بیاتو کمی فکر کن!
یكى از اصحاب على علیه السلام خدمت آن حضرت عرض كرد كه براى میدانهاى جنگ اسبى تندرو و چالاك ابتیاع كنید كه چنین اسبى صاحب خود را در مهلكهها نجات میدهد على علیه السلام فرمود من
هرگز از جلو دشمن فرار نخواهم كرد تا با اسب تند رو
از ورطه خطر دور شوم و دشمن فرارى را نیز تعقیب نخواهم نمود
تا بخواهم زودتر به او برسم بنا بر این مركب من هر چه باشد اهمیتى ندارد.
.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:
ابن ابى الحدید گوید: على علیه السلام شجاعى بود كه نام گذشتگان را محو كرد و محلى براى آیندگان باقى نگذاشت، در قوت ساعد و نیروى بازو نظیرى نداشت و یك ضربت او براى قوىترین شجاعان مرگ و هلاكت را پیش میآورد چنانكه هیچ مبارزى از دست او جان سالم بدر نبرد و شمشیرى نزد كه احتیاج به دومى داشته باشد و هر رزمجوى دلاورى را كه میكشت تكبیر میگفت و در لیلة الهریر
شماره تكبیراتش به 523 رسید و معلوم گردید كه
523 نفر از ابطال نامى را در آن شب به دیار عدم فرستاده است.
علی(ع) در تمام جنگها مجاهد فى سبیل الله بود و اندوه و پریشانى مسلمین با وجود وى زائل میگشت، وقتى دست به قبضه ذوالفقار میبرد پیروزى مسلمین محرز و مسلم میشد و هنگامی كه پیغمبر صلى الله علیه و آله را از طرف مشركین غم و اندوهى میرسید و سپاهیان مخالف براى قتل او تصمیم میگرفتند
وجود على علیه السلام باعث برطرف شدن غم و اندوه پیغمبر(ص) میگردید
و به همین جهت او را الكاشف الكرب عن وجه رسول الله گفتند.
قوت قلب على علیه السلام كه از ایمان و یقین وى سرچشمه مىگرفت در هیچ بشرى دیده نشده است، روزى در جنگ صفین به چهره خود نقاب زده و به صورت یك فرد ناشناس در جلو صفوف شامیان مبارز میطلبید پس از آنكه گروهى از مبارزان شام را به خاك هلاكت افكندمعاویه به عمرو عاص گفت: این شجاع قویدل كیست؟
عمرو گفت یا عبدالله ابن عباس است! و یا خود على است معاویه گفت چگونه میتوان تشخیص داد؟
عمرو گفت: ابن عباس مرد شجاعى است ولى در مقابل حمله عمومى سپاه به این انبوهى نمیتواند مقاومت كند تمام سپاهیان را فرمان حمله بده. كه از جاى بجنبند و به این جنگجو حمله كنند اگر رو گردانید ابن عباس است و اگر ثابت و پا بر جا ماند على است زیرا على از تمام عرب اگر به مقابلهاش برخیزند رو نمیگرداند چه رسد به سپاه تو!
معاویه براى آزمایش فرمان حمله عمومى داد و تمام سپاه او به حركت در آمد اما آن مبارز چون كوه آهنین در جاى خود ثابت و برقرار بود آنگاه فهمیدند كه على علیه السلام است پیكار میكند لذا فرمان عقب نشینى دادند.
در يكي از جمعهها ابابكر بالاي منبر پيامبر (ص) نشستهبود و خطبه ميخواند. حضرت اباعبدالله وارد مسجد مدينه شدند و شجاعانه خطاب بهابابكر فرمودند: «هَذا مِنبَرُ أبي لا مِنبَرُ أبِيكَ ؛
اين منبر پدرم است، نه منبر پدر تو،فرودآي.»
بيان اين واقعيت، در فضاي آن روز مدينه، بسيار تكان دهنده بود. ابابكر سختناراحت شد و سري تكان داد و اعتراف كرد: راست گفتي اين منبر پدر توست، نه منبرپدرمن»
روایت شده که خداى توانا آن چهار هزار فرشته اى را که در جنگ بدر براى رسول خدا صلى الله علیه و آله فرستاده بود، براى امام حسین علیه السلام نیز فرو فرستاد و آن حضرت را مخیر کرد بین این که بر دشمنان خود ظفر یابد و این که خدا را ملاقات کند. ولى آن حضرت ملاقات خدا را انتخاب کرد و به فرشتگان دستور داد که نزد قبرش باشند. آن فرشتگان ژولیده مو و غبار آلوده و منتظر قیام آن قائمى هستند که از فرزندان حسین علیه السلام است.
