راسخون

عاشقانه های جنگ :)

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 

678 × 534 - abitarinpanjere.blogfa.com

 

 

 

 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
1440 × 912 - marabakhodbebar.blogfa.com
 
 
 
tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

داغ دل لاله

 امروز برای شهدا وقت نداریم

  ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

 ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

 چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

 اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم

 در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

 بهر سفر کرببلا وقت نداریم

 تقویم گرفتاری ما پر شده از زر

 ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

 خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 


tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 

بسم الله

هرچی به 14تیر نزدیک می شیم دلم بیشتر برای حاج احمد تنگ میشه. احمد سیاه، بوکسور با صفایی که تبدیل شد به حاج احمد. حاجی! ای کاش هنوز بین ما بودی. نمیدونم. شایدم خوب شد که نیستی. نیستی و زشتی ها رو نمی بینی. اگر بودی هم نمی تونستی تا الآن دووم بیاری. شایدم نمیذاشتی که اینجوری بشه...


الو الو حاج احمد چرا جواب نمیدی؟
از چی شدی ناراحت؟ پس چرا ناامیدی؟
الو الو حاج احمد چرا تو برنگشتی؟
ما رو تو این جهنم، حاجی تنها گذاشتی
الو الو  حاج احمد همه چی زیر و رو شد
بازیگر و فوتبالیست برای ما الگو شد

الو الو حاجی جون مسی شده قهرمان
عکسش روی تیشرتاست، حتی به روی لیوان
الو الو حاج احمد روسریا شده شال
برا رئیس جمهورم حجاب شده یک سؤال
خبر داری حاج احمد از آقا باقر گل؟
برا رئیس جمهوری از شهرداری زده پل
الو الو حاج احمد کارها برا خدا نیست
مسیر نقشه هامون تا قدس و کربلا نیست

راستی حاجی میدونی؟ حاج محسن فرمانده
برا رئیس جمهوری سه باره شد آماده
می گفت حتی نداره یه خونه توی ایران
دوتاشو دیدم حاجی! لویزان و جماران
الو  حاجی به عشق جهاد اقتصادی
همه زدن تو خط دلارای زیادی
الو حاجی خلاصه بچه ها قیچی شدن
همه سرگرم دنیا برای هیچی شدن

الو الو حاج احمد آخر حرفم اینه
برگرد حاجی سیدعلی حرفاش روی زمینه
الو الو حاجی جون قربون روی ماهت
دعا بکن بمونیم همیشه توی راهت...

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
عشق یعنی در سکوت یک نگاه



عشق یعنی " همت " و یک دل خدا
توی سینه اشتیاق کربلا

عشق یعنی شوق پروازی بزرگ
در هجوم زخم‌های بی‌صدا

عشق یعنی قصه عباس و آب
در " طلاییه " غروب آفتاب

عشق یعنی چشم‌ها غرق سکوت
در درون سینه، اما انقلاب

عشق یعنی آسمان غرق خون
در شلمچه گریه‌گریه.... تا جنون



عشق یعنی در سکوت یک نگاه
نغمه انا الیه راجعون

عشق یعنی در فنا نابود شدن
در میان تشنگان ساقی شدن

عشق یعنی در ره دهلاویه
غرق اشک چشم، مشتاقی شدن

عشق یعنی حرمت یک استخوان
یادگار از قامت یک نوجوان

آنکه با خون شریفش رسم کرد
بر زمین، جغرافیای آسمان

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 

مادر!
تو بر مزار شهيد عزيز خويش
يك كاسه آب يخ
يك دسته گل بيار
زيرا كه من هنوز در اين خوابگاه خويش
لب تشنه حياتم 
دل تشنه وطن
زيرا مني كه رفته به اين خواب جاودان
دلداده بهار و گل و سرو و لاله‏ام 
من بيست ساله‏ام 
مادر! 
تو از براي خدا گريه سرمده
ديگر بجاي آه و فغان و غم و الم
با من بده بشارتي از مام ميهنم
مادر! 
بگو، بگو كه چه شد كارزار ما؟
پيروزي آمده؟
صلح است برقرار؟
سرباز اگر كم است بگو، 
مادر عزيز!
اينجا هزار مرد دگر هست مثل من
ما را نمانده طاقت خفتن ميان خاك
گر كارهاي بد است بگو، مادر عزيز!
خيزيم هر يكي
از گور خويشتن
ـ «يا مرگ»!
«يا وطن»!

 

 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 

بابای مفقودالاثر، بابای زخمی

 

دور از تو سهم دختر از این هفته هم پر
پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟


 

تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی
یک قاب چوبی روی دست میخ بودی


 

توی کتابم هر چه بابا آب می داد
مادر نشانم عکس توی قاب می داد


 

اینجا کنار قاب عکست جان سپردم
از بس که از این هفته ها سرکوفت خوردم


 

من بیست سالم شد هنوزم توی قابی ؟!
خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی!

 

یک بار هم از گیرودار قاب رد شو
از سیم های خاردار قاب رد شو

 

برگرد تنها یک بغل بابای من باش
ها ! یک بغل برگرد تنها جای من باش

 

شاید تو هم شرمنده ی یک مشت خاکی
جا مانده ای در ماجرای بی پلاکی

 

عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است
یک چفیه ، یک ساک هم باشی قبول است


 

ای دست هایت آرزوی دست هایم
ناز و ادایم مانده روی دستهایم

 

تنها تلاشش انتظار است و سکوت است
پروانه ای که توی تار عنکبوت است

 

امشب عروسی می کنم جای تو خالی
پای قباله جای امضای تو خالی



ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش
یک بار هم بابای معلوم الاثر باش


tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 

سلام بر آنان که نه اهل نان بودند و نه اهل نام


 

هنوز هم می‏توان در دشت خونین خوزستان صدای عشق را شنید؛ صدایی که عشاق را مجذوب می‏کند؛ همان صدایی که در زمان دفاع مقدس، رزمندگان را به سوی خود فرا می‏خواند.

هنوز می‏توان در جای جای این خطه، ایثارگری و دلدادگی را حس کرد.
هنوز می‏توان صدای عاشقان را از عمق سنگرها و بیابان‏ها و آهنگ عارفانه‏ی نماز شب را از این سرزمین شنید؛ گرچه از غرش تانک‏ها، توپ‏ها و هواپیماهای دشمن خبری نیست.

هنوز می‏توان مقاومت دلیرانه‏ی رزمندگان را در «سه راه شهادت» مشاهده کرد.

هنوز می‏توان صدای خنده‏ی عاشقان را که به سوی معبود خود پر کشیدند، شنید.

هنوز می‏توان تشنگی دلاورانی که عرصه را بر مزدوران تنگ کرده، همانند مقتدای خود، حسین گونه جام شهادت را نوشیدند، احساس نمود.

و هنوز صدای رزمندگان اسلام در فکه، طلاییه، هویزه، بستان، سوسنگرد، شلمچه، خرمشهر و پادگان دو کوهه شنیده می‏شود.

شلمچه، سرزمین گل یاس است و عطری خاص هنوز در فضای این منطقه به مشام می‏رسد.
شلمچه دیر گاهی است منزلگاه عشاق است؛ آنجا خانه‏ی دلدار و محور احرار بوده و هست.
خرمشهر، سند ایستادگی و پایمردی ایران است و شهدای زیادی با خون خود بر پای این سند مهر زده‏اند.
هنوز آثار خشم دشمن و آثار دفاع جانانه در شهر هویدا است.

«پادگان دو کوهه» هنوز پر ازدحام است؛ همان گونه که در سال‏های دفاع مقدس و زمان عملیات پر استقبال بود. وارد پادگان که می‏شوی، نوای دل‏انگیز نوحه و زیارت عاشورا. همه را به سمت حسینیه‏ی شهید همت می‏کشاند.

سلام بر همه‏ی شهیدان جانبازان، ایثارگران و رزمندگان هشت سال دفاع مقدس.

سلام بر بچه‏های بی‏پلاک و با پلاک! سلام بر پلاک‏های برگشته از زیر خاک!

سلام بر بچه‏های بی‏ادعایی که دیروز گفتند: روی مین‏ها سیاه که ما را نطلبیدند.

سلام بر آنانی که در میان شعله‏هایی از جنس آه سوختند، و نه اهل «نان» بودند و نه اهل «نام».

سلام بر پاهای تاول زده‏ی بچه‏های صخره‏های «ماووت».

سلام بر مظلومیت بچه‏هایی که در ارتفاعات «شاخ شمیران» پاره‏های پیکرشان آسمانی شد.
شقایق

سلام بر لحظه‏های سرخ برگ‏ریزان ؛ سلام بر شور شب‏های قلاویزان.

سلام بر روزهای آتش و باروت و گلوله؛ سلام بر شهیدان غریب چنگوله.

چه مردان بزرگی بودند، آنان که شبانه از سیم‏های خار‏دار گذشتند.
چه مردان سبزی بودند آنان که لحظه‏هایی پر از عصمت و اخلاص آفریدند و نگاهشان آبروی روزهای روشن فردا بود. چه مردان بزرگی بودند آنان که جاده‏های عرفان را در نور دیدند و یک شبه ره صد ساله پیمودند.
آنان چه زیبا عطش و سنگلاخ را تجربه کردند چه روزهای سرشار از صمیمیت و چه شب‏های پر از نیایشی!

کاش آن شب‏های بی‏برگشت برگردند

تا شهیدان غریب دشت برگردند

کاشکی یک بار دیگر از خم کانال

ضربتی‏های گروه گشت برگردند

بچه‏های رفته تا «شلمچه» و «مجنون؛ بچه‏های شکست حصر آبادان؛ بچه‏های «گریه در جشن حنابندان»! شما هرگز فراموش نمی‏شوید.

هنوز لحظه‏هایمان را به نامتان متبرک می‏کنیم. هنوز در این کوچه‏ ها، طنین گام‏هایتان جاری است و رهگذران عاشق، سرمست از جرعه‏ی زلال روح آسمانی‏تان، عشق و ایمان و مهربانی را زمزمه کرده و آرزو می‏کنند که:
ای کاش هیچ نسلی حماسه‏ ی حضور را فراموش نکند.

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 
 



 

زشرق نگاهت، طلوعى طلايى كجاست
بگو لحظه گريه هاى جدايى كجاست

تمام غزل هاى نابم فداى تو باد!
سرود صميمانه آشنايى كجاست

زمانى مرا شوق ديدار چشم تو بود
همان اشتياقى كه گفتم بيايى كجاست

تو بودى، مرا فرصت سُرخ پرواز بود
چو رفتى ديگر بال هاى رهايى كجاست

كسى مثل تو آرزوى شهادت نداشت
دريغا پس از تو دلى نينوايى كجاست


tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

تفــــــــــــــــــــــــــحص

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

تفــــــــــــــــــــــــــــــــــحص

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

تـــــــــــــــــــــفحص

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

 

 

نه نه عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

خانه نه نه علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی