راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

حرم امن تو کافيستـــــ هراسان شده را
مثل شه راه بده آهوی گریان شده را
دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت
تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را
گندم ری به تنور کرمت پخته شود
از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را
به درخانه ی تو بسته و وابسته شدیم
چه نیازی است به جنّت سگ دربان شده را
گر قرار است جبینش به قدومت نرسد
کافرش بیش نخوانیم مسلمان شده را
شدنی نیست کرم داشته باشی ، امّا
دستگیری نکنی دست به دامان شده را
پنجره ساخته ای دور ضریح کرمت
تا ببندند به آن زلف پریشان شده را
ما فقط ظاهری از اوج تو را می بینیم
گذری نیست به معراج ِتو حیران شده را


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 می نویسم که دلم خورده گره با گنبد

می درخشد به شب و روز در اینجا گنبد

این حرم قبله ما زوار است

پس بگویم که شده کعبه دلها گنبد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

از هـزاران زائــر درد آشـنـا مــن هـــم یـــکـی

زیـن همــه مسـکین سر تا پا گدا من هم یکی

گــر چـه خوارم، خار هم با گُل نشیند گاه گاه

در گــلـــســتـــان مــحــبـــان رضا من هم یکی

السلام علیک یا ایها الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

هر کس که به دام تو گرفتار
بـر مهـر و مـرام تـو گـرفتار
از روز ازل گـدای کویت
تا حُسن ختام تو گرفتار
صد بار زیارت تو بس نیست
بـادا بـه مُـدام تـو گـرفـتـار
ما جلد ضـریح آفتابیم
بر گنبد و بام تو گرفتار
عمری به «علیک» کرده عادت
عمـری بـه «ســلام» تو گرفتار


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خوش بحال هرکسی که دل به حضرت میدهد
خادم این آستانه بودن عزت میدهد
از شکوه و از جلال نوکرش فهمیده ام
نوکری بر نوکر آقا ابهت میدهد
عمر اگر پشت در این خانه طی شد نعمت است
رزق رعیت را خود ارباب برکت میدهد
جز در این درگاه جای دیگری زانو نزن
بوسه ها بر پای صاحبخانه لذت میدهد
از ثواب یک زیارت نامه خواندن غافلیم
روز محشر این خود آقاست قیمت میدهد
هرچه ما بد میکنیم آقا محبت میکند
با محبت کردنش ما را خجالت میدهد
هرکه عشقش بیش پس ارج و مقامش بیشتر
عاشقانش را رضا اذن شفاعت میدهد


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

‌وقتی غزل هوای مرا مبتلا نوشت
دستم چنین قلم شد و پر محتوا نوشت
جانم فدای خالق عشق امیر طوس
او را امیر و ما همگان را گدا نوشت
این گونه بود رب جلی با عنایتی
تقدیر ما ز آدمیان را جدا نوشت
قربان دست حضرت منان که این چنین
ما را غلام حضرت موسی الرضا نوشت
حتما کسی که کربلا قسمتش شده
آقا برای او سند کربلا نوشت
روزی خبر ز شاعر بیچاره آورند
پایان آخرین غزلش یا رضا نوشت



السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

السلام علیک یا ایها الرئوف

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

 

دلم ميخواد نظاره اي به سوي اين گداكني

گره توكارم افتاده به يك اشاره واكني

امام رضا...............................

به گندمي كه زائرات نذركبوترات كنند

تو گندمي نذرمنِ فقير وب ينوا كني

السلام علیک یا ایها الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

سخت است جدا شدن از شهر  تو یا رضا؛ اما تو «رضا» شده ای به رضای الهی؛ غریب آمده ای تا اسلام را از غربت بیرون بیاوری، تا غریبه ها را آشنا کنی با هم.
کبوتران مسافر را بنگر؛ رنج دوری را به جان می خرند تا نزدیک باشند به تو؛ کسی که تو را دارد، غریب نخواهد شد.
چشم ها در ایوان طلای تو، مثل گمشده ها به اصل خویش،‌به روزگار وصل خویش بازمی گردند. سناباد طوس، ‌منزلی شده است تا هر کسی خودش را دوباره بیابد. آدمی، غریب است در این دنیا و تو امام غریبانی؛ آدمی مسافر است و تو کاروان سالارِ مسافران عشق؛ با ما بمان تا از رواق های تو، به دروازه های ملکوت برسیم.

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

دوست دارم تا که بر خاکت، جبین سایی کنم
خاک پای زائرت را کحل بینایی کنم

دوست دارم ضامنم باشی که بر خیل ملک
سرفرازی همچو آن آهوی صحرایی کنم

دوست دارم وقت مردن با تماشای رخت
مرگ را از شوق دیدارت، تماشایی کنم

دوست دارم در میان آن همه زوّار تو
بر درت، ابراز راز دل، به تنهایی کنم

دوست دارم در خراسان تو چون گل بشکفم
صبح دم توصیف از گل های زهرایی کنم...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

‌دگر باره کوچه باغ دلتنگی هایم را با پرتویی از شعاع شما منتهی میکنم تا روی قلب خسته ام نامتان را لمس کنم و انگشتان نیمه جانم را برای گرفتن بارگاهتان التماس می کنم !
تار و پود وجودم یخ زد ..
از همان لحظه ای که برای بار آخر از باب الجـــ❤️ـــواد دست به سینه از محضرتان خداحافظی کردم ..
مولا اینجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است ..
آتش غفلت روز به روز شعله ور تر میشود و کار و کاسبی وجدان روز به روز کساد تر !!
از شما دورم اما ....
از بزرگترها شنیده ام هر کجا که باشی دست به سینه که بگذاری و رو به بارگاهتان خالصانه که بخوانمتان ..
انگار در جوار حرمتان شما را زیارت کرده ام ..
پس در میان آسمان ها حرمتان را دوباره می بویم و اذن دخول می خوانم ..
"اللهم انی وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیک"

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ..

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

اي آفتاب سبز كه نورت دمادم است
بر قلب من بتاب كه تاريك و مبهم است
جاري ترين اميد تویی در كوير قلب من
اين گوشه سالهاست كه به لطف تو خرم است
فوارهاي آب به معراج ميرود
آب زلال وحي به پاكي زمزم است
ما چون كبوتريم و آسمان حريم ماست
پرواز ميكنيم ولي اوجمان كم است
از دوردست شهر تو را صدا ميكنم
با يك دلي كه لبريز ماتم است
فرياد ميزنم كه جهان باخبر شود
همسايه من است كه سلطان عالم است

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

ما کفتران ، روحِ پریزادی نمیخواهیم
جز صحنِ گوهرشادتان شادی نمیخواهیم
عمریست روی گنبدت بالانشین هستیم
جایی به جز این خانه که دادی نمیخواهیم
دل را گرفتار تمام صحن ها کردیم
در صحن آزادی هم آزادی نمیخواهیم
با دانه های حضرتی تا پر در آوردیم
از دانه های دیگر امدادی نمیخواهیم
عشق حقیقی بین ما و حضرت آقاست
افسانه ی شیرین و فرهادی نمیخواهیم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

shakere کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 68
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1395 

فرصت زیارت حرم آقا همیشه یکی از بزرگترین آرزوهای هایم بود و الان یکی از بهترین تجربه های لحظات خوش روحانیم است که همیشه دلم برای تکرار کردنش پر میکشد

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

الا غریب خراسان رضا مشو که بمیرد
اگر که مرغک زاری ازآشیانه بیفتد