عاشقان امام رضا
بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد
لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد
آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد
جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کار ِ گنهکار ز جا برخیزد
زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند
آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟
تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد
بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
"السلام علیک یا غریبَ الغُرَبا یا مُعینَ الضُعَفاء و الفقراء
السُّلطان یا ابَا الحسن یا علیّ بن موسی الرضا المرتضی
کُن شَفیعَنا و شَفیعِ والدَینا فی یوم الجزاء و رحمة الله وبرکاته"
شفای من یا رضا جان دوای من یا رضا جان
ضامن کربلای من یا رضا جان
چاووش مشهدمو باز بخونیم
طلبیده منو باز امام رضا
یه صدایی داره از نجف میاد
زائرای مشهد ، التماس دعا
اغنیا مکه روند و فقرا
همه میرند ، پابوس امام رضا
بخونید یاد قدیمیا همه
جان به قربان تو حج فقرا
شفای من یا رضا جان دوای من یا رضا جان
ضامن کربلای من یا رضا جان
یادمه بچگیام بابام منو
توحرم رو شونه ی خود مینشوند
تاکه دستم به ضریحت برسه
زیر لب یا ضامن آهو میخوند
خادما با اون جاروی آبیشون
توحرم دست میکشیدند رو سرم
روز آخر میگرفتم آقا جون یه عکس یادگاری با پدرم
شفای من یا رضا جان دوای من یا رضا جان
ضامن کربلای من یا رضا جان
قربون کبوترای حرمت
که تو آسمون صحنت میپرن
آب سقا خونه که واسه شفا
زائرا واسه مریضا میبرن
قربون اون حرم شلوغ تو
که پر از لوسترو آینه کاریه
بفدای آقایی که صاحب
این همه خادمه افتخاریه
جبرئیل هم میگیره اذن دخول
با چشای گریون از باب الجواد
خوش به حال هر کسی که میگیره اذن شش گوشه ز پنجره فولاد
شفای من یا رضا جان دوای من یا رضا جان
ضامن کربلای من یا رضا جان
تویی که سایه لطفی در این هیاهوها
چقدر پیش تو امن است جای آهوها
عجیب نیست اگر از پی شفا شب و روز
دخیل چشم تو باشند آهوها
نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند
امام رضا-ع:
خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن
زیاد از همنوعان را دشمن می دارد.
باب الجواد...بارش باران ...نگفتنی است،
اذن دخول بر لب یاران نگفتنی است...
صدها زائر و عاشق میان صحن،
عرض ادب به شاه خراسان نگفتنی است...
یا ضامن ...
میخواهم امشب...
شبیه بی پناهی های آن آهوی بی پناه نگاهتان کنم...
آقا به داد دل مریضم برس...
یا مولا ضامنم شو...
ضامن توبه ام شو...
هم پیش خدا..
هم پیش خودم....
میگریم آنقدر که کمی وا شود دلم
در بین زائران شما جا شود دلم
بر بال کفتری دل خود را نوشتهام
باید کدام صحن تو انشا شود دلم؟
بی کلاف آمدم سربازار
قیمتِ عشق رایگان شده است
!بد قیافه ترین کلاغ جهان
میگریم آنقدر که کمی وا شود دلم
در بین زائران شما جا شود دلم
بر بال کفتری دل خود را نوشتهام
باید کدام صحن تو انشا شود دلم؟
حالا كه نيامدم دمت را بفرست
من نيستم آن جا كرمت را بفرست
گفتم كه مريضم و دوا مي خواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست