عاشقان امام رضا
با شکوه و وقار ایستاده در صحن یار
ملجا دلهای خسته است و پناه قلب های شکسته
از شبکه های طلایی اش نور می بارد
و دردل عاشقانش امید می کارد پنجره فولاد رضا(ع)
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
سلام برج کبوتر نشان نورانی
دلم گرفته دوباره،دلم ...تو می دانی
دلم گرفته که باز عاشقانه بنویسم
از انجماد غریب ترانه بنویسم
دلم گرفته که فریاد بی صدا باشم
دوباره زائر دلتنگی رضا باشم
دوباره گریه کنم روی شانه های کسی....
دلم گرفته دوباره،دلم برای کسی...
که باز از شب کابل به عشق پر بکشم
دوباره بر تن بی روح شعر سر بکشم
□
سلام شمس ولایت،سلام حضرت عشق
سلام اوج بلندای درک غربت عشق
غریب آمده ام تا تو ضامنم باشی
شروع سبز غزلهای باطنم باشی
دلم گرفته،دلم سر پناه می خواهد
شب همیشگیم حس ماه می خواهد
هنوز در تب شبهای درد همسایه
پریم از غم تلخ نبرد همسایه
هنوز کشورم از داغ جنگ می سوزد
نشسته بر تن آئینه گرد همسایه
کسی نمانده که شب را به انتها ببرد
دگر نمانده در این جاده مرد همسایه
خزان نشسته به جنگل،زمین ستم پوش است
وبرگهای زمان مانده زرد همسایه
کجاست همنفسی تا دوباره برخیزیم
رها شویم از این خواب طرد همسایه
جهان حقوق بشر را به شب تعارف کرد
واز سپیده حمایت نکرد همسایه
غروب مانده واز شهر کشته می بارد
در آستانه ی این فصل سرد همسایه
دلم گرفته،دلم زخمدرد دلتنگیست
تمام آینه های حوالیم سنگیست
تمام گندم این شهر را که جو کردند
دوباره فرصت پرواز را درو کردند
دوباره سهم کبوتر گلو له ی سربیست
کسی به فکر باغچه به فکر گلها نیست
دوباره یخ زده در دستهایمان خورشید
کسی به سمت غزلهای تازه تر نوزید
کسی شروع نشد از دوباره های خودش
وگیس دختر سید جواد را نکشید
کسی نخواست که قسمت کند جهانش را
سحر پرنده ی بی سر از آسمان بارید
کسی نخواست ببیند که مرده آزادی
وشعر روی لبان ستاره ها خشکید
دلم گرفته دعا کن طلوع هشتم عشق
دلم گرفته دعا کن صدای سبز امید
دلم گرفته دعا کن ستاره برگردد
دوازده غزل امشب دوباره برگردد
مریم حقیقت
چه لذتی داره زیارت زیر بارش رحمت الهی
السلام علیک یا ایها الرئوف
می روم بر کوی سلطان، گریه پنهانی کنم
بر در شاه خراسان تا غزلخوانی کنم
می روم با کوله باری از گناه و معصیت
در سرای صحن ، اظهار پشیمانی کنم
می روم بار دگر تا جان بگیرم در حرم
آسمانِ تار دل را باز نورانی کنم
می روم تا دل ببندم بر ضریح آرزو
گویمش درد دلم شرح پریشانی کنم
می روم بر مشرق عشق و بدور از غصه ها
هشتمین خورشید بینم، نفس قربانی کنم
می روم تا در جوار ضامن آهو رضا
چاره ای بر این دل تاریک طوفانی کنم
می روم تا در ازای آب سقاخانه اش
جان ببخشم کل عالم،لیک ارزانی کنم
می روم تا چون کبوتر پر بگیرم تا به اوج
دور گنبد من بگردم طوف روحانی کنم
می روم یک گوشه ای در زیر ایوان طلا
تا سحر بنشینم و یادی ز کنعانی کنم
آرزوی خادمی بر درگهش دارم ولی
می رسد در خادمی بینم که سلطانی کنم
بُرده آرام و قرارت ، شوق وصل آخر امیر
چونکه گویی جان فدای آن خراسانی کنم
امیر کاشانی اصل
اجابت سبز دعا
حریرِ سبز ضریحت، تفاخرِ قوهاست
دلیل اصلی کوچِ همه پرستوهاست
وَ آبشار پُر از مهربانیت بی شک
مسیر چرخش آنی چشم آهوهاست
نسیم مرقد پاکت، نوید خوش یمنِ -
نگاه مضطرب و بی قرار شب بوهاست
گل از ضریح تو همواره شهد می نوشد
که طعم گنبد تو در دهان کندوهاست
بریز از نفس قدسیت به ایوان ها...
