عاشقان امام رضا
جامها بیتاب از رزقِ شراب و بادهاند
صحنها بهر حضور سائلان آمادهاند
مادرم میگفت:"سجاده نمیخواهد حرم
سنگهای خاکیاش بالاتر از سجادهاند"
نسل در نسلت همه آقا و اهل بخششاند
نسل در نسلم همه محتاج و نوکر زادهاند
هرچه هم باشند این مردم رعایای تواند
عاشقت هستند و در این عشق صاف و سادهاند
اهلایمانشد هرآنکسکه نگاهشکردهای
وای بر آنها که از چشم شما افتادهاند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
اگر ندیدم کربلارو
خدا از من نگیره
امام رضا(ع) رو
السلام علیک یا ایها الرئوف
آقا به سویت راه میافتم
تا عاشقانه زائرت باشم
آقا بیا لطفی کن و اینبار
بگذار من هم شاعرت باشم
حالا..حرم..گنبد..ضریح تو
شور عجیبی در دلم برپاست
شوق زیارت مثل چشمانم
در چشم زائرهای تو پیداست
درد و دلم را با شما گفتم
شبها،سحرها،در حرم ماندم
در جمع زائرهای تو کُنجِ
دارالهدایه جامعه خواندم
در لحظههای تَلخِ برگشتن
فکر دوباره آمدن هستم
با یاد لحظه لحظهٔ پابوس
در انتظار آمدن هستم
زائر که برگشته نگاهی کرد
با حسرتِ خود عکسِ گنبد را
فکرش همیشه در حرم مانده
هر کس چشیده شهد مشهد را
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
قلبم به هوای حرمت دربدر است
چشمان ترم به کوله بار سفر است
گفتم به همه که اربعین در حرمم
ارباب، ببین آبرویم در خطر است
السلام علیک یا ایها الرئوف
❤️یا امام رضا (ع)❤️
ای کاش من هم
مثل خادمین زائرینِ اربعین
از پنجره فولادِ شما
راهی کربلا شوم
السلام علیک یا ایها الرئوف
باز در چشم ترم بغض نکارم چه کنم؟
از غم دوری تو لاله نبارم چه کنم؟
سر بازار محبت دل ما را نخری
من که جز مهر شما هیچ ندارم چه کنم؟
از غم دوری تو ای همهٔ هستی من
سر به سودای بیابان نگذارم چه کنم؟
نکشی دست محبت به سرم میمیرم
کس و کارم نشوی بی کس و کارم چه کنم؟
لحظهٔ مرگ سرم خاک کف پای شماست
تو نیایی به سر خاکِ مزارم چه کنم؟
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
خراسان میدهد بوی مدینه/ خراسان کوه غم دارد به سینه
خراسان را سراسر غم گرفته/ در و دیوار آن ماتم گرفته
شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد
با نام رضا به سینه ها گل بزنید
با اشک به بارگاه او پل بزنید
فرمود که هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
عاقبت از زهر مأمون پاره شد قلب رضا
در میان حجرۀ در بسته میزد دست و پا
گه جوادش را گهی معصومه را میزد صدا
داغ او تا صبح محشر بر دل سوزان ماست
ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم.
کوثر اشک من از ساغر و پیمانه توست
دل آتش زدهام شمع عزا خانه تـوست
جگر سوخته خاکستر پروانه تـوست
شعلههای دلم از آه غریبـانه تـوست
*
*
*
ای آنکه تو در غربت سر به گریبان داری
در خلوت خود شبها شام غریبان داری
از تربت تو عیسی، اکسیر شفا دارد
موسای کلیم اینجا دستی به دعا دارد
اگر شوری به سر دارم،وگر چشمان تر دارم
غزالی خسته ام اما به دل شوق سفر دارم
مرا از خود نرنجانی که من محتاج محتاجم
بریدم از همه،تنها به دستانت نظر دارم
تو مثل من هزاران دل،و من تنها تو را دارم
تو داراتر ز من هستی،ولی من بیشتر دارم
مرا مشهد بُوَد دام و مرا بامت بُوَد دانه
بجای دانه بر منقارِ خود شهد و شکر دارم
گدای درگه خود را نرانی از در لطفت
به جز دستان پر مهر تو امیدی مگر دارم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا