كليدهاي معنوي خلاقيت
مقدمه
هنگامی که خلاق هستی بخش انسان را آفرید، به خود آفرین گفت و با آفرینش انسان خود را «احسن الخالقین» نامید. با وجود انسان خالق جمع بسته شد و معلوم شد که این مخلوق تازه خود خلّاقی بزرگ است که خالقِ خلاق آفرین او سزاوار وصف احسن الخالقین میباشد. برترین ویژگی انسان خلاقیت بوده و این تنها هدیهای است که خالق بخشنده به بشر داده و موجود دیگری را در این موهبت با او شریک نکرده است.
اگر بگوییم کرامت مخصوص انسان و عطیة برتر او عقل و شعور است، فرشتگان نیز در این موهبت شریک آدمیان هستند و از عقل برخوردارند، بلکه فرشتگان عقل محض هستد اگر کسی فکر کند که ارادة آزاد و در نتیجه جایز الخطا بودن ویژگی انسان است، جنیان نیز در این وصف مشابه و مشترک با انسانها هستند نه عقل و نه اراده آزاد هیچ کدام مخصوص انسان نیست، بلکه خلاقیت کرامت برگزیده و ویژگی منحصر به نوع انسانیست که هیچ آفریدة دیگری از آن برخوردار نیست.
هر یک از ما میتواند در محیط خود و در کیفیت وجودش دست ببرد و تغییر ایجاد کند. ما میتوانیم خود و زندگی خویش را متحول کنیم و صورتهای تازهای به آن ببخشیم و این کاری است که هیچ موجود دیگری در عالم نمیتواند انجام دهد. هر حیوانی به همان صورتی که هزاران سال پیش زندگی میکرده امروز نیز به همان شکل زندگی میکند. فقط نوعی از میمونهای بسیار پیشرفته در اثر شرایط محیطی توانستهاند تغییرات اندکی در سبک زندگی خود ایجاد کنند. ملائکه و جن نیز همانطور که از آغاز پیدایش بودهاند و زیستهاند، هنوز هم همانطور هستند و زندگی میکنند.
فقط انسان است که میتواند با نوآوری زندگی خود را متحول سازد و بهبود بخشد. هرکس در هر جا، میتواند بهبود بخش زندگی خود و دیگران، تحول آفرین و نوآور باشد. زن در محیط خانه، کارمندان در ارائه خدمات، کاسب در نحوه فروش کالا، مدیران در محیط سازمانی، محصلان در تحصیل، معلمان در تدریس و از همه مهمتر دانشجویان، اساتید و محققان در فرایند تولید دانش. همه میتوانند طعم شیرین نواوری را بچشند و زندگی را با معناتر، پربارتر و هیجان انگیزتر تجربه کنند.
عطیة الاهی و رسالت انسانی
هر انسانی یک مدال فتبارک الله بر سینه خداست و سرشار از شعور و نیروی نوآوری است. خلاقیت خداوند نامتناهی است و در هر انسانی جلوهای از خلاقیت خود را نمایانده است. هیچ دو نفری یک استعداد ندارند و هیچ کس از این موهبت تهی نیست. هر کس در هر جا یک شاهکار بزرگ افرینش است و با نواوری میتواند استعدادهای درونی خود را شکوفا سازد. و نشان دهد که وجودش جریان و جلوهای دیگر از خلاق یگانه است. هر انسانی با خلاقیتش خلاقیت خداوند را نمایش میدهد و با یگانگی و منحصر به فرد بودنش یگانگی او را آشکار مینماید.
خداوند بذرهای نوآوری را در وجود همه پاشیده، تا زندگی انسانها را سرسبز و پربار سازد. پس اگر کسی از کشف استعدادهای خود و ارائة نوآوریها و خلاقیتهای بینظیرش دست بکشد، هم هستی و زندگی خود را بیهوده و تباه کرده و هم از بوستان زندگی انسانها چیزی را کم کرده است. رسالت هر یک از ما این است که خود را بشناسیم و آن عطیهای را که خداوند به دست ما سپرده تا به انسانها برسانیم و به زندگی مردم اضافه کنیم، با رعایت امانت به جایگاهش برسانیم. هر یک از ما در قبال تمام انسانهای روی زمین و کسانی که در آینده خواهند آمد مسئول است که استعداد خود را بشناسد و چیزی به زندگی و فرهنگ بشری افزوده کند.
خلاقیت راهی به سوی خداوند
خلاقیت یکی از صفات خداوند است و اگر انسان به این صفت عالی الاهی آراسته شود، سایر صفات او نیز در وجودش جریان پیدا میکند. اگر کسی این روزنه را در وجود خویش به سوی خلاق هستی بخش بگشاید، وجودش از نور خداوند لبریز شده و سایر پرتوهای کمال نیز در آیینة جانش منعکس میشود. بنابراین خلاقیت دریچهای و پنجرهای به سوی خداست که اگر گشوده شود، به راحتی میتوان به بوستان و بهشت او وارد شد.
کسی که عطیة الاهی را در وجود خود کشف میکند و شکوفا میسازد، به مرتبهای نزدیک میشود که نامهای دیگر خداوند نیز از درونش پدیدار میگردد. کسی که به عطیهاش رسیده و خلاقیت ورزیده است، خود را غرق در لطف و مهربانی آفریدگار میبیند و با تمام وجود شکر گذار او میگردد. و شکور نام دیگر خداوند است. همچنین به کشف و شکوفایی خویش شادمانی و سرور عظیمی از ژرفای جان انسان فوران میکند و سرور نام دیگر خداوند است.
فرد خلاق میبیند که لطف و رحمت الاهی هستیاش را در بر گرفته، پس با همه مهربانی و رحمت میورزد و مهربان نام دیگر خداوند است. چنین کسی آنچه را دست بخشندة پروردگار به او داده به دیگران ارزانی میدارد و میبخشد و بخشنده نام دیگر خداوند است. بدین سان کسی که به نوآوری و خلاقیت میرسد، سایر نامها و صفات خداوند را نیز در وجود خود یافته و آنها را جلوهگر میسازد. پس خلاقیت راهی به سوی خداست، که تنها فرزندان حضرت آدم ع میتوانند آن را بپیمایند. دستیابی به خلاقیت راهی است به سوی خداوند راهی که از متن زندگی میگذرد و لحظه لحظة زیستن را از نور او و حضور او لبریز میکند.
نقش معنویت در خلاقیت
افراد خلاق دارای ویژگیهای خاص شخصیتی و فکری هستند. معنویت نیز شخصیت و تفکر و بینش انسان را متحول میکند، پس ضرورتاً نسبتی میان معنویت و خلاقیت برقرار است. تعالی معنوی در دستیابی به خلاقیت و کشف و شکوفایی ظرفیتهای درون تأثیر زیادی دارد.
کلیدهای معنوی خلاقیت موجب گشایش راه نوآوری و پیوند با شعور بیکران هستی بخش یکتاست. از دیدگاه معنویت ناب اسلامی بیش از خود خلاقیت و اثار مثبت ان در زندگی تعالی معنوی و نزدیک شدن به سرچشمه خلاقیت اهمیت دارد. در این مجموعه نوشتهها کلیدهای معنوی خلاقیت که در سخنان اهل بیت پیامبر اسلام آمده است تحلیل و تبیین میشود. به امید اینکه تمام هستی خود را به منزلة راهی به سوی خداوند بشناسیم و بپوییم. که قرآن کریم میفرماید: علیکم انفسکم (مائده/105) خود را بپایید و بپویید.
نشريه الكترونيكي پرسمان
معرفت خداوند
معرفت یعنی شناخت، شناخت بزرگترین حقیقت هستی که همه جا از نور او و حضورش سرشار است. «در برتری پیشی گرفته و کسی برتر از او نیست و در نزدیکی آنطور پایین امده که چیزی از او نزدیکتر نیست. نه والاییاش او را از آفریدگان دور کرده و نه نزدیکیاش آنها را در یک جا همسان نشانده است.» با قدرت و عظمت و بینیازی از جهان آفرینش جدا شده و با لطف و مهربانی تمام آفریدگان را در آغوش کشیده است.
آفرینندهای که نامحدود و بیپایان است، زیرا اندیشه شهادت میدهد که هر محدودی مخلوق است؛ پس کسی در کنار او و با او نیست و در عزت یکتایی میآفریند و تدبیر میکند. ذره ذره عالم با نیازمندی و محدودیت، رو به سوی او دارد و عشق و بخشش و روشنایی بیکران او همه را در بر گرفته است.
شناخت او به تفکر زندگی تازه میبخشد و اندیشه را در تکاپویی بیپایان و بالنده، بارور میسازد. معرفت خداوند اندیشه را از افکار وسیع و گوناگون و ایدههای نو و بینظیر لبریز میکند؛ چون او که ظاهر است اما ظاهرش دیده نمیشود و باطنش پنهان و پوشیده نیست؛ تمام نهانها را در برابر خرد انسان تابناک مینماید و اندیشهها را تا بینهایت ظهورش آشکار میسازد. اگر او در اندیشهای بنشیند تمام حقایق در آن به ظهور میآید و همه امور پنهان فاش و آشکار میگردد.
روانشناسان برای تفکر خلاق سه ویژگی را بیان کردهاند: سیالی، انعطاف و ابتکار. منظور از سیالی این است که فکر خلاق اندیشههای بسیاری را درمییابد و ایدههای زیادی تولید میکند. انعطاف پذیری شاخص تنوع و گوناگونی ایدهها و افکار است و ابتکار به نو بودن و بیسابقگی اندیشههای شکل گرفته در فکر خلاق اشاره دارد. در این تحقیق میبینیم که چه رابطهای بین معرفت خدا و تقویت ویژگیهای سیالی، انعطاف و ابتکار وجود دارد.
تأثیر معرفت خدا در سیالی ذهن
سیالی یعنی توانایی تولید افکار و ایدههای متعدد که موجب میشود، فرد بتواند افکار و ایدههای فراوان تولید کند. معرفت خداوند در تقویت کیفیت سیالی ذهن تأثیر شگفت انگیزی دارد.
تأثیر معرفت خداوند بر سیالی ذهن به این علت است که تفکر انسان را به نامتناهی پیوند میدهد. سالکان و عارفان هر چه پیش روند، بهره بیشتری از معرفت او دریافت میکنند و صد البته که این بحر مواج ساحل ندارد. حتی رسول الله پس از آن همه عروج و معراج میفرماید: «ماعرفناک حق معرفتک» تو را چنانکه سزاوار است نشناختم.
معرفت خدا حقیقتی بیکران است که جاری شدن آن در وجود بشر او را به جریانی بیپایان از اندیشه مبدل میسازد. اندیشه اهل معرفت جاری افکار و ایدههاست و در این جریان بزرگ و بیپایان برای مسائل گوناگون پاسخهای مناسب پیدا میشود. به این ترتیب معرفت خداوند ظرفیت فکری عارفان را بالا برده، در مواجهه با مسائل و معضلات ایدههای بسیاری در فکر آنها جاری میسازد.
ذهن سیال ذهنی پهناور و حاصلخیز است و معرفت الاهی که نیروی فکری و استعداد معرفتی را در نور و شعور نامتناهی غرق میکند، آن را به نهایت گشودگی میرساند. اندیشهای که با او آشناست، با هیچ یک از حقایق هستی که همه از اوست بیگانه نیست. از این رو در مواجهه با هر چیز به سرعت به سطح خوبی از فهم و درک میرسد. و در رویارویی با ابهامات و مسائل اندیشهها و ایدههای مناسب را پیدا میکند.
شناخت ما از مسائل و پدیدههای پیرامون هنگامی به کمال میرسد که در پرتو معرفت خداوند باشد. در غیر این صورت درکمان ناقص و چه بسا نادرست خواهد بود. معرفت خداوند نه تنها فکر را باز میکند، بلکه در طوفان اندیشهها، سرگردانی را کاهش داده و دوره انتظار برای پیدا کردن ایده مناسب را کوتاه میکند. زیرا با معرفت خداوند، تمام شناخت کامل میشود و شخصی که اندیشههای بسیاری را در نظر دارد، با دست بازتر میتواند اندیشه مناسب را در میان آنها به روشنی ببیند و بیابد. هم از این رو امام علی علیه السلام فرمود: «کسی که خدا را شناخت، شناختش کامل شدهاست.»[5]
معرفت خدا و تفکر انعطاف پذیر
تفکر خلاق تفکری است که علاوه بر سیالی از ویژگی انعطاف و تنوع در اندیشه نیز برخوردار باشد. معرفت خداوند با توجه به این که صفات الاهی گونهگون و به ظاهر متضاد است، موجب میشود که خرد خداآشنا ظرفیت بسیار بالایی برای تنوع در ادراک داشته باشد.
خداوند لطف و قهر، جلال و جمال، قدرت و بخشش، علم و حلم، غضب و رحمت، نزدیک و دور، دهنده و گیرنده و شناخته شده و ناشناخته است. کسی که او را با این صفات و سایر اوصاف عالی میشناسد، نیروی تفکر انعطاف پذیری پیدا میکند که در مواجه با مسائل گوناگون از یک منظر محدود و موضع خاص فراتر رفته و قدرت از نو دیدن و به گونه دیگر اندیشیدن را به خوبی بکار میگیرد.
اندیشه اهل معرفت به آنها این امکان را میدهد که برای مشکلترین مسائل سادهترین راهحلها را بیابند و با نزدیکترین وسایل و به دورترین نتایج و از مستقیمترین راهها به پیچیدهترین مقاصد برسند، چون شناخت خدایی که در عین آشکاری، نهان و در عین قهر، مهربان است، تمام فکر و دلشان را فراگرفته و حضور او را در همه جا و همه چیز درک میکنند. بنابراین در نظرشان سختترین مسائل راحتترین پاسخها را دارد و برای دورترین مطالب کوتاهترین مسیرها را میپیمایند.
اهل معرفت که بلندترین هدف و بزرگترین مقصود یعنی خلاق یکتا را برگزیده و به سوی او حرکت کردهاند، این سخن امام سجاد را نیک آزمودهاند که در دعای ابوحمزه فرمود: «آن که به سوی تو رهسپرد، راهش نزدیک است.»[6] و تمام جهان را لبریز از حضور او میدانند، هم از این رو تفکری نرم و انعطاف پذیر دارند که میتواند هزار روی یک مسأله را ببیند و از هزار سو به آن نزدیک شود، تا سهلترین و دلپذیرترین راه حل را پیدا کند.
معرفت و ابتکار
خداوند بزرگ بیمثل و مانند است و تفکری که او را شناخته و او را از هرگونه تشبیه و همانندی با پدیدههای جهان پاک و برتر میداند، نیروی دریافت اندیشههای بینظیر و آفرینش ایدههای تازه را به دست میآورد.
خداوند تنها یک ذات بیهمتا نیست، بلکه همه چیزاش بیمانند است. او بینا و شنوا و گویا است اما به داشتن اجزا و اعضا وصف نمیشود. با همان چیزی که میبیند میشنود و با همان چیزی که میشنود میبیند.[ اراده میکند اما نه اینکه در دل بیندیشد، دوست میدارد و خشنود میشود اما بدون تأثّر و دلسوزی. دشمنی میورزد و خشم میگیرد ولی نه با رنج و فشار.
خداوند باطن است اما پوشده نیست، ظاهر است اما با چشم دیده نمیشود. دانا و خبیر است اما داناییاش را با تجربه و عبرت به دست نیاورده و میآفریند بدون اینکه اندیشه کند، یا حرکتی انجام دهد و زحمت و خستگی داشته باشد[ از همه چیز جداست اما نه با اختلاف مکان و در همه چیز است ولی نه با آمیختگی
فکری که خداوند بیمانند را میشناسد و در معرفت او غرق شده، به راحتی با ایدههای بکر کنار میآید و اندیشههای نو را میپذیرد و تفکرش سرچشمه تولید افکار بیسابقه میشود. و این ویژگی ابتکار و نوآوری است که یکی از مختصات تفکر خلاق به شمار میآید.
قلبی که منزل معرفت حق است و اندیشهای که او را میشناسد، در برابر مسائل بدون اینکه در بند کلیشههای تفکر و قالبهای خشک باشد، فکری تازه و بیبدیل در ذهنش میدرخشد و پاسخ مناسب پیدا میشود. این ویژگی فکری اهل معرفت در آزمون ایدهها دوره سعی و خطا تا یافتن ایده مناسب را کوتاه میکند.
نتیجه
با جای گرفتن معرفت خداوند در جان انسان نیروی معرفتی و فکری او تحولات بزرگی پیدا میکند، که بخشی از آن برخورداری از ویژگیهای تفکر خلاق است و شامل سه خصلت سیالی، انعطاف و ابتکار میشود.سیالی فکر از نامتناهی بودن معرفت خدا پدید میآید. انعطاف پذیری فکر از گوناگونی صفات الاهی ناشی میشود و ابتکار از بیهمتایی او و بینظیر بودن صفات وافعالش ذهن عارف را دگرگون میسازد.
معرفت خداوند تحولات بسیار مثبتی را در وجود انسان رقم میزند و استعدادهای عظیم و بیکرانی را که در وجودش نهاده شده، شکوفا میسازد. هم از این رو هدف آفرینش انسان، این اشرف مخلوقات با همه استعدادها و نیروهای درونیاش، معرفت خداست و نتیجه بخشترین راه شکوفایی او طریق معرفت و راه شناخت آفریدگار اوست.