شعر «بارگاه امن تو»
طیبه تقیزاده
زخمیتر از همیشه تو را داد میزنند *** این آهوان خسته که فریاد میزنند
صحرا غریبه است و پر از دامهای مرگ *** هر جا نگاه میکنی انگار پای مرگ
اینجا کسی برای کسی سرپناه نیست *** رحمی که نیست، کشتن آهو گناه نیست
هر کس برای خاطر خود صید میکند *** ضامن که نیست، هیچ کسی دادخواه نیست
اینجا مسائلی است که دیگر عجیب نیست *** گرگ از شکار کردن خود رو سیاه نیست
حالا که هیچ راه فراری نمانده است *** غیر از حریم امن شما بارگاه نیست
حالا منم که رو به ضریحت نشستهام *** زخمیتر از همیشه و تنها و خستهام
آماده میشوم که دلم را برای صید... *** در دام عشق افکنیام تا برای صید
دل بر ضریح عشق تو تنها گره زدم *** خود را به تو حقیقت زیبا! گره زدم
دستی بکش تو بر سر آهوی خسته که... *** از دامهای این همه صیاد رسته که...