عاشقان امام رضا
باز منم در میزنم صابخونه مهمون نمیخای؟
یک گدای خسته ی بی سر و سامون نمیخای؟
شنیدم خوب میخری ، منم دارم قصد فروش
تا دلت بخاد دارم درد بی درمون ، نمیخای؟
تو که اینهمه شلوغه از خوبا دور و برت
معلومه که مثل من آدم داغون نمیخای؟
عاشقا خیلی دَرِ خونَت برو بیا دارن
ی غلام سیا برای خدمت به مهمون نمیخای؟
رسمه هر کی میره مهمونی ی چیزی میبره
منکه چیزی ندارم .. وَلی چرا .. جون نمیخای؟
منم از دست تِموم آدما فراری ام
با شُمایم آقاجان .. آهوی حیرون نمیخای؟
من هَمون پارسالی ام فقط ی خورده پیر شُدم
آقا یک کلام بگو ، عبد پشيمون نمیخای؟
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
نزدیک میشویم
به تپش های اربعین
یک کربلا بده
نخورد نوکرت زمین
ما دَردِ نهانیم و تو آن لطفِ عیانی
ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی
بدجور گِره خورده به گیسوی شماییم
ما را زِ سَرَت وا نکنی زود نَرانی
بر فرشِ حرم گرد و غباریم و نشستیم
ما را نَتِکانی ، نَتِکانی ، نَتِکانی
ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم
خواهی بِکُش اما دَرِ دیگر نَکِشانی
ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند
ما را به سَرِ سفره ی غیری نَنِشانی
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
❤️امام رئوفم رضا جان❤️
ای آستان قدس تو
تنها پناه من
چشمم به چلچراغِ
حریم تو روشن است
ای چلچراغ چشم تو
خورشید راه من
صلی الله علیک یا ایها الرئوف
دل را ...
مقیم درگه جانان
نوشته اند ...
کاشکی با صدای محسن چاوشی
ای آنکه دل به عشق تو شد مبتلا حسین
از توس جادهای است سوی کربلا حسین
عشق حسین بود و غمش جنس اصل بود
شش گوشهاش به پنجره فولاد وصل بود
ای آفتاب سوخته بر چوب نی حسین
خونت حلال سلطنت روم و ری حسین
هرجا که نام توست دل به شور و شین است
در مشهد الرضا به لبم یا حسین است
نقاره ها که رو به حرم ناز می کنند
از شوق کربلای تو آواز می کنند
تمام خاک خراسان به نام توست
مشهد نشانه ای است که ایران به نام توست
ای میهمان تشنه لب سر جدا حسین
ای کشتی نجات و چراغ هدی حسین
راهی شدند ساده و آسان به سوی تو
خدام پادشاه خراسان به سوی تو
از راه دور سوی تو پرواز می کنند
از شوق کربلای تو پر باز می کنند
هر دل که عاشق است برای تو می تپد
در آرزوی صحن و سرای تو می تپد
باز اربعین رسیده و غوغاست در زمین
اوج شکوه شیعه هویداست در زمین
هرجا که بنگری علمی روی شانه است
فصل ظهور آمده این ها نشانه است
بنگر به کوی عشق روان فوج فوج را
فواره های رفته فراتر ز اوج را
سینه ستبر کرده و ایستاده در بلا
پای پیاده یاد اسیران کربلا
دل خون ز داغ غربت هفتاد لاله ام
پای آبله به عشق یتیم سه ساله ام
از راه های دور و دراز آمدند باز
با کوله بار درد و نیاز آمدند باز
باز آمدند تا که ببندند عهد را
با ذکر یا حسین بنوشند شهد را
در سینه ای که هست ابالفضل آه نیست
ما را به غیر پنجره فولاد راه نیست
باب الحوائج است رضا و عموی او
ما را گره ز دست حوائج به موی او
ای آنکه دل به عشق تو شد مبتلا حسین
از توس جاده ای است سوی کربلا حسین
ای در رگ تو خون خدا ایها الغریب
عشق تمامی شهدا ایها الغریب
دیوانه توایم و همه مبتلای تو
از مشهد عازمیم سوی کربلای تو
ما از رضا جواز زیارت گرفته ایم
حاجت از این بلند عمارت گرفته ایم
عمری کبوترانه به مشهد شتافتیم
سوی غریب آل محمد شتافتیم
ما حامل هزار سلامیم یا حسین
همسایه های هشتم امامیم یا حسین
شور حسین است و چه ها می کند ببین
نام حسین درد دوا می کند ببین
یا ایها الغریب نظر بر غریب کن
ما را به فیض کرببلایت نصیب کن
باز اربعین رسیده و غوغاست در زمین
اوج شکوه شیعه هویداست در زمین
ای ضامن تداوم اسلام یا حسین
طوفان پرتلاطم اسلام یا حسین
ما خادمان بارگه هشتمین امام
از مشهد الرضا به تو گوییم السلام
ما حل شدیم در تو و در خویشتن گمیم
سیاره های گنبد خورشید هشتمیم
ما مفتخر به خدمت دربار مشهدیم
هم چون کبوتران حرم گرد گنبدیم
آهوی نفسمان به ضمانت نیاز داشت
دل غرق درد بود و در این حال ناز داشت
او کیست شاه مشهد و سلطان توس هم
شمس الشموس هست و انیس النفوس هم
ما مفتخر شدیم به خدمت گزاری اش
در ما حلول کرد هوای بهاریش
آقای غریبان عالم است
باب الحوائج است ولی در دلش غم است
زخمی است از ولایت عهدی به سینه اش
دلتنگ می شود به هوای مدینه اش
آقا عنایتی که سریع الرضا تویی
امضا کننده سفر کربلا تویی
یا ثامن الحجج! نظری کن به خادمت
گاهی نگاه مختصری کن به خادمت
بر درد ها دوا تویی ای ثامن الحجج
بر زخم ها شفا تویی ای ثامن الحجج
آقا تو بال خسته ما را گشوده ای
آقا تو دست بسته ما را گشوده ای
یک عمر خادم حرمت بوده ایم ما
در آستانه کرمت بوده ایم ما
از لطف توست حال خوش کفشدارها
لبخند آسمانی انوار یارها
هر صبح در مراسم دار السعاده ایم
اینک که رو به کرببلایت نهاده ایم
در بر بگیر زائر دربار عشق را
وا کن به دست خود گره کار عشق را
ای آنکه دل به عشق تو شد مبتلا حسین
از توس جاده ای است سوی کربلا حسین
آقا به جان مادر پهلو شکسته ات
آقا به حرمت پدر دست بسته ات
در بر بگیر باز به لطف و عنایتت
در بر بگیر با کرم بی نهایتت
خدام بارگاه انیس النفوس را
جارو کشان مرقد شمس الشموس را
شاعر: زمان گلدسته
دولت سرای حضرت خورشید را ببین
راه تو تا بهشت چه کوتاه می شود
از مهربانی و کرمش هر که بشنود
یک دل نه صد دل عاشق این شاه می شود
السلام علیک یا ایها الرئوف
شب شده بود و دلم دوباره غم گرفته بود
به یادِ کربُ بلا برا حرم گرفته بود
داشتم از غصه میمردم به یادِ کربُ بلا
گفتم امشبُ میرم زیارتِ امام رضا
رفتم و رو به ضریحِ با صفاش زانو زدم
حرفایِ دِلمُ پیشِ ضامن آهو زدم
گفتم آی امام رضا تورو به حقِ مادرت
ی نگاه کن به دلِ سیاهِ این کبوترت
من غلامتم تو باید به دلم شاهی کنی
برایِ زیارتِ حسین منو یاری کنی
میونِ درد و دلام تویِ همین حال و هوا
دیدم انگاری نشسته روبهروم امام رضا
دیدم آقایِ غریبم داره گریه میکنه
سر تکون میده ازم داره گلایه میکنه
میگه آی اونیکه حالِ خودتو خوب میدونی
توکه صبحتاشب داری دلِ منو میسوزونی
با چه رویی اومدی پیشِ منِ امام رضا
با چه رویی اومدی میخوای بری کربُ بلا
به حریم ما تا مُحْرِمْ نشی فایده نداره
کربلا بری و آدم نشی فایده نداره
به آقام گفتم امام رضا به حقِ مادرت
یه نگاه کن به دلِ سیاهِ این کبوترت
تا که از صدق و صفا عاشق و مبتلا بشم
اونجوری که تو میخوای زائر کربلا بشم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
وقتی که جواز کربلا، مشهد شد
چشمان گدا خیره به این گنبد شد
آقا بزن امضا که دلم پر زده است
مبدا حرم رضا، حسین، مقصد شد
السلام علیک یا ایها الرئوف
هرجا کریم هست،کرمخانه میشود
بالم فقط به گرد تو پروانه میشود
کنج حرم نشسته ام و داد میزنم
هر یوسفی که یوسف زهرا نمیشود
دستِ تو خاک را به نظر کیمیا کند
ظرف مس وجود مرا هم طلا کند
حس میکنم کنار تو نام حسین را
نامِ حسین در حرمِ تو،چه ها کند
آن سائلی که دامنِ لطفِ تو را گرفت
یادم نرفته نیمه شبی که شفا گرفت
جانِجواد را آنکه قسم داد پیشِ تو
یک اربعين از حرمت کربلا گرفت
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
این گـــذرنامه من
مانــــده فقط یک امضاء
طبق معمول شدم
خیره به دستان رضا(ع)
السلام علیک یا ایها الرئوف
امضا کننده کربلا تویی
ما را به فیض کرببلا
نصیب کن
صلی الله علیک یا امام الرئوف
این بار نازِ « پنجره فولاد » میکشم
باشد که مِنَّتی نَهَدو «کربلا» دهد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بس که موجِ عاشقی اینجا تلاطم میکند
هرکسی میآید اینجا دست و پا گم میکند
تاکه با دستِ کریمت مشکلاتشحل شود
پیرمردی باز دارد نذر گندم میکند
تا که پایِ زائر تو میرسد باب الرضا
جای خود اول سلام از بانویِ قم میکند
جنسِخاکت از طلا،آقا نمازشباطلاست
هرکه با خاکِ سرایِ تو تیمم میکند
در کنار پنجره فولاد هر کس میرسد
کربلا را در خیالِ خود تجسم میکند
کربلایی هرکه شد از بابِ شکرِ لطفِ تو
کربلا هم یادِ تو ای ماهِ هشتم میکند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا