عاشقان امام رضا
هر کسی از کنارتان رد شد
صاحب اعتبار بی حد شد
نیست عاقل اگر کسی اینجا
بهر نوکر شدن مردد شد
نشدن ها کنار تو شدنیست
در حریم تو هر که آمد شد
آستان تو را هر آنکس دید
مست و مجنون شهر مشهد شد
تو بزرگی خودت بزرگی کن
باز هم نوکرت اگر بد شد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
❤️یا امام رضا(ع)❤️
با همه جرم و خطا و
باهمه آلودگی ها
در خراسان تو
حق آب و گل داریم مولا
السلام علیک یا ایها الرئوف
بر نمیگردم از این پنجرهٔ رویایی
تا تبسم وزد از پنجرهٔ رویایی
صحندرصحنِحرم اشکِ کبوتر جاریست
موج در موج تنیدهست به هم شیدایی
چشمها دوخته بر قامت گلدستهٔ یار
شور بر پا شده از این همه بیپروایی
خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی
دستها باز هم آهنگ شکفتن دارند
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
❤️یا امام رضا(ع)❤️
هر جا که نام توست
همان جا معطر است
هر جا که ذکر توست
همان جا منور است
صلی الله علیک یا اباالحسن یا علی بن موسی الرضا
حتما قرار شاه و گدا هست یادتان ،
همان شب که زدم دل به نامتان ،
مشهد ، حرم ، ورودی باب الجواد ،
آقا،عجیب دلم گرفته برایتان ......
سرگرم کاشیهای سقاخانهات هستم
نام مرا زوّار سقاخانه بِنْویسید
گاهی پریشانند کفترهای صحن تو
من را برای بالهاشان،شانه بِنْویسید
ای خوش بحال شانهٔ گیسوی مشکینت
ای کاش میشد که مرا دندانه بِنْویسید
هرکسکه زائر شد..پیام دعوتی دارد
نام مرا هم در همان سامانه بِنْویسید
یک مستمندم،سائلم،بیچیزم آقاجان
پس رزق من را هم کمی یارانه بنویسید
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
کبوترانه به سویت پریدهام آقا
من از تمامی دنیا بریدهام آقا
تمام درد و دلم کنج صحن آزادیست
به جز تو سنگ صبوری ندیدهام آقا
جنون زده به سرم از هوای تو مستم
که ناگهان به حریمت رسیدهام آقا
اگرچه هیچ ندارم به جز دو دست دعا
ولی امام رئوفی شنیدهام آقا
از اینکه دوریمان شد دوباره بیش از حد
شبیه قطرهٔ اشکی چکیدهام آقا
برس به داد دلم،جور کن زیارت را
ز دوری حرمت چی کشیدهام آقا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
در برگه های دفتر دِل ثَبت میکنم
دِلتَــنگ بَرف مَشهد و بــاران کَــربــلا
السلام علیک یا ایها الرئوف
من که کبوتر دلم
انس گرفته با رضا(ع)
می شنوم ز قدسیان
زمزمه رضا رضا(ع)
السلام علیک یا ایها الرئوف
دِلِ خرابِ منو وعدههای احسانت
دلم شکسته چو آیینههای ایوانت
چه سرمهها که برای فرشتهها اینجا
درست میشود از خاکِ پایِ مهمانت
طنین دلکش نقارهخانهات میگفت
وزیده است دوباره نسیمِ درمانت
کویر سوختهٔ جان مرا بیا بنواز
به معجزات نگاهت به عطر بارانت
زدم گره غم خود را به پنجره فولاد
بیا گره بگشا دست من به دامانت
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
اینکه هر صحنی به روی شانهاش یک ساعت است
یعنی اینکه این حرم در جای جایش فرصت است
دست خالی آمدن سخت است از پیش رئوف
حاجت خود را گرفتن از تو خیلی راحت است
صبحها خورشید میآید به گودِ صحن،پس
درحقیقت نالهٔ نقّاره زنگ رخصت است
اینکه درهای حرم باز است روی هر کسی
جلوهای از جلوههای عام رحمانیت است
من که هربار آمدم دور ضریحت جا نبود
شوکت سلطان به تعداد زیاد رعیت است
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
گدایی حرمت اعتبار هر عاشق
امید ماست توسل در این سرای رفیع
چه غم ز غربت دنیا و حسرت عقبا
نگاه روشنتان تا برای ماست شفیع
کلید معرفت اینجا ارادت و عشق است
سر ارادت ما و غبار صحن
السلام علیک یا ایها الرئوف
مثل عشّاقی که هر ساعت دم از "او" میزنند
در حرم آیینهها بانگ هوالهو میزنند
فرشبافان در پی کسب ضمانت نامهات
نقشهٔ قالیچهها را طرح آهو میزنند
وه چه تصویریست هر شب آبشارانِ بهشت
روبروی حوض گوهرشاد زانو میزنند
هر سحر کوه گناهان را که میریزد زمین
خادمانت از حیاط صحن جارو میزنند
خسته از درهای بسته دستهای نا امید
عاقبت بر پنجره فولادِ تو رو میزنند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
هر شب دلم قدم به قدم می کشد مرا
بی اختیار سمت حرم می کشد مرا
با شور شهر فاصله دارم کنار تو
احساس وصل می کند آدم کنار تو
السلام علیک یا ایها الرئوف
یک آسمان عشق من و یک پنجره فولادتان
ای پنجره فولادتان اندازهٔ هفت آسمان
مشتاق دیدارم ولی من آسمانی نیستم
تا آسمان راهم بده تا یک حضور جاودان
انگار زنگاری شده آیینهام ای مهربان
باید بشویم قلب را در چشمه سار نورتان
این قلک تنهاییام پر بغض و بارانی شده
نذر شما این اشکها،چشمان من تقدیمتان
هر بار دل پر میکشد،اما رسیدن ممکن است؟
ای کاش میشد پر کشید تا اوج وصل کفتران
با این تن اهل زمین،مثل كبوتر نيستم
من راضیام حتی اگر باشم غبار زائران
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا