عاشقان امام رضا
هر کجای ایران پهناور که زندگی کنی ،
وقتی دلت با ذکر «یا رضا» بلرزد ،
به سوی ارض اقدس میایستی
و دست بر سینه خم میشوی و
کلامت را به ذکر زیبای
« السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)
مزین میسازی ، ...
تا قد خمیده ات از تو تندیسی بسازد با یاد سلام بر غریب طوس
حسرت دیدن گنبد طلا حرمت ، داره مثل بغضی کهنه به دلم چنگ میزنه
اونقد ازتو دور شدم که این روزا حس می کنم،غم غربت یه دنیا روی شونه منه
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
همچون کبوتران حرم، بیدل و اسیر
روح مرا بخوان به هیاهو، که قلبِ من
جان میدهد برایِ عطش در دلِ کویر
مثلِ غبارِ بی سر و سامان، به دستِ باد
جا مانده ام درون زمانهایِ دور و دیر
بنشان مرا به کنج حرم، زیر سایه ات
در این مسیرِ شب زده، دستِ مرا بگیر
هر روز در خیالِ خودم، میدهم سلام
سمتِ حرم، برای تو، خورشیدِ سر به زیر
گلدسته های سر به فلک، پایه هایِ دل
عطر حرم، نسیمِ وزان، صافیِ ضمیر...
حرزِ رضا به گردنم آویختم که جان
تنها فدایِ نامِ تو ای وارثِ غدیر
دلم میسوزد؛ برای خودم
برای تمام لحظه هایی که بی تو گذشت
بی تو و حتی بی یاد تو
برای لحظاتی که غرق بودم در مهربانی تو؛ بی هیچ منتی
دلتنگم حضرت مهربانی
برای تار دیدنِ گنبدت
برای خجالت حین خواندن اذن دخول ات
برای دل سپردن به نوای نقارخانه ات
برای آرامشِ گوهرشادی ات
و برای سبک شدن بعد از زیارتت....
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
السلام ای حضرت سلطان عشق
یاعلی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهرعاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
ای راهب کلیسا کمتر بزن(دیگر مزن) به ناقوس
خاموش کن صدا را نقاره میزند طوس
آیا مسیح ایران کم داده مرده راجان ؟
بردار جان خود را با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش از روی زایرینش
گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس
و احساس کبوتر بودنم را تازه فهمیدم...
و بستم رشته پرواز خود را با هزاران زائر دیگر به قفل پنجره فولاد آقا هرچه محکمتر...
و گفتم ای کران تابی کران...
زبانم، آشیانم، آب و نانم داده ای... بگذار همین جا بال و پر گیرم...یا امام رضا
به تشنه کامان، بده نصیبی از باران ... درین بیابان اسیرم و مات و حیران
بانگ نجاتی، آب حیاتی، منم و غوغای طوفان
محو تماشایت زیبایی، عالِم آل مصطفایی ... به درد جانم تو دوایی
یا رضا مولا مولا مولا مولا
یا رضا مولا مولا مولا مولا
یا رضا مولا مولا مولا مولا
یا رضا مولا مولا مولا مولا
هوای چشمم شده دوباره بارانی ... نگفتم اما ،راز دلم را میدانی
شمس الشموسی ، انس نفوسی ... سایه ی امن یزدانی
بر آستانت لب های ما ... بر آستانت لب های ما
نام تو آید از نای ما ... گرم از ولایت دل های ما
یا رضا مولا مولا مولا مولا
یا رضا مولا مولا مولا مولا
یا رضا مولا مولا مولا مولا
یا رضا مولا مولا مولا مولا
اینک هوای کویت در سر دارم ... آیینم و به نورت باور دارم
حاشا که ز ضریحت سر بر دارم
معمومه ی کرامت هم ره دارم ... من خواهش عنایت از شه دارم
شبگردم و به تاریکی مه دارم
بر آستانت لب های ما ... بر آستانت لب های ما
نام تو آید از نای ما ... گرم از ولایت دل های ما
دوست دارم صدات كنم، تو هم منو نيگا كني
من تو رو نگات كنم ، تو هم منو صدا كني
قربون چشات برم، از راه دوري اومدم
جاي دوري نميره، اگه به من نگا كني
دل من زندونيه، تويي كه تنها ميتوني
قفسو واكني و پرنده رو رها كني
ميشه كنج حرمت گوشه قلب من باشه
ميشه قلب منو مثل گنبدت طلا كني
تو سرت شلوغه زير دستيات فراونند
از خدا ميخوام، كمي نيگا به زير پات كني
تو غريبي و منم غريبم , اما چي ميشه
دل اين غريبه رو با خودت آشنا كني
دوست دارم تو ايونِ آينه ات از صبح تا غروب
من با تو صفا كنم، توهم منو دعا كني
به وفاي كفتراي حرمت
من ميخوام كفتري باشم ، كه تنها تو منو هوا كني
دلمو گره زدم به پنجره ات دارم ميرم
دوست دارم تا من ميام، زود گره ها رو واكني
صد هزار دفعه هم شده پاي ضريح زار ميزنم
تا يه بار دلت بسوزه، دردامو دوا كني
دوست دارم كه از حالا تا صبح محشر همه شب
من رضا رضا بگم تو هم منو رضا كني
اين عشق مثل باد صبا منتشر شدهست
اين آفتاب در همهجا منتشر شدهست
مثل كبوتران حرم، سايهي شما
در بيت، بيت دفتر ما منتشر شدهست
اين آفتاب شعلهزده، سمت آسمان
اين آفتاب تا به كجا منتشر شدهست
آيينههاي اين حرم از عشق ما پر است
اين آفتاب در همهجا منتشر شدهست
در اين حرم براي هميشه دعاي ما
در انعكاس آينهها منتشر شدهست
حالا هزار اشك، هزاران دعا و بغض
دور ضريح پاك شما منتشر شدهست
مينا اروجلو
برای سرودنت
به شرقیترین نگاه تو گره میخورم
یک آسمان سبز میشود
و یک زمین که قرنهاست گرم نگاه توست
کلمات، مغرور گفتن از تو میشوند
و استعارههای دستچین، طلایی طلایی میدرخشند
رنگهای سفید و آبی را ترکیب میکنم
و بال و آسمان را هم
دفتر خاطرات ضریحت
پر است از سوال و جوابهای بیشمار
و من این همه را در کدامین توسل اندازه بگیرم
و من این همه را در راز کدامین گره محکم کنم
و من این همه را در کدامین استعاذه بگریم
برای سرودنت اما
رضایت تو کافیست ...
باید برسم زود... خریدار زیاداست
بین منوآن پنجره دیوار زیاداست
آنقدركریمی كه طلبكار زیاداست!
اینجا چقدرچادرگلدار زیاداست
با بار گناه آمدم این بارزیاد است !
آخر چه کنم در حرمت؟! كار زیاد است!
سرمست زیاد است،عزادار زیاد است
همسایه ی دیوار به دیوار زیاداست
این فاصله انگار نه انگار زیاد است
دیدم چقَدر لذت دیدار زیاد است...
هر قدر كه میخواهی... بردار ، زیاد است
شاعر:علیرضا قنبری
هر دلی آمد کنار تو از اینجا برنگشت
گرچه مجنون بود... اما سوی لیلا برنگشت
یک نفر میخواست با گنبد نظر بازی کند
جلد شد.. دیوانه شد.. دیوانه اما برنگشت
زائری که هیچ همراهی به جز اشکش نداشت
بعد از اینکه اشک ها را ریخت تنها برنگشت
در کنارت مثل یک ماهی درون آب بود
بی تو بودن را نفهمید آخرش تا برنگشت
صبح.. بیماری دخیل پنجره فولاد شد
تو شفا دادی.. ولی آخر سروپا برنگشت
دوستم را اولین باری که آوردم حرم
تا دم ِ برگشت با ما بود.. با ما برنگشت
راستی آقا همان آهو که ضامن بوده ایش
آخرش برگشت پیش مادرش یا برنگشت؟!
"شاعر مصطفی عمانیان"
کســی به گـوشِ دلِ مـن میـــان صحنـت گفـت
بــه بـاصفــــایی ایــن آستـــانــه جــایی نیست
یا علی ابن موسی الرضا منو دریاب
چشـــم هــــایم را به پنجـــره اتــــــ دخیــــل خــــواهــم بسـتـــــ ...
بــارانــی انــد
شــاید مـــاندگــار شــدند ...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
سلام مولای من، سلام ای امام رئوفم
اقا خودت میدونی که جواب سلام واجب است....
و من نیز خوب میدانم که سلامم بی پاسخ نخواهدماند......
اما این گوش های من در هیاهوی دنیا غرق شده اند و از شنیدن جواب سلامت عاجز مانده اند...
اما تو رئوفی میدانم با تموم بدی هام از در خونت ردم نمی کنی.....
و من که دلم برای صحن و سرایت بی تاب بی تاب شده است.......
پس حواله دلم را به تو می کنم.....
ناامید نشده ام.........اما دلتنگ تر از همیشه ام........
به امید دیدار مولای مهربونم......
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا