عاشقان امام رضا
به جز هوای حرم در سرم هوایی نیست
اسیر دام تورا حاجت رهایی نیست
به غیر گوشهٔ بام تو-ای امام رئوف
کبوتر دل من جلد هیچ جایی نیست
بدون پَرتُوِ نور تو ای جناب ضُحی
فقط سیاهی محض است روشنایی نیست
سرت همیشه شلوغ است وهیچ سلطانی
به خواب صاحب همچین برو بیایی نیست
اگر که نوکر این درگهم حساب کنی
مرا به شاهی عالم هم اِعتنایی نیست
خدا گواست که دردستهای محتاجم
به جز به محضرتان کاسهٔ گدایی نیست
همه قبیلهٔ من رفته اند قربانت
به غیر تیر نگاهت که آشنایی نیست
بدون آبرویی که شما به من دادید
به قدر پول سیاهم مرابهایی نیست
دلم گره به ضریح تو خورده میدانم
به غیر این گره،هیچم گره گشایی نیست
هزار سال نمیخواهم آن بهشتی را
که دل سپردهٔ این گنبد طلایی نیست
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام
یا رضا من آمدم جان بهر تو اعطا کنم
این دل گمگشته رادرنزد تو پیدا کنم
آمدم مولا بگیرم چنگ بر دامان تو
تا بگیرم من ضمانت نامه از دستان تو
السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا
منکه یک سرداشتم ازاخرم سردیگه درنیاوردم مدیرنازنین چرااینقدربه امام رضاارادت دارند؟
باز در نیمه شب چشم کسی بیناشد
کودک گم شده درخواب،خودش پیدا شد
دست لرزان زنی پیرکمی بالا رفت
از شهیدش خبرآمد چقدر غوغا شد
باز در پیش ضریح تو مریضی افتاد
زیر لب گفت رضا،تا پاشد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
امام رئوفم رضا جان
❤️دلم کمی هوای لطیف میخواهد، فقط کمی ...
کمی عطر زعفران ،کمی رزق حضرتی ، چند رج تسبیح شاه مقصود و چند دانه فیروزه شیخ شوشتری ...
دلم ... حرم میخواهد
فقط کمی ...
یک کُنج میخواهد از نوع ایوان مقصوره برای گفتگوهای خصوصی ...
راستش ، دلم عشق میخواهد ...
اصلاً دلم یک امام میخواهد ... همه را انکار میکنم ، دلم تو را میخواهد ...
امام من ...
دستان ِ تهی ام را دخیل پنجره فولادتان میبندم، اگر طپش دلت تند شد و هوایی حرم شدی
حاجتت را بگویی یا نگویی مهم نیست؛ سلام که بدهی، حس می کنی آنجا وطن توست
فرقی نمیکند دوری یا نزدیک ، دستت را بگذار روی سینه ات و با تمام وجود زمزمه کن :
السلام علیک یا ابا الحسن یا علی بن موسی الرضا علیه السلام
آنکه در دست کیمیا دارد
در بساط خودش دوا دارد
درد من فرض کن حـــــرم باشد
پس شفاخانه ، سقاخانه دارد
این گدا از تو و جـــوادت
التماس بسی دعا دارد
مبتدای کرامتت سلطان
چه کسی گفته منتها دارد ؟
هر یک از تارهای گیسویت آقا
بی نهایت فدا مدا دارد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آستان قدس او مشگل گشاست
این کرامت شیوه موسی الرضاست
دل به دیدار رخ یار می رسد
هر که عاشق شد به مشهد میرسد
السلام علیک یا ایها الرئوف
تربتت خاکستر بی مایه را زر می کند
سنگ اسود را مثال در و گوهر می کند
حال ما خوب است؛اما پنج وعده در صلاة
حال ما را سجده بر خاک تو بهتر می کند
ای بنازم تربتت را ، که فقط یک دانه اش
کل جامهری مسجد را معطر می کند
ذره ای تربت به کام طفل ، آغاز حیات
روزی اش را تا دم مرگش مقرر می کند
اندکی از آن به کام یک مریض رو به موت
بهتر از کل اطبا ، کار محشر می کند
در میان قبر یک مقدار خاک مدفنت
چهره ی خاموش میّت را منور می کند
خاک صحنت دست هرکس میرسد بی اختیار
رو به قبله با سلامی دیده را تر می کند
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بندگی در گرو حالِ دعا داشتن است
پادشاهی جهان عشقِ رضا داشتن است
من بدم از در خود رد بکند می میرم
حسِّ آقایی سلطان به گدا داشتن است
نسخه ی ما همه را دست رضا پیچیده
پس چه کاری به طبیب و به دوا داشتن است
آنچه که در حرمش زود برآورده شود
آرزوی حرم کرب و بلا داشتن است
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
قسمت نشد که بال و پری دست و پا کنم
اما به شوق دیدن تو با سر آمدم
گفتند زائر حرمت زائر خداست
مُحرِم تر از همیشه بر این باور آمدم
اینک مدینه النبی ام مشهد الرضاست
با نام تو به محضر پیغمبر آمدم
از حس و حال روشن معراج پُر شدم
وقتی به خاکبوسی «بالاسر» آمدم
حسی کبوترانه گرفته است جان من
«پایین پای» تو شده هفت آسمان من
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
تمام عمر دلم سمت و سوی هرجا رفت
که عاقبت ره جویم به سمت دریا رفت
شدم غلام شهنشاه طوس و فهمیدم
که خاک کوی رضا تا به عرش ، بالا رفت
از آن زمان که شفاخانه اش به راه افتاد
دگر ز روی زبان ها دم مسیحا رفت
همینکه نغمه ی نقاره کوه پیما شد
صدای نعره ی ناقوس ، از کلیسا رفت
شبیه شاخه ی طوبا ثمر به گلشن داد
همان که پای ضریحت عقیم و نازا رفت
گدا که آمد و مانند شاه و مولا رفت
ندار آمد و افتاد و مثل آقا رفت
خوشم که جوهر عشق تو در سرشت من است
محبت تو همان خط سرنوشت من است
گناهکارم و از آسـتان قدس شـما
کجا روم؟! به خدا مشهدت بهشت من است
اهنگ امام رضا-غلامرضا صنعتگر
با ديدن تو چه محشري خواهد شد
آغاز حيات ديگري خواهد شد
وقتي که به صحن آسمانت برسم
آهوي دلم کبوتري خواهد شد
هر چند دلم نقطهاي از تاريکي است
بين من و تو پاره خط باريکي است
در هندسهي عشق مثلث شدهايم
من ، تو « و خدايي که در اين نزديکي است»
من باز ميان موج گيسوي تو غرق
در خلوت صحن پر هياهوي تو غرق
اي ماه من!اين پلنگِ حيرت زده شد
در برکهي چشم بچه آهوي تو غرق
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
چه دردی کشیده است مجنون از جدایی و دوری و دلتنگی و عقده ها و فراق …
رحـم نـمـا بـر ایـن گـــدای بـی نـــوا…
امـــام مـــهــــربــــانــــی هـــــا (ع) …
عاشق هميشه پُر شده از اتفاقها
يك چشم وصل و چشم دگر در فراقها
عاشق كبوتر است كه هربار می پرد
پرواز می كند به فراسویِ طاقها
مشتاق چشم های تو هستم ای امام عشق
ای آتشِ نشسته به جانِ چراغها
باران زد و بهانه ی ماها رديف شد
سقفی برای بی سر و پاها رديف شد
يک بار آمديم زيارت و كارمان
تا روز حشر تا به كجاها رديف شد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا