راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

کم کم مسافران سحر را خبر کنید
با ذکر یا حسین به مشهد سفر کنید
خود رامیان صحن رضا در به درکنید
شب تا اذان صبح به گنبد نظرکنید
داریم اهل رحمت مخصوصه میشویم
آماده زیارت مخصوصه میشویم
باید تمام همت خود را به کار بست
حالا که بار عام شده کوله بار بست
با جبر عشق در بروی اختیار بست
دل را به حلقه های ضریح نگار بست
درطوس برگزار شده اعتکاف ما
صد حج واجب است ثواب طواف ما
شکر خدا که از فقراییم تا ابد
از حاجیان کوی رضاییم تا ابد
پیش رضا کنار خداییم تا ابد
ما راهیان کرببلاییم تا ابد
درصحن کهنه بود که تایید ما رسید
آقا نگاه کرد و روادید ما رسید
ای کربلا نرفته حرم را بهانه کن
دل را بیا به جاده مشهد روانه کن
یک گوشه ای ز صحن رضا آشیانه کن
پیش کریم نوکری عاشقانه کن
آنجا برات کرببلا زود میرسد
هِی خون دل نخور بخدا زود میرسد
آقاخودش غریب وبه فکر غریب هاست
مرثیه خوان روضه یابن شبیب هاست
هرشب دلش شکسته شیب الخضیب هاست
آزرده ازمزاحمت نانجیب هاست
یک عمّه بود و لشگر اوباش بی حیا
عالم فدای شیرزن دشت کربلا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

اینجا عجیب طعم هوا فرق می کند
اصلا نبات شهرشما فرق می کند
وقتی که حج ما فقرا مشهد شماست
یعنی که قبلهٔ فقرا فرق می کند
قبر شما که جای خودش بین صحن ها
حتی زیارت علما فرق می کند
دارم مریض پنجره فولاد می شوم
جنس شفای دست رضا فرق می کند
این جا دعا نکرده دعا مستجاب شد
در صحن انقلاب دلم انقلاب شد
از من مخواه صبر کنم با فراقتان
جانم فدای گنبد و صحن و رواقتان
دارد میان صحن شما دانه می خورد
در لابه لای این همه کفتر کلاغتان
مادر مرا به نوکری ات نذر کرده است
هر چند خوش نیامده ام به مذاقتان
من به امید قول و قرار تو آمدم
فرموده ای سه جای میایم سراغتان
خوب است در کنار سه دفعه مجاورت
آقا عبا صله بدهی تو به شاعرت
شاعر شدم که خاک ره دعبلم کنی
آقا خدا نکرده مبادا ولم کنی
این نوکری بدون شما نقص مطلق است
من آمدم که با نفست کاملم کنی
از دولت کرامتتان کم نمی شود
جارو به دست من بدهی ... شاغلم کنی
من کربلا ندیده نَمیرم ، خدا کند
فکری به حال کرببلای دلم کنی...

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

❤ عشق ازلی ❤

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

 

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 

از درد کهنه ای که مداوا نمیشود
یا میشود گلایه کنم یا نمیشود
اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح
لطفت نگو که شامل ماها نمیشود
ای من فدای پنجره فولاد چشمهات
از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟
یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان
هرچند این غریبه زلیخا نمیشود
امضاء : کسی که با همه ی ریزنقشی اش
در بیکران چشم شما جا نمیشود

 

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 

دلم کمی هوای لطیف میخواهد

فقط کمی ...

کمی عطر زعفران ،

کمی رزق حضرتی ،

چند رج تسبیح شاه مقصود ،

و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...

دلم ... حرم میخواهد 

فقط کمی ...

یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...

راستش ، دلم عشق میخواهد ... 

اصلاً دلم یک امام میخواهد ... 

همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...

امام من ...

دستان ِ تهی ام را دخیل پنجره فولادتان میبندم

نمی گویم راه نشانم دهید ...

دستانم گرفته و در راهم آورید ....

 

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 

 

به شیشه های اتاقم دوباره ها کردم

و از نوشتن اسمت بر آن حیا کردم

به روی شیشه کشیدم عکس یک گنبد

به پای شیشه نشسته رضا رضا کردم .

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 

مشهدت ضرب المثل های مرا تغییر داد

هرکه بامش بیش برفش نه،کبوتر بیشتر

چهار فصل مشهدت از عطر گل آکنده است

این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر...

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 


 

 

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم

قبولم کن ... من آداب زیارت را نمی‌دانم !


نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو

نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم


نگاهم روبروی تو بلاتکلیف می‌ماند

که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم


تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من

تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم


اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:

که من یک شاعر درباری‌ام ؛ مداح سلطانم...

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 


 

بر نمی گردم از این پنجره رویایی
تا تبسم بوزد از این پنجره رویایی

صحن در صحن حرم اشک کبوتر جاری ست
موج در موج تنیده ست به هم شیدایی

چشم ها دوخته بر قامت گلدسته یار
شور بر پا شده از این همه بی پروایی

من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم
عشق باریده بر این دل شده صحرایی

خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی

دست ها باز هم آهنگ شکفتن دارند
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 

 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کار ِ گنهکار ز جا برخیزد

زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند
آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد 

 

ghasem8224 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1025
|
تاریخ عضویت : آذر 1393 

 

خوش به حال کسی که در صحنت ، زیر باران اسیر خواهد شد . .
دارم از دوری تو می میرم ، دعوتم کن که دیر خواهد شد . .

از کُمِیت و فَرزدَق و دِعبِل ، تا همین شاعران امروزی
هر عزیزی که شاعرت باشد ، شاعری بی نظیر خواهد شد . .

پادشاهان همیشه محتاجت ، مهربانی برای تو عادت
هر گدایی که خادمت باشد ، در دو عالم امیر خواهد شد . .

چشم هایت نهایت دریاست ، بس که جذابی و تماشایی
روبروی نگاه آبی تو ، آسمان سر به زیر خواهد شد . .

با هزاران امید آمده است ، تا بخواند غزل برای دلت
اگر او را تو اعتنا نکنی ، شاعری گوشه گیر خواهد شد . . .

بیش از این در توان شاعر نیست ، باید اما دوباره بنویسم
آن امامی که عاشق شعر است ، مگر از شعر سیر خواهد شد

habib333 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 34
|
تاریخ عضویت : مرداد 1394 
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ، اقا دیگه مادرم پیشم نیست که باهم بیاییم زیارت، خیلی سخته بیام مشهد ومادرم بامن نیست یا ضامن اهو تو ضامن من باش که بهم صبر بدی
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

آن ذره ام که در پی خورشید آمدم
عبدم به آشیانۀ توحید آمدم

یا ایها الرئوف که گفتم ، دلم شکست
وقتی که خوب سینه درخشید آمدم

وقتی هزار حج ، به همین یک زیارت است
چندین هزار حج ، به همین دید آمدم

با دل زیارت حرم یار می کنم
در این سفر بدون روادید آمدم

این نوکری به تاج سلیمان نمی دهم
با خضر راه ، این ره جاوید آمدم

هان گندم بهشت کجا ، گندم حرم
تا با توأم که گفته به تبعید آمدم

من آستانه بوس سناباد مشهدم
چونکه مرا به قافله خواندید آمدم

با هر بهانه زائر گنبد طلا شدم
من آن کبوترم که به امّید آمدم

اصلاً نگفت بار گناهت زیاد شد
هرچه شدم رفوزه تجدید آمدم

عبدالحسین بودنِ من هم از این سراست
من کربلا نرفته به تمجید آمدم

آقا مرا کنار خودت تا خداببر
حالا که آمدم تو مرا کربلا ببر...