عاشقان امام رضا
ای کاش کبوتری به گنبد باشم
راهیّ ضریح یا که مرقد باشم
از لطف، عنایت وَ نگاه سلطان
ای کاش که محرم به مشهد باشم
السلام علیک یا ایها الرئوف
سلام بر تو که حرمت ، حریم امن خداست و هزار شاخهٔ نور در آینههایت تکرار میشوند..
سلام بر تو که میهمانان همیشگیات کبوترانند که مثل زائرانت انبوه انبوه میآیند و گروه گروه میمانند تا زیارت نامهٔ عشق بخوانند..
هیچ غریبی را ندیدم که این همه آشنا داشته باشد..
غریب کسی است که آشنایانش هم به دیدنش نمی روند..
نه تویی که غریبهها هم برای آشناییات سر و دست میشکنند!
سلام بر تو که اگر نبودی کسی به ضمانت آهوان بر نمیخاست و ایران بر مداری دیگر میچرخید..
خوشا بچه آهویی که تو را شناخت و بَدا انسانی که مقامت را در نیافت..
اینک این منم که آمدهام از راهی دور با آرزوهایی به بلندی گلدستههایت و دل بستهام به پنجرهٔ فولادت و دعایی که مثل همیشه به لب دارم:
"خیال کن که غزالم..بیا و ضامن من شو.."
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
همزمان با فرارسیدن ماه محرم
کبوتر دل را به سوی حرم مطهر حضرت رضا (ع) به پرواز در می آوریم و از محضر این امام رئوف اذن عزاداری و زیارت کربلا را خواستاریم ...
پرچم مشکی عزای حسین
هدیه ای از سوی خراسان است
قطرات طلایی اشک از
برکات حریم سلطان است
خود آقا محرم هر سال
خانه اش تکیه ی عزا می شد
سر در خانه اش علم می بست
روضه ی کربلا به پا می شد
پرچم یاحسین بر می داشت
بوسه میزد به چشم می مالید
گریه می کرد و روضه ای می خواند
بعد هر پرچمی که می کوبید
یک طرف پرچم ابالفضل و
یک طرف یاحسین را میزد
مثل هر روضه خوانی اول کار
صاحب روضه را صدا می زد بغض می کرد و با غضب می گفت:
کار دست شما نمی ماند
کاش باشم دمی که مهدی من
رجز انتقام می خواند
باصدایی گرفته و لرزان
وارد روضه ی گلو می شد
ازگلو حرف می زد و خنجر
از بدن ها که زیر و رو می شد
از بدن های بی سر و از نعل
از سری که ز نیزه می افتاد
روضه می خواند از خرابه ی شام
از غم زینب و غم سجاد
ماجرای اسارت زینب
گرد ماتم به روضه می پاشید
خود غریب است و خوب می فهمید
عمه اش در خرابه ها چه کشید
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام
❤️یا امام رضا (ع)❤️
لباس مشکی ما را
به امضایتـ مزین کن
تفضل کن محرم باز
برداریم پرچم را
السلام علیک یا ایها الرئوف
یادش به خیر آقا دوران خردسالی
می آمدم به کویت با شوق بی مثالی
پرواز مینمودم از روی دوش بابا
تا ابر لطف خود را بر بام من بباری
بر بال زائرانت میبردیم به سویت
تا دست من بگیری تا بوسه ای بکاری
آموختم من آن روز از کفتران کویت
کوی تو دانه دارد، دامی در آن نداری
مهرت انیس جانم، مولای مهربانم
بین گدا تو با شاه فرقی نمیگذاری
دیرور پاک بودم اینک سیاه و زشتم
بر خوان خویش آقا مهمان نمینمایی؟!
بعد از بسی تباهی، یک عمر بی حیایی
باز آمدم رضا جان، در را نمیگشایی؟!
چون کلب میشود پیر او را رها نمایند
بر درگهت شنیدم بر او کرم نمایی
جانم فدایت ای شاه هم کیل پر نمایی
هم فصل بی کسی ها دیدار ما بیایی
آغاز شد به مهرت چون روزگار عمرم
حسن ختامش ای کاش پیش تو جان سپاری
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
❤️یا امام رضا (ع)❤️
آن کس که تو را دارد،
از عیش چه کم دارد
وان کس که تو را بیند،
ای ماه چه غم دارد
السلام علیک یا ایها الرئوف
گر بخواهد با اشاره
خاک را "دُر" می کند
عشق او هر لحظه در
قلبم تبلور می کند
او رئوف اهل بیت است و
چنان جدش حسین(ع)
با نگاهی عالمی را
در دم "حر" می کند
السلام علیک یا ایها الرئوف
دوستت دارم سحرها بیشتر
کاش باشد ، بیشترها بیشتر!
احتیاجِ ما به پابوسیِ تو
هرچه کمتر شد ، ضررها بیشتر!
بی خبرها از شما خیلی کمند
در مقابل با خبرها بیشتر!
پُشتِ در تا یادِ مادر میکنند
میشود تعظیمِ سرها بیشتر!
دستِ سلطان تا که روزی میدهد
خوش بِحالِ کارگرها بیشتر!
حق بده پس جبرئیل از آسمان
میرسد این دور و بَرها بیشتر!
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
در ظلّ روزگارِ شما یا ابالحسن
هستیم ریزهخوارِ شما یا ابالحسن
در جمعِ جاننثارِ شما یا ابالحسن
ماییم هَمجوارِ شما یا ابالحسن
نسیم مرقدتان
عطر کوچه باغ بهشت
برد ز خاطره ها غصه ی فراق بهشت
رواقهای حریمت بهشت نور و بلور
بلند گنبد نورانیت چراغ بهشت
السلام علیک یا ایها الرئوف
❤️یا امام رضا (ع)❤️
آمد ز عنایتت مرا عرش به کف
دُر است حریم تو و کونِین صدف
ای ضامن آهو ! پسر شیر حُنِین
«ایوان طلای» تو مرا بُرد نجف
السلام علیک یا ایها الرئوف
پای ضریحت رو به ایوان طلایی
از بیکسیها درد و دل دارد صفایی
با یک نگاهی جذب خود کردی تو ما را
از ما نگیر این عشقِ زیبایِ رضایی
آقا به جان مادرت دریاب ما را
تو نور چشم مادری!مولای مایی
دیشب کنار پنجره فولاد مردی
میزد ز بار دردهایش دست و پایی
اصلا برای عقده خالی کردنِ دل
جز صحن سلطان من ندیدم هیچ جایی
در لحظههای آخر عمرم رضاجان
ای کاش بر بالینِ تنهایم بیایی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
نسیم ماه محرم وزیده آقاجان
دوباره موقع گریه رسیده آقاجان
براى غصهٔ جدت چکار باید کرد؟
بگو بمیر برایش..به دیده آقاجان
زدن به سینه ز غم با من و نوا با تو
دوباره شور عزا با من و دعا با تو
تمام غصهٔ تو غصههاى عاشوراست
دلیل گریهٔ تو ماجراى عاشوراست
به خاک حجره اگر سر گذاشتى آقا
فقط براى حسین و براى عاشوراست
بگو براى چه آخر به آب لب نزدى؟
یقین که علت آن تشنههاى عاشوراست
مرا به سمت حرم پر بده..صدایم کن
اسیرِ خانهٔ خود کن..مرا رهایم کن
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
دوباره سر تا سر صحن هایت لباس عزا بر تن دارند و حرم انگار حالی دیگر دارد ..
نمیدانم چرا حس می کنم فقط یک قدم دیگر تا کربلا فاصله دارم ..
مگر نه این است که تو حج و کربلای فقرایی ..
ای پهناترین آبیِ دریا ..
محرم در حرمت حال و هوای دیگری دارد ..
اینجا می توان حــسـیـن را حس کرد ..
اینجا عشق را میتوان معنا کرد ..
اینجا داغ دل تازه می شود ..
اینجا دل که کربلایی می شود غصه بی اندازه می شود ..
حرمت چقدر دل را هوایی میکند ..
اینجا مشهدالرضاست یا کربلا ؟؟
عاشق که باشی برای دلدادگی اینجا و آنجا فرقی نمیکند ..
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا