عاشقان امام رضا
دل من گم شد ، اگر پیدا شد بسپارید امانات رضا
واگر از تپش افتاد دلم ببریدش به ملاقات رضا
از رضا خواسته ام تا شاید بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است اما دلخوشم من به محالات رضا
ای آسمانِ هشتمی که بر زمینی تو
زیباترین آرایهٔ عرشِ بَرینی تو
والشمس میخوانم لبم حسِ تو را دارد
انگار اصلا سورهٔ شمسآفرینی تو
هربار میگیرد دلم،میخوانمت با اشک
در بیتهایم،اولین و آخرینی تو
خورشیدِ عالمتابی و عالم صدایت کرد
مشرقترین آبادیِ این سرزمینی تو
عالم اگر در زیر پاهایت طلا باشد
حتما به تاجِ عالم و آدم نگینی تو
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
❤️یا امام رضا(ع)❤️
ای گنبدت همیشه
معطر به عطر اشک
جز در حریم کوی تو
مأوا نمی کنم
السلام علیک یا ایها الرئوف
هر دفعه که بر تو پناه آوردم آقا
همقَدِ این گنبد گناه آوردم آقا
این قلبِ پاکی که امانت داده بودی
دادم به شیطان و سیاه آوردم آقا
من در امانت چه خیانتها نمودم
شرمنده که قلبی تباه آوردم آقا
من این دو قطره اشکِ چشمم را ز بهرِ
بخشایشِ کوهی به کاه آوردم آقا
مژگان من جارویِ صحنت،یک نظر کن
این چشم را بهر نگاه آوردم آقا
اندازهٔ این کفترت بر من نظر کن
مژگان من را هر شب و هر روز تر کن
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
من مسلمان شده ی چشم توام باور کن
لحظه ای پلک بزن شوق مرا نوبر کن
زیرِ گلدسته ی دستان تو حالم خوب است
تا که خدمت برسم اِذن بده، لب تر کن
بوی مشک ختن و عود برازنده ی توست
لااقل شهر عبادات مرا قمصر کن
رو به ایوان طلا، صحن طبرسی، مشهد
حاجتم را گره بر حلقه ی پشت در کن
گره نه! باز کن و پایِ کبوترهایت
منِ دلسوخته را حالت نیلوفر کن
چرخ در چرخ بپیچم به ضریحت تا عرش
حجمِ این بغض گل انداخته را پرپر کن
غرق پابوس توام دست مریزاد آقا
این مسلمانی ناچیز مرا باور کن!
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
از تعلقها برید و بست دل بر معجزه
در دلش سودایِمشهدداشت،در سر معجزه
چشمش افتاد از کنارِ شهر بر گلدستهها
غرقشد در متنِ اینشهرِ سراسر معجزه
خشت یا آجر اگر آمیخت با احساسِ تو
لاجِرَم میبارد از دیوار و از در معجزه
پَر نمیگیرد بغیر از دوُر تا دوُرِ حرم
ریخته انگار بر بالِ کبوتر معجزه
ناگهان برخواست آوازِ نقارهخانهات
زائری فریاد میزد بارِ دیگر معجزه
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
کبوترهایِ تو بیرق به دوشند
تمامِ زائرانت گریه پوشند
هوایِ صحنِ گوهرشاد دارم
همانجاییکه مرغان در خروشند
کمى پرواز کم دارم بگویید
کجا بالِ کبوتر میفروشند؟
کمی آیینه کم دارم،کمی حال
کمی آواز کم دارم،کمی بال
هوایِ گریه دارد چشمهایم
نمانده جز تو امیدی برایم
پر از آواز و بغض و التماسم
هوای پنجره فولاد دارم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
تو آئینه طلعت كبریائی
جگر پاره ی خاتم انبیائی
تو قرآن تو توحید تو دین و تو ایمان
تو زهرای مرضیه تو مرتضائی
تو بدر الولایة تو شمس الائمه
تو مولا علی بن موسی الرضائی
تو طاها تو یاسین تو كوثر تو قدری
تو كعبه تو مروه تو سعی و صفائی
مزار تو در خاك طوس است اما
تو در جان مائی تو در قلب مائی
تو یار غریبانی و خود غریبی
تو تنهائی و با همه آشنائی
كجا رو كنم از پی عرض حاجت
تو باب المرادی تو مشكل گشائی
چو برخیزم از خاك در حشر گویم
علی بن موسی كجائی كجائی
به جان جوادت پی باز دیدم
سه جائی كه خود وعده دادی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
یک کلاغ آمده اینجا که کبوتر بشود
عمرِ ما کاش فقط پیشِ رضا سر بشود
بگذارید همین دفعه طوافش بکنم
طاقتم نیست که هنگامهٔ محشر بشود
دامنش پُر شد و با دستِ پُر از اینجا رفت
پیش از آن لحظه که چشمانِ گدا تر بشود
به لبم نامِ جواد است و کَرَم میبارد
وای اگر وقتِ دعا نوبتِ مادر بشود
آمدنهای مرا ضَربِدر سه بکنید
چه شود دیدنِ تو چند برابر بشود
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
هر جا اگر به خواسته ها
لطف می شود
در این حرم
نخواسته ها نیز داده شد
السلام علیک یا ایها الرئوف
کبوترهایِ تو بیرق به دوشند
تمامِ زائرانت گریه پوشند
هوایِ صحنِ گوهرشاد دارم
همانجاییکه مرغان در خروشند
کمى پرواز کم دارم بگویید
کجا بالِ کبوتر میفروشند؟
السلام علیک یا ایها الرئوف
فرقی نمیکند دم مرقد بایستد
یا اینکه در مقابل گنبد بایستد
باید گدایِ کویِ شما هرکجا که هست
وقتی که نام پاک تو آمد بایستد
بعد از سلام و عرض ادب سمت کربلا
با احترام سمت تو باید بایستد
تو نیز پارهٔ تنی و پیشِ پایِ تو
اصلا عجیب نیست که احمد بایستد
وقتی بناست جان بدهم پس خدا کند
این قلب در حوالی مشهد بایستد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
هرکه آمد مشهدت
از هیبتت در سجده رفت
ساجدِ خوار توام ،
بنما نگاهی یا رضا(ع)
صلی الله علیک یا ایها الرئوف
دلم نه هوای گنبد طلایی تان را..
نه هوای صحن و رواق های تان را..
نه هوای مسجدگوهر شادتان را..
نه هوای نقاره خانه تان را..
که هوای خود خودتان راکرده است که بگویم..
السلام علیک یاامام رئوف....
حال دلم هرچه هم بد باشد
دردی به غمم همچو یک صد باشد
دردی که دوای آن فقط یک چیز است
آن هم که همیشه وقف مشهد باشد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی