راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

بر نمی گردم از این پنجره رویایی
تا تبسم بوزد از این پنجره رویایی

صحن در صحن حرم اشک کبوتر جاری ست
موج در موج تنیده ست به هم شیدایی

چشم ها دوخته بر قامت گلدسته یار
شور بر پا شده از این همه بی پروایی

من که سنگینی صد شعله به دوشم دارم
عشق باریده بر این دل شده صحرایی

خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی


دست ها باز هم آهنگ شکفتن دارند
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی

 

یا علی ابن موسی الرضا اقاجان منو دریاب

09303495228 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8721
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

می‌گریم آنقدر که کمی وا شود دلم

در بین زائران شما جا شود دلم 

بر بال کفتری دل خود را نوشته‌ام

باید کدام صحن تو انشا شود دلم؟

 

09303495228 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8721
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

بی کلاف آمدم سربازار

قیمتِ عشق رایگان شده است

!بد قیافه ترین کلاغ جهان

عاشق چشم هایتان شده است
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کار ِ گنهکار ز جا برخیزد

زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند
آنکه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 


 

عهـد بستـم کـه تحمـل کنـم ایـن دوری را

عهـد بستـم ولـی از عهـد خـودم می گـذرم . . .

یا علی ابن موسی الرضا منو دریاب

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

عاشقی شرح پریشانی خود را دارد

 
عشق، آیین مسلمانی خود را دارد
 
هر که دلتنگ حرم مانده حریمش سرد است
 
اشک‌های شب بارانی خود را دارد
 
بی سبب نیست پریشان تو باشند همه
 
حرمت سفره مهمانی خود را دارد
 
حسرت دیدن تو شوق نگاهم را برد 
 
شاعرت غربت کنعانی خود را دارد
 
شاعرت بی سر و سامان تو شد، با این حال
 
شاعری بی سر و سامانی خود را دارد
 
شب به شب مشهد تو شهر بهشت است ولی
 
شب میلاد چراغانی خود را دارد
 
شاعری که شب میلاد تو زائر باشد
 
تا سحر حال غزل خوانی خود را دارد
 
سخت دل داده‌ام و ساده پناهم شده‌ای
 
سختی عشق تو آسانی خود را دارد
 
قصه انوری و عنصری و قطران نیست
 
این غزل سبک خراسانی خود را دارد
 
مصرع آخر این شعر به نام تو شده
 
شعر من مصرع پایانی خود را ... دارد
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 

خوش به حال کسی که در صحنت ، زیر باران اسیر خواهد شد . .
دارم از دوری تو می میرم ، دعوتم کن که دیر خواهد شد . .

از کُمِیت و فَرزدَق و دِعبِل ، تا همین شاعران امروزی
هر عزیزی که شاعرت باشد ، شاعری بی نظیر خواهد شد . .

پادشاهان همیشه محتاجت ، مهربانی برای تو عادت
هر گدایی که خادمت باشد ، در دو عالم امیر خواهد شد . .

چشم هایت نهایت دریاست ، بس که جذابی و تماشایی
روبروی نگاه آبی تو ، آسمان سر به زیر خواهد شد . .

با هزاران امید آمده است ، تا بخواند غزل برای دلت
اگر او را تو اعتنا نکنی ، شاعری گوشه گیر خواهد شد . . .

بیش از این در توان شاعر نیست ، باید اما دوباره بنویسم
آن امامی که عاشق شعر است ، مگر از شعر سیر خواهد شد . .

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 


 

تو ای ترجمان عشق در چشمانت... ای بوی خوش یاس در سرایت... دیر بازیست که دلهای عاشق را پناهگاهی... ای پادشاه ملک خورشید... در بارگاهت راهی نیست میان حاجت و اجابت... گدای کوی تو تاج شاهی به سر دارد.

به ضریحت پیوند خورده دل هزاران عاشق از هزاران سال پیش.کرامتت کرامت همایونیست و عطایت فراتر از قابلیت ما... گواهی می دهد... از عرشیان تا فرشیان...

که تویی یگانه سلطان ملک عاشقی...

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

بغض آمده و حال مرا بد کرده
جذر آمده از گلوی من رد کرده
 من این چمدان ، تو ساک ها را بردار
بدجور دلم هوای مشهد کرده

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

پس از سلام، جواب سلام لازم نیست؟

برای زخمی راه، التیام لازم نیست؟

رسیدنم به تو واجب ترین نیازم بود

و گر نه باقی درخواست هام، لازم نیست

برای حاجی احرام بسته ی حرمت

دگر زیارت بیت الحرام لازم نیست

کبوترانه، هوای تو را به پر دارم

برای کفتر جلدت که دام لازم نیست

اگر چه زشت و سیاهم، ولی مگر آقا

در این عمارت شاهی، غلام لازم نیست!؟

اگر چه ساکن اینجام، خانه ام آن جاست

کبوتری شده ام کاشیانه ام آن جاست

چه بارگاه قشنگی چه مرقدی داری

عجب مناره و صحن و چه گنبدی داری

که گفته است غریبی میان ما وقتی

همیشه دور و برت رفت و آمدی داری

جناب گل پسر هفتم از قبیله ی یاس

شمیم روح نواز محمدی داری

به آبروی تو شرمنده آبرومندست

رئوف هستی و الطاف بی حدی داری

میان این همه خوبان که دورتان جمعند

خودم که معترفم نوکر بدی داری

و عاشقانه ضریحی پر از غزل دارد

ضریح نیست که کندویی از عسل دارد

سپاس آن که به دنیا اباالجوادم داد

سپس گدا شدن خانه زاد یادم داد

ورودم از در باب الجواد واسطه ای ست

همیشه کم طلبیدم خودش زیادم داد

به من چه شاعرم اصلاً خودش که می دانست

نه دعبلم نه فرزدق نه با سوادم، داد

جهان سراغ ندارد رئوف تر از او

هنوز کاسه ی دستم نشان ندادم داد

در آسمان همه بر نوکریش مفتخرند

فدای آن که چنین حُسن انتخابم داد

کشید دست مرا ثامن الحجج رفتم

فقیر بودم و مشهد برای حج رفتم...

 

صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

moradi92 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 3481
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

09303495228 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8721
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

تکان تکان می خورد حس بی زبان قلم .

تکه تکه خال می کوبد برقامت واژه های قلم .

قلم امشب کوتاه می نویسد؟

یا قامت واژه ها تا ثامن الحجج نمی رسد ؟!

میان صحن چلچله ها رها شده ام .

چیست این صدا که مرا میان اشاره ها خرابه می کند .

کرورکرور التماس نقره ای حک می شود روی پنجره های کبوتری اش .

وصله که می زنند این گریه ها را به ضریح پیکرش ، قطره های چکیده را او ضمانت می کند .

دخیل پنجره هایش روح امن یجیب تمام پنجره هاست .

گفتنی ها را گفته ام .

نگفته هایم در پس زبان بی هنرم می ماند وبه فسیل عقده ها لبخند می زند .

آقا توکه راه می روی روی آواز حنجره ها ، قفل نگفته ها باز می شود .

ورق بزن حلقوم کنجکاو نکرده هامان را و آرام آرام بخوان تا اتاقک همسایه نشنود که ریابا اندام کبود آیه ها چه کرد  .

خیال راستی ها کم کمک سایه می کشد روی آبروی آینه ها و سیب نصف شده حجب و حیا باز هم می ماند کنج خرابه ها .

آقا دستی تکان بده !!!

 باران بپاش ...

 بوی خاک نم زده ، شاید کمکی باشد به بازگشتمان …………….

09303495228 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8721
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

گلدسته‌ها و صحن و سرا جار می‌زنند

شب تا سحر برای خدا زار می‌زنند

دیوانه‌ها جنون‌زده با یك زبان خاص

از جام ثامن الحججی جار می‌زنند

پروانه‌های شهر خدا گرد شمع او

چنگی به چین پرده پندار می‌زنند

هر شب كبوتران به تمنای یك طواف

چرخی به دور حلقه سرا می‌زنند

با لحن خود ابالحسنی حرف می‌زنند

این پرده‌ها كه بر دور دیوار می‌زنند

نقاره‌های گنبد مولا رضا غروب

آهنگ حج واجبه انگار می‌زنند

هزار حنجره فریاد؛ یا رضا مددی

پرم ز ظلمت و بیداد؛ یا رضا مددی

خراب لحظه پرواز گِرد گنبد زرد

دخیل پنجره فولاد؛ یا رضا مددی