهکشان نشان دهنده جرم آن است و این موضوع به اخترفیزیکدانان اجازه می دهد تا مقدار گرانش لازم برای پایدار ماندن ستاره ها در مدارشان را محاسبه نمایند. یکی از اخترشناسان چینی می گوید:" کهکشان ما لاغرتر از تصورات فبلی است." او همچنین افزود:" این بدان معنی است که کهکشان ما ماده تاریک کمتری نسبت به باورهای پیشین دارد. همچنین راه شیری مکانی مناسب برای تبدیل هیدروژن به هلیوم در ستارگان است". داده های اخیر نقشه برداری دیجیتال سولان به انجام رسیده است.این پروژه کمکی برای درک بهتر کهکشان راه شیری است. یکی دیگر از اخترشناسان می گوید:" اندازه گیری جرم راه شیری بسیار دشوار است، به دلیل آنکه ما درون این کهکشان قرار داریم. اما عددی که برای جرم به دست می آید بسیار مهم است. چرا که اگر بخواهیم شکل گیری راه شیری را بررسی کنیم و آن را با کهکشان های دور دست مقایسه کنیم، جرم کهکشان جزئی پایه ای محسوب می شود." تخمین قبلی بر پایه بررسی 500 جرم یا کمتر استوار بود اما روش جدید بر پایه داده های 2400 ستاره قرار دارد. همشهري آنلاين |
|
|
|
ابرنواختری جوان در كهكشان شیری، با استفاده از رديابی باقيماندههای انفجار آن كشف شد. اين ابرنواختر «G1.9+ 0.3» نامگذاری شدهاست. این اعداد مختصات مكان كهكشانی ابرهای باقیمانده انفجار است كه در قلب كهكشان شیری جای دارد. رصدخانه پرتوی X چاندرا(متعلق به ناسا) و آرایه بسیار بزرگ رصدخانه ملی رادیو اخترشناسی این نتایج را بدست آوردهاند كه در درك چگونگی فوران ابرنواخترها در كهكشان راه شیری بسیار سودمند خواهد بود. دانشمندان با استفاده از میزان انبساط و پراكندگی باقیماندههای آن حدس میزنند كه این انفجار 140 سال پیش رخ داده است. آخرین انفجار در كهكشان ما در سال1680 شناسایی شده بود كه ذاتالكرسی A نام دارد. كشف این ابرنواختر اولین پله در حدس بازه زمانی بین دو انفجار ستارهای متوالی است. این مطلب بسیار مهم است زیرا ابرنواخترها میتوانند باعث تشكیل ستارههای جدید در سحابیها شوند، بهطوریكه شوكی به گاز و غبار میان ستارهای وارد شود و آنها را متراكم كند. در نتیجه دما بالا رفته ، همجوشی هستهای آغاز میشود و ستاره متولد میشود. همچنین ابرنواخترها بسته به میزان جرمشان میتوانند به ستاره نوترونی یا سیاهچاله تبدیل شوند كه در جای خود حائز اهمیت است. این ابرنواختر اخیر با تلسكوپهای اپتیكی آشكار نشده است، زیرا بسیار نزدیك مركز كهكشان بوده و در محلی پر از گاز و غبار چگال جای داشت. همین مسئله نور مرئی آنرا در حدود تریلیارد (هزار میلیارد) بار كم میكند. با این حال باقیماندههای آن را میتوان با اشعه X یا امواج رادیویی آشكار كرد. استیفان رینولدز از دانشگاه كارولینای شمالی میگوید: «ما میتوانیم انفجار های ابرنواختری را تا مرز نصف عالم با تلسكوپهای اپتیكی ببینیم ولی آنها معمولا در تاریكی فرورفته و ما آنها را در زمینه كیهانی از دست میدهیم. اما خوشبختانه ابرهای گازی پراكندهشده به راحتی با تلسكوپهای رادیویی و پرتوهای X آشكار میشوند.» اخترشناسان ابرنواخترها را در كهكشانهاي ديگر نيز رصد ميكنند و بر اساس نتايج بدستآمده و مقايسه آن با كهكشان ما حدس میزنند به طور متوسط سه انفجار در هر قرن در راه شيری رخ میدهد. ديويد گرين از دانشگاه كمبريج ميگويد: «اگر اين حدس درست باشد بايد باقيمانده حدود 10 ابرنواختر كه از ذاتالكرسي A جوانترند وجود داشتهباشد. اين بسيار عالی است كه ما توانستيم يكی از آنها را بيابيم.» رديابي باقيمانده اين ابرنواخترها از سال 1985 به سرپرستی گرين آغاز شد. براساس كوچكی اندازه باقيماندهها به نظر میرسيد كه آنها باقيمانده ابرنواختری در 400 تا 1000 سال پيش باشند اما 22 سال بعد رصدهای چاندرا نشان داد كه باقيمانده انفجارها با اندازه زيادي در حدود 16 درصد پراكنده میشوند، در نتيجه ابرنواخترها بايد جوانتر از آنچه كه در قبل گفته شد باشند. اين مطلب در هفتههای اخير با استفاده از نتايج رصدخانههای راديويي نيز تاييد شد. رينولد افزود:«هيچ جرم ديگری در كهكشان ما چنين خواصی ندارد و اين پديده در مطالعه انفجارها و اتفاقهای پس از آن بسيار مفيد خواهد بود.»
منبع:سايت نجوم |
|
|
|
براساس يک نامه الکترونيکي که به تازگي در سازمان فضانوردي ناسا ارسال شده است قرار است کارکنان اين سازمان امکان ادامه فعاليت ناوگان شاتل هاي فضايي پس از زمان بازنشستگي آنها در سال 2010 را مورد مطالعه قرار دهند. به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، اين نامه الکترونيکي که اورلاندو سنتينل آن را دريافت کرده است دستور مايکل گريفين رييس ناسا براي بررسي اين موضوع را شرح مي دهد که آيا ناوگان شاتل ها مي تواند تا سال 2015که فضاپبماهاي نسل بعد ناسا تا آن زمان تکميل مي شوند به پرواز ادامه دهد يا خير. جان کاگشال مدير برنامه مرکز فضايي جانسون در هوستون در اين نامه الکترونيکي که روز چهارشنبه ارسال شده است مي نويسد ما مي خواهيم خلاء زماني ميان سفر فضاپيماهاي آمريکا به ايستگاه فضايي بين المللي را تاحد امکان به طور موثر پر کنيم. مقامات ناسا ضمن تاييد صحت اين نامه الکترونيکي، اعلام کردند هنوز خيلي زود است که بگوييم اين مطالعه چه دامنه اي خواهد داشت. گريفين پيشتر با تمديد برنامه شاتل ها که از سال 1981 آغاز شد مخالفت کرده بود زيرا پول و تلاش مورد نياز براي اين کار به پيشرفت در برنامه جديد براي پروازهاي مداري و ماموريت پيشنهادي سفر به ماه آسيب مي رساند. اين بررسي در بحبوحه نگرانيهاي اقتصادي و سياسي در مورد پايان برنامه اي مطرح مي شود که هزاران شغل و ميلياردها دلار هزينه را طي دهها سال به کيپ کاناورال ، هوستون و ساير مکانهايي که قطعات شاتل توليد مي شود جذب کرده است. جان مک کين نامزد جمهوريخواه رياست جمهوري يکي از چندين سناتوري است که از ناسا خواسته اند برنامه شاتل را دستکم يک سال به تاخير بيندازد. باراک اوباما نامزد دمکرات رياست جمهوري خواستار 2 ميليارد دلار براي تمديد ماموريت شاتل ها بعد از سال 2010 شده است. برخي نگران آن هستند که با توجه به بالا گرفتن تنش ديپلماتيک با روسيه بر سر گرجستان خريد فضاپيماي روسيه در چارچوب برنامه از بين بردن خلاء کنوني در برنامه شاتل ها، اقدامي غيرعاقلانه باشد. گريفين بارها به مسئله هزينه ادامه پرواز شاتل ها اشاره کرده است. وي سال گذشته گفت ادامه فعاليت اين ناوگان بعد از سال 2010 هر سال 4 ميليارد دلار هزينه خواهد داشت. به گفتهداو ادامه پرواز شاتل ها بعد از سال 2010 قابليت پرواز انسان را ارتقا نمي بخشد بلکه زمان تکميل برنامه فضاپيماهاي بعدي را به تاخير مي اندازد و هزينه آن را بيشتر مي کند. انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 145740 |
|
|
|
مشاهدات اخیر مدارگرد اکتشافی مریخ نشان میدهد که پوسته و گوشته بیرونی مریخ سختتر و سردتر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد. یافتههای جديد از امکان وجود آب مایع در زیر سطح سیاره و احتمال حیات موجودات زنده در عمق بیشتری از این آب٬ خبر میدهد. «راجر فیلیپس» از موسسه تحقیقاتی جنوب غربی٬ بولدر- کلرادو٬ گفت: "ما دریافتیم که سطح سنگی مریخ زیر یخهای سنگین پهنه قطب شمال در حال خم شدن نیست. این نشان میدهد که درون سیاره سخت تر است و بنابراین سرد تر از آن چیزی است که پیشتر تصور میشد". این کشف به کمک تجهیزات راداری فضاپیما حاصل شد. این تجهیزات جزئیترین تصاویر را از لایههای درونی یخ و شن و غباری که پهنه قطب شمال را تشکیل میدهد٬ تهیه کرده است. تصاویر راداری لایههای ممتد و پیوستهای را که تا 600 مایل (1000کیلومتر) امتداد یافتهاند، نشان میدهد. «جفری پلات» از آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا٬ گفت: "در اولین نگاه به درون یخهای قطبی با استفاده از مدار مدارگرد اکتشافی مریخ٬ میتوان تودههای مواد یخی که تاریخ آب و هوای مریخ را بازگویی میکنند٬ مشاهده کرد و رادار، شاخههای جدیدی را در مطالعه گذشته مریخ باز کرده است". پلات عضو تیم علوم و مولف مقاله این تحقیق است. تصاویر راداری٬ مرزی نرم و تخت را بین پهنه یخی و پوسته سنگی مریخ نشان میدهد. بر روی زمین وزن توده یخی مشابه باعث فرورفتن سطح سیاره میشود. این حقیقت که سطح مریخ خم نشده است به این معنی است که پوسته بیرونی قوی یا