عاشقان امام رضا
اقاجان گنبدت مال همه
باب الجوادت مال من
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
تنها جایی که همهمه و شلوغیش ارامش بخشه....حرم توست....
بس که دلتنگم اگر گریه کنم، میگویند:
قطرهای قصدِ نشاندادنِ دریا دارد
السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)
دلم پر پر می زند برای لحظه دیدن حرمت
این پرنده را از قفس رها کن و در آغوش مهر خود پناهش بده...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
سلام آقاجان....شنیده ام زائری عاشق در راه داری.از کجا فهمیدم...!
خبرها همراه نسیم به ما هم میرسد.نمی خواهی ما را هم بطلبی؟؟؟
........بال هایم چند سالی است که شکسته است.درد دارد....خیلی...!
یا ضامن آهو
ای....
داشتم خاطرات شفا یافتگان درگاهت را ورق میزدم....
کی میشود نام من هم در دفتر شفایافتگان شما ثبت شود.
هر وقت دلت هوایی شد برو حرم
که اون موقع تو به حرم نیاز داری اما یه وقت هست که دل آقا برات تنگ می شه
اون موقع نمی فهمی چه جوری رفتی حرم
امام رضای عزیزم خیلی خوشحالم اخه تا چند روز دیگه دوباره میام پیشتون
ان شاءالله زیارت امام رضا قسمت همه ارزومندان بشه بخصوص اجی فاطمه گلم
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
خانه دلمـــ♥ حرم توست...
ز عطرِ حـریم تـو اگر دوریم ،
دلخوشیم به نسیمِ گاه گاهِ نگاهـت ...
خوب میدانم از هر که تـــو دل بـردی ، خرابِ عشـقت شد ...
پس بنگر ما را ؛ به نگاهی ...
که دلها، خراب آیاد تـــوست ...
رفتم از کوی تو و پیش تو جا مانده دلم
پیش تو مانده و از سینه جدا مانده دلم
پر گرفتن به هوای تو چه حالی دارد
چون کبوتر به همان حال و هوا مانده دلم
پشت آن پنجره افتاده و بر گردن خود
رشته ای بسته به امید شفا مانده دلم
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
اقاجان چقدر زود گذشت
به ظاهر برگشتم ولی دلم تو حرم شما جا موند
دوباره من موندم و دلتنــــــــــــــــگی
آقا جان سلام...
این روزها عجیییب دلتنگ گنبد طلایت شده ام...
گوشه صحن دم عید دلم می لرزد
من و یک عالمه تردید، دلم می لرزد
بادی از سمت حرم قصد وزیدن دارد
بی سبب نیست که چون بید دلم می لرزد
لرزه افتاده به جان در و دیوار ولی
زلزله نیست، نترسید! دلم می لرزد...
می روم سمت حرم دست به سینه اینبار
دو قدم مانده به خورشید دلم می لرزد
هرچه از زائر خود دل ببری میچسبد
چقدر در حرمت در به دری میچسبد
چقَدَر در حرمت مست زیاد است ببین
چقَدَر دور و برت دست زیاد است، ببین
زائرانت به کرامات تو عادت دارند
همه یک جور به این خانه ارادت دارند
یک نفر پول، یکی اشک، یکی انگشتر
از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر
روزهامان همگی با کَرَمت می چرخند
زائرانت چقدر با عظمت می چرخند
ابر و باد و مه و خورشید همه رقص کنان
چند قرن است که زیر علمت می چرخند
تا قدم رنجه کنی بر سر ما یک عمر است
چشم هامان به هوای قدمت می چرخند
حاجیانی که به حج رفتنشان جور نشد
چه غریبانه به دور حرمت می چرخند
آب در کوزه و ما تشنه لبان می گشتیم
یار در مشهد و ما گرد جهان می گشتیم
خسته ام مولا
ا زخودم ...
از این شیطانی که شده ام ...
بد جور دلم گرفته در این هوای کثیف گناه ... به دادم برس ....
قرار ندارم