عاشقان امام رضا
این متن بسیار زیبارو از وب یکی از دوستان خوبم برداشتم
(http://hngm1371.blogfa.com/)
دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال کردم
چه دیــدی و چه شنیـدی ؟
دختــرک بـا آرامشی خاص گفت هیچ .
فقط پــدرم را خبـر کنیــد !
پـــدرش را آوردنـــد .
گفت :
بابا ، امـام رضـا بهم گفت : بـه بابات بــگو بـه خواهرم چیــزی نگه !
پــدر بـه خادم گفت : دخیل کـه بستم
بـه امـام رضــا گفتـم : می خوای دختــرمو شفا نـدی شفا نــده .
اما بــرگردم قـم بــه خواهرت گلایــه میكنم . . .
.
.
.
لطفا نظراتتونو بگید( هر کس این متنو بخونه و موهای بدنش سیخ نشه یعنی اون.....)
دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی
من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی
قربون صفات برم، از راه دوری اومدم
جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی
دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی
این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی
میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی
تو غریبی ومنم غریبم اما چی میشه
دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی
دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب
من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم
دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو وا کنی
دوست دارم از حالا تا صبح محشرهمه شب
من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی
شکر خدا که ریزه خور خوانتان شدم
دلبسته ی حریم خراسانتان شدم
شکر خدا که بار دگر زائر توام
لطف خود شماست که مهمانتان شدم
لایق نبوده ام که شوم همجوارتان
مبهوت این کرامت و احسانتان شدم
یا ایها الرئوف زمینم زده گناه
بی خود نبوده دست به دامانتان شدم
با صد امید بر در این خانه آمدم
امّیدوار لطف فراوانتان شدم
جایی به جز بهشت خراسان نیافتم
گوشه نشین روضه ی رضوانتان شدم
دست خودم نبوده که اینجا رسیده ام
دست خودم نبوده مسلمانتان شدم
چشم طمع به گندم مهر تو بسته ام
این شد که من کبوتر ایوانتان شدم
دل کنده ام ز خانه و شهر و دیار خود
عشقت سبب شده که پریشانتان شدم
لطف و عطای تو چقدر فرق می کند
بیهوده نیست بی سر و سامانتان شدم
حال و هوای کرب و بلا دارد این حرم
یعنی که مست جام حسین جانتان شدم
محمد فردوسی
گاهی باید دست دلت را بگیری و ببریاش یک گوشه...
یک کنج دنج...
کنار بغضهایش زانو بزنی و در گوشش آرام بخوانى:
حالا بگو...
حالا ببار...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
اقاجان منو دریاب
خوش به حال خادمت هر لحظه اش با تو ولی
درد شیرین فراقت را چه میفهمد که چیست؟
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
از زماني كه به درگاه تو راهم دادند
آبرو مند شدم عزت وجاهم دادند
به مقامي كه نبردند سلاطين راهي
من مسكين بخدا رفتم و راهم دادند
تاشدم معتكف كوي تو اي شمس شموس
مژده روشني شام سياهم دادند
گرمي وشور طلب كردم ازاينجا چون شمع
چشمه اشك غم و آتش آهم دادند
خواستم با تو بگويم كه خجالت زده ام
عرق شرم به عنوان گواهم دادند
درحريم تو خدا را به تو دادم سوگند
نامه عفو گنه بهر گناهم دادند
چه غم از تابش خورشيد قيامت دارم
تا كه درسايه مهر تو پناهم دادند
سوخت درآتش غم جان«وفائي» وسرود
درغم آل علي حال تباهم دادند
شاعر:وفائی
دست خودم که نیست، شده تنگِ مرقدش
"ای دل نگفتمت نرو..." 1 این هم پیامدش
حالا تمامِ روز و شبم را گرفته است
فکر وصال صحن گوهرشاد مشهدش
هر کس که گفت راهِیَم امشب دلم شکست
با احتمال اینکه مراهم... به درصدش...
من سر به زیر بودم و سر به هوا شدم
از آن شبی که خورد نگاهم به گنبدش
فرزند، باب جود و پدر، باب حاجت است
بیهوده نیست این کرم و لطف بی حدش
یادش بخیر فصل زمستان میان صحن
اشکم چکید و ماند روی برف ها ردش
وقت سحر، نسیمِ خنک، صوت ربنا
آن پنجره طلایی و صحن زبان زدش
ما بنده ایم بنده ی شاهی که زنده شد
صدها مسیح در اثر رفت و آمدش
هر کاسبی که زائر او احترام کرد
رونق گرفت کسب حلال و درآمدش
عمری گدای شاهم و کاری نداشتم
با هر کسی که سمت رضا نیست مقصدش
این هشتمین دری که به جنت خدا گذاشت
تنها به زائران رضا می گشایدش
ساعت دوباره هشت شده وقت عاشقی است
با یک سلام و عرض ادب سمت مرقدش
مُردم هزار و یک سحر از این جدایی اش
هر طور باز شاه خراسان بخواهدش
سلطان خراسانی من این روزها بدهوای حریم امن شمارا کردهام … دل است دیگر وقتی غصه به سراغش میآید دنبال ملجائی میگردد که در آن سکنی گزیند و به آرامش برسد …
امام رئوف قلبهای شکسته دوباره این عاشق سر عهدی که بارها بست و عملی کرد قصد پرواز دارد
پرواز از آسمان شهرمان به سمت گنبد طلای شما …
امام خوبم پاهای آهوی بینوا به درد افتاد از بس دوید تا مگر ضامنی متوجه حضورش شود و ضمانتی کند!
آقای من ضمانتم را خواهی کرد ؟
من منتظرم …
مرا طلای گنبد تو بیقرار میکند
کسی مرا به دوش ابرها سوار میکند
خیال میکند که دیدن تو قسمتش شده
همین کسی که دارد از خودش فرار میکند
من زهم بگشوده ام چشم ترم
بس تماشايي است کوي دلبرم
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
چه نمازی هست اون نمازی که درحرم امام رضا باشه
اقاجان بدجور دلم گرفته قرار بود یه همچین روزی پیشتون باشم ولی بازم این حقیر رو چشم انتظار گذاشتین
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا.
خانه های آن کسانی میخورد دَر، بیشتر
که به سائل میدهند از هرچه بهتر، بیشتر
عرض حاجت میکنم آنجا که صاحبخانهاش
پاسخ یک میدهد با ده برابر بیشتر
گاه گاهی که به درگاه کریمی میروم
راه میپویم نه با پا بلکه با سر بیشتر
زیر دِین چارده معصومم،اما گردنم
زیر دِین حضرت موسی بن جعفر، بیشتر
گردنم در زیر دینِ آن امامی هست که
داده در ایران ما طوبای او بَر، بیشتر
آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است
باسلامش میکند قم را منور، بیشتر
قم، همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین
همچنین از آسمان دارد «چِل اختر»، بیشتر
قصد اینبارِ قصیده، از برادر گفتن است
ورنه میگفتم از این معصومه خواهر، بیشتر
در مقامش مصرعی میگویم و رد میشوم
لطف باباهاست معمولاً به دختر، بیشتر
عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم
بودنت را میکنم اینگونه باور بیشتر
مرقدت ضرب المثلهای مرا تکمیل کرد
هرکه بامش بیش برفش، نه! کبوتر، بیشتر
چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است
اینچنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر
پیش تو شاه و گدا یکسانترند از هرکجا
این حرم دیگر ندارد حرفِ کمتر، بیشتر
از غلامان شماهم میشود دنیا گرفت
من نیازت دارم آقا، روز محشر بیشتر
ای که راه انداختی امروز و فردای مرا
چشم در راه تو هستم روز آخر بیشتر
بر تمام اهل بیت خویش حساسی ولی
جان زهراـ چون شنیدم که به مادر بیشتر
دوستت دارم نمیدانم که باور میکنی
راست میگویم به والّه از ابوذر بیشتر
بیشتر هایی که گفتم از تو خیلی کمترند
شعراز: حسین رستمی