نسیم روشنی ات آفتاب گیسو هاست
نگاه کن به دلی که شکسته و زخمی...
نشسته در حرمت خیره بر فراسوهاست
نگاه کن به محبّت دوباره برخیزد
که آشنای غریبی شبیه آهو هاست
" سید مهدی نژاد هاشمی
در این شب ظلمانی، به کجا پناه برم جزسرایت ای امام مهربانی؟
آنجا که چراغش همیشه فروزان است برای دلهای شکسته و چشم های به اشک نشسته
السلام علیک ایها الرئوف
چه خوب شد که به ایران امدی تا هر وقت دلمان گرفت پیشت بیاییم هر وقت مشکلی داشتیم پیش تو بیاییم و چه خوب شد که ما هم در ایران حرم امام داریم
راضی ام به رضای اول خدا بعدم امام رضا
روزهای سختی رو میگذرونم
وقتی که در حرمت نیستم
همه چیز تنگ می شود
نفسم...
دنیایم...
دلم ...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
ساعت هشت عاشقی و سلامی مخصوص به امام رضای عزیزم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
نامه ای به امام رضا
ســـــلام امــــــام خوبـــــــی ها...
آمدمـــــــ بگویمـــــ،
ایــــن روزها کـــم تحمـــــل تــــر از همیشــــــه شـــــــده ام...
آمدمـــــــ بگویمـــــ،
حـــــــال کبـــوتــــــــــر دارمـــــــــ...
مگــــــر می شــــــــــود آرامــــــــــش کرد...
وقتـــــی کــــــــه نــــــه میـــــــخواهد نـــــه می توانــــــــد...
امــــــــامــــــــا...
آمدمــــــــ بگویمــــــ
به داد پــَــــــر و بـــــــال شکســــــــته ام بــــــــرســـــــــ...
آخـــــر ایــــن روزها
"می تــــــراود ز لبم قصّـــــهی ســـــــرد..."
و حرفـــــِ آخــــــر...
چـــــــاره ی مـــــن کُــــــن و مگــــــذار که بیچــــــاره شــــــــوم...
آخــــــر دلـــ♥ـــم بدجـــــور تنـــــگـــــِ شماستـــــ ...
مــــرا بِطَــــلَــــبـــــــ...
دِلْـــتَــــنْـگَــمــــــ ـــــ ـــ ــ ـ
السلام علیک یا امام الرئوف
آدم بدون مهر تو انسان نمی شود
سلمان بدون عشق مسلمان نمی شود
آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند
سوگند می خوریم ، پشیمان نمی شود
وقتی کبوتران حریمت ، گرسنه اند
گندم برای سفره ما ، نان نمی شود
باید هزار قرن ، حکومت کنی مرا
سلطان چند روزه ، که سلطان نمی شود
تو خوب جایی آمده ای سروری کنی
هر رعیتی که رعیت ایران نمی شود
تو هشتمین پیمبر قرآنی منی
حق خدا و حق مسلمانی منی
تو آسمان عشقی و خورشید گنبدی
خورشید هشتمی و به ایران خوش آمدی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...
❤روزتون امام رضایی❤
شبى تنها
میان این همه رؤیا
تو را دیدم ...تو را با قامتى زیبا
میان دشتى از گلها
کنارت بحر آبى رنگ
و دستانت پر از گلبوته هاى نور
پر از گلبرگ یاس و سوسن و مریم
و من سر تا به پا حیرت
دلم سنگین از این غمها
از این دنیا
که ناگه
آهویى رعنا
در آغوش تو شد آرام
صدایى از دل دریا
چنین مى خواند :به قربان پناه گرمت اى مولا
!تمام صورتم را اشک ها پر کرده بود، آرى
چنین رؤیا مرا واداشت
که بنویسم :به قربان پناه گرم تو آقا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
شعری به لهجه زیبای مشهدی
کوچه پس کوچه مشد بوی امام رضا مِدِه
دیدن گلدسته هاش دلِ آدمِ جلا مِدِه
هر کی که غصه دِرَه یا گِرِهِی تو کارشَ
مِرَه تُو صحنِ آقا حال و هواش صفا مده
بعضیا بالایِِ سر، سر رویِ سنگا مزارن
اشکاشان که میچیکَه هر چی مِخَن آقا مده
صبح زود سر کوچه ها هر کی که از خانه میَه
دس به سینش مِزرَه سلامی به آقا مده
خیلیا مِگَن شما کمتر حرم سر مِزِنِن
آقامان مهربونه سهم ما ره سیوا مده
بعضی ها که نِمِتِـنَن بی یَن به پابوس آقا
التماس دعا مِگَن دردشانِ شفا مده
ما که از بچّیگی مان هَمَش میامَدِم حرم
وقت مردن مِدِنِم جوابیِم به ما مده
( عظیم سناوندی )