راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

چند وقت پیش بود یکی از دوستام اس ام اس داده بود  که میخواد بره مشهد ...

دلم تنگ روزهایی شد که ...

در جواب نوشتم خوشبحالتون، عرض ارادت ما رو به آقا برسونید ...

قبل از اینکه دکمه ی ارسال رو بزنم، کمی روی کلمه ی ارادت تامل کردم.

با خودم گفتم : کدوم ارادت ؟

گفته راست برو ،  چپ رفتم !

گفته مستقیم برو ،  کج رفتم !

گفته بخاطر خودت و رضای خدا بالا برو ، پایین رفتم !

مگر میشه مرید کسی بود ولی دوستدار کارهای مورد پسندش نبود ؟

مگر میشه مرید کسی بود ولی دوستدار و مرتکب اعمال مورد تنفر و نهی ایشون بود ؟

واقعا میشه ؟

به گفتن التماس دعا رضایت و کفایت دادم .

آقا شما از ما دورید ... که نه ! ما از شما دوریم .

این متن رو نوشتم که بگم :

حسرت و داغ گفتن پیامی که می خواستم بنویسم تا بهتون برسونند بر دلم مونده ...

========

السلام علیک یا انیس النفوس السلام علیک یا سلطان یا علی ابن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

می دونی این عکس چیه؟



وقتی داری نزدیک میشی به حرم ... اینجوری میبینیش ...

آخه چشات از اشک پر میشه بــه قــول شاعر:

چشـمــم از اشــ ک پــُـر و عکس حــــرم مـــیلـــرزد...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

دست نوشته ای برای امام رضا (ع)  که روی اسکناس نوشته شده است.

در این نامه آمده است:

سلام خدمت اقای خوبم امام رضا

آقا جان از شما می خواهم برای من بنده حقیر یک دری باز کنید در رحمت ای امام کمکم کن تا از مریضی نجات پیدا کنم به من اراده بده کمکم کن تا کار پیدا کنم وزندگی جدید ی شروع کنم  ای امام کمکم کن.

 

borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
 
 
 
 

 

یازهرا(س)

 

 

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

يه عمره از خدا ميخوام با چشم خيسو گريون
حاجت روا بشم بيام پا بوس تو آقا جون

ميگن براي اومدن بايد تو راضي باشي
واسه رضايت خدا ضامن زائرا شي

منو راه بده اقا میخوام بیام ببینمت
اینجا خیلی شلوغه میمیرم نبینمت

با یک دل پر اومدم منم غریبم مثل تو
ترسیده اهو دلم نجات من به دست تو


با اينكه رو سياهمو غرق گناهم اما
وصف محبت تو رو خيلي شنيدم آقا

مثل خودت غريبمو تنها تويي اميدم
دل به تو بستمو ديگه از همه دل بريدم

منو راه بده اقا میخوام بیام ببینمت
اینجا خیلی شلوغه میمیرم نبینمت

با یک دل پر اومدم منم غریبم مثل تو
ترسیده اهو دلم نجات من به دست تو

شعر: بهمن عشاق

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

يا امام غريب

همیشه روزاي آخر سال که میشه بدجوری دلم پر میزنه واسه حرمت..

خیلی دلم پره..برات یه دنیا حرفایه نگفته دارم...بازم شرمندتم!! بازم نتونستم به تمام اون قولایی که

امسال لحظه تحویل سال بهت دادم عمل کنم ولی تو با براورده کردن حاجاتم منو پیش خودت شرمنده کردی...


خیلی دوست دارم....بدجوری بغضم گرفته

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

باریدن ِ یک قطره اشک برایـَم کآفیســــت


تا دل دل بزنــَم ,,, تا ذوق ِ بچــگآنــہ اَم رآ به رُخ ِ در و دیوار بکشـــم



تا دلم را حوآلــہ ے صحن و سَرایَتــــ کنم



تا داد بزنــَم هـمـــ ه بدانند



کــہ آقایـَم تویــے !!



« یا علــے بن موســے الرضــآ علیــہ السلام »

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

09303495228 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 8721
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

چشمم به هیچ پنجره رغبت نمیکند
جز با ضریح پاک تو صحبت نمیکند

دیگر کبوتر دل من آب و دانه را
جز با کبوتران تو قسمت نمیکند

شاید هنوز این همه باران اشتیاق
در آسمان دوست کفایت نمیکند

شاید هنوز بنده خاکم که گنبدت
من را به آسمان تو دعوت نمیکند

مولا! نگو که این پر و بال شکسته را
باران مرهم تو شفاعت نمیکند

آخر بدون مرحمت چشمهای تو
این خسته را خدا هم اجابت نمیکند

خواندی مرا وگرنه بدون اشاره ات
قلبم چنین هوای زیارت نمیکند ...

((اللهم ارزقنا زیارت علی بن موسی الرضا))

borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست "شیخ حر عاملی"

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو ...یاد تو

کوچه های شهر را لبریز "یا هو " می کند

باد، هم مثل نگهبان درت... بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم ... این عطر را بو می کند

×××

...خادمی می گفت که... آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند

 
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام


هر دلی آمد کنار تو از اینجا برنگشت
گرچه مجنون بود... اما سوی لیلا برنگشت


یک نفر میخواست با گنبد نظر بازی کند
جلد شد.. دیوانه شد.. دیوانه اما برنگشت


زائری که هیچ همراهی به جز اشکش نداشت
بعد از اینکه اشک ها را ریخت تنها برنگشت


در کنارت مثل یک ماهی درون آب بود
بی تو بودن را نفهمید آخرش تا برنگشت


صبح.. بیماری دخیل پنجره فولاد شد
تو شفا دادی.. ولی آخر سروپا برنگشت


دوستم را اولین باری که آوردم حرم
تا دم ِ برگشت با ما بود.. با ما برنگشت


راستی آقا همان آهو که ضامن بوده ایش
آخرش برگشت پیش مادرش یا برنگشت؟!

borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

یا حق:

دل عاشق گواه خود دارد

عاشقی رسم و راه خود دارد

با من از شرط عقل امر مکن

دل دیوانه شاه خود دارد

عاقلان طعنه گوی عشاقند

عقل هم اشتباه خود دارد

حج فطرس طواف کرببلاست

هر ملک خانقاه خود دارد

می کشد نام کربلا همه را

شاه دلها سپاه خود دارد

گرچه ارباب مثل هر شاهی

عبد چهره سیاه خود دارد

در کنار حبیب و مسلم و حر

جون او نیز جاه خود دارد

کربلا، سامرا، مدینه، نجف

هرکجا بارگاه خود دارد

من امام رضایی ام چه کنم؟

هرکسی تکیه گاه خود دارد

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

شاه شوم، ماه شوم، زر شوم‏
در حرمت باز کبوتر شوم‏

اي ملک‏الحاج کجا مي‏روي؟
پشت به اين قبله چرا مي‏روي؟

سعي در اين «مروه» صفا مي‏دهد
خاک بهشت است شفا مي‏دهد


 

سنگ تو بر سينه زد ايران زمين‏
سرمه‏ي خاک تو کشد هند و چين‏

سنگ به پاي تو وفا مي‏کند
راز دل شيعه ادا مي‏کند

تا اثر پاي تو جا مانده است‏
اين دهن بوسه‏ي وامانده است‏

سنگ سياهي که در اين جاستي‏
سر سويداي نظرهاستي‏

عهد به جز با لب پيمانه نيست‏
جز تو ولي نيست وليعهد چيست؟

مشرق دل عرصه‏ي شبديز نيست‏
هر که «علي» نيست ولي نيز نيست‏

دام بچينيد ز دارالسلام‏
صيد حرام است به بيت‏الحرام‏


مهدي بياتي ريزي

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

همیشه قبل هر حرفی برایت شعرمیخوانم

قبولم کن،من آداب زیارت رانمیدانم

نمیدانم چرا اینقدربامن مهربانی تو

نمیدانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبروی تو بلاتکلیف میماند

که از لبخندلبریزم،که از گریه فراوانم

به دریا میزنم دریا ضریح توست،غرقم کن

دراین امواج پرشوری که من یک قطره ار آنم

تماشامیشوی آیه به آیه درقنوت من

تویی شرط و شروط من اگرگاهی مسلمانم

اگرسلطان تویی دیگرابایی نیست میگویم:

که من یک شاعردرباری ام ،مداح سلطانم

(سیدحمیدرضا برقعی)