عاشقان امام رضا
قرائت صلوات خاصه امام رضا (ع) توسط خادم علی بن موسی الرضا علیه السلام حاج محمدرضا ریاحی
دیده بر گنبدت ای شاه خراسان دارم
به دلم ناله و افغان فراوان دارم
تو که ناگفته دهی حاجت محتاجان را
بده بر من تو همان را به تو ایمان دارم
درد بسیار و دوایم ز تو خواهم ای شاه
تا به شهرم نرسیدم ز تو درمان خواهم
کن عنایت که ز تو غیر تو کی خواهم خواست
چون تو دانی ز دلم آنچه در این جان دارم
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
شاید حرف دل خیلی ها از زبون مرحوم سید جواد ذاکر :
من از کودکي عاشقت بوده ام قبولم نما گر چه آلوده ام
باز اين دلم هواي ميخانه کرده ساقي
نام شراب نابت ديوانه کرده ساقي
آقا دلم تنگه برات قربون اون صحن و سرات
پنجره فولاد رضا دل منو جلا ميده پنجره فولاد آقام برات کربلا ميده
قسم به اون کاسه هاي طلايي سقا خونت اين دل سنگ منو هم به کاسه اي جلابده
سلطان علي موسي الرضا
ارباب جونم آقا جونم آقا جونم
به گندمي که زائرات نذر کبوترات کنن يه گندمي هديه به من فقيروبي نوا نما
آقا دلم تنگه برات قربون اون کبوترات
گرد حرم دويده ام منا و مروه ديده ام هيچ کجا براي من صحن رضا نميشود
تو بزن نقاره زن،اسیر اهنگ توام
به امام رضا بگو بدجـــــــوری،دل تنــــــــگ توام
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
ﺩﻟﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺣﺮﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﻣﺎﻣﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
حرم قبله ، حرم کعبه ، عجب احرام زیبایی
به کنج دنج یک حجره ، تماشا داشت اوج او
دلم را کرد اقیانوس ، موسیقی موج او
دو رکعت گریه سر کردم ، دو رکعت خاک گل کردم
دو رکعت با تمام سنگهایش درد و دل کردم
لباس اشک آماده ، سرم از شرم افتاده
همیشه سنگ فرش او برایم مهر و سجاده
زیارت نامه میخواندم ، دلم گرم زیارت شد
نگاهم خورد بر قبرش ، نمیدانم جسارت شد؟
به پای پنجره فولاد ، دل روی دل افتاده
گذار کشتی طوفان زده ، بر ساحل افتاده
نفس پشت نفس ، ایوان به ایوان سیر میکردم
گلاب چشمهایم را برایش خیر میکردم
تمام صحن هارا مست بوی عود میدیدم
پریدم ناگهان از خواب ، رویا بود میدیدم
دوباره چشم را بستم ، دوباره جستجو کردم
دوباره خواب را از ردپا تا صحن بو کردم
بیا پیراهنم بو کن ، هنوز عطر حرم دارد
فقط ایوان و سقاخانه و یک صحن کم دارد
دلم آهو ، دلم از او ، دلم مشغول گفتگو
بزن نی زن بنام او ، بگو یا ضامن آهو
کبوتر وار می آیم ، به آب و دانه ای دلخوش
عطش دید ترک خورده ، به سقاخانه ای دلخوش
دلم خورشید می خواهد ، هوای گنبدت کرده
دوباره عید می خواهد ، هوای مشهدت کرده
بیابان های تو لبریز از آهو شود ضامن
کلاغ از لطف چشمان ملیحت قو شود ضامن
به گوشه چشم تو شیر از میان پرده اش پاشد
دو چشم آهو از وقتی به تو افتاد زیبا شد
اینم برا امام رضایی ها ...
ﻧﻤﺮﻩ ﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺍﻡ ﺑﺎﺯ ﺩﺭﺁﻣﺪ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﺳﺎﻋﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﺸﻬﺪ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﻀﺮﺑﯽ ﺍﺯ ﻫﺸﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺨﺖ ﺍﻋﺪﺍﺩ
ﺁﻥ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﻨﺪ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﻮﺩ ﻭ ﻧُﻪ ﺩﺭﺻﺪ
ﻋﺪﺩ ﺣﺎﺟﺘﻤﺎﻥ ﭘﻨﺞ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﮐﺮﺑﻼﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﻢ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﻣﺸﻬﺪ ﺗﻮ
ﮐﺴﺮ ﺑﺮ ﻧُﻪ ﺷﻮﺩ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﻭ ﺩﺭﺻﺪ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﻋﻠﯽ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﺍ ﻫﺸﺖ ﻋﺪﺩ ﺣﺮﻑ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ
ﺿﺮﺏ ﺩﺭ ﺩﻭ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﺳﻢ ﻣﺤﻤﺪ( ﺹ ) ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﻋﺪﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺮﭼﻢ ﺳﺒﺰ ﺣﺮﻡ ﺍﺳﺖ
ﯾﺎﺯﺩﻩ ﺷﮑﻞ ﺩﻭ ﮔﻠﺪﺳﺘﻪ ﻭ ﮔﻨﺒﺪ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﻫﻔﺖ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺗﺮﯾﻨﺖ ﻟﺐ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺶ ﻟﺐ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﻣﺮﻗﺪ، ﻫﺸﺖ ﺍﺳﺖ
ﻫﺸﺘﻤﯿﻦ ﺑﯿﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﮐﻨم
بهترین ساعت پرواز به مشهد هشت است
خوشا راهی که پایانش تو باشی...
به لطف گنبد و گلدسته های زرپوشش همیشه صحن حرم پرفروغ و نورانیست
هفته دیگه یه همچین روزی تولد امام رضای عزیزم هست
اقا جان تولدتون پیشاپیش مبارک
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
سخت نه ، زجر است دوری از یـــــــــار
وقتی ، ولادت عشــــــــــق نزدیک است
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
اقاجان خیلی دلتنگم
به پروازند دلها بال در بال کبوترها
دل من هم به پرواز است دنبال کبوترها
چو مهرش را به دل داریم و دور از دیدن یاریم
طلب را نامهها بستیم بر بال کبوترها
دل بیطاقت ما در تب دیدار میسوزد
به کوی دوست، پرواز است آمال کبوترها
صفایی باشد و شوری در این پرواز عرفانی
خوشا حال دل عاشق، خوشا حال کبوترها
سرودن، پر گشودن، در حریم یار بودن را
چه مشتاقند در این مُلک، امثال کبوترها
خدا را شاکرم، شکرانه جان را پیشکش آرَم
که عمری رشک میبردم به اقبال کبوترها
پریدن، دانه چیدن در حریم او صفا دارد
تماشایی است در این حال، احوال کبوترها
رهایی، پر زدن، پرواز تا بر بام آزادی
سزد نامند اگر امسال را سال کبوترها
بگو با آن که حال عشقبازان را نمیداند
جهان از آن تو باشد، حرم مال کبوترها
شعر از محمد نیک
آمدم با غزلی ساده ولی تکراری
لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری
شعر باید که پر از عطر نگاه تو شود
شاعر خوش نفس، اینگونه فراوان داری
باورم نیست ولی جان دلم!، حالا که؛
همنشین ات شده ام در غزلی،...اجباری!؛
کاش مرهم بشوی بر دل تنها شده ام؛
قدر یک "ها" تو بر این آینه زنگاری
سالها گرد همین خال لبت چرخیدم
تا رهایم کنی از زندگی پرگاری!
کاش می شد که لب پنجره ای رو به حرم؛
دانه ای نذر کبوتر شدنم بگذاری
من زمین خورده ام از چشم همه افتادم
می شود بال و پرم را به گرو برداری؟!
آمدم تا که بگویم چقدر... خشکیدم!
آسمانا! تو بر این خاک دلم می باری؟!
من همه درد خودم را به تو گفتم جانا!
اینکه درمان بکنی یا نکنی؛...مختاری!
یک خادم افتخاری ات باشم کاش
در شادی و سوگواری ات باشم کاش
یک عمر میان خاک پای زوار
در گوشه کفشداری ات باشم کاش
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
دیده بر گنبدت ای شاه خراسان دارم
به دلم ناله و افغان فراوان دارم
تو که ناگفته دهی حاجت محتاجان را
بده بر من تو همان را به تو ایمان دارم
درد بسیار و دوایم ز تو خواهم ای شاه
تا به شهرم نرسیدم ز تو درمان خواهم
کن عنایت که ز تو غیر تو کی خواهم خواست
چون تو دانی ز دلم آنچه در این جان دارم
اقاجان تولدتون مبارک
یه سال دیگه به لطف و عنایت شما شروع شد ممنونم از اینکه بازم هوامو داشتین
نقشه مشهد را که روي زمين پهن مي کنيم، بهشت مقابل چشمانمان سبز مي شود.
و مگر مي شود قطعه اي از بهشت روي زمين باشد و شلوغ نباشد؟!
آنجا هميشه شلوغ است و چه زيباست که اين حالت توفاني هميشه در سيطره اي عرفاني ست.
اينجاست که چشم هايت خود به خود مي جوشند و دست هايت به طرف ضريح قد مي کشند،
گويي اين غريب، تمام غربا را در آغوش مهربان خود کشيده است.
حاجتت را بگويي يا نگويي مهم نيست،
تنها کافي است بگويي :
السلام عليک يا علي ابن موسي الرضا (ع)
آري ! حَرَمت، قبله دلهاي شکسته است،
عالَم، با همه نگرانيها و غمهايش، همين که دلش را به پنجره فولاد تو گره ميزند، آرام ميگيرد.
در کنار توست که روحم آرام است. در کنار تو نامم سلامت است، سعادت است. دلم همسايگي خداست.
درکنارتوست که دستان مسافران، تأييد حاجات خويش است .
مي دانم، آمدي قلب ها را دگرگون کني به اشارتي و روايتي.
مي شناسيمت اي هشتمين چراغ آسمان ولايت
آمدي همه طلايي شوند از تابش نور علوي ات،
آمدي بر رداي روشن امامتت حلقه بزنند و در حصار ولايتت آرام بگيرند.
آمدي تا خاک را عطر و بوي بهشت بخشي؛
آمدي تا نور بخشي زمين را و به دست هر عاشقي شاخه معرفتي بدهي
آمدي تا مهرباني را تکرار باشي، علي ديگر باشي و ابوالحسن.
يا امام رئوف! من به محبت و ولايت تو پناه آوردهام.
مرا از هواي دلانگيز ولايت، سرخوش کن.
از انزواي اين همه تاريکي به تو پناه مي برم اي هشتمين خورشيد
از تشويش بِرَهانم.
باران کرامتت را بر من بگستران.
رازي ميان زمزمه هاي من با تو جاري ست؛ راز نهاني ام را بخوان....
دل شکسته من، به پاي بوس نگاهت غريب ميآيد
تو مرا جواب باش
سرگرداني ام را سامان ببخش ...
#السلام_عليک_يا_امام_الرئوف
#یا_ثامن_الحجج
#یا_علی_ابن_موسی_الرضا
11ذیقعده میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد