راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مقیم   کوی    شمایم   بگو   کجا    بروم
از   این   حریم  مصفا  بگو  کجا  بروم
نفس کشیدن در این حرم تمام خوشی است
خوشم   کنا ر شمایم   بگو  کجا   بروم
تویی  که   شاه   جانی  منم   غلام   درت
 زهمجواری   سلطان   بگو   کجا  بروم

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

fatemexry کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5428
|
تاریخ عضویت : تیر 1393 

دستم به بلنداي آسمانِ آستانت نميرسد
دنبالت ميگردم
از کوچه ي گرم نگاهت
تا شبکه هاي ضريح آستانت
و من
چونان
کبوتري سرخوش
خودم را مي رسانم
به اي کاش ِ تمام آرزوهايم
همين که زائر کويت شدم کافي است
السلام عليک يا علي ابن موسي الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند

به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند

ازشما خواستن عشق است، ضرر خواهدکرد

هرکه در وقت گدایی به رقم فکر کند

بهتر این است که زائر اگر آمد به حرم

دوقدم عشق بورزد سه قدم فکر کند

به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد

زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند

به دو گلدسته دوتا ساق به دوش گنبد

به رواقی که شده پیش تو خم فکر کند

به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-

فقط این بار... به این قسمت کم فکر کند

به خودش...نه به کسانی که به یادش آمد

چون که در آینه کاری حرم فکر کند

موقع دست به سینه شدن و عرض سلام

کربلایی شده هرکس به عَلَم فکر کند

چون که از باب جواد تو کسی داخل شد

خنده داراست که دیگر به قسم فکر کند

بهترین نوع زیارت شده اینکه امشب-

هم کسی گریه کند پبش تو هم فکر کند...

(مهدی رحیمی)

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

غریب است و غمش مفهوم دارد

نشان از مادری مظلوم دارد

رضا عطر حضورش در خراسان

صفای چهارده معصوم دارد

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

آقا جان

کی، کبوتر حرمت می شوم ...

امشب از راه دور به تو سلام می کنم

هرکی دلتنگه

بسم الله ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

با یک نگاه شور قیامت به پا کنید

قلب مرا به لطف نگاهی طلا کنید

چون کیمیاست چشم شما ثامن الحجج

ایا بود که گوشه چشمی به ما کنید

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مریض آمده اما شفا نمی خواهد
قسم به جان شما جز شما نمی خواهد

برای پیش تو بودن بهانه ای کافیست
بهشت لطف کریمان بها نمی خواهد

دلیل ناله ی من یک نگاه محبوب است
وگرنه درد غلامان دوا نمی خواهد

فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم:
مگر که شاه خراسان گدا نمی خواهد؟

دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت
نماز در حَرَمت «إهدِنا» نمی خواهد

همین قدر که غباری بر آستان باشد
رواست حاجت عاشق، دعا نمی خواهد

تو آشنای خدایی، کدام رهگذری
در این جهان غریب آشنا نمی خواهد؟

ببین به گوشه ی صحنت پناه آوردم
مگر کبوتر آواره جا نمی خواهد؟

به حکم آنکه «عَلیکَ الرَّفیق ثُمَّ طَریق»
دلم بدون رضا کربلا نمی خواهد

خدا مرا به طواف تو مبتلا کرده ست
طواف کعبه بخواهم، خدا نمی خواهد

نگفته است، حیا کرده شاعرت آقا
نگفته است، نه اینکه عبا نمی خواهد


قاسم صرافان

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

گنبد طلای تو آشفته می کنه

دل یاد حاجت ناگفته می کنه

من رو سیاهم و همین تو را آزرده می کنه

صحن و سرای تو بی تاب می کنه

چون دلبری که دلباختشو بی خواب می کنه

مهرت به قلب من از بچگی نشست

یاد تو می کنم هر وقت دلم شکست

پر می کشه دلم با کفترای تو

هستیمو زندگیم ..

مولا فدای تو

گنبد طلای تو

دیوونه میکنه

دل یاد کعبه شش گوشه میکنه

من از تو یا رضا

تو از خدا رضا

میمیره قلب من .. از تو جدا رضا

 

هم دل خود تویی .. هم دلبری رضا

دل هدیه میکنی .. دل میبری رضا

با یک نظر فقط .. اعجاز میکنی

حتی جهنمو دلباز میکنی

گنبد طلای تو .. دیوونه میکنه

دل یاد کعبه شش گوشه میکنه

kuoroshss کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3221
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

 

 

بابُ الْجواد ..  بارشِ باران  ..  نگفتنی ست

 

اِذْن دخول بر لب یاران نگفتنی ست

 

 

صدها هزار زائر و عاشق میانِ صحن

 

عرضِ ادب به شاه خراسان  ..  نگفتنی ست

 

 

نجوای یار وقت سحرها شنیدنی ست

 

بانگ اذان و مرقد جانان نگفتنی ست

 

 

باده ز کاسه‌های طلایی به جای آب

 

خوردن ز دستِ ساقیِ عطشان نگفتنی ست

 

 

نقاره می‌زنند  ..  صدای فرشتگان

 

حین نزول سوره‌ی رحمان نگفتنی ست

 

 

آئینه کاری حَرَمت، نفْسِ من شکست

 

رمزِ به خود شکستن آسان نگفتنی ست

 

 

صحنِ عتیق، قبله‌ی ما مایلِ تو است

 

سجده به پای قبله‌ی خوبان نگفتنی ست

 

 

گویند در حریم شما توبه می‌خرند

 

شرْمِ جوانِ سر به گریبان نگفتنی ست

 

 

