عاشقان امام رضا
کاش که جارو کشی صحن نصیبم میشد
دل من خادم مولای غریبم میشد
سلام آقا این همه روزه دارم صداتون میکنم اما یکبارم صدامو نشنیدید یا اگرم شنیدید جواب ندادید....من نگران این بچم آقا هیچکاری هم ازدستم برنمیاد.. گفتم دیگه نگرانش نمیشم چون شما هستی آقا اما شمام انگار صداامو نمیشنوی..من هرچی میخوام ازتون واسه این بچه و آرامشش میخوام آقا...دلم راضی به نا امیدی نیست اماجز شما کیو داریم آخه
این روزها دستان ما هم
دستان غمگین و عزادارند
چشمان ما
با گریه بیدارند
این روزها،
حال حرم ابری و بارانی است
لبخند و شادیهای رنگارنگ
در این حوالی نیست
این روزها،
این روزها
سرد است.
دلهایمان لبریز از درد است
ابریم و بارانهای یکریزیم
این روزها ما همچنان پاییز پاییزیم.
میدونم رو سیام من اگه بی وفام اما عشقم اینه عاشق این آقام (depressed)
☀☀☀ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﺩﻣﺎﻥ ﺍﻗﺎ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﺳﯽ ﺍﻟﺮﺿﺎﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻢﺗﻮﺻﺤﻦ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻨﺎﺭﭘﻨﺠﺮﻩ ﻓﻮﻻﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﻠﻮﻏﻪﺳﺮﯾﻊ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺭﺳﻮﻧﺪﻡ ﺑﻪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻓﻮﻻﺩ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ ﺑﻪ ﺍﺫﻥﺧﺪﺍ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮﭼﻬﺎﺭﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﮐﻮﺭﻣﺎﺩﺭﺯﺍﺩﺑﻮﺩﺭﻭﺷﻔﺎﺩﺍﺩﻩ. ﺑﺎﮐﻤﮏﭘﺪﺭﺵ ﻭﭼﻨﺪﺗﺎﺍﺯﺧﺎﺩﻣﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭﺍﺯﻻﺑﻼﯼ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥﮐﺸﯿﺪﯾﻢ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺳﻤﺖ ﺍﺗﺎﻕ ﺷﻔﺎﯾﺎﻓﺘﮕﺎﻥ ﺩﯾﺪﻡﭘﺪﺭﺩﺧﺘﺮﺭﻭ ﺳﻤﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻓﻮﻻﺩﮐﺮﺩﻭﺑﺎﻟﻬﺠﻪ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺍﻣﺎﻡﺭﺿﺎﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩﺍﻭﻝ ﻓﮑﺮﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﺸﮑﺮﻣﯿﮑﻨﻪ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎﻣﯿﮕﻪ ﺍﻗﺎﺟﺎﻥ ﺩﺳﺘﺖ ﺩﺭﺩﻧﮑﻨﻪ ﻭﻟﯽﺍﻗﺎ ﺍﯾﻨﺎﺩﻭﺗﺎﺧﻮﺍﻫﺮﺩﻭﻗﻠﻮﻫﺴﺘﻨﺪﺣﺎﻻﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺭﻭﻣﯿﺒﺮﻡ ﺟﻮﺍﺏﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﺭﻭﭼﯽ ﺑﺪﻡ. ﺗﻮﻫﻤﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﻭﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺍﺗﺎﻕﺷﻔﺎﯾﺎﻓﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍﺛﺒﺖ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﯾﻦ ﭘﺪﺭﻭﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍﻫﯽﻣﺤﻞ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﺷﻮﻥ ﺷﺪﯾﻢ . ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺩﺭﻫﺘﻞ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎﻫﻢﺷﻠﻮﻏﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﮔﻔﺘﻨﺪﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﭼﻬﺎﺭﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪﮐﻮﺭﻣﺎﺩﺭﺯﺍﺩﺑﻮﺩﺭﻭ ﺷﻔﺎﺩﺍﺩﻩ ...ﻗﺮﺑﻮﻥ ﮐﺮﻣﺖ ﺁﻗﺎﺟﺎﻥ ﯾﺎﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﺳﯽ ﺍﻟﺮﺿﺎﻓﻘﻂ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺗﻮﺣﺮﻣﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺯﺍﺋﺮﺕ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻣﺎﻫﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻤﻮﻥ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ.ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻋﻠﻴﻚ ﻳﺎ ﻋﻠﻲ ﺍﺑﻦ ﻣﻮﺳﻲ ﺍﻟﺮﺿﺎ (ﻉ )
لیاقت کربلا که نداشتم از قافله خراسان هم جاماندم
حضرت آیتالله جوادی آملی
دل من گم شد،اگر پیدا شد
بسپارید امانات رضا(ع)
واگراز تپش افتاد دلم
ببریدش به ملاقات رضا(ع)
از رضاخواسته ام تاشاید،
بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است ولی،
دلخوشم من به محالات رضا(ع)
یا امام رضا 108 روز از روز تولد شما گذشته و 38 روزه من از مشهدالرضا برگشتم ،همه چی یه عدد هشت باید داشته باشه،بدون هشت نمیشه
خیلی دلتنگم کاش مثل سال 90 این لطف رو بهم داشتین که این روز تو حرم باصفاتون باشم
از من بپذیر نوکری هایم را
کوتاهی چشم و سینه و پایم را
آقا شب آخر صفر خالی کن
در صحن امام رضا، خودت جایم را
تو ای ترجمان عشق در چشمانت...
ای بوی خوش یاس در سرایت..
دیر بازیست که دلهای عاشق را پناهگاهی..
ای پادشاه ملک خورشید...
در بارگاهت راهی نیست میان حاجت و اجابت...
گدای کوی تو ناج شاهی به سر دارد.
به ضریحت پیوند خورده دل هزاران عاشق از هزاران سال پیش.
کرامتت کرامت همایونیست و عطایت فراتر از قابلیت ما..
گواهی می دهد..
از عرشیان تا فرشیان..
که تویی یگانه سلطان ملک عاشقی...
با احتیاط بخوانید ....
سطح اینجا لغزنده ست
بس که نویسنده سطر به سطر بارید و نوشت ...
"دلتنگتم امام رضا"
هنوز حال وهوایی که داشتم دارم
هنوز طبع گدایی که داشتم دارم
برای گمشدگان یک چراغ روشن کن
نیاز به راهنمایی که داشتم دارم
بساط شاه وگدا در کنار هم پهن است
کنارجای تو جایی که داشتم دارم
همان گدای قدیمی که داشتی داری
همان امام رضایی که داشتم دارم