راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

عیبی نداره  اگر هر روز یکی  اس ام اس  می زنه  که در حرمت نائب الزیارة منم هست!
عیبی ندارد..که دلم می سوزه  
عیب نداره که دلم، چشمم، روحم همه آشوب میشه ....
عیب نداره......
بالاخره یه روزم نوبت مــــــن میرسه...
ان شاء الله‏

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 



گرچه این شهر از کلاغ پر است، کفترانی سفید هم دارد
این شلوغیّ درب راه آهن، خوف دارد، نوید هم دارد
دست بعضی بلیط های عجیب، دست بعضی بلیط مشهد تو
چهره های «مسافرین عزیز»! کهنه دارد، جدید هم دارد
میرود در قطار، در کوپه، زائرت سر به شیشه بگذارد
زندگی های سخت این مردم، قفل دارد، کلید هم دارد

توی گوشش گذاشت هندزفری، رفت روی تراک «ای حرمت...»
با خودش گفت: بـــعـــله! تکنولوژی، خوب دارد، پلید هم دارد
...پا شد از خواب،شیشه های قطار، جاده ای رو به سمت گنبد
بود یادش آمد چقدر بد بوده، ترس دارد، امید هم دارد
گوشۀ صحن قدس رفت و نشست، رفت در فکر، با خودش در دل
گفت یعنی امام این همه صحن، زائر ناامید هم دارد؟
ولی از انتهاش میترسم، میشود کربلایی ام بکنی؟
توی کارش جناب عزرائیل، مرده دارد، شهید هم دارد...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
با اینکه پُر شده قلم از واژه های تو
طبعم نمی کشد چه بگویم برای تو
لُکنت گرفته است زبانِ قصیده ام
ماندم چگونه شعر بریزم به پای تو
جامانده از شتاب تو این پای ناتوان
دستم نمی رسد به غبارِ عبای تو
این بار کرم کن و مضمون نو بده
تا یک غزل شوم بپرم در هوای تو
از آن سوی ضریح به سویم اشاره کن
شب های تار شعر مرا پُر ستاره کن
امشب دوباره شور تغَزُّل گرفته ام
حسّ شروعِ نغمه ی بلبل گرفته ام
مثل نسیم روی چمن ها دویده ام
هرجا رسیده ام خبر از گل گرفته ام
بر دامن همیشه بهاری و سبز تو
با نور اشک دست توسّل گرفته ام
از آسمان برای همه ناز می کنم
تا گنبد طلای تو پرواز می کنم
نقّاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
این زائران خسته، به عشق ولادتت
با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا چقدر ریسه برایت کشیده اند!
بوی غذای حضرتی و این همه گدا
مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند
ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند
امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند
من با تو از حصار غم آزاد می شوم
با خواندن سرود تو دل شاد می شوم
یک بار از خرابه ی دل بگذر و ببین
از برکت قدوم تو آباد می شوم
تا آن زمان که بیشه پُر از ردّ پای توست
آهوی دل سپرده ی صیّاد می شوم
از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی
دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!
عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام
جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام
هرگز ز عشق خویش جدایم نمی کنی
محتاج بنده های خدایم نمی کنی
گفتی سه بار دیدن زوّار می رسی
یا أیُّهَا الرَّئوف رهایم نمی کنی
دل تنگِ روضه های حسین و مُحرّمم
راهی خاکِ کرب و بلایم نمی کنی؟
این حرف آخریست که من با تو می زنم
مهمانِ سفره ی شهدایم نمی کنی؟
خورشیدِ من بتاب و دلم را سفید کن
وقتِ زیارت است مرا هم شهید کن
 
علی صالحی
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

کوله بارِ سفـر را که می بندی …

می مانی با یک بغل التـماس دعا و دستانِ خـالی

اما پـُـر از حـاجت !

می آیی زیـارتِ امام .. شایــد هم حـجِ فقــرا ..

و تــو حـاجی می شـوی!

می آیـی با پای پیـاده

یا چـرخ هایی که تا اینجـا می دونـد

و تـو را می رسانند تا آسـمانِ اینجـا ..

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مناجات زیبا با امام رضا علیه السلام


borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مشهدت ضرب المثل های مرا تغییر داد

هرکه بامش بیش برفش نه،کبوتر بیشتر

چهار فصل مشهدت از عطر گل آکنده است

این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر...

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
من راه های دور را ...
هر روز . . .
با خیال ِ تو نزدیک می کنم !
ای هر محال ِ زندگیم با تو ممکن ،
ای آشنای هر روز ِ با غربتم عجین ...
من ...
دوست دارمتـــــــــ !
چه بخواهی
من ...
دوست دارمتــــــــ !
چه نخواهــــی !!
 
