عاشقان امام رضا
بهترین نقطه دنیا حرم سلطان است.
پاکتر از دل دریا حرم سلطان است.
بی پناهی؟ اگراز غصه به خود می پیچی
التیام همه غمها حرم سلطان است.
بســــــم رب الـــــزهــــراء(س)
گاهی دلت می خواد..
جایی باشی که در آن لحظه امکانش نیست...
{{{ اَلسَّلامُ عَلَیکــ یآ غَریـبَ الغـُـرَبآ }}}
اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایى / جان ما باد فدایت که ولی نعمت مایى
میوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایت / بحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى ...
ام رضا(ع)
آقا علی موسی الرضا مولا علی موسی الرضا
ای رحمت و لِلعالمین،ای لنگر عرش مکین
ای نور چشم مرتضی آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا
ای مظهر جان آفرین ای سرور اهل یقین
سلطان دین مصطفی،آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا
عشق تو شد آئین ما،سلطان توئی در دین ما
ای شافع روز جزا،آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا
چون صاحب رأفت توئی ،دروازه ی رحمت توئی
برجان من عشق فزا،آقا علی موسی الرضا
مولا علی موسی الرضا
آقا علی موسی الرضا مولا علی موسی الرضا
از زهر کینه امشب رنگ از رخم پریده
در این دیار غربت جانم به لب رسیده
شد موسم جدایی،جواد من کجایی؟
همچون گُزیده ماری دائم به خود بیپیچم
سرتا به پا شدم آب،دیگر نمانده هیچم
شد موسم جدایی،جواد من کجایی؟
دشمن به دل بسی خون،ساعت به ساعتم کرد
شکر خدا که این زهر از غصه راحتم کرد
شد موسم جدایی،جواد من کجایی؟
از دست میزبانم زهر ستم چشیدم
با یک جهان غم و درد عَبا بسر کشیدم
شد موسم جدایی،جواد من کجایی؟
می گفت و از سوز دل کجائی ای جوادم؟
آتش گرفته قلبم بیا برس به دادم
شد موسم جدایی،جواد من کجایی؟
اقا جان دوستت دارم ارزوی زیارت دوباره تورا دارم جان مادرت طلب کن
سلام حضرت زیبا! خدای دلبرها!
سلام حضرت خورشید ماه منظرها
سلام ساقی هشتم، میِ خراسانی
سلام جوشش پیمانهها و ساغرها
هزار وعدهی خوبان یکی وفا نکند»
دلم گرفته از این گرگها، برادرها
دلم هوای حرم کرده یا علی مددی
هوای ذکر پدرها و اشک مادرها
هوای دیدن فوّارههای گوهرشاد
زلال آینهها و صفای مرمرها
صدای طبل و نقاره، اذان گلدسته
هوای عطر خوشِ یاس و مشک و عنبرها
نمیشود که مرا پیش خود نگه داری؟
کنار گنبد زردت، میان کفترها
برای وصف تو شعری که شعر باشد نیست
سرودهاند به عشقت اگرچه قیصرها
یادت، بی بهانه میآید.
اصلاً، حساب و کتاب ندارد. اصولاً دل تنگی حساب و کتاب ندارد، خصوصاً اگر دلت،
هوای بهشتِ مشهد بزند به سرش و گوشهی صحن قدس و بوی اشک و بوی تو...
اصلش دلی که جا مانده؛ آنگوشه، کنار ضریح، زل زده به شما به حضرتتان، آخر...
بیرون نرفته از آنجا که جایی نرفته که حالا بخواهد باز برگردد
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
اقاجان 20 روز از تولد شماهم گذشت و من همچنان دلتنگ و در حسرت زیارت شما.منو دریاب
یا تو را باید دوست داشت
یا باید تورا دوست داشت
شرط سومی ندارد احوالات من ...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
من همون زائر غریبم که بار اول دارم به خونت میام ...
دیگه بارمو بستم می خوام بیام پیشت
آقا جون ، می خوام بیام به پا بوست ، آقا جون من فقط به امید زیارت توست که الان دست به قلم شدم و دارم می نویسم .
آقای من ! میدونی که چند ساله دلم داره پرپر می زنه که بیام پیشت ، اما هر وقت یه مشکل پیش میاد .
سال گذشته به خودم قول دادم که با پس اندازی که کردم دست مادرمو بگیرمو بیام به پابوست .
