نجوم و اختر شناسی
بخشی از اسرار نورهای قطبی گشوده شد دانشمندان میگویند برای فورانهای ناگهانی و حرکات سریع، که گاه در نورهای شمالی و جنوبی مشاهده میشود توضیحاتی یافتهاند.
به گفته دانشمندان، فورانهاي ناگهاني و حركات سريع نورهاي قطبي، ناشی از انتشار مقدار عظیمی انرژی ذخیره شده است که 100 هزار کیلومتر بالاتر از سطح زمین در میدان مغناطیسی محافظ آن روی میدهد. این حوادث انفجارگونه زمانی اتفاق میافتد که خطوط میدان مغناطیسی زمین تحت فشار زیاد، ناگهان شکل تازهای به خود میگیرد.
این نتیجهگیری بر اطلاعات جمع آوری شده توسط پنج ماهواره سازمان هوافضای آمریکا، ناسا، که دور زمین می گردند استوار است. واسیلیس آنجلوپولوس از دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس گفت: "ما عاملی که نورهای شمالی را به رقص در می آورد کشف کردهایم."وی دانشمند ارشد ماموریت تمیس است.
به گزارش آسمان پارس، محققان با استفاده از پنج ماهواره همانند تمیس که در فاصله زیاد از یکدیگر میگردند و همچنین شبکه حمایتی آنها روی زمین، سلسله حوادثی را ردیابی کردند که با یک "زیرتوفان" اولیه شروع شده و در نهایت به یک رقص رنگارنگ نور در آسمان شب دو قطب زمین منجر میشود. این مطالعات تایید کرد که توفانها با یک به اصطلاح "بازاتصال" در خطوط میدان مغناطیسی شروع میشود.
نیکولا فاکس دانشمند دانشگاه جان هاپکینز توضیح داد: "زمین غرق بادهای خورشیدی است که میدان مغناطیسی خورشید را با خود حمل میکنند." "این میدان میتواند در جهتهای مختلف قرار گیرد، اما وقتی در جهت مقابل میدان مغناطیسی زمین قرار می گیرد، درست همانطور که دو قطب مخالف یک آهنربا همدیگر را جذب میکنند، خطوط دو میدان شکسته شده و به هم میپیوندند."
"این اتصال مجدد باعث ورود مقدار عظیمی انرژی خورشیدی به داخل اتمسفر مغناطیسی زمین می شود. این به نوبه خود یک زیرتوفان ایجاد می کند که در نهایت منجر به نورهای قطبی میشود." رصدهای تمیس نشان می دهد که یک زیرتوفان در منطقهای از فضا به فاصله تقریبا یک سوم مسافت زمین از ماه روی میدهد و یک الگوی مشخص را دنبال می کند.
این الگو حاوی یک دوره بازاتصال، و بعد روشنایی سریع نورها و گسترش سریع این نورها به سوی قطبها است. این فرآیند در توزیع مجدد جریانهای الکتریکی که در اطراف زمین در فضا جریان مییابند به اوج می رسد. درک زیرتوفانها مهم است چون این پدیده میتواند ذرات پرانرژی زیانبار را به زمین نزدیک کند، جایی که فضانوردان و ماهواره ها قرار دارند. جریان های عظیم همچنین میتواند وارد اتمسفر شده و خطوط برق و سیستم های ارتباطی را مختل کند.دانشمندان مایل هستند امکان پیش بینی مشکلات احتمالی این پدیده را داشته باشند.
همشهري آنلاين
راهی برای جمع آوری یخ فونیکس به دنبال روش جدیدی برای جمع آوری یخ از زیر سطح مریخ است
مریخ نشین فونیکس در تلاش است تا چاله موسوم به سفید برفی (Snow White) را تا عمق بیشتری گود کند تا به کاوش لایه یخی در زیر سطح آن بپردازد که چندی پیش در میان خاک سطح مشاهده شده بود . فونیکس هم اکنون مشغول کندن این ناحیه است. تیم هدایت کننده بازوی رباتیک، در حال فعالیت بر روی نحوه برداشت نمونه یخ و انتقال آن به آزمایشگاه TEGA است. يكي از اعضای گروه، در این باره می گوید : "سطح یخی استحکام بیشتری دارد و فونیکس می بایست روش موثرتری را برای جداسازی یخ و انتقال آن به آزمایشگاه بیابد."
وي اضافه کرد :" بر روی بیلچه بازوی رباتیک، سه ابزار کمکی به منظور حفاری تعبیه شده است . تیغه تیتانیومی که در قسمت جلویی بیلچه به همراه تیغه ثانویه کربید تنگستن که در قسمت زیرین بیلچه واقع شده اند می توانند عملیات حفاری را آسانتر کنند . همچنین سوهانی که در شکاف پشت بیلچه قرار دارد می تواند با حرکت سریع خود ، سطح خاک یا یخ را تراش دهد."
"انتظار داریم که یخ و خاک یخی به دلیل دمای پایین مریخ ، بسیارسخت و محکم باشند. ما در حال آماده شدن برای استفاده از سوهان برای تراش و تولید ذرات خاک یخی و یخ نرم برای رساندن آن به به TEGA هستیم."
در روز دوشنبه (24تير)، سوهان ، توده ای از یخ تراشیده شده را در ته گودال ایجاد کرد ، اما مواد را به بیلچه وارد نساخت.به گزارش آسمان پارس، تصاویر مخابره شده به زمین گواه این مطلب است که میزان توده یخ تراشیده شده، کمتر از مقدار آن در حفاری پیشین بود و به همین دلیل جمع آوری آن توسط بیلچه بازوی رباتیک مشکل تر بوده است.
هم اکنون اعضای تیم هدایت کننده بازوی رباتیک، با استفاده از مدل مهندسی فونیکس در Payload Interoperability Testbed به دنبال یافتن راهی برای استفاده از سوهان موتوری در بیلچه بازوی رباتیک به منظور یافتن راه بهینه برای تراش سطوح سخت و برداشت مواد حاصل از تراش آنها هستند. این آزمایشها به گروه کمک خواهد کرد تا بهترین راه برای جمع آوری و انتقال نمونه به آزمایشگاه را بیابند. این تیم همچنین درحال تحلیل نتایج بدست آمده از آزمایشگاه شیمیایي رطوبتی میباشد
همشهري آنلاين
قطبهای قمر مشتری جابهجا شدهاند مطالعات جدید نشان میدهد که پوسته یخی بیرونی اروپا، قمر مشتری، در طول 60 میلیون سال گذشته به اندازه 80 درجه لغزیده است و مناطق قطبی قمر را به سمت خط استوای آن منتقل کرده است.
نتایج این تحقیق این نظریه را تقویت میکند که احتمالا زیر سطح یخی اروپا اقیانوسی از آب مایع وجود دارد. این اقیانوس میتواند بندرگاهی برای حیات باشد.
کرههای چرخان، تودههای سنگین روی سطحشان را به سمت خط استوا حرکت میدهند. اگر تودهها نزدیک قطبها واقع باشند، میتوانند در طی جریانی که «انحراف قطبی حقیقی» خوانده میشود از محور چرخش فاصله بگیرند.
برای اجسام بزرگ مانند زمین و مریخ که اصطکاک بین لایههای درونیشان بسیار زیاد است چنین لغزشهایی میتواند بسیار کند باشد. ولی اگر یک پوسته سخت یخی بیرونی در روی یک اقیانوس شناور باشد میتواند به سرعت منحرف شود.
«پاول شنک» و همکارانش از موسسه تحقیقات سیارهای در تگزاس بر این باورند که شکستگیهای سطح اروپا خود نشاندهنده این است که اقیانوسی زیر سطح این قمر قرار دارد.
محققان میگویند سه فرورفتگی کمانی عمیقی که صدها کیلومتر روی قمر امتداد دارند با رگههایی که در اثر چرخش 80 درجهای سیاره به وجود میآیند همخوانی دارند.
«فرانسیس نیمو» ، عضوی از این گروه، پیش از این پیشنهاد کرده بود که انسلادوس، قمر زحل نیز ممکن است یک اقیانوس زیرین داشته باشد و در گذشته پوسته آن منحرف شده باشد.
البته پرسشهایی در مورد احتمال این که پوسته سخت اروپا چرخیده باشد باقی میماند و محققان سعی خواهند کرد تا در ماههای آینده به آنها پاسخ دهند. شنک به نیوساینتیست گفت: "ما بسیار علاقه داریم که بفهمیم این چرخش در چه زمانی اتفاق افتاده است."
مطالعات نشان میدهد سطح یخی اروپا 60 میلیون سال پیش شکل گرفته است ولی گروه هنوز مطمئن نیست که آیا چرخش یکباره اتفاق افتاده یا در طی یک سری از حوادث رخ داده است. آنها همچنین امید دارند تا در مورد ضخامت یخ که هم اکنون در حدود 10 کیلومتر محاسبه شده است، اطلاعات دقیقتری کسب کنند.
