عاشقان امام رضا
آقا جان ...
دل شكسته هميشه برايمان كافيست
هميشه گريه ي بي انتهايمان كافيست
شكسته بالي مارا كسي نميفهمد
همين نرفتن كرب و بلايمان كافيست
چقدر نامه نوشتم كه دوستت دارم
چقدر گريه ؟ همين گريه هايمان كافيست
بيا و با غم رسوايي ام مدارا كن
قسم به چادر خيرالنسايمان كافيست؟
براي اينكه شب جمعه كربلا بروم
دعاي خير حضرت امام رضايمان كافيست
امام عزیزم .. سلطان عشـــق ..
از هر طرف که رد بشوم باز خاطرم درگیر سمت و سوی خراسان قلب هاست ..
زبانم از هیاهوی واژه ها تنها نام "تو" را تکرار میکند ..
سلطان قلبم ..
تو تکیه گاهی برای سنگینی شانه های خسته همه ی ما شدی تا فارغ از هر دلواپسی و اضطرابی سر بر دامن مهرت گذاریم و بغض های نهفته و حرف های در گلو مانده را یکی یکی پیش پایت خالی کنیم ..
هروقت دلم تنگ میشود از چارگوش همین اتاق دستهای نیازم را دخیل پنجره فولادت میکنم آقا ..
همینکه دقایقی لحظاتم متبرک از نام شما می شوند آرامم میکند ..
اما کاش میشد مقیم آستانت بودم و مثل کبوتر حرم هر لحظه در آسمان حریمت بال و پر می گشودم ..
به امید دیدار آقای مهربانی ها ..
امام عزیزم .. امام رضا ..
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
سر بازار عاشقی آقا ، اشک نم نم چقدر می ارزد؟
وسط ازدحام گوهر شاد دل پرغم چقدر می ارزد؟
در بساطم نمیشود پیدا غیر آهی و اشک و تقصیری
قیمتش را خودت معین کن همه در هم چقدر می ارزد؟
به کلافی هزار تا یوسف می دهی دست زائران حرم
ای سلطان بگو به درگاهت مگر این کم چقدر می ارزد؟
اصفهان نه ، که کل دنیا را دود و گرد و غبار پر کرده
در هوای حریم مشهد تو دم و بازدم چقدر می ارزد
گنبد زردتر ز خورشیدت شرف الشمس دستهای خدا
و ید الله فوق ایدیهم ، حرز خاتم چقدر می ارزد؟
همه چیز من از وجود تواست همه دارائیم به قربانت
پیش سلطان هفت کشورعشق چند درهم چقدر می ارزد؟
من که باب الجواد را بلدم چه تفاوت که خوب یا که بدم
نام دردانه ات به من فهماند اسم اعظم چقدر می ارزد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آمدم درحرمت تا که عقیقت بشوم
خادم دائمی صحن عتیقت بشوم
آمدم درحرمت تا که دُرم گردانی
آمدم درحرمت ریزه خورم گردانی
آمدم درحرمت تا که بگیرم درمان
بینوایم بدهی بر دل من تو سامان
آمدم درحرمت تا که گدایت باشم
مورد لطف و عنایات خدایت باشم
آمدم درحرمت تا که سلامی بدهم
به کبوترهایت خرده طعامی بدهم
آمدم درحرمت دست مرا ول نکنی
گرچه دیوانه شدم یک دمی عاقل نکنی
آمدم درحرمت تا که گوهرشادی بشم
ضامنم باشی و من آهوی این وادی بشم
آمدم در حرمت کمی بهایم بدهی
از غذا خانه ی خود کمی غذایم بدهی
آمدم درحرمت سرور عالم باشم
آمدم درحرمت تا منم حاتم باشم
آمدم درحرمت صفاومروه بدهی
آمدم درحرمت مدینه و مکّه دهی
آمدم درحرمت تا که صدف باشم من
نوکر دلبر و دلدار نجف باشم من
آمدم درحرمت جای رفیع ام ببری
آمدم درحرمت تا که بقیع ام ببری
آمدم درحرمت تا که طلایی بشوم
ازسرلطف و کرم کرب و بلایی بشوم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
چقدر زود دیر میشود ....
دل های بی قرارمان را به پنجره فولاد گره زدیم و برگشتیم..و ذره ذره ی وجودمان زیر پای زائران جا ماند...
حس عجیبی است حس جدایی اما دلخوشیم به قرار دیدارمان که بعید میدانم خیلی طول بکشد ...دست به دامانش شدیم برای قراره دلمان برای آرامش لحظه هایمان .
باز هم روز مرگی، باز هم لحظه شماری، دلخوشیم به این که چند صباحی عطر حرم داریم ...دل هایمان جلا گرفت ...
شکر حضرت خورشید
شکر حضرت عششششق
سلام مهربانم...دلتنگتم مثل همیشه آقا
نگاهم رو به سمت آسمان، گوشم شنوای صدای دعوت توست...
به دستای نیازم نگاهی كن، به دل تنگم نظری كن،صدایم كن تا بدونم هنوزم مرا میبینی...
اگه آرامشی هست مدیون خدای بزرگ و شمایم آقا...
اگه نگرانی هست، تمومه امیدم خدایم است و شما...
ماه خداست، آرومم...شكرت خدا...شكرت خدا...
آقا جون كاش میزبان ماه رمضان امسالم بودید...دعایم كنید...دعایمان كنید...
اگه در حیاط حرمت، سر سفره ی افطاریت نیستم ولی دلم اونجاست...یادم كنید...
آقا جونم برآورده شدن آرزوهای همه دوستانم را از شما می خوام...انشاا...
عاشقونه خدا را و شمارو دوست دارم...
بهترین افطاری دنیا
یعنی میشه یه روزی منم ماه رمضان اینجا باشم
سلام و عرض ارادت به روی ماه خراسان
که بوسه می زند افلاک بر پگاه خراسان
پُر از تبلورِ حقی ، پُر از صفات اهورا
چگونه دل نسپارم به قبله گاه خراسان
به آستان رفیعت نمی رسد قلمِ من
چگونه از تو بگویم ؟ چگونه شاه خراسان ؟
بسنده می کنم امروز به اشک شوق خلائق
به قصد شستن دلها در آبراه خراسان
قبول کن که بیایم کنار پنجره فولاد
به عشق و مهر تو آمد قدم به راه خراسان
قطار مشهد از اینجا گذر نکرده دوباره ؟
دلش گرفته حسابی برای شاه خراسان
سوال می کند از من ، نگاه های غریبِ
کبوتری که نشسته در ایستگاه خراسان
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
افطار در این تکه از بهشت
روز هشتم شاعران دنبال مضمون نیستند ..
هشت یعنی :السلام ای ضامن آهو رضا’ع’..
هشــــــتمین روز عجب حال دعایی دارم
حالت مشهــــــدی و کرببلایی دارم
حرم امن خدا پنجره فـــــــولاد شماست
وخدا گفت که دیدی چه رضـــــایی دارم
روز هشتم غزلی عشق مرا می چیند
سفره را گوشه ی ایوان طلا می چیند
از همین اول صبح نیت مشهد کردم
نام سلطان دلم را به زبان آوردم
شورعشقی به دلم ریخت، غمی پیرم کرد
یارضاگفتم و این اسم نمک گیرم کرد
هشتمین روز؛قرارازدل ما میگیرد
سحر، عطرحرم وصحن وسرا میگیرد
هشتمین روز هوای دلمان بارانی است
مشهدو کرب وبلا هردوحرم مهمانی است
سحر هشتم ماه رمضان ، درسفرم
بین اربابم وسلطان خودم دربه درم
هم سر سفره سلطان دوعالم هستیم
هم پریشان شب هشت محرم هستیم
هم علی اکبریم هم رضوی، حیرانم
کفتر بام حسین و حرم سلطانم
حرم، مناره، سحر، مشهدالرضا، سی شب
میان صحن گوهرشاد یک گدا سی شب
به لب دعای ابوحمزه، چشم بارانی
نشسته روبروی گنبد طلا سی شب
چه صحنه ای، چه هوایی، چه لحظه های خوشی
گرفته حال و هوا بوی ربنا سی شب
درست گوشه ای از صحن روضه بر پا شد
چه روضه ای که دلم بود و کربلا سی شب
کبوتری وسط روضه بی هوا آمد
نشست در وسط حوض، بی صدا سی شب
خلاصه صحن گوهرشاد بود و ذکر نام حسین
خلاصه بینِ همین اشک و روضه ها سی شب
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آرام کن به جامی شور و نوای ما را
سلطانی و دمَت گرم داری هوای ما را
از سفرۀ کریمان عمریست فیض بردیم
پر کرده ای همیشه تو کیسه های ما را
دادیم تا سلامی ، تحویلمان گرفتی
از خاطرت نبردی حتی صدای ما را
سهمیه گدایان محفوظ باشد اینجا
بگذاشتی کناری سهم عطای ما را
بازآمدیم ای دوست ، بار گناه بر دوش
راضی نما دوباره از ما خدای ما را
روزی اگر بنا شد ما را ز در برانی
گو مادران بپوشند رخت عزای ما را
زیباییِ ضریح و ایوان و صحن هایت
در گوشۀ حریمت بسته است پای ما را
باب الجواد یعنی صحن علی اکبر
تنگ غروب دیدی تو گریه های ما را
جان جوادت آقا ، جان عزیز لیلا
امضا نما دوباره کرب و بلای ما را
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
خودت بهتر از حال دلم خبر داری و میدونی که دلم چقدر هوای حرمتو کرده...
چقدر دلم میخواد کبوترای حرمت رو نگاه کنم که معصومانه این طرف و اون طرف میرن...
چقدر دلم میخواد صحن و سراتو زیر بارون نم نم دم صبح نگاه کنم و اشک بریزم...
چقدر دلم میخواد گنبد طلاتو فقط نگاه کنم...
چقدر دلم میخواد ضریح مبارکت رو زیارت کنم...
چقدر از این "چقدر"ها توی دلم دارم و فقط تو ازشون خبر داری آقاجان...
ان شاءالله به زودی زود میام پابوست یا امام رضا علیه السلام