عاشقان امام رضا
یک نامه می نویسم با عطر ناب باران
بر روی کاغذ دل، از خشکی بیابان
بی تاب لحظه های سردرگم نوشتن
حسی شبیه خلسه در جذبه های عرفان
این نامه در صدایش، بغضی شکسته دارد
حسی پر از تفاوت مانند بغض آبان
سرچشمه ی امید از دست تو می تراود
ای ضامن صداقت در وادی خراسان
می خوانمت دوباره در لابه لای نامه
در یک هوای شرجی از آسمان بیرجند
عشق،
پنجره فولادت را معنا مىكند
و دل به زیارت تو اوج مىگیرد
اى ضریح سراسر نور!
با دلى آكنده از صداقتهاى تو
با جامى تهى از عشق
و چشمانى بر گل نشسته
به سوى تو مىآیم
و پرندگان حرمت
عروجت را معنا مىكنند
و عاشقانه دانه از لانه نور برمىچینند
و تو را مىستایند
اى بزرگترین واژه كلام!
تو عروج آسمانى كردهاى
و تمامى زائران ضریحت را
به سوگ عشق نشاندهاى
كه همه سینهها و همه جانها
تو را مىطلبد
اى غریب الغربا!
بر درد عشق نسخه و درمان اثر نکرد
مرهم برای زخم غم تو ثمر نکرد
تنها حریم پاک تو داریم زآن زمان
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
از هر قبیله ای به تو امید بسته اند
نبود کسی که چشم تو بر او نظر نکرد
شاهنشه غریب، امیر رئوف طوس
دل نیست، آنچه داغ تواش پر شرر نکرد
در بازکن که از ره دوری رسیده ام
این خسته بی دلیل در این ره، خطر نکرد
امشب، سحر دوباره به کوی تو آمدم
مخمورم و به شوق سبوی تو آمدم
بر حال من به جان جوادت نگاه کن
فکری به حال این دل بی سرپناه کن
بر زائران پاک تو من غبطه می خورم
آقا ترحمی به من پر گناه کن
امشب برات کرب و بلای مرا بده
ما را دوباره زائر آن بی سپاه کن
گر این زیارتم شده دیدار آخرین
در روز حشر یاد من رو سیاه کن
در راه عشق، اهل غم و درد خواستی
با چشم نافذت تو مرا مرد راه کن
مولا به جان ما تو بگو با امام عصر
یوسف بیا بخاطر من ترک چاه کن
تا روز حشر نوکری ات افتخار ماست
اینجا بهشت روی زمین جنت الرضاست
آقای مربونی دلم برای حرمت خیلی تنگ شده با
میشه قبولم کنی بیام
اصلا بهانه هاست که ما را می آورد
با دادن بهانه،بها نیز داده شد....
هرجا اگر به خواسته ها لطف می شود
در این حرم نخواسته ها نیز داده شد...
از بس کریم بود در هم خرید و رفت
در ازدحام حاجت ما نیز داده شد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
اذن دخول حرم تو ....یا ابالفضله
دست عطا و کرم تو .....یا ابالفضله
یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت
مادرم دست منو رها می کرد
دلم و با نگاهت آشنا می کرد
به گنبدت نگاه می کرد
قطره ی اشکی میچکید از گوشه چشم مادرم
زیر لب می گفت آقا تاج سرم
که کنیز تو دخترم، غلام تو این پسرم
یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت
همه مردم شاه و گدا و زن و مرد
پیر و جوون از همه جا از همه رنگ
زیر لبها شور و نوا ، ذکر همه یا امام رضا
اذن دخول حرم تو ....یا ابالفضله
دست عطا و کرم تو .....یا ابالفضله
یادم میاد بچه بودم ، تا میومدم تو حرمت
شلوغی دور ضریحت رو میدیدم
رو دوش یکی میرفتم
به ضریحت می رسیدم
به پنجرت می چسبیدم
وقتی پایین میومدم میخندیدم
به خودم پیش همه میبالیدم
داد میزدم که من آقام رو بوسیدم
صدای تو رو از تو سینه ام می شنیدم
میگفتی مهمونی منی
منم میگفتم که تو هم جون منی
دل من کبوتره
تو حریمت می پره
صدای بال دلم
آقام از هرچی که خوبه بهترته
خداییش گنبد زردش خورشید و از رو می بره
دل و دلدار و دلبره
کیه که به من جون میده جونم به فداش
آقام امام رضا
کیه که گره وا می کنه با خنده هاش
آقام امام رضا
کیه که دوای مریضا خاک عباش
آقام امام رضا
کیه که قیامت می کنه قد و بالاش
آقام امام رضا
کیه که عسل میریزه از لعل لبهاش
آقام امام رضا
ذکر یا رضا دارم ، به دل پریشونم
شبایی که دل تنگم ، زائر خراسونم
صحن با صفای رضا ، سقاخونه ی کربلاست
دل همه ی عاشقا ، کبوتر گنبد طلاست......
از لا به لای دلبستگی های دلم
گنبد و بارگاه تو پیداست؛
رحم کن به دلی
که تنها ساکنش تویی...!
السلام علیک یا نورالله فی ظلمات الارض
یا امام رضا دلم خیلی گرفته منو دریاب یا علی ابن موسی الرضا
باز ، دلم شده دلتنگ هوايِ رضا
نِگَهَم بسته اميّد به سخايِ رضا
شده ام زائر و به پاي دل كنم
سعيِ در مروه و صفايِ رضا
مي شوم چون كبوتران حرمش
عاشق صحن و گنبدِ طلايِ رضا
مي كنم خدا خدا ، به حرمت و كرمش
تا دهد مُراد مرا، همان خداي رضا
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
ای آقا 40ساعته که از مشهد اومدم ولی نیومده دلتنگت شدم
ای آقا 40ساعته که از مشهد اومدم ولی نیومده دلتنگت شدم
خوشم به عشق ولای تو ای امام رئوف
دلم تپد ز برای تو ای امام رئوف
تو پاره تن احمد به ملک ایرانی
چه با صفاست سرای تو ای امام رئوف
السلام علیک یا ثامن الحجج
یا امام رضا منو ببخش
باز صدا کنم ترا, ای سر و سامانی من / در گذر از حادثه ها, یار پریشانی من
سائل و مسکین توام, حاجت من وصال توست / از در خود مران گدا,شاه خراسانی من
به به آبجی مهربون و عاشق امام رضا
این عکسارو خودم گرفتم که تقدیم میکنم به دوستان