عاشقان امام رضا
می آیم از دیارِ غریبی که هیچکس
زخمِ مرا شبیهِ تو مرهم نمی شود...
زِآستان رضــــایم خــدا جـــدا نکند
من و جــدایی از آستــان خدا نکند
زِ دامن کَرَمش دست التجا نکشم
گدای،دامـن صاحب کـرم رها نکند
امام رئوفم …
شمار دلتنگی هایم به بینهایت نزدیک می شود ومن می مانم و یک دنیا بی کسی
تمام تار و پود دلم قندیل بسته،دلم محتاج گرمای حریمت است.
نگاهی به سمت و سوی این دل شیدایی و سوخته ام بکنید
قبول دارم گناهانم زیادست اما عشق و ارادت من به شما زیادتر...
سرو جانم به قربانت
آنچه دارم فدای خاک پایت
دستم بگیر یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
به نام عشــــــــــــــــــق
بدون فنّ غزل
بی کنایه می گویم
دلم برای تــــو تنگ است
شعر من ســـــــــــــــــــــاده است ...
از صحــــن دلـــــم تا حرمت فاصله ای نیست
گـــر جان به فـــدای تو نمایم گله ای نیست
نــــذر دل مــن شد که بیایم بــه زیـــارت
افــــسوس که تا مقــصد دل قــافله ای نیست
گریه بهانه ای است که عاشق ترم کنی
شاید مرا کبوتر جلد حرم کنی
آقای من! کلاغ به دردت نمی خورد!؟
از راه دورآمده ام باورم کنی
با ذوق وشوق آمده ام حضرت رئوف
فکری به حال رنگ ِ سیاه پرم کنی
زشتم قبول؛ بچه ی آهو که نیستم
باید نگاه معجزه بر جوهرم کنی
باید تورا به پهلوی زهرا قسم دهم
تا عاقبت به خیرترین نوکرم کنی
هر روز در سکوت خیابان دور دست
روی ردیف نازکی از سیم می نشست
وقتی کبوتران حرم چرخ می زدند
یک بغض کهنه توی گلو، داشت می شکست
باران گرفت بغض خدا هم شکسته بود
اما کلاغ روی همان ارتفاع پست
آهسته گفت: من که کبوتر نمی شوم
تنها دلم به دیدن گلدسته ات خوش است ...
دل هوس یار کرده آقا بطلب
من باشم ،
تو باشی و صحن انقلابت ...
دنیا را می خواهم چه کار؟!
نجا کران بی کران عالم عشق است...نمی دانی عرش به فرش آمده یا تو در اوج ملکوتی؟... اینجا میان حاجت و اجابت فاصله ای نیست...خوب گوش کنی آوای بال فرشتگان شنیدنیست... بازی نور در حوض آب وسط صحن و سرای گل هشتم تو را از خود بی خود می کند..اطرافت را می نگری..در شهر همه مستند...هشیار نمی بینی... و خدا خیلی اینجا نزدیک است ..نزدیک تر از لای این شبو ها..نزدیک تر از پای آن کاج بلند...نزدیک تر از رگ گردن...صدای نقار خانه روانت را جلا میدهد و این دیگر نه تویی..که قطره ای هستی محو شده در دریای دوستداران رضوی...به کردار بچه آهو..می گریزی از هرچه می خواهد تو را شکار کند...از نفست....به دامان پر مهر امام مهربان...اینجا...حرم است...
سلام اقای مهربونی ها
دلم میخواد مثل همیشه مایه ی آرامشش باشید . دلم میخواد مثل همیشه حس کنه بغلش کردید. اقا برامون دعا کنید . شما را به جان مادر غم پرورتون قسم.
ای کاش خونمون نزدیک امام رضا بود که هر وقت دلم پردرد میشد
همینکه پا تو حرمش میذاشتم آروم میشدم
چقدر دلتنگتم آقا.....
گویند زیارت تو حج فقراست؛
بر گنبد و بارگاهت از دور سلام ...
السلام علیک یا غریب الغربا... یا ضامن آهو...