راسخون

عاشقان امام رضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

زائر خورشید -روح الله بهمنی

 


nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
آقا ســـــــــــلام
این روز هــا هــــــوای حــــــــــــــــــــــــ ـرم کرده دلــــــــــم
آیا گدای خودت را راه می دهی
 
السلام علیک ایها الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
 
من با تو زندگی نکنم پیر می شوم
بی تو من از جوانی خود سیر می شوم
من در شعاع پرتو شمس الشموسیت
بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم
آیینه کاری حرمت ذره پروری است
من در رواق چشم تو تکثیر می شوم
من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند

دارم به پای خویش سرازیر می شوم
یک شب نشد که بی گنه آیم زیارتت
اما دوباره پیش تو تقدیر می شوم
وقتی که آه می کشم از پرده ی نیاز
بی پرده با تو صاحب تصویر می شوم

بیچاره من که نیست قلمدانم از طلا
هر چند با نگاه تو اکسیر می شوم
نقاره خانه ات ز کجا آب می خورد
کز بانگ آن چو سیل سرازیر می شوم؟
آن نامه ام که از سر تعجیل و اضطراب
بر بال کفتران تو تحریر می شوم
برداشت سیل گریه بساط زیارتم
نم نم دوباره قابل تعمیر می شوم
حوض حیاط تو بدهد مرده را حیات
من نیز با تو عیسی تاثیر می شوم
وقت ورود در حرم تو هوایی ام
وقت خروج تازه زمین گیر می شوم
nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی
غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی

شـادم که در حـریم تو افتاده بـار من
آیـا شود ز لطـف خریدار من شوی؟

خود را ز راه دور کشاندم به کوی تو
دلخسته آمدم که مدد کار من شوی

هر طور راحتی، بزن، اما نمی روم
این بار آمدم که فقط یار من شوی

من ور شکسته ی گنهم، می شود، شبی؟
یوسف شوی و گرمی بازار من شوی؟

عمرم به باد رفته، به داد دلم برس
من آمدم که مونس من، یار من شوی

آقائیــم، هـمیشه ز سلـطانی شماست
یک عمر نوکرم، که تو سالار من شوی...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم

لب زمینِ دو چشمش دوباره باران خورد

در آستانه دریا گرفت بوی حرم

گذاشت صورت خود را به صورت یک در

نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم

تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید

و پر شد از تب و تاب لب ، سبوی حرم

در آن طرف پدری که خمیده با گریه

گره زده پسرش را به آبروی حرم

چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست

چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم

در ازدحام توسل ز چشم من گم شد

ضریح بود و هزاران دعای توی حرم

شکست بین نماز زیارت آقا

شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم

شفا گرفته مریضی ، زدند نقاره

صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم

گذاشت دست به سینه عقب عقب برگشت

رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

مـــــــــــن کیستم گدای تو یا ثامن الحجج

شـــــــــــرمندۀ عطای تو یا ثامِن الحُجَج

بــــــــــــــالله نمیروم بَرِ بیگانگان بعجز

تـــــــــــا هستم آشنای تو یا ثامِن الحُجَج

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

من فقط رو به روی گنبد تو خم شده ام
کمرم غیر در خانه ی تو تا نشود
هرقدر باشد اگر دور ِضريح تو شلوغ
من نديدم كه بيايد كسي و جا نشود‌
بين زوّار كه باشم كرمت بيشتر است
قطره هيچ است اگر وصل به دريا نشود‌
مُرده را زنده كُنَد خوابِ نسيم حرمت
كار اعجاز شما با دَم ِ عيسا نشود
بهتر از این؟که کسی لحظه پابوسی تو
نفس آخر خود را بکشد پا نشود‌
دردهايم به تو نزديك ترم كرده طبيب
حرفم اين است كه يك وقت مداوا نشود‌
من دخيل ِ دلِ خود را به تو طوري بستم
كه به اين راحتي آقا گره اش وا نشود‌‌
امتحان كرده ام اين را حرمت ، ديدم كه
هيچ چيزي قسم حضرت زهرا نشود‌
آخرش بي برو برگرد مرا خواهي كُشت
عاشقي با اگر و شايد و اما نشود


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

آمدم درحرمت تا که عقیقت بشوم
خادم دائمی صحن عتیقت بشوم
آمدم درحرمت تا که دُرم گردانی
آمدم درحرمت ریزه خورم گردانی
آمدم درحرمت تا که بگیرم درمان
بینوایم بدهی بر دل من تو سامان
آمدم درحرمت تا که گدایت باشم
مورد لطف و عنایات خدایت باشم
آمدم درحرمت تا که سلامی بدهم
به کبوترهایت خرده طعامی بدهم
آمدم درحرمت دست مرا ول نکنی
گرچه دیوانه شدم یک دمی عاقل نکنی
آمدم درحرمت تا که گوهرشادی بشم
ضامنم باشی و من آهوی این وادی بشم
آمدم در حرمت کمی بهایم بدهی
از غذا خانه ی خود کمی غذایم بدهی
آمدم درحرمت سرور عالم باشم
آمدم درحرمت تا منم حاتم باشم
آمدم درحرمت صفاومروه بدهی
آمدم درحرمت مدینه و مکّه دهی
آمدم درحرمت تا که صدف باشم من
نوکر دلبر و دلدار نجف باشم من
آمدم درحرمت جای رفیع ام ببری
آمدم درحرمت تا که بقیع ام ببری
آمدم درحرمت تا که طلایی بشوم
ازسرلطف و کرم کرب و بلایی بشوم


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

آب و جارو می کنم با اشک این درگاه را
ای که درگاهت هوایی کرده مهر و ماه را

چشمهایی را که حیرانند پشت "لااله"
درخــراسان تـــو می بینند "الّاالله را"

این تجلی گاه سلطان ازل ، این کوه نور
برده است از یــادها الـــماس نادرشاه را

بازبان بی زبـــانی بـــشنو از نــــقّاره ها
"وال من والاه " را و "عاد من عا داه را"

ای خراسانی ترین خورشید روشن کن مرا
ما که می دانی نــمی دانیم راه و چـــاه را

من زیارتنامه خواندم ،شعرهایم مانده است
وقـــت داری تــــا بخوانم چند دفـــتر آه را؟

بیـــــت هایم خــــانه بردوشند مانند خــــودم
راستش دعبل شدن سخت است این درگاه را

می کِشی از هرطرف هر بی پناهی را به توس
بــــچه آهـــو کـــرده ای انـــــگار خـــلق الله را

شعر من با دوستت دارم به پایان می رسد
کاش می دادی جواب این جمله ی کوتاه را


شعر از عباس_شاه_زیدی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

وقتی دلت میشکنه از قضاوتایِ نابجا
میری یه گوشه بشینی،موقعِ خلوت با خدا
درد دلت گلایه نیست،بیشتر شبیهِ خواهشه
میخوای یکی واسطه شه،گره یِ کارت وا بشه
ذکرِ دلِ خسته یِ تو بهتره "یا زهرا" بشه
چونکه برایِ هرکسی،عزیزترین؛مادرشه
کجا میخواستی که بری بهتر از این حالُ هوا؟
دلت آوردتت الآن،تو حَرَمِ امـــام رضا
آقای من کسیه که هرکی تو رو جا بزاره
میگه:بیا..غصه نخور..امام رضات دوسِت داره
اون کسی که میگن «غریـــب» از صِفَتایِ جَدِشه
نمیزاره از دَرِ این خونه کسی،کَرَم ندیده رد بشه
میخوای بگی غصه هاتُ دونه دونه با آب و تاب
خیس شده از بارون الآن؛گوشه یِ صحنِ انقلاب
آقا نگاه کن به دلم وقتی نداره چاره ای
ای کسی که خوب میدونم،پناهِ هر آواره ای
دردی رو که همه میگن نداره هیچ راهِ شفا
آوردمش بسپارمش دستِ شما امام رضا


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ایها الامام الرئوف

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

چه اشتياقي دارد زائر براي پيوستن به تو ..دلش پر مي‌کشد اما پايش نمي‌رود...نگاه مي‌کند به آن همه عظمت و مي‌گويد:خداوندا به من اجازه مي‌دهي پا پيش گذارم؟يا رسو ل الله اجازه مي دهي ؟اجازه مي دهند ملائک ؟وقلبش مطمئن است از جواب اجازه و جواز پيش آمدن به سمت رضا عليه السلام يا سريع الرضا به حق رضا عليه السلام مرا پذيرا باشد.ادخلوها بسلام آمنين

السلام علیک یا ایها الرئوف

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خوش بحال هرکسی که دل به حضرت میدهد
خادم این آستانه بودن عزت میدهد
از شکوه و از جلال نوکرش فهمیده ام
نوکری بر نوکر آقا ابهت میدهد
عمر اگر پشت در این خانه طی شد نعمت است
رزق رعیت را خود ارباب برکت میدهد
جز در این درگاه جای دیگری زانو نزن
بوسه ها بر پای صاحبخانه لذت میدهد
از ثواب یک زیارت نامه خواندن غافلیم
روز محشر این خود آقاست قیمت میدهد
هرچه ما بد میکنیم آقا محبت میکند
با محبت کردنش ما را خجالت میدهد
هرکه عشقش بیش پس ارج و مقامش بیشتر
عاشقانش را رضا اذن شفاعت میدهد


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ...

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

آری آداب خودش را دارد این جا عاشقی
جز بزرگان کس ندارد منصب جارو زدن

امتحانی کن، ببین اینجا چه حظی می‌دهد
یاعلی گفتن به وقت دست بر زانو زدن

شمع‌ها ! نجوای با خورشید می‌دانید چیست؟
اشک‌های بی‌صدا باریدن و سوسو زدن

هفت دوری نیست حج ما فقیران، این طواف
دور هشتم دارد و چرخی به دور او زدن

بیت هشتم هدیه‌ای از سوی قم آورده است
بوسه بر درگاه تو از جانب بانو زدن

بد کشیدم طرح خود را چیز دیگر شد، ببخش
دست و دل لرزیده وقت طرح این آهو زدن

السلام علیک یا امام الرئوف