راسخون

عاشقان امام رضا

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

این متن بسیار زیبارو از وب یکی از دوستان خوبم برداشتم
(http://hngm1371.blogfa.com/)



دختــر بچـه شفا گرفتــه بـود ازش سوال کردم
چه دیــدی و چه شنیـدی ؟
دختــرک بـا آرامشی خاص گفت هیچ .
فقط پــدرم را خبـر کنیــد !
پـــدرش را آوردنـــد .

گفت :
بابا ، امـام رضـا بهم گفت : بـه بابات بــگو بـه خواهرم چیــزی نگه !

پــدر بـه خادم گفت : دخیل کـه بستم
بـه امـام رضــا گفتـم : می خوای دختــرمو شفا نـدی شفا نــده .
اما بــرگردم قـم بــه خواهرت گلایــه میكنم . . .
.
.
.
لطفا نظراتتونو بگید( هر کس این متنو بخونه و موهای بدنش سیخ نشه یعنی اون.....)

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

 

دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی

 

من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی

 

قربون صفات برم، از راه دوری اومدم

 

جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی

 

دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی

 

این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی

 

میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه

 

میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی

 

تو غریبی ومنم غریبم اما چی میشه

 

دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی

 

دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب

 

من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی

 

دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم

 

دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو وا کنی

 

دوست دارم از حالا تا صبح محشرهمه شب

 

من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی

 

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

شکر خدا که ریزه خور خوانتان شدم

دلبسته ی حریم خراسانتان شدم

شکر خدا که بار دگر زائر توام

لطف خود شماست که مهمانتان شدم

لایق نبوده ام که شوم همجوارتان

مبهوت این کرامت و احسانتان شدم

یا ایها الرئوف زمینم زده گناه

بی خود نبوده دست به دامانتان شدم

با صد امید بر در این خانه آمدم

امّیدوار لطف فراوانتان شدم

جایی به جز بهشت خراسان نیافتم

گوشه نشین روضه ی رضوانتان شدم

دست خودم نبوده که اینجا رسیده ام

دست خودم نبوده مسلمانتان شدم

چشم طمع به گندم مهر تو بسته ام

این شد که من کبوتر ایوانتان شدم

دل کنده ام ز خانه و شهر و دیار خود

عشقت سبب شده که پریشانتان شدم

لطف و عطای تو چقدر فرق می کند

بیهوده نیست بی سر و سامانتان شدم

حال و هوای کرب و بلا دارد این حرم

یعنی که مست جام حسین جانتان شدم

 

محمد فردوسی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

گاهی باید دست دلت را بگیری و ببری‌اش یک گوشه...

یک کنج دنج...

کنار بغض‌هایش زانو بزنی و در گوشش آرام بخوانى:

حالا بگو...

حالا ببار...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

اقاجان منو دریاب

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خوش به حال خادمت هر لحظه اش با تو ولی

درد شیرین فراقت را چه میفهمد که چیست؟

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

از زماني كه به درگاه تو راهم دادند

آبرو مند شدم عزت وجاهم دادند

به مقامي كه نبردند سلاطين راهي

من مسكين بخدا رفتم و راهم دادند

تاشدم معتكف كوي تو اي شمس شموس

مژده روشني شام سياهم دادند

گرمي وشور طلب كردم ازاينجا چون شمع

چشمه اشك غم و آتش آهم دادند

خواستم با تو بگويم كه خجالت زده ام

عرق شرم به عنوان گواهم دادند

درحريم تو خدا را به تو دادم سوگند

نامه عفو گنه بهر گناهم دادند

چه غم از تابش خورشيد قيامت دارم

تا كه درسايه مهر تو پناهم دادند

سوخت درآتش غم جان«وفائي» وسرود

درغم آل علي حال تباهم دادند

 

شاعر:وفائی

09303495228 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8721
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

 دست خودم که نیست، شده تنگِ مرقدش

"ای دل نگفتمت نرو..." 1 این هم پیامدش

حالا تمامِ روز و شبم را گرفته است

فکر وصال صحن گوهرشاد مشهدش

هر کس که گفت راهِیَم امشب دلم شکست

با احتمال اینکه مراهم... به درصدش...

 

من سر به زیر بودم و سر به هوا شدم

از آن شبی که خورد نگاهم به گنبدش

 

فرزند، باب جود و پدر، باب حاجت است

بیهوده نیست این کرم و لطف بی حدش

یادش بخیر فصل زمستان میان صحن

اشکم چکید و ماند روی برف ها ردش

وقت سحر، نسیمِ خنک، صوت ربنا

آن پنجره طلایی و صحن زبان زدش

ما بنده ایم بنده ی شاهی که زنده شد

صدها مسیح در اثر رفت و آمدش

 

هر کاسبی که زائر او احترام کرد

رونق گرفت کسب حلال و درآمدش

عمری گدای شاهم و کاری نداشتم

با هر کسی که سمت رضا نیست مقصدش

این هشتمین دری که به جنت خدا گذاشت

تنها به زائران رضا می گشایدش

ساعت دوباره هشت شده وقت عاشقی است

با یک سلام و عرض ادب سمت مرقدش

مُردم هزار و یک سحر از این جدایی اش

هر طور باز شاه خراسان بخواهدش

09303495228 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8721
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

سلطان خراسانی من این روزها بدهوای حریم امن شمارا کرده‌ام … دل است دیگر وقتی غصه به سراغش می‌آید دنبال ملجائی می‌گردد که در آن سکنی گزیند و به آرامش برسد …

امام رئوف قلب‌های شکسته دوباره این عاشق سر عهدی که بارها بست و عملی کرد قصد پرواز دارد

پرواز از آسمان شهرمان به سمت گنبد طلای شما …

امام خوبم پاهای آهوی بینوا به درد افتاد از بس دوید تا مگر ضامنی متوجه حضورش شود و ضمانتی کند!

آقای من ضمانتم را خواهی کرد ؟

من منتظرم …

مرا طلای گنبد تو بی‌قرار می‌کند

کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند

خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده

همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند

adam55 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 678
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 

از قول جناب کل احمد نقل شده :


ماخذ : کتاب رند عالم سوز                      

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

من زهم بگشوده ام چشم ترم

بس تماشايي است کوي دلبرم

مي زند اينجا دل من بال و پر
مي شوم اينجا ز خود هم بي خبر
شهپر جبريل اينجا گشته فرش
بر تماشا آمده عيسي ز عرش
در حريمش بسکه دل روي دل است
زائرين را راه رفتن مشکل است
يک نگاهش درد عالم را دواست
بارگاه قدس او دارالشفاست
من گدايم اي امير ارض طوس
من سيه رويم تويي شمس الشموس
جذبه عشقت مرا ديوانه کرد
بر سر زلفت دل من خانه کرد
اي بلنداي حريمت بام عشق
خود تويي ساقي ضريحت جام عشق
بر سر کويت مرا پابست کن
از مي عشقت مرا سرمست کن
ز اشک خود غسل زيارت کرده ام
روي بر درگاه تو آورده ام
اي حريمت جنت المأواي من
گر مرا از در براني واي من
اي سراپا ناز کمتر ناز کن
اين منم در ميزنم در باز کن
طعنه زد رخسار تو بر آفتاب
آفتاب فاطمه بر من بتاب
از شميمت جان به صحرا مي دهي
تو سراپا بوي زهرا مي دهي
فارغم از مسجد و دير و کنشت
مي وزد از کوي تو بوي بهشت
اي طبيب عشق بيمار توأم
تو گلي من کمتر از خار توأم
گر چه من آواره هستم کو به کو
گر چه پيش تو ندارم آبرو
ليک مي دانم پناهم مي دهي
در ميان خانه راهم مي دهي
يابن زهرا من ندارم جز تو کس
لحظه آخر بفريادم برس
در همه عالم چه غم دارم رضا
تا تو را دارم چه کم دارم رضا
 
شاعر: سید محسن حسینی
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا


nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

چه نمازی هست اون نمازی که درحرم امام رضا باشه

اقاجان بدجور دلم گرفته قرار بود یه همچین روزی پیشتون باشم ولی بازم این حقیر رو چشم انتظار گذاشتین

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام)

 


ma23hasan کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 828
|
تاریخ عضویت : شهریور 1393 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا.

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خانه های آن کسانی می‌خورد دَر، بیشتر

که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر، بیشتر

عرض حاجت می‌کنم آنجا که صاحبخانه‌اش

پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر

گاه گاهی که به درگاه کریمی می‌روم

راه می‌پویم نه با پا بلکه با سر بیشتر

زیر دِین چارده معصومم،اما گردنم

زیر دِین حضرت موسی بن جعفر، بیشتر

گردنم در زیر دینِ آن امامی هست که

داده در ایران ما طوبای او بَر، بیشتر

آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است

باسلامش می‌کند قم را منور، بیشتر

قم، همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین

همچنین از آسمان دارد «چِل اختر»، بیشتر

قصد این‌بارِ قصیده، از برادر گفتن است

ورنه می‌گفتم از این معصومه خواهر، بیشتر

در مقامش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم

لطف باباهاست معمولاً به دختر، بیشتر

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم

بودنت را می‌کنم این‌گونه باور بیشتر

مرقدت ضرب المثل‌های مرا تکمیل کرد

هرکه بامش بیش برفش، نه! کبوتر، بیشتر

چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است

اینچنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هرکجا

این حرم دیگر ندارد حرفِ کمتر، بیشتر

از غلامان شماهم می‌شود دنیا گرفت

من نیازت دارم آقا، روز محشر بیشتر

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا

چشم در راه تو هستم روز آخر بیشتر

بر تمام اهل بیت خویش حساسی ولی

جان زهراـ چون شنیدم که به مادر بیشتر

دوستت دارم نمی‌دانم که باور می‌کنی

راست می‌گویم به والّه از ابوذر بیشتر

بیشتر هایی که گفتم از تو خیلی کمترند

 

شعراز: حسین رستمی