عاشقان امام رضا
شایـــد تنــــهـــا کســـــی نیستم کـــه دوستــــت دارم
امـــــــا
کــــســـی هستم
به عشق می میرم...
* اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا
المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّتک
َ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری
الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَة
ً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما
صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ
*************************
از عشق رضا دل شده شیدای ولایت
این لطف خدا شد مرا سوی عنایت
هر جمعه روم سوی رضا بهر هدایت
آماده کنم روح وروان را به شفاعت
امید من است لطف رضا روز قیامت
با گوشه ی چشمی نگرد شهد وحلاوت
عزت برسد در دو جهان فوقِ کرامت
با عشق رضا ؛ عزت دنیا و سعادت
یا علی بن موسی الرضا ...ایها الرئوف
السلام علیک یا غریبَ الغُرَبا یا مُعینَ الضُعَفاء و الفقراء
السُّلطان ابَا الحسن یا علیّ بن موسی الرضا
**************
دل در هوای یار و ؛ یــــــــــــارم پر از لطافت
با شور و عشق و احساس دارد به ما عنایت
هر روز هفته با یار؛ خوشحال و شاد وخندان
در دید و منظر او روحـــــــــــــــم شود طراوت
یک هفته تابیاید من هــــم روم به دیــــــــدار
بینم همین رُخ ِ یار ؛ با شهد و با حــــــــــلاوت
دستی کشد به رویم ؛ جان می شود هدایت
بوسه زنــــــــــــم به رویش ؛ با حب و با ارادت
بخشش تو کنی حج رضا سوی خراسان
وز عالَم غیب مژده رسید لطف ِ فــــراوان
روزی بِشَوَد ! یار تـــــرا در همه دوران
آسوده نشین ، گریه مکن ؛ ناله وافغان
پابوس رضا می روی ای دوست هزاران
حاجت برسد لطفِ خدا ؛ دوست کماکان
هر چند نرفتی به پابوس رضا کردی تو انفاق
چند صد؛هزار حج ِقبول داری به ارفــــــــاق
صبح جمعه می روم در نزد مولایم رضا
حاجت دوستان طلب دارم ز نزدش از خدا
درگه اش نیست ناامیدی بهر هر امیدوار
مادرم زهـــــــرا عنایت میکند در این دیــار
صد فرشته لحظه لحظه می رسند دراین حرم
صد هزار دیگری ؛!!! پیغام برِ ، الله کــــــرم
چشم دل را باز کن اینجا همه کروبیــــــان
یا رضا سر می دهند با عشق وجان با زائران
یک شتر فهمید؛اینجا مرکز جود و سخاست
از شتر تو کمتری! بی عرضه تر از تو کجاست !
دامن مولا بگیر ؛ سوگند به جان ِ مادرش
می شوی حاجت روا شِکوه مدار؛ از خواهرش
چند روزیست دلــم میــل ِ زیــارت دارد
باز حس می کنم این قلب، حرارت دارد
واژه در واژه برای تــو غـزل میگویم
بیـت بیـت غـزلـم عرض ِ ارادت دارد
بی جهت نیست کـه قلبـم بـه کبـوتـر هایت
چنـد سالیست کـه احساس ِ حسـادت دارد
نیستــم لایق ِ دیــدار تـــو، امــا آقــا
چشم هایـم بـه تمـاشـای تـــو عـادت دارد
آه ! دلتنگ ِ تـو ام، بـاز مـرا دعـوت کن
چند روزیست دلــم میــل ِ زیــارت دارد . . .
در حیـــــرتم ز پنجـــــره فــــولاد مشهـــــدت
هـــــم مـــــرده زنـــــده می کنـــــد ، هم زنـــــده می کشــــــد...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
من دست خالی آمدم، دست من و دامان تو
سر تا به پا درد و غمم، درد من و درمانِ تو
تو هر چه خوبی من بدم، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم باشم کنار خوان تو
من از همه در رانده ام، من رانده ای و امانده ام
یا خوانده یا ناخوانده ام اکنون منم مهمان تو
پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد جُز درگه احسان تو
گفتم منم در می زنم،گفتی به تو سر می زنم
من هم مکرّر می زنم کو عهد و کو پیمان تو؟
سوی تو رو آورده ام ای خُم سبو آورده ام
من آبرو آورده ام کو لطف بی پایان تو
حال من گوشه نشین با گوشه ی چشمی ببین
جز سایه ی پر مهرتان جایی ندارم جان تو
من خدمتی ننموده ام دانم بسی آلوده ام
اما به عمری بوده ام چون خار در بستان تو
حاج علی انسانی
تو دلتنگی این روزام نمیدونم چرا یه همچین پیام هایی برام میاد
اقا جان اینجوری که دارین منو دلتنگ تر میکنین
اغاز رزرو نوروزی هتل بین المللی قصر مشهد نزدیکترین هتل پنج ستاره به حرم امام مهربانیها
کاش منم جزو رزروی های این هتل بودم
سلام مولای من
دلم باران رحمت خدا را می خواهد
ابرش نمیشوید؟!
ببارید به تنهایی این دل؟!
آقا جان ؛ ملالی نیست
جز دوری شمــا ...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
دلی از بند غم آزاد دارم
ز عمق سینه ام فریاد دارم
فتاده در سرم شور زیارت
هوای پنجره فولاد دارم
اگر آهوی حیرانم رضا جان
خوشم مانند تو صیاد دارم
خدا داند كه من چه خاطراتی
میان صحن گوهر شاد دارم
خراسان را همیشه خاك بوسم
غلام حضرت شمس الشموسم
چو زائر می شوم در مشهد تو
نظر تا می كنم بر مرقد تو
كبوتر می شوم پر می گشایم
كه بنشینم به روی گنبد تو
برایم دانه می ریزی و من هم
شوم مدیون لطف بی حد تو
ندیدم تا به حالا سائلی را
كه گوید دیده ام دست رد تو
دوباره بر گدایت رأفتی كن
مرا مهمان خان حضرتی كن
دل زائر اگر بشكست اینجا
به قدر و قیمتش پیوست اینجا
اگر مهمان تازه وارد آید
برایش سفره ای پهن است اینجا
خبرها حاكی از این است جبریل
میان زائران بنشست اینجا
مدینه رفته ها گویند عطری
ز شهر یاس سرشارست اینجا
ضریحت می دهد بوی مدینه
دلم را می كشد سوی مدینه
منم كه عاشق كوی رضایم
خراب و مست از جوی رضایم
به زلف او گره خورده دل من
اسیر بوی گیسوی رضایم
دخیل ضامن آهو بمانم
من آن آواره آهوی رضایم
میان زائرانش رو سیاهم
كه من شرمنده ی روی رضایم
اگر آقا كند بر ما دعایی
شوم با لطف او كرب و بلایی
دلِ مـن گــم شـد !
اگر پـیدا شـد
بـسـپـاریـد امـانـاتِ رضــــــــا ...
و اگـر از تـپـش افـتـاد دلـم
بـبـریـدش بـه مـلـاقـاتِ رضـــــــــا ...
از رضــــــــاخـواسـتـه ام
بـگـذارد کـه غـلـامـش بـشـوم ...
هـمـه گـفـتـنـد مـحـال اسـت، ولـی
دلـخـوشـم مـن بـه مـحـالـاتِ رضـــــــــا ...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها امام الرئوف
بگذار که هَشتَم گِرُو نُه باشد...
گر هشت رضـــــا و نُه جــــواد است چه غم ..؟!