سايت نجوم
همشهري آنلاين
|
اخترشناسان دمای دوران اولیه عالم را اندازه گیری کردند |
|
اخترشناسان روش غیر مستقیمی را برای اندازه گیری دمای عالم در 11 میلیارد سال پیش یافتهاند ما نمی توانیم در زمان به عقب برگردیم و گرماسنجی را در دوران ابتدایی جهان نصب کنیم، اما اخترشناسان روش بهتر و غیر مستقیمی را برای اندازه گیری دمای عالم در 11 میلیارد سال پیش یافتند. دما در آن زمان بسیار سرد و معادل 9 کلوین (264- درجه سانتی گراد) بوده است اما با این حال گرمای بیشتری نسبت به زمان حال داشته است، دما اکنون کمتر از 3 کلوین (270- درجه سانتی گراد) است. برخی از سردترین اجرام در عالم، ابرهای گازیای هستند که فضای میان ستاره ای و کهکشانی را پر کرده اند. اما باز هم این اجرام گرم تر از صفر مطلق یا صفر کلوین هستند و این بدان دلیل است که آنها با تابش باقی مانده از دوران اولیه جهان گرم می شوند. آنچه که تابش زمینه کیهانی نام دارد، همان تابشی است که پلاسماهای موجود در عالم از خود ساطع می کنند، این تابش از 380000 سال بعد از انفجار بزرگ در محیطی از عالم با فاصله 13.7 میلیارد سال نوری از ما، شروع به پرتوافشانی کرد. اما همانگونه که عالم انبساط می یافت، به طول موج این تابش ها افزوره می شد و انرژی آنها کمتر می گشت و این بدین سبب بود که تابش زمینه کیهانی از جنس امواج الکترومغناطیس است. همراه با این دو رخداد دمای تابش نیز کمتر شد تا به دمای کنونی یعنی 2.7 کلوین رسید. اکنون گروهی از اخترشناسان هندی دمای این تابش را در 11 میلیارد سال پیش یعنی زمانی که عالم تنها 5 میلیارد سال عمر داشته است، اندازه گرفته اند. روش غیر مستقیم آن ها دمای تابش زمینه کیهانی را معادل 9.15 کلوین با اختلاف عددی 0.7 کلوین اندازه گیری کردند که این رقم بسیار نزدیک به 9.3 کلوین است که نظریه انفجار بزرگ آن را پیش بینی می کند.اخترشناسان با روشی کاملا غیرمستقیم به حاصل نهایی رسیدند. در حقیقت آنها دمای گاز مونواکسید كربن را در کهکشانی با فاصله 11 میلیارد سال نوری اندازه گرفتند. این گاز به سبب قرار گیری در مقابل نور یک اختروش (کوازار) آشکار شد. این گروه اخترشناسی به وسیله آرایه تلسکوپ VLT طول موج های جذبی گاز مونواکسید كربن را اندازه گیری کردند. آثار طول موج ها وابسته به دمای گاز کهکشان بود و این دما همان چیزی است که از تابش زمینه کیهانی حاصل می شود.
سايت نجوم |
رقص آسماني كهكشانهاي مارپيچي دو قلو ! كهكشان راه شيري در آينده با كهكشان آندرومدا همراه خواهد شد.
اين تصوير شگفت انگيز، يك هنر فضايي است يا حيله اي كه توسط فتوشاپ ايجاد شده است؟ اما اين تصويري واقعي از كهكشانهاي دوقلويي است كه با يكديگر در آسمان مي رقصند و توسط تلسكوپ جنوبي جميني در شيلي به دست آمده است. اين دو كهكشان مارپيچي نسبتا يكسان ، در سنبله قرار دارند و فاصله آنها از كهكشان راه شيري ، 90 ميليون سال نوري است.
NGC 5427 (پايين سمت چپ) و همدم جنوبياش NGC 5426 در گير و دار واكنش هاي آرام اما آشفته هستند. بر اساس يك نظريه ، اين كهكشان هاي دوقلو كه داراي جرم و ساختار يكسان ميباشند و با عنوان Arp271 شناخته شدهاند ، به صورت غير آشفته ظاهر شدهاند.
اما مطالعات اخير نشان داده است كه كشش متقابل گرانش از ابتدا براي تكميل و يا جلوگيري از تكامل ويژگيهاي قابل رويت شروع شده است.
به گزارش آسمان پارس اين پل ميان كهكشاني مانند يك منبع تغذيه عمل مي كند و به كهكشانهاي دوقلو اجازه مي دهد تا گاز و غبار را در فاصله 60000 سال نوري با يكديگر تقسيم كنند. شايد گاز هاي برخوردي موجب جلوه دادن انفجارات ستاره اي در هر كهكشان باشند. نواحي تشكيل ستاره و يا HII به صورت گرههاي زرد رنگ بسيار داغي ظاهر مي شوند كه الگوهاي مارپيچي در هر كهكشان را رسم مي كنند. نواحي HII در بسياري از سيستم هاي مارپيچي مشهود ميباشند اما در انواع غول پيكرشان مانند5426 NGC كنجكاوانه گره خورده اند و در بخشي از كهكشان كه به NGC 5427 نزديك است ، فراوان تر ميباشد. انفجارات ستارهاي حتي مي توانند در فاصله پل ارتباطي كهكشان ديده شوند. تاثيرات گرانشي بين كهكشانها ، زماني نادر و غير عادي بودند اما اكنون ،كاملا مشهود مي باشند.(به ويژه در جمعيت چگال خوشههاي كهكشاني) و تصور مي شود كه نقش مهمي را در تكامل كهكشانها ايفا مي كنند. ممكن است اكثر كهكشانها حداقل يك تاثير متقابل گرانشي از زمان انفجار بزرگ در 13 ميليارد سال پيش تاكنون داشتهاند.
كهكشان راه شيري ما ، به عنوان يك كهكشان مارپيچي ، در واقع در حال رقصيدن با هردو كهكشان كوتوله ابرهاي ماژلاني است و در آينده با كهكشان آندرومدا كه در فاصله 2.6 ميليون سال نوري است همراه خواهد شد. سرانجام ، عاقبت اينگونه برخوردها ، شكل گيري يك كهكشان بيضوي بزرگ است.
همشهري آنلاين
پذیرایی مریخ از حیات دادههای ارسالی جدید از مریخ نشین فونیکس نشان میدهد خاک این سیاره شرایط نسبتا مناسبی برای حیات موجودات زنده دارد
فونیکس(ققنوس) برای نخستین بار بر روی خاک یک سیاره آزمایش شیمیایی مرطوب انجام داد.
در این آزمایش آب زمینی با خاک سیاره ترکیب شده و آزمایشاتی بر روی آن انجام میشود تا مشخص شود امکان حیات در آن وجود دارد یا خیر. «مایکل هچ» مدیر بخش میکروسکوپ فونیکس میگوید:" ما سعی داریم بفهمیم ترکیب شیمیایی خاک چیست، چه موادی در آن حل شده است، اسیدی است یا بازی؟"
«سام کوناوس»، یکی از رهبران پروژه میگوید:" خاک این ناحیه با خاک سطحی خشک قطب جنوب زمین شباهت دارد و میزان قلیایی بودن آن قابل توجه است. در این نقطه خاص، حدود 2.5 سانتیمتر زیر سطح، pH خاک بین 8 تا 9 است. نمکهای مختلفی یافت شدهاند که هنوز دقیقا تحلیل نشده است اما میتوان گفت منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلر در بین آنها یافت میشود."
وی افزود:" وجود نمک مدرک دیگری برای وجود آب است. همچنین میزان مواد مغذی مورد نیاز برای حیات قابل توجه است. به نظر من مریخ با زمین بیگانه نیست و از نظر ترکیبات معدنی به آن شباهت دارد."
خاک این سیاره شرایط مناسبی برای پرورش حیات دارد. البته هنوز هیچ مدرکی برای اثبات و یا رد وجود حیات در مریخ وجود ندارد.
ابزار دیگر فضاپیما به نام «تگا»(TEGA) نیز در این مدت بیکار نبوده است. این اجاق، خاک مریخ را تا 1000 درجهیسانتیگراد گرم کرد و گازهای خروجی را مورد بررسی قرار داد. تحلیل کامل دادههای این اجاق بسیار پیچیده و زمانبر است اما تحقیقات اولیه موارد جالبی را نشان میدهد.
بر طبق دادههای تگا، خاک مریخ در ناحیه مورد آزمایش در گذشته با آب برهم کنش داشته است. البته مشخص نیست که این برهمکنش در همین ناحیه قطبی بوده یا این که باد خاک را از جایی دیگر به اینجا آورده است.
هفته گذشته نیز عکسهای مریخنشین وجود یخ را در این سیاره تایید کرد.
پس از گذشت حدود 33 روز از این ماموریت 90 روزه، ماموریت به صورت موفقیتآمیزی پیش رفته است. دانشمندان امیدوارند در 60 روز آینده اطلاعات بیشتری از حیات و آب در گذشته و حال مریخ به دست آورند.
منبع : ماهنامه نجوم
همشهري آنلاين
دو بازوی كهكشان راه شيری ناپديد شد
داده های جدید تلسکوپ فضایی اسپیتزر نشان می دهد که کهکشان راه شیری به جای چهار بازو، فقط دو بازو دارد.
سالها این پرسش ذهن ستارهشناسان را به خود مشغول ساخته كه شكل كهكشان خود ما چگونه است؟
ما شكل كهكشانهای دیگر را میبینیم اما چون درون كهكشان راه شیری هستیم نمیتوانیم از بیرون به آن نگاه كنیم و بدانیم چه شكلی دارد.
از دهه 1950 تاکنون نقشههای متعددی از راه شیری تهیه شده است. مدلهای اولیه كه بر مبنای مشاهدات رادیویی از گاز درون كهكشان طراحی شده بود، نشان میداد كه راه شیری حلزونی شكل است و چهار بازوی اصلی دارد. این بازوها به نامهای «گونیا» (Norma)، «سپر- قنطورس» (Scutum-Centaurus)، «قوس» (Sagittarius) و «برساووش» (Perseus) نامگذاری شدهاند. علاوه بر بازوها، كهكشان نوارهایی از گاز و غبار در مركز خود دارد. بر اساس این نقشهها، خورشید در نزدیكی بازوی مارپیچ كوچكی به نام «شكارچی» (Orion) بین بازوهای برساووش و قوس قرار دارد.
به گزارش سايت نجوم به نقل از ناسا، پیش از این، مبنای تهیه مدلهای كهكشان راه شیری، مطالعه تنها یك قسمت آن یا استفاده از یك روش بود، به همین سبب، نقشههایی كه گروههای مختلف تهیه میکردند، هیچگاه با یكدیگر همخوانی نداشت. رصد گسترده آسمان در طول موجهای فروسرخ در دهه 1990 اصلاحات اساسی در این مدلها به وجود آورد، از جمله باعث كشف میله بزرگی از ستارگان در میان كهكشان شد.
طول موجهای فروسرخ میتواند از میان غبار عبور كند، به همین سبب تلسكوپهای فروسرخ بهتر میتوانند مركز شلوغ و غبارآلود كهكشان را مشاهده كنند. دادههای فروسرخ نشان میدهد كه گشترش میله مركز كهكشان بیش از آن است كه تصور میشد. بر اساس این دادهها، راه شیری 130 درجه گستردگی طولی و یك درجه در بالای صفحه كهكشان و یك درجه پایین آن، گستردگی عرضی دارد. این گستره كه از تركیب 800000 عكس تهیه شده، بیش از 110 میلیون ستاره دارد.
دانشمندان با شمارش ستارهها دریافتند كه در امتداد بازوی سپر- قنطورس تعداد ستارهها زیاد میشود و البته این برای یك بازوی مارپیچی طبیعی است، اما هنگامی كه ستارهها را در امتداد بازوهای قوس و گونیا شمردند دریافتند كه تعداد ستارهها جهش قابل ملاحظهای ندارد. بازوی چهارم، برساووش، قسمت بیرونی كهكشان را دربرگرفته و در تصاویر فروسرخ قابل مشاهده نیست.
این نتایج نشان میدهد كه كهكشان راه شیری، نه چهار بازو كه دو بازو دارد، همچنان كه ساختار عمومی كهكشانها میلهای است. این بازوهای بزرگ كه تصور میشود دو انتهای میله كهكشان را میسازند، بیشترین تراكم ستارههای جوان و روشن و همچنین ستارههای مسنتر یا غولهای سرخ را دارند. دو بازوی كوچكتر، قوس و گونیا، با گاز و مجموعههایی از ستارگان جوان پر شدهاند.
در مشاهدات قبلی فروسرخ هم نشانههایی از دو بازویی بودن راه شیری وجود داشت اما، این نخستین بار است كه ساختار، محل و پهنای آنها مشخص میشود.
دو بازوی اصلی كهكشان ظاهر كاملی دارند، اما ستارهها به سبب چرخش به دور مركز كهكشان، گاهی در درون و گاهی در بیرون آنها حركت میكنند. شاید خورشید ما هم زمانی مقیم بازوی دیگری بوده است. خورشید بیش از چهار میلیارد سال پیش شكل گرفته و تاكنون، 16 بار به دور مركز كهكشان چرخیده است.
همشهري آنلاين
كاربرد عملي علم در زندگي
دستيابي به بهترين ارتباط ميان انسان و محيط با ارگونومي
ارگونومي به عنوان رشتهاي از علوم كه به دست آوردن بهترين ارتباط ميان انسان و محيط هدف اصلي آن است، تعريف ميشود. ارگونومي درواقع با ارزيابي قابليتها و محدوديتهاي انسان، استرسهاي كاري و محيطي، نيروهاي استاتيك و ديناميك روي بدن انسان، خستگي و ابزارها سرو كار دارد. بنابراين ارگونومي از علوم بسياري تشكيل شده است. با نگاهي گذرا به علم ارگونومي ميتوان دريافت كه اين علم تمام تلاش خود را در حمايت از انسان و براي پيشگيري از هر گونه صدمه به افراد مختلف در حين انجام كار ميكند.با شناخت هر چه بيشتر اين علم به مديران سازمانها، آشنا ساختن كارمندان و كاركنان با اين علم و بهرهوري هر چه بيشتر از اين علم در محيط كار ميتوان كار را بيش از پيش هم از نظر بهداشتي و هم از نظر اقتصادي كاراتر كرد.
ارگونومي يا همان مهندسي فاكتورهاي انساني، دانشي است كاربردي، مركب از علوم پايه مختلف كه سعي دارد با طراحي ابزارها، دستگاهها، ماشينآلات و محيط كار تناسب مناسبي بين انسان از نظر شرايط (فيزيكي روحي) و حتي تواناييهاي او و فضاي محيط كار و ماشين آلات و... ايجاد كند.
در اصل اين علم در نظر دارد به جاي هماهنگ سازي انسان با محيط، محيط را با انسان هماهنگ سازد. علم ارگونومي با هدف حداكثر كردن بهرهوري با توجه به سلامت، ايمني و رفاه انسان در محيط شكل گرفته است.
ارگونومي با مطالعه قابليتها و شرايط انسان، استرسهاي محيط كار، آشنايي كامل به نيروهاي استاتيك و ديناميك بدن انسان، احتياط، خستگي، آموزش و طراحي ابزارها به حمايت انسان در حين كار آمده است. با رعايت اصول ارگونومي فشار كار و خستگيهاي بي مورد كاهش مييابد، در نتيجه كارايي نيز افزايش پيدا ميكند و در نهايت ميتوان گفت با اجراي اين اصول، هم منافع كارگران و هم منافع كارفرمايان تأمين ميشود.علم ارگونومي يا همان مهندسي فاكتورهاي انساني به زواياي مختلف سلامت و بهداشت انسان ميپردازد و كارايي انسان را مورد بررسي قرار ميدهد. اكنون اين باور عموميت يافته است كه شركتهايي كه بهرهوري و كنترل كيفيت را مد نظر دارند، دخالت دادن ارگونومي را در برنامههايشان به عنوان يك شم تجاري بهكار ميگيرند؛ درواقع شركتهاي موفق برنامه ارگونومي را با ايمني، كنترل كيفيت و برنامههاي توليدي به منظور دستيابي به حداكثر سود تلفيق كردهاند.
امروزه كمتر فعاليتي يافت ميشود كه عاري از هر گونه عامل تهديد كننده سلامت باشد و بخش عمدهاي از اين صدمات ناشي از كار مربوط به ناديده گرفتن اصول ارگونومي است. يكي از شايعترين اين صدمات، صدمات استخواني عضلاني در محيط كار هستند كه سبب ناتوان كردن فرد در انجام كارهاي روزمره ميشود و باعث افت كارايي، تقليل كيفيت محصول و افزايش غيبتهاي ناشي از اين صدمات جسمي ميشود و در بعضي مواقع سبب از كارافتادگي فرد و غرامتهاي دستمزد ميشود كه اين خود ضربهاي بر اقتصاد كشور وارد ميكند.
قبول واژه ارگونومي در تاريخ 16 فوريه 1950 مورد تأييد قرار گرفت. حرفه عوامل انساني(ارگونومي) در دوران پس از جنگ زاده شد. انقلاب رايانه سبب شد عوامل انساني مورد توجه عامه قرار گيرد. به نظر ميرسد بحث درباره تجهيزات رايانهاي طراحي شده بر اساس اصول ارگونومي، نرمافزارهاي كاربرپسند و نقش عوامل انساني در دفاتر عملاً بخشي از مقالههاي موجود در هر رايانه و روزنامه و مجلهاي را تشكيل ميدهد. وسايل جديد كنترل، ارائه اطلاعات از طريق نمايشگر رايانه و تأثير فناوري نوين بر انسان، عرصههايي هستند كه حرفه عوامل انساني در آنها نقش دارد.
علم مهندسي فاكتورهاي انساني
واژه ارگونومي از دو كلمه يوناني «ارگون» به معني كار و «نوموس» به معني قوانين و اصول تشكيل شده است و در لغت به معناي مطالعه قانون كار يا ارتباط بين كارگر و محيط كار تعريف شده است. علم ارگونومي يا همان مهندسي فاكتورهاي انساني مجموعهاي از علوم پايه مختلف از جمله فيزيولوژي روانشناسي، فيزيك و مكانيك، طراحي، جامعهشناختي و بسياري موارد ديگر است. اين علوم پايه در كنار يكديگر به طراحي يك سازمان بهتردر جهت بهره وري بيشتر كمك ميكنند.
به طوركلي به چند شكل ميتوان اين علم را تعريف كرد:
ارگونومي علم مطالعه انسانها در حين انجام كار براي درك ارتباط پيچيده ميان افراد و جنبههاي فيزيكي و روانشناختي محيط كار، نيازهاي شغلي و روشهاي كار است.انجمن بينالمللي ارگونومي، نيز آن را چنين تعريف ميكند:
ارگونومي علمي است كه دانش حاصل از علوم انساني را با مشاغل، سيستمها، محصولات و محيط زيست با توجه به تواناييهاي جسماني و رواني و محدوديتهاي انساني مرتبط ميسازد.
ارگونومي علمي براي هماهنگسازي كار و ابزارآلات با انسان براي بهرهوري بيشتر سازمان و آسان شدن كار براي خود انسان و حمايت از وي در برابر خطرات و آسيبهاي احتمالي در محيط كار و در نهايت جلوگيري از به وجود آمدن هزينههاي اضافي و در كمك به اقتصاد كشور شكل گرفته است.با اين تعاريف ميتوان اين گونه نتيجه گرفت كه وجود يك محيط كار كه از اصول ارگونومي حداكثر استفاده را ميكند براي فرد ايجاد آرامش ميكند.