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
 
 
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

به روشنای تو زل میزند سیاهی ها

شبیه غبطه ی جامانده ها به راهی ها

بجز سلام به تو ، آن هم اکثرا از دور

چه کرده ایم در این عمری از تباهی ها؟

به پیشگاه شما سر به زیر می آیم

به سربلندترین شکل عذرخواهی ها

دو لنگه درب حرم باز ، مثل آغوشت

همیشه هست پذیرای بی پناهی ها

ازین به بعد ندارند تاب دریا را

که خواب حوض تو را دیده اند ماهی ها

که سنگفرش تو از جنس چشم آهوهاست

و خاک پای تو اکسیر خوش نگاهی ها

دوباره باید ازینجا به جاده زل بزنم

همان حکایت جامانده ها و راهی ها

هادی جانفدا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

یـا ضامـن آهـو!

دلـم بـراي يك لحظـه فقط يك لحظـه

هـيجـانِ رسـيدن نـوك انگشتهـايم

به ضريـح سـردت

كه گرمـا بخـش ايـن همـه زائـر اسـت ،

تنـگِ تنـگ اسـت

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام رئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

دلم می خواد کبوتری بشـــم و پرواز کنـــــــــم

به مشهد الرضا برم عقده دل بـــــــــاز کنــــــم

بشینم روی گنبدش سلام کنــــــــــــــم به مولا

با یا رضا رضا رضا  حرف دل آغـــــــــــازکنم

زیارت نامه و نمازم بخونم سجـــــــــده بــــــرم

گریه کنم ، دعا کنم به آقا التمــــــــــاس کنـــم

حاجاتم را یکی یکی به آقا عرضـــــــه بــدارم

تا که به لطف او دلم ز مشکلا رهــــــا کنــــــم

پر بکشم چرخ بزنم به دور گنبـــــــــــد طلاش

از اون بالا با شوروشوق زائراش رانگاه کنم

به سقاخانش می روم که چشمه ای ازبهشته

تا که با آب شفایش بیماریام دوا کنــــــــــــــــم

به پشت پنجره فولاد رضا رضا رضا بگـــــــم

گره زنم دلم به او از همه جا جدا کنــــــــــــم

شب تا به صبح دعا کنم تا حاجاتم روا بشه

رو به رویش بنشینم و ضریحش را نگا کنـم

راجی به لطف او منم که اوامام رئــــوفــــــه 

قربون لطف و کرمش جونم براش فدا کنــــم

محمد رجب زاده ( راجی )

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
خورشید هم به سمتِ شما سجده می کند ؛
 ای مرقَدَت ، بهشتِ خدا 
 ایّها الرّئوف . . .  
 
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

ای ستونهای زمین! گلدسته های سربلند!
ای رواق زرنگار! آیینه های بندبند!
ای مقرنس های چوبی، گنبد زرین کلاه
بر سر آن آستان پر شکوه بی گزند
بر سر هفت آسمان، آن مهربان افراشته است
چتری از بال کبوتر، از حریر و از پرند
دست او اینک پناه آهوان خسته است
بال بگشایید از شوق، آهوان درکمند
کفتران آسمانی هم اسیر دام او
می کشاند هر دلی را در رهایی ها به بند
یاد او در عمق دل ها می شکفد مثل نور
نام او در کام جان ها می تراود همچو قند
ای حضور هشتمین! افتادگان غربتیم
دست ما را هم بگیر از لطف، ای بالا بلند!


یداللَّه گودرزى(شهاب)

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 

معینی و یاوری برای غرق شدگان این برهوت بی کس پهناور
یار ضعفایی و حاجتمندان را گره گشایی
ای ملجآ دل دردمند هر غریب و هر آشنایی

السلام علیک یا امام الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

همین که با خودم گذشته را مرور می کنم 

از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

اگر  چه غرق آتشم ولی به درد می خورم 

برای مشعل حرم شراره جور می کنم

راه درازی آمدم به سینه دست رد نزن

از این به بعد به جز تو را ز سینه دور می کنم

بال پریدنی بده سپس ببین که هر سحر 

کبوترانه از دل حرم عبور می کنم

طلعت بی کران تویی ، ظلمت بی کران منم

کنارت این خرابه را محفل نور می کنم

به روی من نزد کسی چه کاره ام چه کرده ام

کنار تو شبیه انبیا ظهور می کنم

تو آروزی خلوت قبر منی و شب به شب

به خاطر تو خویش را زنده به گور می کنم

سنگدلم ولی به لطف چشم تو نشسته ام 

خشت به خشت صحن را سنگ صبور می کنم

شبی به صید من بیا دام بیافکن و ببین 

چگونه مثل آهوان میل به تور می کنم

کنج حرم که می روم یاد حسین می کنم 

مصیبت سر به نیزه را مرور می کنم 

نان غذای حضرت تو را که میل می کنم

یاد مصیبت سر و کنج تنور می کنم

حسین قربانچه