عاشقان امام رضا
باد زانو میزند..گلدسته را بو میکند
دستِ هر آشفتهای را پیش تو رو میکند
در لباس خادمان مهربانت،صبحها
صحن و ایوانِ طلا را آب و جارو میکند
مینشیند کنج بست "شیخ حرّ عاملی"
یاد معصومیت آن بچهآهو میکند
تا اذانِصبح مانند نگهبانِ درت
ذکر بر میدارد و آهسته "یا هو" میکند
چشم میدوزد به چشمِ زائرانِ تشنهات
دور سقاخانه و فواره "هو هو" میکند
بادِ عاشق با پر طاووس مخصوص حرم
صحن را آغشته از گلهای شببو کند
عطر نابی میوزد از کوچه باغ مرقدت
هر که میآید حرم این عطر را بو میکند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
ای تو فریاد رَسِ هرکه زده فریادت
ای شفاخانهٔ دل پنجرهٔ فولادت
نهریازچشمهٔعشقاستکهشدجانانه
در حیاطِ حرمِ توست چو سقاخانه
بانگ نقارهٔ تو صورِ دلِ عشّاق است
نور آن گنبدِ تو،نورِ دلِ عشّاق است
هرکه گم گشت به درگاهِ تو راه آورده
هرکه غم داشت به سویِ تو پناه آورده
به خدا کعبهٔ عشقِ تو صفایی دارد
سبز آن دل کهبهخود مِهرِ رضایی دارد
کفترانی که به دامت به قفس افتادند
آفرینباد! چه جایی ز نفس افتادند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
راضى مشو از خانهات نادیده برگردم
غیر از جمال میزبان،مهمان چه میخواهد
غیر از همینکه سر به روى پات بگذارد
اصلا مگر آهوى سرگردان چه میخواهد
در این حرم خوابیدنش هم از عبادات است
دیگر بگو از این حرم انسان چه میخواهد
من رعیتم،رعیت تقاضایى ندارد که
باید ببینم حضرت سلطان چه میخواهد
این مملکت در دست سلطان خراسان است
بیگانه در این خطه ایران چه میخواهد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
روز و شب بر لب من ذکر"رضاجان"باشد
با"رضاجان"شب تاریک،چراغان باشد
نوکری میکنم و زندگیام در گذر است
زندگی کردنِ با عشق،چه آسان باشد
به خدا آینهٔ ذات خداوند رضاست
با رضا،خانهٔ دل آینهٔبندان باشد
آن حصیری که کف خانهٔ آقا پهن است
بخدا غبطه خورش ملک سلیمان باشد
روز محشر که همه گریهٔ حسرت بکنند
شیعهٔ ضامن آهوست که خندان باشد
به خدا هیچ هراسی نَبُوَد از دشمن
تا که عشقش به دل مردم ایران باشد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
دوباره برایِ اون حرم دلم پر میزنه
درِ خونهٔ غریبالغربا در میزنه
منم اونکه پایِ سقاخونهٔ اسمال طلا
میگه یاامامرضا به سینه و سر میزنه
اونیکه منو گدایِ ضامنِآهو نوشت
چِقَدَر زیبا برام رقم زده این سرنوشت
صحن گوهرشاد و انقلابُ خیلی دوس دارم
از دَرِ بابالجوادش پا میزارم تو بهشت
پر طاووسِ تو دستِ خادماتو دوس دارم
صدایِ پر زدنِ کبوتراتو دوس دارم
حرمت خونهٔ مادریمه آقا بخدا
بیشترازهرجادیگه گنبدطلاتو دوس دارم
دستِخالی تو اگه ردم کنی کجا برم؟
بههمیناندازهکه راهم میدی من شاکرم
دیگه من دارممیرم امام رضا یادت نره
تو خودت گفتی سهجا میام سراغِ زائرم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
اگر کوچهٔ ما چراغانی است
اگر سقف این شهر بارانی است
اگر زُلفِ ما در پریشانی است
اگر حالِ ما باز طوفانی است
که ایران تمامش خراسانی است
اگر روزگاریست حالم بد است
اگر لحظههایم پریشان شده است
گرهها سراغم اگر آمده است
اگر غم به امروزِ ما سر زده است
علاجش فقط دیدنِ مشهد است
فقیری که اینجا به زحمت رسید
زیارت نخوانده به عزت رسید
سلامی نکرده سلامت رسید
عنایت رسید و عنایت رسید
دعایی نگفت و اجابت رسید
حرم پُر شده از کبوتر رضا
ولی ما کلاغیم و بی پَر رضا
به ما حق بده پشتِ این در رضا
نداریم ما جایِ دیگر رضا
گرفته حرم بویِ مادر رضا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
ما سر سپردهاییم به راهِ ولایِ تو
بی قیمت است جانِ من آقا فدای تو
اصلا بگو که جان بده،ای به رویِ چَشم
هر کار میکنم ز برایِ رضایِ تو
من را شبیهِ کفترِ صحنت بدان رضا
اذنی بده که من بپرم در هوایِ تو
آری شما طبیبِ دلِ بیقرارها
پس من مریض و منتظرِ آن دوایِ تو
آقا دوایِ دردِ مریضت شده حرم
مردیم در فراقِ حریم و سرایِ تو
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
نوکر نرود به مشهدت پس چه کند
خود را نرساند به شما پس چه کند
قلبش به کرمخانهٔ ارباب خوش است
گر رو نزند به آشنا پس چه کند
خاک قدمت بهشت،با بودن تو
ماندیم بهشت را خدا پس چه کند
دامن مکش از دست گدایان درت
بی لطف شما بگو گدا پس چه کند
ارباب شدی که رو به هرکس نزنم
بنده نکند تو را صدا پس چه کند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
غریب است و غمش مفهوم دارد
نشان از مادری مظلوم دارد
رضا عطر حضورش در خراسان
صفای چهارده معصوم دارد
السلام علیک یا ایها الرئوف
نکشد منت خورشید فلک را هرگز
هر که در پرتو مهر تو اقامت دارد
❤️السلام علیک یا ایها الرئـــوف❤️
قطعههای غزلم سویِ حرم افتادست
مثنوی در پِیِ اربابِ کرم افتادست
بنویسم "دو بیتی" که دل آباد شود
بعد از آن مُحرمِ این پنجرهفولاد شود
در دو بیتی بنویسم که دلم تنگ شدست
و کُمِیت غزلم در حرمت لنگ شدست
در حریمت همهٔ قافیهها پُر بارند
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
گرد و خاکِ حرمت سرمهٔ چشمانم باد
به فدایِ سر و جانت همهٔ جانم باد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آره تنهايى رو خيلى دوست دارم
مخصوصا وقتى تو مونسم باشى
اون روزىكه هيچكى نيست دور و برم
تو رو جونِ مادرت قسم،باشى
اگه قسمتم نشه حرم بيام
يه سلام عرض میکنم از دور آقا
لحظه هاى آخرم منتظرم
مثل سلمانىِ نیشابور آقا
من با هيچى مثلِ رفت و آمد از
صحنِ سقاخونه حظ نمىكنم
يه دقيقه موندنِ تو حرمُ
با همه دنيا عوض نمىكنم
حرمت اينقده جاىِ خوب داره
كه يه گوشهٔ مشخص ندارم
وقتى فكر و ذكرِ من امام رضاست
ديگه فرصت واسه هيچكس ندارم
همه لحظههايى كه از عُمرِ من
توىِ اين حرم گذشتُ دوست دارم
كفشامم فهميدن از بس اومدم
خيلى كفشدارىِ هشتُ دوست دارم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
تا که این پنجره رو وا میکنم
تو رو تو قابِ سلام جا میکنم
اوج گلدسته رو پیدا میکنم
گنبدِ زردُ تماشا میکنم
حرف من حرف دلای بیکسه
یه "امام رضا" دارم واسم بسه
من همون کبوترم که جا نداشت
لونهای حتی رو شاخهها نداشت
هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد
مثل هر غریبه آشنا نداشت
حالا اما عمریه رو گنبدام
بچهٔ محلهٔ "امـام رضـــام"
دنیا بی صحن و رواقش قفسه
یه "امام رضا" دارم واسم بسه
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
قطره آبیم، ولی وصل به اقیانوسیم
در کویریم و همه تشنه یک پابوسیم
دست بر سینه سلامی بفرستیم ز دور
اینچنین در حرمت، زائر نامحسوسیم
السَّلامُ عَلَیْکَ یٰا غَریبَ الْغُرَبٰاء
خدای مهربانیهاست سلطانی که من دارم
فدای مِهرِ بسیارش دل و جانی که من دارم
کنارش ذرّهی ناچیز چون خورشید میتابد
ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم
نمک پروردهی دریای جودش بودهام عمری
پُر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم
همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم
همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم
نسیم رحمتش، بار گناه از دوش بردارد
به آهی کاه گردد کوهِ عصیانی که من دارم
به لطف گندمی که دادهام دستِ کبوترها
دگر خالی نماند سفرهی نانی که من دارم
چه فرقی میکند آهو، کبوتر یا که سگ باشم
که او بیاعتنا باشد به عنوانی که من دارم
به وقت مرگ میآید به بالینم، یقین دارم
شروع وعدههای اوست پایانی که من دارم
علی ذوالقدر