لیتوسفر آن (ترکیبی از پوسته و جبه بالاتر) باید ضخیم و سرد باشد. «سوزان اسمرکر»٬ نماینده پروژه دانشمندان در مدارگرد اکتشافی مریخ در JPL گفت: " لیتوسفر یک سیاره بخش سخت آن سیاره است. در زمین٬ لیتوسفر بخشی است که به هنگام زلزله شکسته میشود. توانایی رادار در مشاهده میان پهنه یخها و مشخص کردن این که لیتوسفر خم نشده است٬ برای اولین بار تصوری خوب از دمای کنونی درون سیاره به ما میدهد". دما در قسمت بیرونی یک سیاره سنگی مثل مریخ، با پیش رفتن به سمت داخل٬ افزایش مییابد. هر چه لیتوسفر ضخیمتر باشد٬ افزایش دما رفته رفته بیشتر خواهد بود. بنابراین کشف یک لیتوسفر ضخیم برای مریخ٬ نشان میدهد که هر گونه آب مایع که در لایههای زیرین سطح نهفته باشد باید در عمق بیشتری نسبت به آن چه که قبلا تصور میشد قرار گرفته باشد٬ یعنی در مکانی که حرارت بیشتر است. دانشمندان حدس میزنند که هر گونه حیات روی مریخ مرتبط با لایههای عمیقی که در آنها آب نهفته است، باید در عمق بیشتری مدفون باشد. تصاویر راداری همچنین 4 منطقه از لایههای یخ و غبار را که توسط لایههای ضخیمی از یخ تقریبا خالص جدا شدهاند و به صورت منظم فاصله یافتهاند، نشان میدهد. دانشمندان بر این باورند که این نمونه لایههای ضخیم و خالی از یخ٬ چرخههای تغییرات آب و هوایی بر روی مریخ در مقیاس زمانياي در حدود یک میلیون سال را نشان میدهد. چنین تغییرات آب و هوایی از تغییرات در زاویه محور چرخشی سیاره و خروج از مرکز مدار سیاره به دور خورشید ایجاد میشوند. مشاهدات این تصور را که یخ پهنههای قطب شمال از نظر مریخشناسی در حدود 4 میلیون ساله و فعال و جوان هستند، تایید میکند. فضاپیمای فرودی مریخ (فونیکس ناسا) طبق برنامه زمانبندی شده در 5 خرداد در مکانی تقریبا نزدیک به یخ پهنههای قطب شمال فرود خواهد آمد. فونیکس بررسیهای بیشتری از تاریخچه آب بر روی سیاره خواهد داشت و انتظار میرود که اولین مشاهده نمای نزدیک از یخ روی سیاره سرخ به وسیله این مریخنشین صورت گیرد. منبع: ماهنامه نجوم |
منظومه شمسی كروي نيست میلیونها درسنامهای که منظومه شمسی را به صورت کروی ترسیم کردهاند، در اشتباه بودهاند
به گزارش خبرگزاری فرانسه بر اساس بررسیهای دادههای بازگشتداده شده از جستجوگر وویجر 2 سازمان فضایی آمریکا (ناسا) مشخص شده است که حوزه تاثیر خورشید (هلیوسفر)، نه گرد، بلکه بسیار نامتقارن است.
هلیوسفر شامل فضایی میشود که بادهای خورشیدی، یا ذرات فورانیافته از خورشید در آن غلبه دارد. هلیوسفر به فراتر از مدار پلوتو میرسد که در فاصلهای حدود شش میلیارد کیلومتری خورشید به دور خورشید میچرخد.
وویجر که در سال 1977 سفر تاریخیاش به سوی سیارات بیرونی را آغاز کرد، اکنون از این مرز متلاطم که "ضربه انتهایی" (termination shock) نامیده میشود، و در آن هلیوسفر به فضای بینستارهای میپیوندد، عبور کرده است.
سفینه دوقلوی وویجر دو، وویجر یک چهار سال پیشتر در نقطهای متفاوت در حدود 1.5 میلیارد کیلومتری خورشید، از این آستانه گذشت.
بر اساس بررسیهایی که نتایج آنها چهارشنبه 16 جولای (26 تیر) در نشریه Nature منتشر شده است، این تفاوت بیانگر آن است که هلیوسفر حتی به شکل یک کره کامل نزدیک هم نیست، بلکه مانند یک تخممرغ شکلی کشیده دارد. دانشمندان معتقدند "کف" این تخم مرغ در نتیجه برخورد دائمی ذرات، در حالیکه بادهای خورشیدی به ذرات اتمی پرتابشده از فضای بینستارهای برخورد میکنند، پهن شده است.
وویجر 2 در طول یک روز چندبن بار از "ضربه انتهایی" گذشت که نشان میدهد که این مرز در سیلانی دائمی است، مانند عقب و جلو رفتن یک موج جزرو مدی.
برای دهههای آینده این دو سفینه فضایی که با سرعت 17 کیلومتر در ثانیه به در حرکت هستند تنها منبع مشاهدات محلی از حدود دوردست منظومه شمسی هستند. این جستجوگرها در اصل برای مشاهده مشتری و زحل به فضا فرستاده شدند و اکتشافات مهیجی هم انجام دادند، مانند کشف یک آتشفشانهای فعال روی قمر مشتری به نام لو، و درهم فرورفتگیهای ناشناخته در حلقههای زحل.
پس از آن ماموریت این دو سفینه دوباره طراحی شد تا به اکتشاف فضای ماورای سیارات منظومه شمسی بپردازند.
وویجرها اولین اشیای دستساز بشر که به این کرانههای سرد و تاریک رسیدند، در غیاب انرژی خورشیدی از باتریهای هستهای پردوام قدرت میگیرند.
وویجر 2 آنقدر در فاصله دوری از زمین قرار دارد که برای این که فرمانها از کره زمین با سرعت نور به آن برسد، چند ساعتی وقت لازم است. هر کدام از سفینههای وویجر در هر روز 1.6 میلیون کیلومتر راه میپیمایند.
هر دوی این سفینهها، برای زمانی که احتمالا با یک موجود هوشمند غیرزمینی برخورد کنند، درای یک "ضبط طلایی" از صداها و تصاویر درباره زندگی در کره زمین در دهه 1970 هستند.
همشهزی آنلاین
|
|
|
رادیو تلسکوپها تصویری را آشکار کردند که در آن فرآیند رهاسازی ماده نمایان است و سیاهچالهای هسته کهکشانی را می بلعد. اخترشناسان مدتها بر این گمان بودند که هستههای بسیار درخشان کهکشانهای مارپیچی سایفرت(Seyfert)، انرژی خود را از راه مصرف کردن ماده سیاهچالههای خود تامین می کنند، اما هرگز نتوانستند کشف کنند که آنها در آغاز دقیقاً چه مقدار ماده داشتند. یکی از نظریههای پیشرو میگوید ماده کهکشان های سایفرت طی برخوردی با کهکشان همسایه توزیع شده است، در نتیجه گازهای آن پرتحرک میشود و اگر در جنگ گرانش پیروز شود، مقدار بیشتری از ماده برای هسته خود می آورد. وقتی اخترشناسان این کهکشانها را در نور مرئی مینگرند، مقدار کمی از جرم مشاهده شده را می توانند به عنوان مدرکی در تائید این نظریه ارائه دهند. اما در حال حاضر عکس جدیدی که با آرایه بسیار بزرگ تلسکوپهای رادیویی گرفته شده نشان می دهد که بیشتر جرمی که دیده می شود طی برخورد مداوم با کهکشان همسایه توزیع شده است. به گزارش سايت نجوم، «چنگ یوکو»، دانشجوی دکترای دانشگاه ویریجینیا می گوید: آرایه بسیار بزرگ از آنچه واقعاً در این کهکشانها اتفاق می افتد پرده برداشته است. شکل و نحوه جایگیری گاز این کهکشانها آشکارا نشان می دهد که کهکشان همسایه مقداری از گاز را به سرعت به سمت خود میکشاند. این یکی از موارد بسیار جالب در تضاد بین تصاویر مرئی و تصاویر رادیویی است. از دیگر اثرات برخورد کهکشانی، فرستاده شدن گاز و غبار به سمت سیاهچاله مرکز کهکشان است که باعث تولید انرژی میشود. تجمع ماده در سیاهچاله ها به قدری زیاد است که حتی نور هم نمی تواند از دام گرانش آن فرار کند. سیاهچاله ها در مرکز کهکشانها مستقر هستند و بسته به سرعت بلعیدن ماده، آنها را در طیف وسیعی از میزان فعالیت طبقهبندی می کنند. سایفرتها در میانه این دسته جای دارند، در حالیکه اختروشها و بلازارها صدها بار پرتوانترند. اخترشناسان تعدادی از سایفرتها ر كه قبلاً در نور مرئی رصد کرده بودند، انتخاب کردند، اما این بار آنها را در طول موج رادیویی که از اتمهای هیدروژن ساطع می شد بررسی کردند. این بررسی نشان داد که ماده اکثر آنها طی برخورد با کهکشان همسایه توزیع شده است. «یاون تانگ» دانشجوی دکترای دانشگاه ملی تایوان می گوید: با مقایسه این تصاویر با نمونه آنها از کهکشانهای غیر فعال در طول موج رادیویی، رابطه تنگاتنگ بین برخوردهای نزدیک و توان سیاهچاله ها در هسته نمایان شده است. درحال حاضر این بهترین سوخت برای کهکشانهای سایفرت است. «جرمی لیم» از آکادمی اخترفیزیک و اخترشناسی میگوید: نتایج ما نشان میدهد که گازهای هیدروژن ابزار قدرتمندی برای آزاد کردن نوع دیگری از برهمکنش گرانشی دیده نشدنی در بین کهکشانهاست و این خود پیشرفتی بزرگ در درک این اجرام است. همشهري آنلاين |
منظومه خورشيدي ما منحصر به فرد است اخترشناسان ميگويند براساس شبيه سازيهاي رايانهيي، منظومه خورشيدي ما، ويژه و منحصر به فرد است.
به گزارش ايسنا، در اين پژوهش جديد كه از سوي اخترشناسان دانشگاه نورث وسترن انجام شده، شبيهسازيهاي رايانهيي نشان داده است كه منظومه شمسي در كهكشان راه شيري تا چه اندازه خاص و منحصر به فرد است.
اخترشناسان در اين پژوهش از اطلاعات اخير حاصل از 300 سياره خارج منظومه شمسي كه به دور ستارههاي ديگري به غير از خورشيد كشف شدهاند، استفاده كردهاند.
در حالي كه مطالعات قبلي نشان داده بود منظومه خورشيدي، مانند ساير منظومههاي كيهاني است، اما در تحقيق جديد اين تصور رد شده است و شواهد رايانهيي واقعيت ديگري را نشان ميدهند.
اين پژوهشگران ميگويند: اگر ويژگيهاي منظومه شمسي اندكي با وضعيت كنوني فرق ميكرد، اتفاقات ناگوار و ناخوشايندي رخ ميداد، مثلا سيارات اين منظومه به داخل خورشيد و يا به اعماق فضا پرتاب ميشدند.
پژوهشگران نورث وسترن نخستين گروهي هستند كه با استفاده از شبيه سازيهاي رايانهيي در مقياس عظيم، مدل تشكيل منظومههاي سيارهيي را از ابتدا تا انتها تهيه كردهاند.
اين پژوهشگران بيش از 100 مدل شبيهسازي درست كردهاند و نتايج بررسي اين مدلها نشان داد كه هر چند به طور متوسط مبدا شكلگيري منظومههاي سيارهيي بر اساس برخوردهاي تهاجمي و شديد است، اما در منظومه ما همه چيز درست سر جايش خودش قرار دارد و در اين منظومه خبري از اين خشونتها و آشفتگيها نيست.
اين تيم تحقيقاتي تصميم گرفتند كه رشد سيارات، تعامل جاذبهيي بين آنها و كل سيستم سيارهيي را در كل بستر فضايي مورد مطالعه و بررسي قرار دهند.
پژوهشگران ميگويند: منظومه شمسي تحت شرايط كاملا درست و دقيق متولد شده تا به مكاني منحصر به فرد براي ما انسانها تبديل شود
همشهريآنلاين
مجموعهای از سیارههای"ابر-زمین" كشف شد پژوهشگران اروپایی اعلام کردند که مجموعهای از سه "ابر- زمین" را که به دور یک ستاره نزدیک به ما میچرخند و نیز دو منظومه شمسی دارای سیارههای کوچک را کشف کردهاند.
به گزارش خبرگزاری رویترز یافتههای این دانشمندان که یافتههای آنها در کنفرانسی در فرانسه ارائه شد، میگویند وجود سیارههایی مانند کره زمین در جهان ممکن است بسیار رایج باشد.
میشل مایور ار رصدخانه ژنو در سوئیس در این باره گفت: "آیا هر ستاره منفردی دارای سیاراتی به دور خود است و اگر چنین است به چه تعداد؟ ممکن است ما هنوز پاسخ این پرسش را ندانیم، اما پیشرفت بزرگی به سوی یافتن پاسخ کردهایم."
این سیارات سهگانه به دور ستارهای اندکی بزرگتر از خورشید ما میچرخند که در فاصله 42 سال نوری به سوی صورت فلکی دورادوس و پیکتور قرار دارد.
یک سال نوری به معنای مسافتی است که نور در مدت یک سال یا سرعت 300000 کیلومتر در ثانیه میپیماید و معادل حدود 9.46 تریلیون کیلومتر است.
این سیارهها با سرعت بسیار بالا به دور ستارهشان میچرخند- در مقایسه با چرخش 365 روزه کره زمین، یکی از آنها با در زمان معادل 4 روز و دوتای دیگر در 10 و 20 روز مدارشان به دور ستارهشان را کامل میکنند.
مایور و همکارانش از تلسکوپ HARP یا Accuracy Radial velocity Planet Searcher واقع در رصدخانه لا سیلا در شیلی برای یافتن این سیارات استفاده کردند.
تا به حال بیش از 270 به اصطلاح "سیاره خارجی" (exoplanet) یافت شدهاند. اغلب این سیارات غولآسا و مانند مشتری و زحل در منظومه شمسی هستند. یافتن سیارات کوچکتر مانند کره زمین بسیار مشکلتر است.
به گفته این پژوهشگران استفاده از ابزارهای دقیقی مانند طیفسنج HARPS به آنها امکان میدهد که اکنون سیاراتی کوچکتر با جرمی بین 2 تا 10 برابر جرم کره زمین را پیدا کنند.
این گروه همچنین یک سیاره به اندازه 7.5 برابر کره زمین که به دور ستاره HD 181433 در طول 9.5 روز میچرخد کشف کردهاند. این ستاره یک سیاره مشتریمانند هم دارد که در مدت سه سال به دور آن میچرخد.
منظومه شمسی دیگری که این دانشمندان یافتهاند دارای سیارهای با ابعاد 22 برابر کره زمین که هر چهارروز یک بار دور ستاره مرکزی میچرخد و نیز یک سیاره زحلمانند که مدت چرخش مداری آن 3 سال است.
مایور معتقد است اینها تازه نوک کوه یخ هستند. او میگوید: "تجزیه و تحلیب همه ستارهای با استفاده از HARPS نشان میدهد که حدود یک سوم ستارههای خورشیدمانند یا دارای سیارههای ابر-زمین یا نپتونمانند هستند که دوره مداری آنها کوتاهتر از 50 روز است.
همشهری آنلاین
کوچکترین سیاهچاله جهان کشف شد دانشمندان سازمان فضایی آمریکا (ناسا) کوچکترین سیاهچاله تا به حال یافتشده را شناسایی کردند:
سیاهچالهای با جرم چهار برابر جرم خورشید و اندازهای در حد یک شهر بزرگ
به گزارش خبرگزاری رویترز اما این سیاهچاله کوچک که J1650 نام دارد، به گفته پژوهشگران در اجلاسی در لسآنجلس هنوز میتواند یک شخص را با قدرت کشش خود به "یک رشته اسپاگتی" بدل کند.
نیکولای شاپوشنیکوف از مرکز پرواز فضایی گدارد سازمان فضایی آمریکا در گرینبلت مریلند در این باره گفت: "این سیاهچاله واقعا حدود قبلی را پشت سر میگذارد. سالها است که ستارهشناسان به دنبال آن بودهاند که کوچکترین اندازه یک سیاهچاله را بدانند، و این سیاهچاله کوچک گام بزرگی برای پاسخ به این پرسش است."
این سیاهچاله نیز مانند سایر سیاهچالهها بوسیله ستارهای که سوختش به پایان رسیده است و به خاطر جاذبهاش روی خودش سقوط کرده است، به وجود میآید.
احتمال دارد که سیاهچالههایی بزرگتر و قویتر در مراکز کهکشانها وجود داشته باشد.
شاپوشنیکوف و همکارش در مرکز گدارد، لف تیتارچوک، از ماهواره Rossi X-ray Timing Explorer ناسا و شیوه جدیدی برای تخمین اندازه این سیاهچاله استفاده کردند که در منظومهای در صورت فلکی آرا در کهکشان راه شیری خودمان یافت شده بود.
آنها در اجلاس شعبه اخترفیزیک پرانرژی جامعه ستارهشناسی آمریکا در لوسآنجلس گفتند این شیوه نوسان گازهای داغ انباشتهشده در نزدیک سیاهچاله در حالیکه ماده را میبلعد، اندازه میگیرد.
آنها تخمین میزنند که این سیاهچاله جرمی به اندازه 3.8 برابر خورشید و حدود 24 کیلومتر قطر دارد.
شاپوشنیکوف گفت: "این سیاهچاله یکی از کوچکترین اجرامی است که در خارج از منظومه شمسی ما کشف شده است."
کوچکترین سیاهچالهای که پیش از این کشف شده بود، GRO 1655-40 است که جرمی حدود 6.3 برابر خورشید دارد.
ناسا در بیانیهای در این مورد گفت: "شگفتآور این است که معادلاتی از آلبرت اینشتین پیشبینی میکند که سیاهچالهای با جرمی به اندازه 3.8 برابر جرم خورشید باید قطری به اندازه 24 کیلومتر داشته باشد."
پژوهشگران گفتند که ستارهای درحال سقوط روی خود که کوچکتر از J1650 باشد، احتمالا ستارهای نوترونی را تشکیل میدهد و نه یک سیاهچاله.
همشهری آنلاین
اينجا خبري از سياره X نيست آيا منظومه شمسي مهماني جديد تحت عنوان سياره دهم دارد؟ اين موضوع جالب علمي فضايي سالهاست كه به تناوب در محافل مختلف علمي و تحقيقاتي جهان مطرح شده است. موضوع سياره دهم با نام سياره X ، به عنوان نظريه سيارهاي فراتر از نپتون مطرح شده و عنوان X آن نيز از عدد «10» رومي گرفته شده است. اين نظريه ميگويد سياره دهم وجود دارد و در آينده بر اساس مداري كه روي آن حركت ميكند به زمين نزديك خواهد شد.
آن دسته از كارشناساني كه از اين نظريه حمايت ميكنند، مدعي هستند عواملي نظير زمين لرزه و دادههاي جوي مدارك روشني درخصوص تاثيرگذاري اين سياره بر زمين در آينده هستند. آنها همچنين مدعي هستند دولتهايي همچون آمريكا در قالب ابزار محكمي مثل ناسا از انتشار اطلاعات مربوط به اين سياره خودداري ميكنند تا از مطرحشدن آن به عنوان سياره دهم جلوگيري شود.
با اين حال گروه كثيري از اخترشناسان با ارائه مستندات پذيرفته شده علمي معتقدند هيچگونه مدرك مستند علمي مبني بر وجود سياره دهم وجود ندارد، چون در صورت وجود، انسان بايد با استفاده از چشم غيرمسلح نيز آن را رويت كند. نظريه سياره دهم از سال 1930 حيات يافت و تا دهه 90 ميلادي كه در نهايت نادرست بودن آن اثبات شد، موجب انحراف دانش بشري به مدت بيش از نيم قرن شد. اكنون در اتحاديه بينالمللي اخترشناسي اين حقيقت مستند پذيرفته شده است كه اصولا چيزي به نام سياره دهم بر خلاف آنچه پيش از اين تصور ميشده است وجود خارجي ندارد. در حقيقت در علوم نجوم از واژه سياره X به عنوان عبارتي براي آنچه در منظومه شمسي كشف نشده است، اما همچنان تلاش براي كشف آن ادامه دارد ياد ميشود.
بر اساس مستندات موجود سياره پلوتو كه اتفاقا بر سر ادامه عضويت آن در باشگاه سيارات منظومه شمسي حرف و حديثهاي فراواني نيز وجود دارد، در جريان كشف سياره X رصد شد. با اين حال باز هم سياره X در حد يك نظريه رد شده باقي مانده است.
اما اساس پيدايش اختلاف نظرات جهاني درباره سياره دهم به چه زماني باز ميگردد؟ در آغازين سالهاي قرن بيستم ميلادي، بسياري از اخترشناسان بر انديشهاي پافشاري داشتند كه بر اساس آن به احتمال فراوان سيارهاي هم در وراي نپتون وجود دارد. نپتون بر اساس محاسبات رياضيداناني به نامهاي جان كاك آدامز و اوربن وارير كشف شده بود تا توضيحي بر اختلافات موجود ميان مدار محاسبه شده و رصد شده سيارات اورانوس، زهره و مشتري باشد.
پس از كشف نپتون، هنوز هم اختلاف نورهايي در مدار اين سيارات ديده ميشد. دامنه اين اختلافات نوري حتي به مدار نپتون نيز رسيده بود. اين اطلاعات و ابهامات موجود اخترشناسان را به اين فرضيه سوق داد كه احتمالا باز هم سياره ديگري اين بار ماوراي سياره تازه كشف شده نپتون وجود دارد. پرسيوال لاول كه مدعي است براي نخستين بار، او كانالهاي موجود در سطح مريخ را رصد كرده است اين سياره را سياره X نام گذاشت. البته وي دو سري تحقيقات مجزا براي كشف دقيق اين سياره انجام داد كه اتفاقا هر دوي آنها با ناكامي همراه بود. نخستين سري از اين تلاشها در سال 1909 پايان يافت و پس از تجديدنظرهايي در محاسبات و پيشبينيهايش درخصوص مكاني كه اين سياره بايد وجود داشته باشد، دومين سري از تلاشهايش را در حد فاصل سالهاي 1913 تا 1915 انجام داد، اما آن نيز بدون نتيجه مشخصي پايان يافت.
اما در سال 1972 دنياي علم شاهد طرح نظريه عجيب و البته بحثبرانگيز ديگري درخصوص اين سياره بود. در آن سال ژوزف برادي از رصدخانه ملي لاورنس ليورمور به مطالعه دقيق بينظميهايي در دنبالهدار هالي (Halley) پرداخت. وي مدعي شد اين بينظميها ميتواند ناشي از وجود سيارهاي در حد و اندازه مشتري باشد كه در نقطهاي از منظومه شمسي فراتر از نپتون قرار داشته و به دور خورشيد ميچرخد. اين نظريه به دليل آن كه بسيار جنجالبرانگيز بود از سوي اخترشناساني نظير مارسدن مورد حمله قرار گرفت. وي در پاسخ به اين نظريه جنجالي گفت بينظميهايي كه در دنبالهدار هالي (Halley) وجود دارد، تصادفي است و ذاتا بدون ترتيب خاصي روي ميدهد و اين عوامل موجب ايجاد تغييرات و نوساناتي در خط سير حركتي آن ميشود.هارينگتون در سال 1993 از دنيا رفت بدون آن كه اثري از سياره دهم يا همان سياره X پيدا كند. در همان سال اخترشناسي به نام استنديش از اطلاعات ارسالي فضاپيماي كاوشگر وويجر 2 كه در سال 1989 پرواز در ارتفاع پاييني بر فراز نپتون داشته است استفاده كرد تا بار ديگر تاثير جاذبهاي اورانوس بر آن را محاسبه كند. زماني كه تراكم اين سياره نيز با استفاده از اين دادهها و محاسبات دوباره اندازهگيري شد، محققان آزمايشگاه پيش رانش جت از برطرف شدن اختلاف محاسبات مربوط به مدار اين سياره خبر دادند تا شايد حداقل بحث بيپايه تاثيرگذاري سياره X بر مدار نپتون خاتمه يابد.
از آن گذشته تاكنون هيچ گونه تاثير جاذبهاي كه به تغيير مسير حركتي فضاپيماهايي نظير پايونير 10، پايونير 11، وويجر يك و وويجر 2 منجر شود و گوياي آن باشد كه سياره ناشناخته ديگري در منظومه شمسي وجود دارد، مشاهده نشده است.آنچه امروز و برخلاف تصورات پذيرفته شده در نيمه نخست قرن گذشته به اثبات رسيده است، حاكي از وجود نداشتن سيارهاي به نام X در منظومه شمسي است.سال گذشته ميلادي (2007) موضوع سياره X به همراه تداوم عضويت يا اخراج سياره بحثبرانگيز پلوتو از باشگاه سيارات منظومه شمسي، دو مساله اصلي مورد بحث در اتحاديه بينالمللي اخترشناسي بود.در پايان نشست اين اتحاديه و پس از بحث و تبادل نظرهاي گوناگون، تصميمات جديدي اتخاذ شد كه بر مبناي آنها از اين پس تعداد سيارات منظومه شمسي براي هميشه 8 سياره خواهد ماند.
از آن گذشته، پلوتو ديگر جزئي از باشگاه سيارات منظومه شمسي نخواهد بود و از اين پس نيز در صورت رصد هرگونه جرم آسماني كه بتوان آن را نوعي سياره اطلاق كرد (حتي سياره X ) اين مهمان جديد را به عنوان سياره كوتوله خواهند شناخت و نه سياره نهم!
