عاشقان امام رضا
زائر خورشید -روح الله بهمنی
بی تو من از جوانی خود سیر می شوم
من در شعاع پرتو شمس الشموسیت
بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم
آیینه کاری حرمت ذره پروری است
من در رواق چشم تو تکثیر می شوم
دارم به پای خویش سرازیر می شوم
یک شب نشد که بی گنه آیم زیارتت
اما دوباره پیش تو تقدیر می شوم
وقتی که آه می کشم از پرده ی نیاز
بی پرده با تو صاحب تصویر می شوم
هر چند با نگاه تو اکسیر می شوم
نقاره خانه ات ز کجا آب می خورد
کز بانگ آن چو سیل سرازیر می شوم؟
آن نامه ام که از سر تعجیل و اضطراب
بر بال کفتران تو تحریر می شوم
نم نم دوباره قابل تعمیر می شوم
حوض حیاط تو بدهد مرده را حیات
من نیز با تو عیسی تاثیر می شوم
وقت ورود در حرم تو هوایی ام
وقت خروج تازه زمین گیر می شوم
من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی
غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی
شـادم که در حـریم تو افتاده بـار من
آیـا شود ز لطـف خریدار من شوی؟
خود را ز راه دور کشاندم به کوی تو
دلخسته آمدم که مدد کار من شوی
هر طور راحتی، بزن، اما نمی روم
این بار آمدم که فقط یار من شوی
من ور شکسته ی گنهم، می شود، شبی؟
یوسف شوی و گرمی بازار من شوی؟
عمرم به باد رفته، به داد دلم برس
من آمدم که مونس من، یار من شوی
آقائیــم، هـمیشه ز سلـطانی شماست
یک عمر نوکرم، که تو سالار من شوی...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم
لب زمینِ دو چشمش دوباره باران خورد
در آستانه دریا گرفت بوی حرم
گذاشت صورت خود را به صورت یک در
نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم
تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید
و پر شد از تب و تاب لب ، سبوی حرم
در آن طرف پدری که خمیده با گریه
گره زده پسرش را به آبروی حرم
چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست
چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم
در ازدحام توسل ز چشم من گم شد
ضریح بود و هزاران دعای توی حرم
شکست بین نماز زیارت آقا
شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم
شفا گرفته مریضی ، زدند نقاره
صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم
گذاشت دست به سینه عقب عقب برگشت
رسید تا فلکه آب و روبروی حرم
مـــــــــــن کیستم گدای تو یا ثامن الحجج
شـــــــــــرمندۀ عطای تو یا ثامِن الحُجَج
بــــــــــــــالله نمیروم بَرِ بیگانگان بعجز
تـــــــــــا هستم آشنای تو یا ثامِن الحُجَج
من فقط رو به روی گنبد تو خم شده ام
کمرم غیر در خانه ی تو تا نشود
هرقدر باشد اگر دور ِضريح تو شلوغ
من نديدم كه بيايد كسي و جا نشود
بين زوّار كه باشم كرمت بيشتر است
قطره هيچ است اگر وصل به دريا نشود
مُرده را زنده كُنَد خوابِ نسيم حرمت
كار اعجاز شما با دَم ِ عيسا نشود
بهتر از این؟که کسی لحظه پابوسی تو
نفس آخر خود را بکشد پا نشود
دردهايم به تو نزديك ترم كرده طبيب
حرفم اين است كه يك وقت مداوا نشود
من دخيل ِ دلِ خود را به تو طوري بستم
كه به اين راحتي آقا گره اش وا نشود
امتحان كرده ام اين را حرمت ، ديدم كه
هيچ چيزي قسم حضرت زهرا نشود
آخرش بي برو برگرد مرا خواهي كُشت
عاشقي با اگر و شايد و اما نشود
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
آمدم درحرمت تا که عقیقت بشوم
خادم دائمی صحن عتیقت بشوم
آمدم درحرمت تا که دُرم گردانی
آمدم درحرمت ریزه خورم گردانی
آمدم درحرمت تا که بگیرم درمان
بینوایم بدهی بر دل من تو سامان
آمدم درحرمت تا که گدایت باشم
مورد لطف و عنایات خدایت باشم
آمدم درحرمت تا که سلامی بدهم
به کبوترهایت خرده طعامی بدهم
آمدم درحرمت دست مرا ول نکنی
گرچه دیوانه شدم یک دمی عاقل نکنی
آمدم درحرمت تا که گوهرشادی بشم
ضامنم باشی و من آهوی این وادی بشم
آمدم در حرمت کمی بهایم بدهی
از غذا خانه ی خود کمی غذایم بدهی
آمدم درحرمت سرور عالم باشم
آمدم درحرمت تا منم حاتم باشم
آمدم درحرمت صفاومروه بدهی
آمدم درحرمت مدینه و مکّه دهی
آمدم درحرمت تا که صدف باشم من
نوکر دلبر و دلدار نجف باشم من
آمدم درحرمت جای رفیع ام ببری
آمدم درحرمت تا که بقیع ام ببری
آمدم درحرمت تا که طلایی بشوم
ازسرلطف و کرم کرب و بلایی بشوم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...
آب و جارو می کنم با اشک این درگاه را
ای که درگاهت هوایی کرده مهر و ماه را
چشمهایی را که حیرانند پشت "لااله"
درخــراسان تـــو می بینند "الّاالله را"
این تجلی گاه سلطان ازل ، این کوه نور
برده است از یــادها الـــماس نادرشاه را
بازبان بی زبـــانی بـــشنو از نــــقّاره ها
"وال من والاه " را و "عاد من عا داه را"
ای خراسانی ترین خورشید روشن کن مرا
ما که می دانی نــمی دانیم راه و چـــاه را
من زیارتنامه خواندم ،شعرهایم مانده است
وقـــت داری تــــا بخوانم چند دفـــتر آه را؟
بیـــــت هایم خــــانه بردوشند مانند خــــودم
راستش دعبل شدن سخت است این درگاه را
می کِشی از هرطرف هر بی پناهی را به توس
بــــچه آهـــو کـــرده ای انـــــگار خـــلق الله را
شعر من با دوستت دارم به پایان می رسد
کاش می دادی جواب این جمله ی کوتاه را
شعر از عباس_شاه_زیدی
وقتی دلت میشکنه از قضاوتایِ نابجا
میری یه گوشه بشینی،موقعِ خلوت با خدا
درد دلت گلایه نیست،بیشتر شبیهِ خواهشه
میخوای یکی واسطه شه،گره یِ کارت وا بشه
ذکرِ دلِ خسته یِ تو بهتره "یا زهرا" بشه
چونکه برایِ هرکسی،عزیزترین؛مادرشه
کجا میخواستی که بری بهتر از این حالُ هوا؟
دلت آوردتت الآن،تو حَرَمِ امـــام رضا
آقای من کسیه که هرکی تو رو جا بزاره
میگه:بیا..غصه نخور..امام رضات دوسِت داره
اون کسی که میگن «غریـــب» از صِفَتایِ جَدِشه
نمیزاره از دَرِ این خونه کسی،کَرَم ندیده رد بشه
میخوای بگی غصه هاتُ دونه دونه با آب و تاب
خیس شده از بارون الآن؛گوشه یِ صحنِ انقلاب
آقا نگاه کن به دلم وقتی نداره چاره ای
ای کسی که خوب میدونم،پناهِ هر آواره ای
دردی رو که همه میگن نداره هیچ راهِ شفا
آوردمش بسپارمش دستِ شما امام رضا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
چه اشتياقي دارد زائر براي پيوستن به تو ..دلش پر ميکشد اما پايش نميرود...نگاه ميکند به آن همه عظمت و ميگويد:خداوندا به من اجازه ميدهي پا پيش گذارم؟يا رسو ل الله اجازه مي دهي ؟اجازه مي دهند ملائک ؟وقلبش مطمئن است از جواب اجازه و جواز پيش آمدن به سمت رضا عليه السلام يا سريع الرضا به حق رضا عليه السلام مرا پذيرا باشد.ادخلوها بسلام آمنين
السلام علیک یا ایها الرئوف
خوش بحال هرکسی که دل به حضرت میدهد
خادم این آستانه بودن عزت میدهد
از شکوه و از جلال نوکرش فهمیده ام
نوکری بر نوکر آقا ابهت میدهد
عمر اگر پشت در این خانه طی شد نعمت است
رزق رعیت را خود ارباب برکت میدهد
جز در این درگاه جای دیگری زانو نزن
بوسه ها بر پای صاحبخانه لذت میدهد
از ثواب یک زیارت نامه خواندن غافلیم
روز محشر این خود آقاست قیمت میدهد
هرچه ما بد میکنیم آقا محبت میکند
با محبت کردنش ما را خجالت میدهد
هرکه عشقش بیش پس ارج و مقامش بیشتر
عاشقانش را رضا اذن شفاعت میدهد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...
آری آداب خودش را دارد این جا عاشقی
جز بزرگان کس ندارد منصب جارو زدن
امتحانی کن، ببین اینجا چه حظی میدهد
یاعلی گفتن به وقت دست بر زانو زدن
شمعها ! نجوای با خورشید میدانید چیست؟
اشکهای بیصدا باریدن و سوسو زدن
هفت دوری نیست حج ما فقیران، این طواف
دور هشتم دارد و چرخی به دور او زدن
بیت هشتم هدیهای از سوی قم آورده است
بوسه بر درگاه تو از جانب بانو زدن
بد کشیدم طرح خود را چیز دیگر شد، ببخش
دست و دل لرزیده وقت طرح این آهو زدن
السلام علیک یا امام الرئوف