زمينههاي علم ارگونومي
فيزيولوژي محيطي: در فيزيولوژي محيطي، اثرات شرايط و عوامل محيطي از قبيل صدا، گرما، سرما، رطوبت، نور و... از ابعاد مختلف فردي اجتماعي و جسماني رواني بر فيزيولوژي بدن انسان و عملكرد وي مورد مطالعه قرار ميگيرد. هرگاه هر يك از اين عوامل ذكر شده از حد تحمل فيزيولوژيك انسان فراتر رود، به عنوان عامل محيطي زيانبار كه تنشزاست مطرح ميشود كه باعث بروز آسيبها و اختلالاتي در افراد ميشود. وجود شرايط نامطلوب وضعيت، روي فرد، آثار متفاوتي ايجاد ميكند.حرارت و رطوبت بيش از حد ميتواند منجر به كاهش توان كاري فرد شود.
سروصداي بيش از حد ميتواند باعث كاهش قابليت شناسايي عيوب و انجام نامطلوب وظايف شود و در بعضي موارد منجر به از بين رفتن تمركز حواس افراد و در نتيجه بيدقتي فرد در انجام كار ميشود، علاوه بر اين از نظر پزشكي نيز ميتواند باعث افت شنوايي شود.محدوده تشديد براي بدن انسان در مواجهه با ارتعاش، فركانس 4 تا 8 هرتز است. مواجهه بلندمدت ارتعاش در چنين فركانسهايي ميتواند باعث به وجود آمدن اثرات منفي مختلفي روي سلامت انسان شود.
فيزيولوژي كار: فيزيولوژي كار شاخهاي از فيزيولوژي انسان است و اعمال عملكرد بافتها و اندامها را در هنگام كار مورد بررسي قرار ميدهد.
وظيفه فيزيولوژي كار در اينجا اين است كه ميزان سختي كار را اندازه گيرد و آن را با تواناييها و قدرت فرد متناسب سازد. اين مسأله باعث ميشود استرسها و تنشهاي مختلف كه فرد را تهديد ميكند كاهش يابند. در اين محيط (فيزيولوژيكار) توان هوازي مورد نياز مشاغل مختلف مورد بررسي قرار ميگيرد ، مثلا دريافتهاند انجام فعاليتهاي خيلي سنگين به بيشتر از 5/2 ليتر اكسيژن در هر دقيقه نياز خواهد داشت، در اين مرحله از مطالعات ضربان قلب، فشار خون و اسيدلاكتيك نيز مورد بررسي و اندازهگيري قرار ميگيرد.
آنتروپومتري يا تن سنجي: آنتروپومتري از دو كلمه يوناني آنتروپوس به معني انسان و مترين به معناي اندازهگيري و سنجش گرفته شده است.
آنتروپومتري علم سنجش ابعاد بدن انسان است.اين علم در طراحي ايستگاههاي كار و فراهم آوردن اطلاعات اوليه كمك ميكند. آنتروپومتري به دو صورت استاتيك يا ساختاري و ديناميك يا كاربردي مورد بررسي قرار ميگيرد. در آنتروپومتري استاتيك، اندازه اندامهاي مختلف بدن در شرايط ثابت و بدون حركت مورد بررسي قرار ميگيرد و در آنتروپومتري ديناميك، دامنه حركت اندامها و چگونگي حركات نيز مورد بررسي قرار ميگيرد.
جنبههاي اقتصادي ارگونومي
از ديدگاه اقتصاد، علم ارگونومي در صورت پياده شدن در تمام سازمانها باعث ايجاد بهرهوري، افزايش توليد، كارايي بيشتر و جلوگيري از غيبتها و خستگي در كار و در نتيجه سبب افزايش درآمد ملي كشورها ميشود.
كارمندي را در نظر بگيريد كه روزانه 8 ساعت بنا به حرفه خود پشت ميز مينشيند و با رايانه كار ميكند. پس از گذشت 2 ساعت مهرههاي گردن بخصوص دومين مهره گردن بسيار دردناك شده بهطوري كه فرد بسختي و با درد بسيار ميتواند گردن خود را به عقب بكشد. اين درد باعث ميشود فرد تا مدتي دست از كار بردارد و هر بار كه به ادامه كار خود ميپردازد، دقتش در كار كمتر ميشود و براي او ايجاد خستگي ميكند؛ ولي اگر ميز رايانه و صندلي فرد از اصول اين علم پيروي كنند، ميتوان گفت از خستگي فرد كاسته ميشود و كارايي وي بالا ميرود. حتي اگر فرد پس از مدتي كار كردن از پشت ميز بلند شود و كمي حركات ورزشي انجام دهد، كار كردن آسانتر خواهد بود و از خستگي وي ميكاهد.
عوامل محيطي -اثرات بهداشتي يا فيزيولوژيكي -اثرات مربوط به كارايي
سر و صدا - افت قدرت شنوايي
- خستگي - اختلال در ارتباطات و مكالمات
- اختلال در دريافت پيام
ارتعاش - درد در عضلات مفاصل
- تهوع
- اختلال در گردش خون
- كاسته شدن از حس لامسه انگشتان
- كاهش قدرت چنگش - اختلال در انجام كارهاي دستي
- اختلال در انجام وظايف ديداري
روشنايي - سردرد
- ناراحتيهاي عضلاني
- خستگي
- كاهش دقت بينايي
آسيبها و صدمات چشمي - كاهش قدرت تشخيص عيوب
- ايجاد پديده خيرگي
- حواسپرتي و از بين رفتن تمركز حواس
رنگ ناشناخته - تاثير بر قابليت تشخيص اجسام در محيط
- تاثير بر حالات و احساسات افراد
گرما و رطوبت - عوارض ناشي از گرما همچون گرمازدگي، گرفتگي عضلاني، سوختگي، عدم آسايش - اختلال در تمركز حواس
- اختلال در انجام فعاليتهاي مختلف
دستي به دنبال مرطوب بودن دستها در نتيجه تعريق يا داغ بودن سطوح
سرما - كاهش درجه حرارت بدن
- لرز – كاهش قابليت انعطاف انگشتان - اختلال در انجام فعاليتهاي دستي به دليل كاهش قابليت انعطاف انگشتان
اگر همين مساله را براي مدير كارخانه يا سازماني كه وجود وي در سر كار ضروري است در نظر بگيريم، اين وضعيت بحرانيتر ميشود. فرض كنيم اين فرد بعد از گذشت مدتي كار بدون استفاده از ساز و كارهاي اين علم در محل كار خود دچار صدمه و مجبور به استراحت در خانه شود. شايد نتوان گفت كه كارخانه در اين زمان فلج ميشود، اما مثل قبل كارايي نخواهد داشت. اما اگر اين مدير، در كارخانهاي بر اساس اصول علم ارگونومي كار ميكرد، قادر بود با كارايي و بازده بيشتر كار خود را بدون احساس خستگي انجام دهد.علم ارگونومي ثابت كرده كه ميتوان كار را با فشار كمتري انجام داد، از فشارهاي بيمورد كاست و كارايي را بالاتر برد.
بهينهسازي محيط كار، خود در سرعت بخشيدن و صرفهجويي در مصرف انرژي بي مورد كمك ميكند كه همه اين ها در داشتن اقتصادي بهتر به كشورها كمك ميكند.
استفاده بهينه از اصول ارگونومي در كاهش هزينهها در حين كار كمك بسياري ميكند، از جمله هزينههاي ناشي از غرامت يا از كار افتادگي را كاهش ميدهد. وجود اين هزينههاي تحميلي بر كشور علاوه بر كاهش كارايي، باعث افزايش بيكاري ميشود.
جنبههاي بهداشتي ارگونومي
در محيطهاي كار به علت وجود عوامل مخاطرهآميز گوناگون، امكان بروز بيماريهاي شغلي مسالهاي شايع است. در ميان عوارضي كه سلامت افراد شاغل را بيشتر تهديد ميكند، عوارض اسكلتي - عضلاني محسوستر است.
از ديدگاه ارگونومي، جابهجايي بار به صورت دستي از طريق6 فعاليت صنعتي انجام ميشود:
بلند كردن، پايين آوردن، هل دادن، كشيدن، حمل كردن، نگه داشتن و جابهجايي بار به صورت دستي به صورت كوتاهمدت و همينطور بلندمدت امكان صدمه زدن به انسان را بههمراه دارد. در كل دو حالت متمايز براي بلند كردن بار به صورت دستي ممكن است:
با مراجعه به سايت ergonomics.ucla.edu ميتوانيد هر آنچه در رابطه با ارگونومي ميخواهيد را بيابيد
حالت اسكات: حالتي كه طي آن ستون فقرات كاملاً به صورت كشيده و مستقيم نگه داشته ميشود، زانوها خم شده و بار با دستها به صورت محكم گرفته شده و با نيروي عضلات پا بار به طرف بالا هدايت ميشود. در اين حالت نيروي وارد بر ستون فقرات در حد قابل ملاحظهاي كنترل ميشود.
حالت استوپ: حالتي كه طي آن ستون فقرات خم شده و پاها مستقيم هستند. در واقع بلند كردن بار به اين روش باعث ميشود كه نيروهاي زيادي بر ديسكهاي بين مهرهاي اعمال شوند. اين حالت در مقايسه با حالت اول غير ايمن است.
علم در راستاي بهرهوري
با نگاهي گذرا به علم ارگونومي ميتوان دريافت كه اين علم تمام تلاش خود را در حمايت از انسان و براي پيشگيري از هر گونه صدمه به افراد مختلف در حين انجام كار ميكند.
با شناساندن هر چه بيشتر اين علم به مديران سازمانها، كارمندان و كاركنان، و بهرهوري هر چه بيشتر از آن در محيط كار، ميتوان كار را بيش از پيش هم از نظر بهداشتي و هم از نظر اقتصادي كاراتر كرد. مسوولان بهتر است در استخدام افراد براي حرفههاي مختلف ويژگيهاي جسمي و روحي آنها را به طور كامل در نظر داشته باشند و همچنين بايد پيش از استخدام و حتي در طول مدت كار افراد، يك سري معاينات را انجام دهند. اين گونه معاينات بايد جنبه اجباري داشته باشد تا بتوان از آسيبها در حين كار يا حتي از بيشتر شدن گستره اين آسيبها و بحراني شدن آنها جلوگيري كرد. مديران و سرپرستان بهتر است هرچند وقت يك بار به تجزيه و تحليل حوادث شغلي، علل آنها و زيانهاي وارده به سازمان بپردازند و تمام سعي خود را براي از بين بردن و حداقل كردن چنين حوادثي به كار گيرند. براي آشنايي تمام كاركنان سازمان بهتر است در زمانهاي مختلف شعارهاي ارگونومي را در بورد سازمان نصب كرده تا افراد با خواندن يا ديدن آنها متوجه عملكرد خود شده و اين شعارها را در زندگي خود پياده كنند. وجود كارشناسان بهداشت در هر سازمان باعث نزديك شدن افراد سازمان با آنها شده و اين نشانه مهم جلوه دادن سلامت كاركنان بران مديران و مسوولان است كه اين مساله خود علاوه بر مسائل بهداشت جسمي، باعث ميشود تا كاركنان از نظر روحي نيز قويتر شده و به سلامتي خود توجه بيشتري داشته باشند.
سيد مسعود سيدي
چرا عکسهای فونیکس رنگی نیست؟ ممکن است این سوال برایتان پیش آمده باشد که چرا عکسهای سیاه و سفید فونیکس بسیار بیشتر از عکسهای رنگی آن است؟
این سوالی است که اگر به درستی به آن پاسخ داده نشود برای برخی ابهاماتی در مورد صحت ماموریت به وجود خواهد آورد! اگر واقعا فونیکس در مریخ است و این عکسها در استودیوی فیلمبرداری گرفته نشده، پس چرا اکثر آنها سیاه و سفید است؟ آیا این یک حقه سینمایی برای گول زدن بینندگان و لو نرفتن استودیو است؟
پاسخ این است:
میدانیم که عکسهای رنگی در دوربینهای دیجیتال در اثر ترکیب 3 نور قرمز، سبز و آبی به وجود میآیند. در دوربینهای دیجیتال خانگی، خود دوربین این ترکیب را انجام میدهد، اما در دوربین فضاپیماها اینطور نیست. تصاویر هر فیلتر جداگانه گرفته میشود و سپس دانشمندان با توجه به شرایط تصویر برداری آنها را ترکیب و کالیبره میکنند تا عکس رنگی به دست آید.
این فرآیند اندکی وقتگیر است و در روزهای شلوغ و پرکار، دانشمندان ممکن است وقت کمتری روی این کار بگذارند و ما را از دیدن تصاویر رنگی بیشتر محروم کنند!
منبع : ماهنامه نجوم
تلسکوپ مجازی به قطر کره زمین تلسکوپ رادیویی آرسیبو به جمع دیگر تلسکوپهای آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا و آفریقا پیوست
تا این تلسکوپها با رصد همزمان خود از یک نقطه آسمان، تلسکوپی مجازی را به قطر 11000 کیلومتر تشکیل دهند.
تلسکوپ رادیویی آرسیبو در پورتوریکو به جمع دیگر تلسکوپ های آمریکای شمالی و جنوبی، اروپا و آفریقا برای بررسی همزامان آسمان پیوست. این تلسکوپ ها قرار است یک نقطه از آسمان را به طور همزمان رصد کنند و به این ترتیب یک تلسکوپ مجازی به قطر حدود 11000 کیلومتر تشکیل دهند.
همه این تلسکوپ ها عضو پروژه اکسپرس هستند و اولین رصد خود را بر مبنای روش های تداخلسنجی انجام دادند. در این روش چند تلسکوپ رادیویی از نقاط مختلف زمین، یک منطقه از آسمان را به طور همزمان رصد مینمایند. حاصل کار نوعی تلسکوپ مجازی با قطری برابر حداکثر فاصله تلسکوپ ها از یکدیگر خواهد بود. این روش که "تداخل سنجی با خط مبنای بسیار بزرگ" نام دارد، قادر است تصاویری با کیفیت 100 برابر بهتر نسبت به تلسکوپ های عادی از منابع رادیویی کیهانی تولید نماید.
به گزارش سايت نجوم، نتایج رصدی این تلسکوپ مجازی غول پیکر بلافاصله به بلژیک ارسال شد تا در کنفرانس شبکه های آموزشی و تحقیقاتی قاره اروپا نمایش داده شود. تیم تحقیقاتی تلسکوپ آرسیبو ارائه نتایج را بسیار موفقیت آمیز ارزیابی کرد. زیرا نرخ ارسال داده به مرکز پردازش سیگنال های دریافتی از این تلسکوپ مجازی در موسسه مشترک در اروپا، 4 برابر بیشتر از میزانی بود که قبلا توسط این تیم در تلسکوپ آرسیبو حاصل شده بود.
مدیر JIVE معتقد است: «این نتایج در پیشبرد نجوم رادیویی بسیار حائز اهمیت هستند. این دست آوردها نه تنها نشان می دهند که تلسکوپ های آینده را می توان طی همکاری های بین المللی شکل داد، بلکه می توان آن ها را درست به مانند ابزارهای عادی به کار گرفت با این تفاوت که اندازه آنها در اندازه های ابعاد کره زمین است.»
پروژه EXPRES که بودجه آن توسط اتحادیه اروپا تامین شده است، قصد دارد تا در نهایت 16 عدد از حساس ترین تلسکوپ های رادیویی سراسر جهان را به پردازنده مرکزی واقع در JIVE متصل نماید و به این ترتیب یک شبکه VLBI (تداخلسنجی با خط مبنای بسیار بزرگ) واقعی ایجاد نماید. این روش جایگزین روش قدیمی تر انتقال داده به کمک جابه جایی هارد دیسک های رایانه ای خواهد شد. با این شیوه جدید، منجمان قادر خواهند بود تا پس از گذشت تنها چند ساعت، و نه چند هفته، به نتایج رصدها دست یابند.
همشهري آنلاين
چرا درخشانترین انفجار عالم هنوز دیده میشود؟ قدرتمندترین انفجار عالم هنوز درخشان است. چنین انفجاراتی معمولا به سرعت كمنور میشوند. اخترشناسان به دنبال دلایل نورانی ماندن این انفجار هستند.
قدرتمندترین انفجاری که تاکنون در عالم رصد شده بود، به صورت «انفجار پرتو گاما» به وقوع پیوست. درخشش این انفجار در تاریخ رصد انفجارها در کیهان بینظیر بود. اما آنچه بیش از خود انفجار عجیب است، پدیدهی دیگری است. این جرم هنوز در کهکشان میزبان میدرخشد و باعث حیرت اخترشناسان شده است.
به گزارش سايت نجوم، این پدیده به سبب متلاشی شدن ستارهای پرجرم رخ داده است. احتمالا جرم ستاره مذکور معادل 50 برابر جرم خورشید بوده است. این جرم در فاصله 5/7 (هفت و نیم) میلیارد سال نوری از ما قرار دارد. برای مختصر زمانی در روز 29 اسفند، میتوانستیم جرمی چنین دوردست را به راحتی با چشم غیر مسلح نظاره کنیم. با فاصلهای هزاران بار بیشتر از کهکشان مثلث اما با همان میزان درخشندگی.
درخشش این انفجار 2/5 میلیون بار بیش از ابرنواختر درخشانی بود که در سال 2005 روی داد. اخترشناسان بر این امید بودند که بتوانند از کهکشان میزبان این ستاره تصویر برداری کنند اما عکس هابل که در 19 فروردین منتشر شد، نشان دهنده آن بود که نور کهکشان هنوز در درخشندگی انفجار شدید چهار هفته پیش پنهان است.
تصور بر این است که اینگونه فورانها زمانی رصد میشوند که جهت جتهاي موادی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت میکنند، مستقیم به سمت زمین باشد. همچنین دانشمندان عقیده دارند که هرچه جتها باریکتر باشند و قطر مخروط آنها کمتر باشد، درخشندگی آنها افزایش مییابد.
این پرتوهای گاما در مسیر حرکت به سمت زمین نور مرئی تولید میکنند. یعنی جتها، گازهای اطراف خود را داغ میکنند و باعث تابش آنها میشوند. برخی از اخترشناسان عقیده دارند که درخشندگی زیاد به این سبب بوده است که ما دقیقا به درون جت خیره شدهایم و در نتیجه انرژی زیادی به سمت زمین ارسال شده است، اما اگر اینگونه باشد با عوض شدن جهت جتها درخشندگی نیز کم می شود.
با توجه به درخشش زياد، اینگونه انتظار میرفت که انفجار به سرعت کم نور شود. اما این انفجار با بقیه تفاوت دارد و به گونهای غیرمعقول درخشان مانده است و این نمی تواند نشانی برای جتهای باریک باشد.
اما اگر جت ها زیاد باریک نباشند انرژی آزاد شده باید بسیار زیاد باشد که بتواند نورانیت زياد را با توجه به فاصله جسم توضیح دهد. این میتواند نشانهای باشد برای آنکه انفجار کسر بزرگی از انرژی تابشی خود را به صورت گاما تابش كرده است و این بیشتر از آن مقداری است که در انفجارهای پرتو گاما شاهد هستیم.
همشهري آنلاين
|
|
|
. بر اساس نظريه مكانيك كوانتومي ، حتي خالي ترين فضاها هم كاملا خالي نيستند! بلكه دريايي از انرژي هستند با نوسان هايي موج مانند.ما نمي توانيم مستقيما اين درياي انرژي را مشاهده كنيم.،زيرا هيچ سطح انرژي پايين تر از سطح انرژي آنها وجود ندارد كه بتوانيم اين انرژي را با آن مقايسه كنيم.مطابق با اصل عدم قطيعت هايزنبرگ ، اين امكان وجود ندارد كه بتوانيم مقدار حقيقي هر جسمي را متوجه شويم . اين مساله بيشتر مربوط به زماني است كه با مقدار هاي كوچك سرو كار داريم . نوسانات موجود در اين دريا ، جفت هايي از ذرات را توليد مي كنند . كه يكي از آنها ماده وديگري ضد ماده است (نظريه ي نسبيت خاص، برابري ماده وانرژي را اثبات مي كند يعني ماده مي تواند به انرژي تبدبل شود و بالعكس ) . به طور معمول هر كدام از اين ذرات به زوج هاي جفت ضد خود برخورد مي كنند و دوباره به انرژي تبديل مي شوند ودر كل بين ماده وانرژي تعادل برقرار مي شود. اگر نظريه ي تابش هاوكينگ درست باشد ، انتظار مي رود تنها سياهچاله هاي بسيار كوچك از اين طريق تجزيه شوند . به عنوان مثال يك سياهچاله با جرم ماه به همان اندازه كه به وسيله ي تابش هاوكينگ ، جرم از دست مي دهد ، از طريق تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني ، انرژي (و در نتيجه اصل برابري ماده – انرژي ، ماده)به دست مي آورد . بنابر اين سياهچاله هاي بزرگتر ، انرژي كه كوچكترين سياهچاله اي كه در حال حاضر به صورت طبيعي مي تواند شكل بگيرد ، جرمي 5 برابر جرم خورشيد دارد ، لذا سياهچاله بايد به مراتب جرمي بيشتر از جرم ماه زمين داشته باشند و تابش هاوكينگ نمي تواند روي آنها تاثير گذار باشد. با گذشت زمان ، تابش پس زمينه مايكروويو كيهاني ضعيف تر مي شود و در نهايت آن قدر ضعيف مي شود كه تابش هاوكينگي كه سياهچاله از خود ساطع مي كند ، از انرژي اي كه از تابش پس زمينه ي مايكروويو كيهاني به دست مي آورد ، بيشتر مي شود . در نتيجه ، از طريق اين فرآيند حتي بزرگترين سياهچاله ها هم تبخير خواهند شد ، ولي اين تبخير شدن ممكن است بيش از 600^10 سال به طول بيانجامد. نويسنده: زهرا يزداني |
|
|
|
. سیاه چاله قابل رویت نیستند و در واقع نامرئیند زیرا ان ها همان طور که اشاره شد نور را در خود به دام می اندازند. این برداشت که نور جذب سیاه چاله مشوند کاملا غلط است چون در نظریه نسبیت عام انشیتن گفته شده است که فضا – زمان به علت وجود انحنا پیدا می کند که در سیاه چاله حتی انحنا باعث ناپیوستگی در فضا و زمان می شود و چون نور در این فضا – زمان حرکت میکند به ناچار وارد سیاه چاله می شود .تشکیل سیاه چاله:طبق نظریه نسبیت عام انیشتن .یک سیاه چاله زمانی تشکیل میشود که سوخت هسته ایش به اتمام برسد و پس از ان توسط نیروی گرانش فشرده شود.که این باعث بر هم زدن تعادل ستاره میشود.پس از امام سوختستاره.ستاره دیگر قادر به تحمل وزن خود نیست در نیروی گرانش حفظ کند. اگر جرم مرکز ستاره سه برابر جرم خورشید باشد . ظرف کمتر از یک ثانیه درون نقطه تمرکز فرو میریزد در نتیجه مرکز ستاره دچار فروریختگی می شود . یکی دیگر از خواص سیاه چاله که از ان هم عجیب تر است ان است که زمان – مکان خصوصیات خود را در درون ستاره کاملا فرو پاشیده رد وبدل میکند . هر شی در شرایط عادی اندازه خود را نگه می دارد ولی نمی توناد از عمر فیزیکی بگریزد در درون سیاه چاله بر اشیا عمری نمی گذرد ، ولی مداوما ک.چک می شوند.شعاع یک ساه چاله بر حسب کیلومتر برابر است با سه برابر جرم خورشیدی اجرام موجود در سیاه چاله.(جرم خورشید برابر است با یک جرم خورشید )سیاه چاله های عظیم الجثه:دانشمندان بر این باورند که همهی کهکشانها دارای یک سیاه چاله عیم الجثه در مرکز خود می باشند . گمان میثرود جرم هر یک از این سیاه چاله ها بین یک میلیون تا یک بیلیون جرم خورشیدی باشد.ساتره شناسان به این که این سیاه چاله ها بیلیون ها سال پیش در اثر گازهای متمرکز شده در مرکز کهکشانها تولید شده باشند مظنون می باشد.دلایل قطعی وجود یک سیاه چاله غظیم الجثه در کهکشان راه شیری را اثبات میکند .ستاره شناسان بر این باورند که این سیاه چاله یک منبع عیم از امواج رادیویی به نام سگیتاریوس ا(sagittrius * ) می باشد .مهم ترین دلیل برای این که ثابت نماید سیلاه چاله عظیم الجثه است ، سرعت حرکت ستاره ها به درون ان است. |
گذر زمان در كائنات دانشمندان بر اين باورند كه كائنات در 15 بيليون سال پيش در پي پديده اي عظيم، به نام بيگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامي فضا، زمان، انرژي و موادي كه امروزه جهان ما را تشكيل مي دهند در پس اين انفجار بزرگ ايجاد شده اند. دنياي پيش از بيگ بنگ يك دنياي بينهايت كوچك، فشرده و داغ بوده است. در نخستين كسرهاي ثانيه اول فقط انرﮋي وجود داشت. هنگامي كه دنيا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نيروي اوليه (گرانش، الكترو مغناطيس، نيروي ضعيف و نيروي قوي پيوندهاي هسته اي) ظاهر شدند. كوارك ها و سپس ذرات اتمي و ذرات ضد آنها (ضد مواد) به عرصه پيوستند. ماده و ضد ماده در مجاورت يكديگر همديگر را خنثي كرده(با برتري جزئي ماده نسبت به ضد ماده) و توليد انرﮋي و ماده اوليه يعني هيدروﮋن و هليوم نمودند. پس مانده ضعيف گرماي ناشي از بيگ بيگ همچنان در سراسر آسمان ديده مي شود. كهكشانها در ابتدا توزيع انرﮋي و ذرات در كل جهان يكسان نبود. اين ناهمگوني ها اين امكان را به انواع نيروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوري و متمركز كنند. اين توده سازي و متمركزسازي آغاز شد تا ساختارهاي پيچيده تر به وجود آيند. تمركز ذرات منجر به پديدار شدن غبارها در آسمان گرديد و سپس غبارهاي فشرده و متمركز تبديل به ستاره ها و مجموعه هاي ستارگان شدند. مجموعه هايي كه به آنها كهكشان مي گوييم. از حركت و گردش كهكشانها پيداست كه ستارگان و گازهاي پراكنده و غبارها يي كه در يك كهكشان قابل مشاهده هستند تنها يك دهم جرم كل يك كهكشان را تشكيل مي دهند و بيشتر جرم يك كهكشان مربوط به بخش غير قابل مشاهده ايست كه اصطلاحا جرم پنهان خوانده مي شود. اين بخش نامرئي راز سرنوشت كائنات را در بر گرفته است. آيا كائنات تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد يا اينكه در اثر نيروهاي گرانشي كه مقدار آن تا به امروز در جرم پنهان مخفي مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را آغاز خواهد نمود. از ديدگاه توسعه و بسط حيات، آنچه اهميت دارد اين است كه هر كهكشان يك كارخانه ستاره سازيست كه ستاره ها ي خود را از غبارها و ابرهاي عظيم توليد مي كند. هر ستاره يك كارخانه شيمياييست كه در آن عناصر سبك به عناصرسنگين تر و پيچيده تر تبديل مي شوند و حيات نيز مجموعه ايست از همين عناصرو مولكول هاي پيچيده. نوع كهكشانها با محاسبه چگونگي توزيع ستارگان و درخشش يا تاريكي آن مشخص مي شود. ابرهاي عظيم مولكولي بيشترين ساكنين كهكشانها ابرهاي عظيم مولكولي هستند كه مواد اوليه براي تشكيل ستاره ها و سيارات را در بردارند. ابري با ضخامت 300 سال نوري (هر سال نوري برابراست با حدود 10 تريليون كيلومتر) جرم كافي براي ساخت ده هزار تا يك ميليون ستاره، هر يك به اندازه جرم خورشيد ما را دارد. 10 درصد از اين ابر چگالي كافي براي تشكيل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر اين ابرها بين 10 تا 100 ميليون سال است و بعد از آن از هم مي پاشند. تشكيل عناصر در ستارگان غبارها و تولد ستارگان گرانش بر ذرات خاصي اثر مي گذارد تا مجموعه اي از ذرات را ايجاد نمايد كه آنها خود جذب كننده ذرات ديگرند.
در شرايط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نيروهاي مخالف خود را پيدا مي كند و توده اي از غبار را توليد مي كند كه به اندازه كافي، براي آفرينش يك ستاره، فشرده است. اما اين ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئي آشكار نيست. اين ستاره در ميان پوششي از غبار غليظ و مات احاطه شده است. زمانيكه ستاره غبار اطرافش را پراكنده مي كند، توسط دوربين هاي مادون قرمز به صورت نقطه اي سوزان در بين يك ابر غليظ مولكولي قابل رويت مي شود. در نهايت بادهاي ستاره اي پس مانده غبارها و ابرها ي مولكولي را كنار مي زنند و در اين زمان با تلسكوپ هاي اپتيكال نيزقابل رويت خواهد بود. ستارگان بالغ و تركيبات هسته اي ستارگان جوان در عرصه تلاش براي حفظ تعادل بين نيروي گرانش، كه سعي در فرو كشيدن ستاره دارد و فشارهاي ناشي از فعل و انفعالات هسته اي درون خود، كه سعي در از هم پاشيدن ستاره دارد قرار مي گيرند. ستاره ها ي بالغ به آن تعادل دست پيدا كرده اند و تقريبا همه عمر خود را در تعادل سپري مي كنند. اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتي طول عمر آن ارتباط مستقيم با جرم ستاره دارد. ستاره ها يي با جرم كمتراز خورشيد ما كوتوله ها ي قرمزي مي شوند كه تا چندين بيليون سال زنده اند. ستاره اي به اندازه خورشيد 10 بيليون سال زندگي مي كند و ستاره ها ي غول پيكر همه سوخت هسته اي خود را در ظرف چند ميليون سال با شدت تمام مي سوزانند. ستاره ها همه عمر در هسته خود هيدروﮋن را سوزانده و به هليم تبديل مي كنند. در ادامه هليم نيز به قدري فشرده و داغ مي شود كه به عناصر سنگينتر تبديل مي گردد. اين چرخه تبديل ادامه دارد. چرخه اي كه هر لايه آن انرﮋي و گرماي بيشتر و بيشتري مي طلبد. اين انرﮋي از انفجارهاي ناشي از فعل و انفعالات لايه هاي زيرين تامين و منجر به تشكيل عناصر سنگين و سنگين تر مي شود. گرماي زيادي كه در ستاره ايجاد مي شود آن را متورم مي كند. مرگ ستاره در نهايت سوخت هسته اي همه ستارگان روزي تمام مي شود. آنها تعادل خود را از دست مي دهند طوريكه نيروي گرانش غالب مي شود. تفاوت جرم ستارگان باعث تفاوت در مرگ آنها نيزمي شود. ستاره هاي كم جرم به آرامي باقيمانده سوخت خود را سوزانده و مي ميرند. ستاره هايي به اندازه خورشيد، به سرعت به يك كوتوله سفيد به اندازه زمين تبديل مي شوند. لايه بيروني ستاره كه از اتمهايي تشكيل شده كه در فرايند تبادلات هسته اي به وجود آمده اند، از آن جدا شده و به شكل ذرات در عرصه بي انتهاي آسمان رها مي شوند. هسته يك ستاره غول پيكر تقريبا به شكل آني منفجر مي شود. هسته به سمت بيرون پخش ميشود و با ذراتي برخورد ميكند كه به سمت درون ستاره كشيده شده اند. اين برخورد با توليد انرژي انبوهي همراه است كه هم عناصر سنگين موجود در كائنات را پديدار مي نمايد و هم منجر به تكه تكه شدن ستاره مي شود. اين انفجار ابر نواختر، منشا اوليه همه عناصر سنگين يافت شده در اجرام، ستاره ها، سياره ها و فضاهاي ميان كهكشانهاست. در اعماق سرد فضا، عناصري مانند كربن، اكسيﮊن و نيتروژن مي توانند با عنصر اوليه يعني هيدروژن تركيب شده و مولكولهاي پيچيده اي را بسازند مخصوصا در فضاهاي با چگالي و غلظت بالاتر كه امكان برخورد ذرات به يكديگر بيشتر است. تعداد بسيار زيادي از انواع مولكولهاي پيشرفته، به خصوص مولكولهايي كه اتم كربن در تركيب آنها حضور دارد، در فضاي ميان ستارگان يافت شده است. شكل گيري سيارات صفحات سياره اي مرحله شكل گيري يك سياره ممكن است كه به صورت يك صفحه درخشنده و يا تاريك در مقابل يك جرم آسماني درخشان به چشم آيد. برخي از اين صفحات در انبوه گاز و غبار مخفي و تنها در نور مادون قرمز نمايان مي شوند. صفحات سياره اي ديگر به صورت گرده هاي ذراتي شبيه به ستاره هاي دنباله دار ديده مي شوند كه در اثر وزش بادهاي ستاره اي شكل گرفته اند. وسعت هر يك از اين مناطق سياره خيز بيش از 20 برابر منظومه شمسي ما است. همه ذرات و مواد موجود در صفحات سياره اي در يك جهت در حال چرخش به دور يك ستاره مي باشند. محتويات صفحات سياره اي، شامل مولكول هاي پيچيده اي است كه برخي از آنها تنها در شرايط موجود دراين گونه صفحات به وجود مي آيند و برخي مولكولهايي هستند كه در فضاهاي ميان ستاره ها و كهكشانها نيز يافت شده اند. تشكيل اجرام ضمن گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه اين ذرات اجازه تشكيل اجرام كوچك را مي دهد. فلزات سنگين و سيليكاتها در معركه داغ محدوده نزديك به ستاره نيز دوام مي آورند اما ذرات سبك تر و مولكول هاي فرار از جمله آب و گاز هيدروﮋن در قسمتهايي از صفحه كه از ستاره دورتر است امكان ادامه حيات دارند. توده ها ي ذرات سنگين پس از اينكه جرم كافي به دست آوردند شروع به سخت شدن مي نمايند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام بزرگي مي شوند. سرانجام اين توده ها و اجرام با يكپارجه شدن و جذب گازها و غبار اطراف بر فضاي خود مسلط مي شوند. شكل گيري سياراتي چون زمين و مشتري اختلافات ماهرانه در توزيع ذرات بين قسمتهاي مختلف يك صفحه سياره اي تعين كننده مكان و بزرگي سيارات در آن صفحه است. اجرام كوچك صخره اي و فلزي درمنظومه شمسي سياره اي همچون زمين را به شكل گدازان پديد آورده اند. در پي سرد شدن اين سيارات لايه هاي سخت آنها تشكيل مي شود. احتمال مي رود كه با گذشت زمان همه بخشهاي اين سيارات منجمد گردد. اين سيارات تحت بمباران هاي اجرام كوچك صخره اي قرار مي گيرند كه حامل عناصر و مولكولهايي از جمله مهمترين عنصر شناخته شده حيات يعني آب مي باشند. اجرام سرد و يخي كه در فاصله بيشتري از خورشيد قرار داشتند سياره اي چون مشتري را به وجود آورده اند. اين سيارات ممكن است داراي هسته هاي فلزي و سخت باشند ولي سطح خارجي آنها به شكل مايع و پوشيده از لايه هاي گازاست. ساختار سياره اي چون مشتري بسيار شبيه ستاره ايست كه گرد آن در گردش است. اين سيارات نيز مدام تحت آماج برخوردهاي اجرام كوچك قرار مي گيرند. كيمياي حيات در ساختار كائنات و بالطبع سيارات، مولكولهاي پيچيده كربن و اسيدهاي آمينه، دوركن اصلي تشكيل حيات، وجود دارند. با انتشار دقيق و تركيب اين اجزا و ذرات اوليه، طبيعت قادر به ساخت DNA شالوده اساسي حيات و زندگي در كره زمين گرديده است. چگونگي و شرايط تركيب اين اجزا هنوز در حال بررسي است. اما اين حقيقت كه اين تركيب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ايجاد حيات در كره زمين شده است و با در نظر گرفتن زنجيره ذرات در كائنات، رخ دادن اين گونه تركيبات و در نتيجه وجود حيات در قسمتهاي ديگري از كائنات همواره امكان پذير مي باشد.
ترجمه : لنــا سجاديفر
|
|
|
جيره بندي و بازيافت آب بخش مهمي از زندگي در ايستگاه فضايي بين المللي را تشکيل مي دهد. مطلبي که پيش روي شماست، درمورد نحوه به دست آوردن آب و چگونگي استفاده مجدد از آن توسط سرنشينان ايستگاه فضايي به بحث پرداخته است. براي يک لحظه فضانوردان آينده را پيش خود مجسم کنيد. فضانوردان در جاي خود مستقر شده و خود را براي يک پرواز و اقامت طولاني مدت در ايستگاه فضايي بين المللي (ISS) آماده مي کنند. ممکن است پيش خود فکر کنيد آنها از دستشويي هاي پر زرق و برق و از آن مهم تر از حمام هاي مجلل استفاده مي کنند. درحالي که آنها در وضعيت صرفه جويي دائمي به سر مي برند و از آبي براي استحمام حوله يي (بدون دوش) استفاده مي کنند که از تقطير هواي بازدم همکارانشان (و چيزهاي ديگر) تهيه شده است. اگر آدم نازک طبعي هستيد از خواندن بقيه اين مطلب صرف نظر کنيد، چرا که حيوانات آزمايشگاهي هم جزء ساکنان ايستگاه محسوب مي شوند. آنها هم تنفس مي کنند. همه ساکنان ايستگاه فضايي هنگام بازدم يا عرق کردن مقداري از آب بدن خود را از دست مي دهند. اين بخارها به رطوبت هواي کابين اضافه مي شود، که در نهايت متراکم و به منبع ذخيره آب منتقل مي شود. بعضي اوقات بهتر است در مورد منشاء آبي که قرار است بنوشيد، فکر نکنيد. جيره بندي و بازيافت بخش بسيار مهمي از زندگي در ايستگاه فضايي بين المللي را تشکيل مي دهد. در مدار زمين که سيستم هاي طبيعي حفاظت حيات وجود ندارد، ايستگاه فضايي بايد انرژي فراوان، آب پاکيزه و هواي قابل تنفس با دماي مناسب را در 24 ساعت شبانه روز و هفت روز هفته در اختيار سرنشينان قرار دهد، در آنجا هيچ چيز دور ريخته نمي شود. در اين مقاله به بررسي اين موضوع مي پردازيم که چگونه سيستم هاي حفاظت حيات و کنترل محيط (ECLSS) ايستگاه فضايي، که مرتباً توسط مرکز پروازهاي فضايي مارشال توسعه و گسترش مي يابد، به فضانوردان کمک مي کند تا از تمامي ذخيره آب خود به نحو مطلوبي استفاده کنند. قبل از آنکه بتوانيم آب را بازيافت کنيم، لازم است مقدار کمي آب در اختيار داشته باشيم. «جيم رويتر» رئيس گروه ECLSS مرکز پروازهاي فضايي مارشال مي گويد؛ «ما هم اکنون مقدار زيادي آب در ايستگاه فضايي در اختيار داريم. تجهيزات روسي زاريا داراي مخازن اضطراري آب (CWC) است. شاتل هاي فضايي هم داراي اين مخازن هستند. هر کدام از اين مخازن که شبيه ساک هاي کيسه يي معمولي است، مي تواند حدود 40کيلوگرم آب را در خود ذخيره کند.» وي در ادامه مي افزايد؛ «اما انتقال آب از زمين به ايستگاه فضايي بسيار پر هزينه است، لذا مجبوريم آب موجود در آنجا را بازيافت کنيم. روس ها پيش از اين يک دستگاه تهيه آب ساخته بودند که رطوبت موجود در هوا را جمع آوري مي کند. ما نيز در ايستگاه فضايي مارشال سرگرم ساخت يک سيستم بازيافت آب هستيم که مي تواند تقريباً هر قطره آب ايستگاه را بازيافت کرده و آب مورد نياز هفت نفر را با کمترين ميزان ذخيره کند.» اين سيستم بازيافت آب که توسط مرکز پروازهاي هوايي مارشال ساخته شده است، مي تواند آب را از سلول هاي سوختي شاتل فضايي، ادرار، پساب هاي دستشويي و بخار آب موجود در هوا تهيه کند. اگر اين گونه بازيافت هاي دقيق صورت نگيرد، لازم است که هر سال حداقل 18 تن آب براي استفاده چهار فضانورد از زمين به فضا منتقل شود. حتي حيوانات آزمايشگاهي از اين طرح کنار گذاشته نشدند. «لاين کارتر» که متخصص بازيافت آب است، مي گويد؛ «حتي حيوانات آزمايشگاهي هم تنفس کرده و ادرار توليد مي کنند. از لحاظ ميزان بازيافت، بازيافت آب 72 موش، معادل بازيافت آب بدن يک انسان است. شايد اين روش تهيه آب نفرت انگيز به نظر برسد، اما لازم است ذکر شود آبي که از دستگاه هاي تصفيه آب ايستگاه فضايي خارج مي شود، از آبي که اغلب ما در زمين مي نوشيم پاکيزه تر است.» کارتر خاطر نشان کرد؛ «آبي که ما توليد مي کنيم، بسيار پاکيزه تر از آبي است که در لوله هاي آب مصرفي شهروندان ايالات متحده جاري است. قطعاً فرآيند تصفيه آبي که ما انجام مي دهيم، نسبت به اعمال انجام شده در ايستگاه هاي تصفيه آب شهري، بسيار پيشرفته تر است. هنگامي که به نظر مي رسد ذخيره آب ما به اتمام رسيده است، باز هم آب فوق العاده پاکيزه در اختيار داريم.» تقليد از طبيعت در زمين هم آبي که زماني جزء بدن جانوران بود، پس از طي فرآيندهاي طبيعي پاکيزه مي شود. ميکروب هاي موجود در خاک اوره را تجزيه کرده و آن را به صورتي درمي آورد که براي گياهان قابل استفاده است. گياهان اين مواد را جذب کرده و از آنها در ساخت بافت هاي گياهي استفاده مي کنند. دانه هاي خاک نيز به عنوان يک صافي عمل مي کنند. ذرات خاک، مواد موجود در ادرار را با جاذبه هاي الکتريکي به خود جذب مي کند، در نتيجه هم آب تصفيه مي شود و هم مواد مورد نياز گياهان به دست مي آيد. آبي که توسط جانوران دفع مي شود، تبخير شده و به جو مي رود و سپس به صورت آبي پاکيزه به شکل آب باران فرو مي ريزد که نشان دهنده انجام عمل تقطير در طبيعت است. تجهيزات تصفيه آب ايستگاه فضايي بين المللي نيز فرآيند تصفيه آب در طبيعت را تقليد مي کنند، اما براي انجام تصفيه آب به ميکروب ها يا ديگر موجودات زنده چندان تکيه نمي شود. مونسي رومن ميکروبيولوژيست ارشد اين پروژه مي گويد؛ «ما مجبوريم به جاي تقليد کامل از فرآيند هايي که در زمين روي مي دهد (که اگر به دقت در اين باره فکر کنيم، درمي يابيم که فرآيندي بسيار پيچيده است) از سيستم هايي استفاده کنيم که مديريت صددرصدي روي آنها داشته باشيم.» براي تصفيه آب در فضا از ماشين استفاده مي شود (نه از ميکروب ها) چرا که«اگر ماشين خراب شود، مي توان آن را تعمير کرد.» دستگاه هاي تصفيه آب موجود در ايستگاه فضايي بين المللي پساب ها را طي يک فرآيند سه مرحله يي تصفيه مي کند. در مرحله اول يک صافي، ذرات معلق از آب را جدا مي کند، سپس از يک «صافي چند لايه» عبور مي کند. اين صافي داراي موادي است که مي تواند ناخالصي هاي آلي و معدني را حذف کند. در نهايت نيز يک «رآکتور اکسيدکننده کاتاليزوري» ترکيب هاي آلي فرار را خارج ساخته و باکتري ها و ويروس هاي موجود را مي کشد. شمارش قطره هاي آب پس از آنکه آب تصفيه شد، فضانوردان تا جايي که ممکن است در مصرف آب صرفه جويي مي کنند. کارتر مي گويد؛ «مردمي که در زمين هستند، شير آب را باز کرده و از آن استفاده مي کنند. آنها ممکن است در هر مرتبه چند ليتر آب را به هدر بدهند، فقط به اين دليل که آب فراوان با فشار زياد در دسترس است. در ايستگاه فضايي بين المللي، فشار آب بسيار کمتر از فشار آب موجود در خانه ها است. در ايستگاه فضايي بين المللي از شير آب استفاده نمي شود، بلکه به جاي آن حوله به کار مي رود، چرا که در اين صورت ميزان صرفه جويي بيشتر است. اگر شما هم فضانورد باشيد، آن وقت حوله را توسط يک سرشير که داراي آب پخش کن است مرطوب کرده و از آن براي شستن دست هايتان استفاده خواهيد کرد.» افرادي که در ايستگاه فضايي مستقر هستند، دستشان را با يک دهم آبي که افراد روي زمين مصرف مي کنند، شست وشو مي دهند. به جاي استفاده از 50 ليتر آب براي استحمام که در زمين بسيار معمول است، سرنشينان ايستگاه فضايي براي دوش گرفتن کمتر از چهار ليتر آب مصرف مي کنند. حتي با انجام صرفه جويي هاي شديد و تلاش براي بازيافت آب، ايستگاه فضايي به تدريج آب خود را از دست مي دهد، چرا که سيستم هاي حفاظت حيات و کنترل محيط مرکز فضايي جانسون ناسا مي گويد؛ «هميشه بايد مقداري آب را مجدداً ذخيره کنيم چرا که هيچ کدام از فناوري هايي که هم اکنون براي تصفيه آب در اختيار ايستگاه هاي فضايي است، بازدهي صددرصد ندارند. به همين دليل هميشه مقدار کمي آب از دست مي رود.» آب در ايستگاه فضايي به چند روش ممکن هدر مي رود. به عنوان مثال به اين راه ها مي توان اشاره کرد؛ سيستم هاي بازيافت آب مقدار کمي پساب غيرقابل مصرف توليد مي کنند. سيستم هاي توليد اکسيژن مقدار کمي آب مصرف مي کنند؛ هوايي که از منافذ خارج مي شود، مقدار کمي از رطوبت را هم همراه خود مي برد. سيستم هاي حذف CO2 از محيط مقداري آب را از هوا جذب مي کنند. آب هدر رفته به وسيله آبي که به وسيله شاتل يا راکت هاي روسي پروگرس تامين مي شود، جانشين خواهد شد. در شاتل از ترکيب هيدروژن و اکسيژن در سلول سوختي که براي توليد الکتريسيته به کار مي رود، آب توليد مي شود و موشک پروگرس طوري طراحي شده است که مي تواند مقادير قابل توجهي آب را با خود حمل کند. دانشمندان ناسا به کوشش هاي خود براي يافتن راه هايي درباره بهبود سيستم هاي حفاظت حيات ايستگاه فضايي، کاهش ميزان آب هدر رفته و يافتن راه هايي براي استفاده مجدد و ساير مواد دور ريز ادامه مي دهند. ادين مي گويد سيستم هاي بازيافت بايد به حدي توسعه پيدا کند که بازدهي آن به بيشتر از 95 درصد برسد. ادين مي گويد؛ «فرآيندهايي طراحي شده است که بازدهي آنان از بازدهي فرآيندهايي که هم اکنون در ايستگاه فضايي صورت مي گيرد، بيشتر است. اينها نسل جديد سيستم هاي تصفيه آب است. هر چند که اين سيستم ها راه اندازي شده است، اما براي نصب در ايستگاه فضايي آماده نيست.» سيستم حفاظت حيات ECLSS طبق برنامه تنظيمي در اکتبر سال 2005 به ايستگاه فضايي بين المللي منتقل شد. تا پيش از آن زمان، محيط درون ايستگاه فضايي بين المللي توسط سيستم هاي حفاظتي حيات تجهيزات روسي زوزدا حفاظت مي شد. |