کُنج حرم نشسته و تنها و بی‌صدا

 

شیرینی تلاوت قرآن نگفتنی ست

 

 

یک قصّه بیش نیست غمِ عشق، منتها

 

تفسیرِ عشقِ ناب بدین سان نگفتنی ست

 

 

نابرده رنج گنج به انسان نمی‌دهند

 

راز ورود روضه‌ی رضوان نگفتنی ست

 

 

یک پرده اشک روی نگاهم نشسته است

 

دست به سینه  ..  ضریح سلطان  ..  نگفتنی ست

 

 

دستم رسید تا به کمندِ ضریح یار

 

دست نیاز و زلفِ پریشان نگفتنی ست

 

 

پای ضریح  ..  پنجره فولاد  ..  بوی سیب

 

وقت غروب  ..  ذکر «حسین جان»  ..  نگفتنی ست

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مرغ دلم پر زند بر سر کوی رضا
دست نیازم بود باز به سوی رضا
آرزویم این بود تا دم مردن شود
چشم گنه کار من باز به سوی رضا
خلق جهان زائرند از همه سو کعبه را
کعبه بود در حجاز زائر کوی رضا
با نفس عیسویش، با دم جانبخش خویش
جان مسیحا بود زنده ز بوی رضا
بر بدنش می شود آتش دوزخ حرام
هر که خورد قطره ای آب ز جوی رضا
کشور ایران فقط نیست به او متکی
زندگی کائنات بسته به موی رضا
نیست عجب خضر اگر تشنه لب جام اوست
ساقی رضوان بود مست سبوی رضا
جرم و گناه و خطاست عادت دیرین من
عفو کرامت بود خصلت و خوی رضا
چند به شوق بهشت زائر این در شوی
جنت جنت بود روی نکوی رضا
"میثم" اگر از نماز آبروی مؤمن است
آب دهد بر نماز آب وضوی رضا

السلام عیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

تا کی باید دعا کنم اسم تورو صدا کنم
به حسرت پابوس تو رضا رضا رضا کنم
با اشک چشمای ترم از همه شرمنده ترم
رخصت بده تا که بیام ای سرورم تاج سرم
کاشکی بشه فقط یه بار بیام به سوی اون دیار
سر بذارم روی ضریت گریه کنم دیوونه وار ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا.اقاجان منو دریاب

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

همین که با خودم گذشته را مرور می کنم 

از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

اگر  چه غرق آتشم ولی به درد می خورم 

برای مشعل حرم شراره جور می کنم

راه درازی آمدم به سینه دست رد نزن

از این به بعد به جز تو را ز سینه دور می کنم

بال پریدنی بده سپس ببین که هر سحر 

کبوترانه از دل حرم عبور می کنم

طلعت بی کران تویی ، ظلمت بی کران منم

کنارت این خرابه را محفل نور می کنم

به روی من نزد کسی چه کاره ام چه کرده ام

کنار تو شبیه انبیا ظهور می کنم

تو آروزی خلوت قبر منی و شب به شب

به خاطر تو خویش را زنده به گور می کنم

سنگدلم ولی به لطف چشم تو نشسته ام 

خشت به خشت صحن را سنگ صبور می کنم

شبی به صید من بیا دام بیافکن و ببین 

چگونه مثل آهوان میل به تور می کنم

کنج حرم که می روم یاد حسین می کنم 

مصیبت سر به نیزه را مرور می کنم 

نان غذای حضرت تو را که میل می کنم

یاد مصیبت سر و کنج تنور می کنم

حسین قربانچه

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

تا یوسف اشکم سر بازار نیاید

کالای مرا هیچ خریدار نیاید

در سوز جگر مصلحت ماست که ما را

غیر از جگر سوخته در کار نیاید

خارم من و در سینۀ من عشق شکفته است

تا خلق نگویند گل از خار نیاید

بیمار فراقم من و وصل است دوایم

تدبیر به کار من بیمار نیاید

یک عمر به درگاه رضا رفتم و حاشاک

بر دیدن این دلشده یک بار نیامد

ای حجت هشتم که خدا خوانده رضایت!

مدح تو جز از ایزد دادار نیاید

خود را به تو بستم که منم نوکر کویت

از نوکریم گر که تو را عار نیاید

ما عافیت از چشم تو داریم که گوید

بیمار به دلجویی بیمار نیاید

 

نومیدی و درگاه تو، بی سابقه باشد

هر کار ز تو آید و این کار نیاید

آخر به کجا روی کند ای همه رحمت

گر در بر تو شخص گرفتار نیاید

دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت

جایی ننوشته است گنهکار نیاید

جاروکش درگاه توام همچو "مؤید"

زین بیش از این بندۀ دربار نیاید

سید رضا موید

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

تیزی شمشیر هم تسلیم ابرو می شود

شیر هم در پای چشمان تو آهو می شود

نیست فرقی بین رب و عبدِ عین رب شده

گاه ذکرم یا رضا و گاه یا هو می شود

مِهر تو در سنگ هم کار خودش را می کند

شیشه در همسایگیِ عطر خوشبو می شود

تو به ما پا می دهی و ما کلیمت می شویم

لال هم در این حرم مرغ سخنگو می شود

دست خالی بودن ما نیست کتمان کردنی

دست ما هر بار سائل می شود، رو می شود

چشم جاری از تمام چشمه ها بالاتر است

آب سقاخانه هم محتاج این جو می شود

این مژه هایم اگر پیش تو باشد بهتر است

لااقل یک گوشه از صحن تو جارو می شود

پنجره پولاد تو آخر شفایم می دهد

باز هم در صحن های تو هیاهو می شود

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا