شفاى مرض
حضرت حجة الاسلام والمسلمين حاج آقاى تاج لنگرودى در كتاب شريفش مى نويسد در مجلسى كه بعنوان عزادارى مولى الكونين امام حسين ع برپا مى شد يكى از خدمتگذاران آن مجلس را بنام آقاى عباس جمالى كه ضعف و زردى صورت نمايان گر ناراحتى درون بود مى ديدم و گاهى آن بنده خدا از مرضش كه هنوز اطباء تشخيص نداده بودند نزد من درد دل مى كرد و التماس دعا داشت و خيلى توسل مى جست تا اينكه بعد از مدتى وضع مزاج و روحيه او عوض شده ، در خود احساس بهبودى مى كرد و رفته رفته از حالت اولى درآمد و سلامتى كامل را دريافت و كيفيت بهبودى را از او پرسيدم ، در جواب گفت كه شدت مرض مرا بستوه آورده بود و ناراحتى من هر روزه بيشتر مى شد و چاره اى جز توجه به حضرت حق نديدم و پيوسته متوسل بودم تا اينكه شبى در عالم رؤ يا ديدم كه در منزل قديمى خودم روى پله اش نشسته ام بر وضع ناگوارم مى نالم و به ائمه اطهار گله مى كنم كه اين همه توسلات چرا تا حال نتيجه نداد مخصوصا بر امام حسين ع تكيه مى كردم واشك مى ريختم ، در چنين حالى ناگهان ديدم مولى الكونين امام حسين ع از درخانه وارد شد به محض آنكه چشمم به حضرتش افتاد گفتم آقا ترا بحق برادرت ابوالفضل قسم مى دهم درباره من توجهى فرمائيد و شفاى مرا از خدا بخواهيد آقا فرمودند: عباس خدا ترا شفا داد، اما ختم انعامى را كه نذر كرده بودى فراموش نكن از خواب برخاستم بيادم آمد كه من چنين نذرى كرده بودم به همين منظور از هيئت هاى مذهبى دعوت كردم و در منزل خودم از آنان پذيرائى و ختم انعام طبق دستور برگزار گرديد بالنتيجه از الطاف الهى بهرمنده گرديده و سلامتى كامل را دريافتم .(1)
روز و شب چشم و دلم سوى حسين است ، حسين
جلوات رخ خورشيد سماء و مه نو
گر در آئينه اركان عوالم نگرى
آنكه ره از همه مشتاق زده روز الست
جاودانست اگر گلشن فردوس برين
آن قيامت كه شود روز قيامت بر پا
-------------------------------------------
1-توسلات، ص 133.
-----------------------------------
على مير خلف زاده