مهدي پيرگزي
|
|
|
دانشمندان با تحلیل و بررسی نور کهکشانهای کوتوله که به دور کهکشان راه شیری در گردش هستند، به این نتیجه رسیدند که حداقل وزن کهکشانها با حجم 10 میلیون برابر خورشید را کشف کردهاند. این حجم میتواند کمترین حجم شناخته شده ذرات "توده ساختمانی" نامرئی و مرموز بنام ماده تاریک باشد. ستارگانی که در داخل این نوع تودههای ساختمانی زاده میشوند، با هم یکجا شده و بصورت کهکشانها در میآیند. دانشمندان در مورد ذرات میکروسکوپی و کوچک ماده تاریک كه با آن، ماده تاریک پنج ششم کل ماده در کائنات را تشکیل می دهد، اطلاعات زیادی ندارند به گفته لویس ستریگاری سرپرست ارشد این مطالعات در دانشگاه ایروین در کالیفورنیا "با دانستن کمترین حجم کهکشان، بهتر میدانیم که ماده تاریک چگونه رفتار میکند و در نتیجه روزی خواهیم دانست که کائنات و شکل حیاتی را که میشناسیم، چگونه بوجود آمده اند." ماده تاریک بر رشد ساختار در کائنات حکم میراند. بدون آن، کهکشان ها همانند کهکشان راه شیری وجود نخواهند داشت. دانشمندان میدانند که گرانش ماده تاریک ماده معمولی را جذب می کند و باعث می گردد تا کهکشان ها شکل بگیرند. در ضمن گمان میبرند که با گذشت زمان، کهکشانهای کوچک با هم ترکیب شده و کهکشان های بزرگ مانند کهکشان راه شیری را ساختهاند. کوچکترین کهکشانهای شناخته شده به نام کهکشانهای کوتوله از نظر درخشندگی بسیار متنوعند و گاهی از یک هزار تا 10 میلیون بار درخشنده تر از خورشید ما میباشند. حداقل 22 کهکشان کوتوله شناخته شده به دور کهکشان راه شیری در حرکتند. دانشمندان دانشگاه ایروین، با استفاده از داده های به دست آمده از تلسکوپ دوچشمی بزرگ کک در هاوایی و تلسکوپ ماژیلانیک در کشور شیلی و بخصوص با محاسبه جرم آنها، 18 کهکشان کوتوله را مطالعه و بررسی نمودند. دانشمندان با تجزیه نور هر کهکشان، مشخص نمودهاند که ستارگان با چه سرعتی حرکت میکردند. اما هم اکنون با استفاده از سرعت آنها، حجم هر کهکشان را محاسبه کردند. پژوهشگران پیش بینی میکنند که با سنجش درخشانترین و کم فروغ ترین کهکشان، حجم آنها از هم متفاوت باشند. اما به طور شگفتآوري تمام کهشکانهای کوتوله حجم یکسان داشتند؛ یعنی 10 میلیون بار پر حجمتر از خورشید. مانجو کاپلینگات، یکی از محققان، و پروفسور همکار فیزیک و اخترشناسی در دانشگاه ایروین می گوید که این یافتهها از یک قیاس استفاده میکند که در آن انسان نقش ماده تاریک را بازی میکند. " تصور كنيد شما یک موجود بیگانهاید که بر فراز زمین پرواز میکنید و مناطق شهری را با توجه به تمرکز نور در شب، میشناسید. با توجه به درخشنده ترین نور ها حدث میزنید که مثلأ در لوس انجلس انسان های زیاد تری نسبت به شهر بمبئی زندگی میکنند، اما مسئله این طور نیست. ولی آنچه را که ما کشف کردیم، علاقه و اشتیاق برای گفتن این است که مناطق زیر زمینی، حتی مناطقی که در شب برای بیگانگان قابل رویت است، جمعیتی بیش از 10 میلیون نفر دارد". از آنجايی که کهکشانهای کوتوله بیشتر از ماده تاریک ترکیب شدهاند، پس تناسب ماده تاریک در مقایسه با ماده معمول 10 هزار در برابر 1 میباشد؛ یعنی کشف کم حجمترین، یک بخش اساسی از ماده تاریک را آشکار میسازد. به گفته جیمز بولوک، یکی دیگر از تحقیق کنندگان همکار و رئیس مرکز کیهان شناسی دانشگاه ایروین " ما واقعأ برانگیخته شدیم، زیرا این کهکشانها بصورت واقعی نامرئی هستند، ولی در عین حال مقدار زیادی ماده تاریک را در خود دارند. این کهکشانها به ما کمک میکنند تا ذراتی که ماده تاریک را ساختهاند، بشناسیم و به ما میفهمانند که کهکشان ها چگونه شکل گرفتهاند". دانشمندان میگویند حتی توده هایی از ماده تاریک وجود دارد که هیچ ستاره ای در آن نباشد. تاکنون تنها تودههای ماده تاریکی را که دانشمندان میتوانند کشف کنند، آنهایی هستند که توسط ستارگان روشن شدهاند. دانشمندان امیدوارند بعد از اینکه دستگاه سقوط دهنده بزرگ در اواخر امسال در کشور سوئيس فعال شود، بتوانند ذرات میکروسکوپی ماده تاریک را بشناسند. این دستگاه دو میله یا ستون هسته را در یک حلقه در جهت مخالف سرعت میدهد و سپس آنها را با شدت به هم میکوبد تا شرایط بعد از لحظه انفجار بزرگ را به وجود بیاورد. دانشمندان امیدوارند تا با انجام این کار برای اولین بار ذرات ماده تاریک را در یک آزمایشگاه بسازند. همشهري آنلاين |