راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

هر گدایی بر عطای تو توکل میکند
هر گرفتاری به درگاهت توسل میکند
من تعجب میکنم از راز این صحن و سرا
طبع هرشاعر که می آید حرم گل میکند
چادر شب تا می افتد از سر گنبد طلا
بی تعارف زانوی خورشید را شُـل میکند
پنجره فولاد ، سقاخانه و گنبد طلا
این مثلث عقل را غرق تأمل میکند
درگه سلطانی تو آنقدر با هیبت است
جبرییل از در که می آید کمی هول میکند
یک گره ، یک پنجره فولاد ، یک دارالشفا
لال مادر زاد را یکدفعه بلبل میکند


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

سفره ای پر از برکت

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 



حس مي‌کنم در مرقدت عطر دعا را
عطر توسل هاي در باران رها را
غرق اجابت مي شود دست نيازش
هر کس که مي خواند در اين مرقد خدا را
اي مظهر رأفت براي تو چه سخت است
خالي ببيني دست محتاج  و گدا را
آهم کبوتر مي‌شود تا گنبد تو
مي‌آورد فريادهاي يا رضا را
آئينه هاي لطف تو تکثير کردند
در چشمة دل اشک هاي بي صدا را
آقا کنار پنجره فولادت آخر
مي‌گيرم از دستت برات کربلا را
اي زائران اينجا دخيل غم ببنديد
بر آستانش ندبه‌ی «آقا بيا» را
پائين پاي تو غباري مي سرايد
شعر کرامات نگاه کيميا را


سروده یوسف رحیمی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

بیست و هشتمین روز از ماه رمضان رنگ و بوی شما را دارد اقا جان

عاشقان را دریاب

السلام علیک یا ایها الرئوف

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

برسرخوان تو مهمان به خودش می بالد..

السلام علیک یا ایها الرئوف

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

چشم های به در خداحافظ
لحظات سحر خداحافظ

چه قدر مانده است تا ساحل
رمضان رفت ای دل غافل

رمضان رفت کوله بارت چیست؟
نکند جز گناه در آن چیزی نیست؟

دست خود را بده به دست چراغ
تا کبوتر شود دوباره کلاغ

تا پر و بال در حرم بزند
توی باب الرضا قدم بزند

شب بیست و نهم چه مأیوسی
تو که مثل کبوتر طوسی

گاه در پشت پنجره فولاد
گاه در کنج صحن گوهرشاد

دل تو سنگ مرمر حرم است
تا به اذن دخول یک قدم است

السلام علیک که دلتنگم
ای بمیرم که مایه ی ننگم

ای بمیرم که زائرت نشدم
بیست و نه روز شاعرت نشدم

به من خسته هم نگاهی کن
دل من را دوباره راهی کن

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
آهوی وحشی ام و عشق تو شد صیّادم
صید دام تو شدن روزی هر کس نشود
لطف زهراست که در دام شما افتادم
میکنم سجده به درگاه خداوند کریم
که بُوَد نوکری ات ارث من از اجدادم
از غم دوریِ تو حال خرابی دارم
چه شود با نظر لطف کنی آبادم
پیش دشمن به خدا آبرویم خواهد رفت
تو اگر روز قیامت نرسی بر دادم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

هر گاه شدی کبوتری بر حرمش
بال زدی دور سرش
بهش بگو کبوتری بی بال
اون دورتر ها
چشم انتظار نشسته
بهش بگو آقا
شیعه ها جنس انتظار رو خوب میشناسند
میدونید که انتظار چقدر سخته
در بال زدن های کنار حرم
ازش بخواه
به این کبوتر بی بال
رحمی کنه
بی بالی سخت اَمانش رو بریده
انتظار کشیدن عصر و غروب جمعه
تنهایی و توی غربت خیلی سخته
کبوتر حرم
به صاحب حرم بگو
این کبوتر بی بال، سخت به انتظار نشسته...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خوش به حال کبوتر حــــــــــرم

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

آقـــــا جـــــان سـلام ..
بی مقدمه آمده ام بروم سر اصل مطلب ..
مولای من .. آقای من ..
سرور من .. ای همه پناه من ..
مرا به درگاهت بپذیر ، چونان که از نامِ "زائر" شرم نکنم ..
آقا دل شکسته ام ..
و تـــــ❤️ــــو دوای هر آنچه در زمین و زمان شکسته است هستی..
آقا اگر بیایم قول میدهم خوب شوم ..
آقا اگر بیایم به جانِ جوادت چیزی نمیخواهم ..
برای خـــ❤️ــــودت می آیم ..
می آیم برای دیدارت ..
میخواهم بیایم بنشینم رو به روی گنبد طلایت و از دور نگاهت کنم ..
از دور تماشا کنم که چگونه معشوق با این همه عاشق حرف میزند ؟؟
دلم میخواهد بنشینم و مثل کسی که هیچ وقت طعم عشق را نچشید حسرت یک لحظه عاشقی را بخورم ..
بنشینم و مثل همیشه غبطه بخورم به حال آدم ها ..
بنشینم و برای دلم "امن یجیب" بخوانم ..
شاید دلت برای این به اصطلاح شیعه ات بسوزد و شفا بدهی دل تیره و تار و خسته اش را ..

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

منی که در صف عاشقان شما آخرین نفرم

و نه فقط در حرف ... که در عمل به آنچه شما می خواستید ..

منی که بد کردم ... بد بودم ...   بد هستم

اما آقا جان

هنوز دوستتان دارم

و شما ...

و هر چقدر من بد ،مهرتان افزون تر  ... 

دست نوازشتان بیشتر ...

هوایم را همیشه بیشتر داشتید

خوب میدانستید با همه پستیم ... هوای بی حرم برایم سخت بوده

سخت است

 و اگر نبود این همه لطفتان ...

 نبود حرمتان ... نبودم ....

که اگر نباشید ... نیستم ... نابودم ...

 آقای خوبی ها

این آلوده هنوز فریاد می زند نام زیبایتان را...

این نوای بینوا هنوز ناله یا رضا(ع) سر می دهد

این قلب غبار گرفته امید دارد به تابش خورشید هشتمین ...

این چشمهای گنه کار دلش تنگ گنبد است هنوز ...دلش گریه می خواهد کنج صحن و سرایتان ...

این جسم بی خود که در بند شیطان است

.. آغوش حرم میخواهد ...

این قدم ها ... این دست ... این من ... شما را میخواهد ...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مولای من...

تا کی دلتنگی هایم را بر شانه های قاصدک سوار کنم
و آن را به سوی مشهدت روانه
تاکی چشمانم به دنبال کبوتری باشد که نامه ای به پایش
بسته ام تا آن را به تو برساند.
پس قسمت من کی می شود؟!
کدامین طلوع خورشید نوید بخش دیدار من و شما را
خواهد داد؟ضامن آهو!
تا کی چشمانم را به قاب توی اتاق بدوزم که روایت داستان
ضمانتتان است
کاسه صبرم لبریز شده مولا!


صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

شعر و شورم را برای کوی تو جاری کنم
تا منم مثل بقیه در حرم کاری کنم

مثل هر عاشق که اینجا ذُل زده بر مرقدت
شعر می گویم برای این حریم و گنبدت

زائرانت مثلِ نوحَند و چه غوغا می کنند
در کنار مضجعت اینگونه نجوا می کنند

ای که عاشق می نوازی و گدا داری چُنین
من به دامانت بیاوَردم دلم، حالم ببین!

مفتخر باشم از اینکه سائل کوی توأم
من گدای درگهت،مجنون گیسوی توأم

مادرم گفته مرا نذر شما کرده،منم
گویم آقا جان،فدایت این سر و جان و تنم

زائرت باشم،رئوفی،حاجتی دارم ولی...
من خِجِل از گفتنِ حاجت به درگاهت،علی

یا علی موسی الرضا،لبخند و گریه شد توأم
هر زمان نزد تو باشم مملو از شوق و غمم

این بلاتکلیفی ام را دوست می دارم که با
گریه هایم خنده دارم بر لبانم در دعا

در قنوتم لحظه لحظه روبه رویم حاضری
من نگویم عابدم،دانم به کارم ناظری

 

شعر از امیرحسین رنجی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم
فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم

کنارش ذره ی ناچیز چون خورشید می تابد
ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم

نمک پرورده ی دریای جودش بوده ام عمری
پر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم

همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم
همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم

نسیم رحمتش ، بار گناه از دوش بردارد
به آهی کاه گردد کوه عصیانی که من دارم

به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها
دگر خالی نماند سفره ی نانی که من دارم

چه فرقی می کند آهو ، کبوتر یا که سگ باشم
که او بی اعتنا باشد به عنوانی که من دار

مبه وقت مرگ می آید به بالینم یقین دارم
شروع وعده های اوست پایانی که من دارم