عاشقان امام رضا
با اینکه میدانست از اول بی وفایم
با اینکه عبدی رو سیاه و بی نوایم
شاهِ خراسان باز ذرهپروری کرد
آقا اجازه داد در صحنش بیایم
او آبرویم را نبرد و ضامنم شد
هرچندکه غرق گناه و پر خطایم
از دست غیر او آب و دان نخوردم
من آن کبوتر بچهٔ جلد رضایم
عمری نمک خوردم نمکدان را شکستم
اما نکرد از دامنِ مهرش جدایم
امروز دخیلِ پنجره فولاد هستم
با این دلِ بیمار ، محتاج دوایم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
دوباره یک غروب دلنشین
دوباره یک صدا،
صدای سبز
دوباره می پرد کبوتری
به دور گنبد حرم
دوباره چشمهای من
پر از نگاه کاشی و ستاره می شود
کنار حوض
دوباره ذهن من
پر از صدای بالهای یک فرشته می شود
نگاه کن!
من آن کبوترم
به دور گنبد طلایی اش
چه عاشقانه می پرم
صحن و حرم و گنبد و ایوان طلا را عشق است
به خدا پنجره فولاد رضا را عشق است
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
باز شد دربِ حرم ، عطــرِ خــدا پیچیده
همهجا ذکرِ مناجــات و دعـــا پیچیــده
مست شد زائرتــان بسکــه میانِ حرمت
نغمهٔ این همه زائــر همــه جا پیچیـده
هیچکس نیست بپرسد وسطِ اینهمهشور
صوتِ این زاغکِ بیچـــاره چـرا پیچیده؟
این گـناهـان شده انگـــار بلایِ جانم
مثلِ یک پیچَکِ سمّی که به پا پیچیــده
چه طبیبی است همین پنجرهفولادِ شما
باز هم نسخــهٔ درمـانِ مـرا پیچیـــده
هوسِ سـفـرهٔ شاهــانهتان را کــردم
در میــانِ حــرمت بویِ غـــذا پیچیـــده
باز امضا شده یک تذکره و ، گلبانگِ ...
هـرکـه دارد هوسِ کـربُبلا پیچیـــده
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
گوشه چشمی
نظر کنید آقا
حال ما را که دائم
آشوب است
السلام علیک یا ایها الرئوف
رو سیاه آمدم فقیرِ توام
تشنهٔ جامی از غدیرِ توام
در دو عالم شریف و محترمم
تا زمانی که من حقیرِ توام
بین این زائران ز فَرطِ گناه
زائرِ پست و سر به زیرِ توام
این همه راه آمدم آقا
که بگویم فقط اسیرِ توام
جامعه خواندهام میانِ حرم
تا ببینی که مُستَجیرِ توام
مستم و دائم از تو میخوانم
مبتلایِ توام رضا جانم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آمدی در خاک ایران،
خاک ایران سبز شد
از جنوب کشور من
تا خراسان سبز شد
ردپایت شد
مسیر رودهای بی قرار
هر کجا که آمدی
حتی بیابان سبز شد
السلام علیک یا ایها الرئوف
آمدی آرامش قلب عطوف اهل بیت
مهربانتر از همه هستی رئوف اهل بیت
زائران را در نظر جنت تجسم میشود
خسته از راه آمده غرق تبسم میشود
زائری که روزها لحظهشماری کرده است
زود با آقای خود گرم تکلم میشود
میزند در صحنِقدسش جمعیت موجِعجیب
دل به صحنِ کوثرش غرق تلاطم میشود
رفتن پای ضریحش نیست اینجا نوبتی
ذکر زهرا باعث حق تقدم میشود
هرچه دارم میدهم تا که بیایم پایبوس
چشم ما و بارگاهِ حضرتِشمسالشموس
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
با تکانِ پرچمت تسخیر کردی باد را
دلنشین کردی هوایِ نیمهٔ مرداد را
حالِ شیرینِ زیارتنامه خواندن در حرم
میکشاند سمتِ مشهد عاقبت فرهاد را
با نگاهِ مهربانت ضامن آهو شدی
بعد از آن کردی اسیرِ خود دلِ صیاد را
گاه تشییعِ کسی را دیدهای در صحنها
گاهگاهی هم شنیدی خندۀ نوزاد را
حوضِ سقاخانهات دارالشفایِ عالم است
کرده بینا یک نگاهت ، کورِ مادرزاد را
باز میخواهم که مهمانِ تو باشم مهربان
باز میخواهم ببوسم پنجره فولاد را
پادشاهِ کشورِ عشقی و من از این به بعد
میگذارم رویِ مشهد نامِ عشقآباد را
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
کبوتر هم که باشی
گاهی دود شهر
پر و بالت را سیاه می کند
به یک هوای پاک نیاز داری
چیزی شبیه هوای حرم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
باز باران با ترانه
با نوایی از خراسان
میخورد بر بامِ قلبم
السلام ای شاهِ خوبان
نمای گنبدی افتاده است در نظرم
چگونه جا شده خورشید در دو چشم ترم؟
منم برابرِ تو یا که خواب میبینم؟!
تویی برابرِ من یا خیال در نظرم؟!
اگر که راه نمیدادیاَم ، بعید نبود
که در غمِ تو بریزد تمامِ بال و پرم
چه خوب میشود اینجا بمانم و نروم!
شبیهِ اینهمه آهو که هست دور و برم
نگاهِ بدرقهی گنبدت، مقابلِ من...
دعای آبیِ گلدستههاست پشتِ سَرم
بهانهای بده همچون شکنجِ زلفِ خودت
که لا اقل عقب اُفتد شکنجهی سفرم!
قطار، منتظر است ...آه! من کجا ماندم؟!
به بخش گمشدگانِ حَرَم بیا بِبَرَم!
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
دلم هوای تو کرده هوای آمدنت
صدای پای تو آید صدای آمدنت
بهار با تو بیاید به خانه ی دل ما
سری به خانه ی ما زن،صفای آمدنت
💠سلام بر آقا امام رضا(ع)جان💠
فدا شوم به خدا گنبد خراسان را
که روشنی بدهد کلبه ی فقیران را
برای پر زدنم،"ذکر یا رضا" کافیست
چه حاجت است،دگر قالی سلیمان را
من بنده ى عشقــــم، ز جهان آزادم
با قلب دخيل، بسته ی خود شــادم
با چشـــم دل ايڪاش ببينم روزی
جاروڪش صحن پاڪ گوهـــرشادم