روایت شده که امام حسین علیه السلام روز عاشورا ۱۸۰۰ جنگجو را به دست خود به جهنم فرستاد و آنان را براى مبارزه دعوت مى کرد. ابتدا یک نفر یک نفر براى جنگ با آن حضرت مى آمدند. بعد از آن ده نفر ده نفر، براى سومین بار صد نفر صد نفر به جنگ او آمدند. براى آخرین بار همه لشکر به دور آن حضرت اجتماع کردند و حضرت را از چهار طرف احاطه کردند.
منبع:
ترجمه اثبات الوصیه، ص 311
در روز عاشورا وقتی خود امام حسين(ع) تنها و بی یار و یاور شدند و تنهایی به دشمن زدند تا وقتی که روی اسب بود دشمن حتی یک زخم هم بر بدن مبارکشان نتوانست وارد نماید از شجاعت و جراتی که داشتند .ولی با نیرنگ و حیله امام را در یک دایره مانند محاصره کردند و حضرت را از اسب بر زمین انداختند و آنگاه باز هم دیدند که نمی توانند به صورت پیاده هم با حضرت بجنگند از سنگ استفاده کردند و بر پیشانی مبارکشان زدند و حضرت تا آمد خون پیشانی را با عبای کهنه ی خود پاک کند حرمله با تیری سه شعبه بر قلب آن حضرت زد و آن حضرت هم بر زمین افتاد و ..... .
سلام مطالب جالبی بود و خیلی خوب با عکس ها هماهنگ شده بود، ولی چرا این قدر غمگین و ناامیدانه!!!!!!!!!!!!!
اگه میشه به همین روش قشنگتون امیدها رو هم نشون بدین.البته همشون غمگین نبودن وتلنگر خوبی بودن.
بسیار سپاس....
در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است که فرمودند: «ان اول ما عصی الله به ست: حب الدنیا و حب الرئاسة و حب الطعام و حب النساء و حب النوم و حب الراحة؛نخستین چیزی که با آن عصیان و نافرمانی خدا شد شش چیز بود: دنیاپرستی، حب ریاست، علاقه به غذا (شکم پرستی) ، محبت (افراطی) زنان، پرخوابی و علاقه به راحتی و تن پروری» .
وصيت نامه شهيد مهدي يخچالي
سفارش من به شما اين است كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد و از امام حمايت نماييد. از روحانيت و دولت حمايت كرده و با كسي كه اين دو را تضعيف كند به شدت برخورد نماييد.
به خدا قسم كه اگر دشمنان مرا بكشند و خونم را بر زمين ريزند در قطره قطره خونم نام مقدس خميني را مي بينند.اي برادران، خط آل محمد و علي را روش و منش خود قرار دهيد و مبادا از اين راه بيرون رويد كه شكست شماها در اين صورت حتمي است. اي خواهران، اين شعر را الگوي خودتان قرار دهيد.اي زن به تواز فاطمه اينگونه خطاب است ارزنــده ترين زينت زن حفـظ حجاب است
وصيت نامه شهيد امير مختار مهماندوست
...پدر و مادرم! خدا را شكر كنيد تا خداوند در روز قيامت با فضلش با ما رفتار كند نه با عدلش، و شما هرگز ناراحت نباشيد. پيرو دين خدا و پيرو ولايت باشيد تا به مملكت اسلاميتان آسيبي نرسد. و خدا را از ياد نبريد كه منحرف و اهل جهنم مي شويد و پيوسته از جمهوري اسلامي پشتيباني كنيد و اگر براي دوام آن خون لازم است، تو مادرم و خواهرم زينب وار و تو پدرم و برادرم حسين وار وارد صحنه شويد و تودهني به منافقين بزنيد.
امروز زنی را دیدم که از لبانش بوسه می چکید...
خدارو شکر
پس هنوز مردی هست که عاشقانه می بارد...
جشن میشه میریزیم توی خیابون اونجا رو کثیف میکنیم
عزا میشه نذری میدیم خیابونا رو کثیف میکنیم
جشن های نیمه شعبان که بماند...
مراسم عزاداری و جشن ...کدوم ثواب
میریم وسیله میخریم اشغالا رو میریزیم توی خیابونا
اما تا حالا فکر کردین که این بیچاره ها چقدر کار سختی دارن
که توی اب و هوای مختلف با اون وضع، کارهای مارو تمیز میکنن ؟
از حقوقشون چیزی نگم بهتره....
کاش کسی یاد معلم ها میداد که اول مهر
شغل پدرها را نپرسند....
وقتی هنوز احترام به همه ی شغل ها را
و افتخار به همه ی پدرها را یاد دانش آموزانشان نداده اند.
حالا غم چشمان یتیمی که نم می خورد بماند...