عاشقان امام رضا
نماهنگ ماه غریب گروه لیلة القدر
نیمه شبها تاسحر ذکر رضا باید گرفت
اینچنین حاجات خود را از خدا باید گرفت
در جوار مرقدش هرگز به کم قانع مشو
چونکه از مـشهـد برات کربلا باید گرفت
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
هوایت هوای زندگی را از سرم پرانده
رضاجان...
یادش بخیر سال پیش یه همچین روزی تو حرم با صفاتون بودم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
حضرت امام رضا (علیه السّلام) می فرمایند:
ه شیعیانم ابلاغ کن که[ ثواب] زیارت من نزد خداوند برابر هزار حج است. راوی می گوید: به فرزندش امام جواد (علیه السّلام) عرض کردم: هزار حج؟ فرمود: آری به خدا سوگند هزار حج. البته برای کسی که او را با معرفت نسبت به حق و مقامش زیارت کند.
منبع : عین اخبار الرضا
احمد بن ابی هرون می گوید حضور علی بن موسی الرضا(علیه السّلام) شرفیاب شدم. حضرت دستور غذا داد. سفره گستردند غذا آوردند ولی در سفره سبزی تازه نبود . حضرت غذا نخورد، به خادم خود فرمودند مگر نمی دانی من از سفره ای که در آن سبزی نباشد غذا نمی خورم ، برو سبزی بیاور. خادم رفت و سبزی آورد ،حضرت غذا میل فرمودند و من نیز خوردم.
منبع : مکارم الاخلاق ص90
31- نزدیکی « بسم الله الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از نزدیکی سیاهی چشم به سفیدی چشم، بیشتر است.
منبع: سمند،ج1، ص
از درد کهنه ای که مداوا نمیشود
یا میشود گلایه کنم یا نمیشود
اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح
لطفت نگو که شامل ماها نمیشود
ای من فدای پنجره فولاد چشمهات
از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟
یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان
هرچند این غریبه زلیخا نمیشود
امضا:کسی که با همه ی ریزنقشی اش
در بیکران چشم شما جا نمیشود
باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند
بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند
«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند
هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند
دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند
از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»
سید حسن رستگار
دل همیشه غریبم هوایتان كرده است
هواى گریه پایین پایتان كرده است
وَ گیوههاى مرا رد پاى غمگینت
مسافر سحر كوچه هایتان كرده است
خداش خیر دهد آن كسى كه بال مرا
كبوتر حرم باصفایتان كرده است
چگونه لطف ندارى به این دو چشمى كه
كنار پنجره هایت صدایتان كرده است ؟
چگونه از تو نگیرم نجات فردا را
خدا براى همینها سوایتان كرده است
چرا امید ندارى مدینه برگردى
مگر نه آنكه خدا هم دعایتان كرده است
میان شهر مدینه یگانه خواهرتان
چه نذرهاى بزرگى برایتان كرده است
تو آن نماز غریب همیشهها هستى
كه كوچههاى خراسان قضایتان كرده است
سپیدهاى و به رنگ شفق در آمدهاى
كدام زهر ستم جابجایتان كرده است
به روشنای تو زل میزند سیاهی ها
شبیه غبطه ی جامانده ها به راهی ها
بجز سلام به تو ، آن هم اکثرا از دور
چه کرده ایم در این عمری از تباهی ها؟
به پیشگاه شما سر به زیر می آیم
به سربلندترین شکل عذرخواهی ها
دو لنگه درب حرم باز ، مثل آغوشت
همیشه هست پذیرای بی پناهی ها
ازین به بعد ندارند تاب دریا را
که خواب حوض تو را دیده اند ماهی ها
که سنگفرش تو از جنس چشم آهوهاست
و خاک پای تو اکسیر خوش نگاهی ها
دوباره باید ازینجا به جاده زل بزنم
همان حکایت جامانده ها و راهی ها
خاک حرم رسید ، دوا نیز داده شد
آب حرم رسید، شفا نیز داده شد
ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم
ما جلوه خواستیم ، خدا نیز داده شد
اصلا بهانه هاست که ما را می آورد
با دادن بهانه ، بها نیز داده شد
هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود
در این حرم نخواسته ها نیز داده شد
از بس کریم بود که درهم خرید و رفت
در ازدحام ، حاجت ما نیز داده شد
اصلا به خواهش کم ما اکتفا نکرد
ما سنگ خواستیم ، طلا نیز داده شد
گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد
گفتم حسین ، امام رضا نیز داده شد
میخواستم به مشهد تو راهی ام کنند
دیدم برات کرببلا نیز داده شد
تو حسین منی
هنوز حال و هوایی كه داشتم دارم
هنوز طبع گدایی كه داشتم دارم
برای گمشدگان یك چراغ روشن كن
نیاز به راهنمایی كه داشتم دارم
بساط شاه و گدا در كنار هم پهن است
كنار جایِ تو جایی كه داشتم دارم
همان گدای قدیمی كه داشتی داری
همان امام رضایی كه داشتم دارم
حرم نگو،عتبات است،تو حسین منی
هنوز كرب و بلایی كه داشتم دارم
حریرِ سبز ضریحت، تفاخرِ قوهاست
دلیل اصلی کوچِ همه پرستوهاست
وَ آبشار پُر از مهربانیت بی شک
مسیر چرخش آنی چشم آهوهاست
نسیم مرقد پاکت، نوید خوش یمنِ -
نگاه مضطرب و بی قرار شب بوهاست
گل از ضریح تو همواره شهد می نوشد
که طعم گنبد تو در دهان کندوهاست
بریز از نفس قدسیت به ایوان ها...
نسیم روشنی ات آفتاب گیسو هاست
نگاه کن به دلی که شکسته و زخمی...
نشسته در حرمت خیره بر فراسوهاست
نگاه کن به محبّت دوباره برخیزد
که آشنای غریبی شبیه آهو هاست
" سید مهدی نژاد هاشمی "
این روزها حسابی دورم شلوغ است...
دیگر تنها نیستم...
وقتی یادت هست
خاطراتت هست
غمت دوری هست
عکس حرمت هست
دیگه تنها نیستم ...
فقط نمیدانم چرا گریه میکنم . . .
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آرام کن به جامی شور و نوای ما را
سلطانی و دمَت گرم داری هوای ما را
از سفرۀ کریمان عمری ست فیض بردیم
پر کرده ای همیشه تو کسیه های ما را
دادیم تا سلامی تحویلمان گرفتی
از خاطرت نبردی حتی صدای ما را
سهمیۀ گدایان محفوظ باشد اینجا
بگذاشتی کناری سهم عطای ما را
باز آمدیم ای دوست بار گناه بر دوش
راضی نما دوباره از ما خدای ما را
روزی اگر بنا شد ما را ز در برانی
گو مادران بپوشند رخت عزای ما را
زیباییِ ضریح و ایوان و صحن هایت
در گوشۀ حریمت بسته است پای ما را
جان جوادت آقا جان عزیز لیلا امضا نما دوباره
کرببلای ما را باب الجواد یعنی صحن علی اکبر
تنگ غروب دیدی تو گریه های ما را
در پیش چشم بابا اکبر شد اربا" اربا
فرمود شاه: عباس! آور عبای ما را
شاعر: قاسم نعمتی
بی پرده نیست «هو» که به«یا هو» طلب کنم
آهو شوم که ضامن آهو طلب کنم
از اشک چشم رابعه بیدست و پا ترم
تا اوج کعبۀ تو به پهلو طلب کنم
آیینهای نهاده خداوند در زمین
تا هر چه جان طلب کند از او طلب کنم
ای از تبار صفدر خیبرگشا، رضا
من خدمت درت به چه بازو طلب کنم؟
نزد تو ای بهار تجلّی! بنفشهای
خدمت نکردهام که سرِمو طلب کنم
ماه تمام هستی و من خسته چون هلال
از جلوۀ تو گوشۀ ابرو طلب کنم
کَلبی شنیدهام به سر کویت آمده است
من نیز خدمت سگِ آن کو طلب کنم
خاک در تو آرزوی هشت جنّت است
کی از برِ تو جنّت مینو طلب کنم؟
تا آبرو بگیرم از آن قبلۀ شرف
با اشک خویش آبی از آن رو طلب کنم
سلطان من که همچو علی خاتم ولا
او از کف خدا و من از او طلب کنم
اظهار احتیاج به غیرم روا باد
چون سرّحق ز اهل هیاهو طلب کنم؟
نقش نبی ز صومعۀ راهب آورم؟!
نام خدا ز معبد هندو طلب کنم؟!
مولای من نماز بخوان تا به دشت دل
بارانی از بنفشه و شببو طلب کنم
مولا رسیدهام به پناهت که باز هم
برگِ دخیلِ ضامن آهو طلب کنم
تا از تو عمر یک غزل عاشقانه را
در شامِ مرگِ خستهترین قو طلب کنم
تا ره دهند سر بنهم بر ضریح تو
این کعبه را به سعیِ دو زانو طلب کنم
خواهم لباس خادمیات را هزار شب
از دیده آب و از مژه جارو طلب کنم
محمد سعید میرزایی