بچه سیب
یک بچه سیب قرمز
از پشت وانت افتاد
با اینکه دردش امد
خوش حال بود و آزاد
*
ماشین کم حواسی
تندی به سوی او رفت
یک دفعه سیب قرمز
قل خورد و توی جو رفت
*
بیچاره سیب قرمز
حالش اگرچه بد شد
از ترس آن همه آب
فوری شنا بلد شد
یک بچه سیب قرمز
از پشت وانت افتاد
با اینکه دردش امد
خوش حال بود و آزاد
*
ماشین کم حواسی
تندی به سوی او رفت
یک دفعه سیب قرمز
قل خورد و توی جو رفت
*
بیچاره سیب قرمز
حالش اگرچه بد شد
از ترس آن همه آب
فوری شنا بلد شد