می خواستم مادر و سوار هواپیما کنم و بیام کنارت ، آخه اون دیسک کمر داره . می خواستم مادرمو ببرم بهترین هتل . می خواستم اولین زیارت عمرش پر از خاطره باشه . ( میدونی که دستم خالیه ... نمی تونم اونو به مکه بفرستم اما از برکت وجود تو ، زیارت تو برای ما مانند رفتن به خونه خدا شده )
اما بازم کارم گره خورد و پولمو خرج کردم . باز هم شرمنده خودمو مادرم شدم .
اما ایندفعه ، کوله بارمو بستم . نذر کردم اگه دعوتم کنی بیام و چند روز و چند شب خودمو دخیل ببندم به ضریحت . می خوام چند روزی و که اونجا هستم از پیشت دور نشم . می خوام صداتو بشنوم . میخوام تو هم بیای دستتو روی سرمن بکشی .
آقا جونم ، هر بار که کسی سوغاتی از زیارت تو برام میاره انقدر خوشحال می شم ، انگار که زیارت من هم داره نزدیک میشه و خیلی امیدوار میشم .
آقا جون دیگه طاقت ندارم منو بطلب برای زیارتت .
آقا جونم ، دلم گرفته . از این همه گناه خسته شده ام ... توبه ، توبه ، توبه ...
دیگه خجالت می کشم از این رفتنها و آمدنهای بسیار
به تو پناه آورده ام ، ای آرام بخش دل بیمارم
میخوام بیام پیشت ، همه گناهامو اونجا جا بذارمو برگردم به شهرم ،
آقا جونم ، اگه نذرم ادا بشه ، قسم میخورم به عشق عاشقای بی ریارت که دیگه تکرار نکنم .
آقا جون اگه دوستم داری دعوتم کن . دسته رد به سینه ی من دردمند و بیچاره نزن .
هر دمش با من دل سوخته لطفی دگر است
تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
میدونم که آسمون حرمت هم ستاره بارونه ، فرشته ها هم همیشه و هر لحظه در حال گذر از آن جایند .پس دلمو پرواز میدم به صحن و سرات ،تا بازم آروم بگیرم .
یا رضای غریب !
از این دنیا به تنگ آمده ام ==================
رضا,عشق به امام رضا,حرف دل عاشقان,دل نوشته جانم فدای امام رضا,متن زیبا برای امام رضا,دل,نوشته,زیبا,برای, اقا,امام, رضا
کان تکان می خورد حس بی زبان قلم .
تکه تکه خال می کوبد برقامت واژه های قلم .
یا قامت واژه ها تا ثامن الحجج نمی رسد ؟!
میان صحن چلچله ها رها شده ام .
چیست این صدا که مرا میان اشاره ها خرابه می کند .
کرورکرور التماس نقره ای حک می شود روی پنجره های کبوتری اش .
وصله که می زنند این گریه ها را به ضریح پیکرش ، قطره های چکیده را او ضمانت می کند .
دخیل پنجره هایش روح امن یجیب تمام پنجره هاست .
گفتنی ها را گفته ام .
نگفته هایم در پس زبان بی هنرم می ماند وبه فسیل عقده ها لبخند می زند .
آقا توکه راه می روی روی آواز حنجره ها ، قفل نگفته ها باز می شود .
ورق بزن حلقوم کنجکاو نکرده هامان را و آرام آرام بخوان تا اتاقک همسایه نشنود که ریابا اندام کبود آیه ها چه کرد .
خیال راستی ها کم کمک سایه می کشد روی آبروی آینه ها و سیب نصف شده حجب و حیا باز هم می ماند کنج خرابه ها .
آقا دستی تکان بده !!!
باران بپاش ...
بوی خاک نم زده ، شاید کمکی باشد به بازگشتمان …………….
یت 10 روزه کرده بودیم برای مشهدت
هم اینکه روزه هامون کامل باشه و هم اینکه تجدید دیداری کنیم با شما و به برکت این دیدار نفسی تازه کرده باشیم
اومدیم و نمک گیر شدیم..
چه حال و هوایی داشت شبای قدر امسال تو حرمت
امسال شبای قدر وقتی قران بسر گرفتیم به عبارت ( ب علی بن موسی الرضا علیه السلامش) رسیدیم و نام قشنگ تو رو واسطه قرار دادیم صحن تا صحنت غلغله شد.
یقینا اون لحظه به همه ی زائرات نگاه لطف داشتی که دلمون شکست....
که قطره های اشک بی خواهش چکیدنت در برابر تو
راستی تا به امروز مهمان سفره ی افطاری تو صحن هدایتت نشدیم و چقدر شیرین است از سفره ی تو اطعام برداشتن
هرچند به همین بسته های شیر و عسل و کیکی که وقت اذان تو صحن ها به عموم پخش می کنند هم راضی ایم اما اونجا....
یه نیم نگاهی آقا...
رمضان داره به پایان میرسه
و رمضان داره به پایان می رسه و دل گرفتگی خداحافظی از این ماه قشنگ مثل هرسال داره تکرار میشه
خداروشکر که اینجام و زیر سایه ی شما...
آقای مهربانم! آروممان کن
مهمونای خوبی نبودیم برای خدا اما امیدداریم ضامنمون بشی و روزه هامو پذیرفته
*****
اینجا مشهدالرضاست
اینبار یه بیست روزی مهمان امام رضام... آقای رئوفم سنگ تمام گذاشت
هرچقدر هم به این آستان ارادت داشته باشی باز عطش زیارت هست و بیشتر هم میشه
همسایه بودن با امام رئوف خیلی صفا داره
جای همه ی دوستان خالی.نایب الزیاره شما هستم.
كاش كبوتر حرمت بودم...
دل تنهامو آوردم تنها با یه دنیا دلخوشی كمتر از آهو كه نیستم میشه ضامنم بشی ضامن آهو صدایم كنی...
سلام بر غریب طوس یا شمس طوس،
ضامن آهو ضامنم هستی میدانی دلم برایت خیلی تنگ شده حسودیم شد وقتی باز سال تحویل شد من در حرمت نبودم تا اولین كسی باشم كه بگویم سال نو مبارك آقا.
زائران و مهمانان حرمت را دیدم بازم هم اطرافت را گرفته بودند تو دیگر غریب طوس نیستی تو عزیز طوس هستی.
اگر كبوتر حرمت بودم دیگر دلم هیچ وقت برایت تنگ نمی شد چون همیشه در كنارت بودم هروقت دلم می گرفت به سویت پرواز می كردم و خودم را به گنبد طلایت می رساندم تا حرفهای ناگفته ام را به تو بگویم كه با جان و دل گوش میدهی خوش به حال كبوتران حرمت ...
باز هم نشد به پابوست بیایم چندسال متوالی است با حسرت حرم و بارگاه مباركت را از جعبه جادویی نگاه می كنم گنبد طلایت را كه می بینم دلم به لرزه می افتد مرا بخواه صدایم كن با شوق به سویت پر گشوده پرواز خواهم كردمثل كبوتران حرمت.
دلم برای صدای نقاره هایت تنگ شده، آن هنگامی كه به وقت اذان صدای الله اكبر از گلدسته گنبد طلایت به گوش می رسید و زائران عزیزت همه به سویت شتابان قدم برمیداشتند تا با تو نماز بخوانند چه عشقی و شوقی در دل ادم جاری می شود وقتی می خواهد ایستاده به سوی بارگاهت با آب حوضی كه در حیاط حرمت بوده ،وضو گرفته نماز را ادا كند.
حسی كه گفتنی نیست درك كردنی نیست باید در حرمش باشی تا از درون لمس كنی وقتی كه به نماز می ایستی انگار دنیا را بهت دادند داری در كنار عزیزی نماز می خوانی كه ضامن بچه آهو بود مگر می شود ضامن تونباشد ؟
تو مهمانش هستی تو عزیز حرمش هستی آمدی به زیارت و پابوسش مگر می شود به تو بگوید برو وقت دیگر بیای؟
او شاه خراسان است او امام رضاست. هرسال مرا بخواه حتی اگر شده برای یك روز انگار دنیا را بهم میدهی یك روزه هم می شود یك دل سیر زیارت و درددل كرد با تو شمس طوس، با تمام وجودم به زیارتت می آیم قول می دهم گلایه نكنم چرا یكروزه مراخواستی همین كه مرا بخواهی لطف و كرمت را می رساند، كاش كبوتر حرمت بودم خوش باحال كبوترانت چه عاشقانه به سوی گنبد طلایت پرواز می كنند...
آقا وقتی صدابم كنی تا به پابوست بیایم دست خالی نخواهم آمد با سلام كسی به پابوست می آیم كه مشتاق دیدارش بودی...
اری ضامن آهو من به سویت می آیم اگر صدایم كنی از دستم ناراحت نشوی اول به خواهرت سرمیزنم . سلام و عطر بوی حرمش را به تو هدیه می آورم فقط مرا بخواه صدایم كن بسوی حرمت