حسینیه
امام حسین(ع)-مناجات محرمی
وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم
تا این كه نذر روضۀ خون خدا كنیم
وقتش شده كه مثل حسینیه های اشك
دل را به رنگ پرچم ماه عزا كنیم
وقتش شده كه در دلمان با محرمت
آقا دوباره هیئت گریه بنا كنیم
چشمی بده كه هر شب روضه به پایتان
در آن هزار خیمۀ ماتم به پا كنیم
اشكی بده كه دیدۀ خود را برایتان
تا روز حشر چشمۀ آب بقا كنیم
قسمت شده دوباره شب جمعه یا حسین
با نامتان حسینیه را كربلا كنیم
یك لحظه هم نمی شود آقا دخیل دل
از پرچم سیاه عزای تو وا كنیم
با یك سلام، می شود از راه دور هم
دل را دوباره زائر قبر شما كنیم
ورود به ماه محرم
ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
زخم دل با دیدنت کاری شده
خون به دامان افق جاری شده
در تو باغ لاله ی پرپر بُود
عکس لبخند علی اصغر بود
ای هلال خون چرا باز آمدی
گر چه خونینی سرافراز آمدی
در تو بینم اشک خیر الناس را
زخم فرق حضرت عباس را
در تو بس داغ مکرر دیده ام
پیکر صد چاک اکبر دیده ام
در تو بینم خیمه های سوخته
کام خشک و دامن افروخته
در تو بینم صورت و خاک تنور
در تو بینم سینه و سُم ستور
کاروان در مسیر کربلا-ورود به ماه محرم
باز این چه نواست، وز کجا میآید؟
کاین نغمه به گوش آشنا میآید
یا رب چه غبار دلنشینی است که باز
بر لوح دل از خاطره ها میآید ؟
این کیست، که از قِصۀ پر غُصۀ او
غم های دگر، به انتها میآید؟
این کیست، که بر پردۀ دل چنگ زند
کز شور غمش، دل به نوا میآید؟
این کیست، که از شتاب چرخ عمرش
گرد غم و طوفان عزا میآید؟
این کیست، که از شعار آزادی او
بر گوش مجاهدان، ندا میآید؟
این کیست، که هر کس شنود نامش را
با چشم تر و، نوحه سرا میآید؟
این کیست، که هر جا گذرد، همچو بهار
بوی گل سرخ، از فضا میآید؟
ورود به ماه محرم
عمریست خاک مقدم ماه محرمم
دائم نشسته بر سر راه محرمم
جز درگهش به هیچ دری رو نکرده ام
تنها، گدای سفره ی شاه محرمم
با هیئت و حسینیه اش خو گرفته ام
دلبسته ی لباسِ سیاه محرمم
زیر لوای اشکم و با روضه زنده ام
محتاج سوز و گریه و آه محرمم
ره توشه ام بجز غم و مهر حسین نیست
روز جزا فقط به پناه محرمم
شب های قدر و ماتم مولایمان گذشت
در حسرت رسیدن گاه محرمم
"یک کربلا ببر، نبری گریه می کنم"
چشم انتظار لطف و نگاه محرمم
ورود به ماه محرم-کربلا
بنویس روی صفحه قلم ... آه کربلا
آتش گرفت باز دلم ... آه کربلا
دوری، شکستگی، دل پر خسته از همه
خیره به قاب عکس حرم ... آه کربلا
بعد از نماز سجده به تربت، به یاد تو
هم آه از خجالت و هم آه ... کربلا
پیراهن سیاه تو و شال نوکری
ماه عزا و خیمۀ غم ... آه کربلا
بغضو سکوت و گریۀ جانسوز بی کسی
در کوچه ها قدم به قدم ... آه کربلا
پرچم، کُتل، حسینیه، روضه، نوای عشق
سینه زنی و نوحه و دم ... آه کربلا
دلواپسی روز عطش کودک رباب
آب فرات و دست ستم ... آه کربلا
سقّا و مشک پاره و دو دست جدا شده
افتادن امیر و علم ... آه کربلا
زینب وداع، حسین اشاره به قلب خون
بر پهلوی شکسته قسم ... آه کربلا
بانگ نبیّ روضه گودال قتلگاه
مادر رسید با قد خم ... آه کربلا
ورود به ماه محرم
تمام حاجت ما را خدا به ما داده
که از صفای حسینش به ما صفا داده
تمام آرزویم دیدن محرّم بود
که فیض درک عزا را خدا به ما داده
بهار اشک رسید و خدا به دیده ی ما
ز چشم حضرت زهرا کمی بُکا داده
به قیمت همه عالم نمی دهم هرگز
دل شکسته ی خود را که حق عطا داده
برای درک محرّم به خود رجوعی کن
که اصل طینت ما را ز کربلا داده
از آنکه هستی خود را تمام، داده حسین
خدا خداییِ خود را به خونبها داده
هر آنکه خدمت دائم در این حرم دارد
گرفته آنچه خدایش به انبیا داده
ورود به ماه محرم
ای هلال ماه خون خون جگر آورده ای
سوز دل فریاد جان اشك بصر آورده ای
با قد خم گشته خود بر فراز آسمان
از هلال دختر زهرا خبر آورده ای
بهر عاشورائیان هر سال شوری داشتی
ای عجب امسال شور بیشتر آورده ای
آتش و خاكستر و كعب نی و زخم زبان
از برای عترت خیر البشر آورده ای
بر دل فرزند زهرا تیر داری در كمان
یا برای اصغرش تیر دگر آورده ای
آب می بندی برای عترت خیرالبشر
یا برای دامن طفلان شرر آورده ای
داغ ها بگذاشتی بر قلب مجروح حسین
باز می بینم بر او داغ پسر آورده ای
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
دلشکسته کلافه و بی حال
سینه ام از فراق مالامال
وقت من را گناه پر کرده
عوضم کن محول الاحوال
خشکِ خشکم من و به تو محتاج
مثل یک سیب نارسیده و کال
آمدم تا مرا نجات دهی
من گل آلوده و تو آب زلال
نذر کردم فدایتان بشو
تو بیا و بکش حلالِ حلال
رزق اشک و دلی شکسته بده
رخصت گریه ام بده امسال
که دوباره محرمت آمد
پیرهن مشکی و کتیبه و شال ...
روضه خوان ها دوباره می خوانند
از حرم تا حوالی گودال
خواهری دست می زند بر سر
الف قامتش شده چون دال
دست و پا می زند کسی در خون
بدنی زیر نعل ها پامال
می رسد اسب بی سوار از دور
واژگون زین و غرق خون کوپال
دور خیمه چرا شلوغ شده؟
نگرانم از این همه جنجال
کاش دیگر کسی نمی خواند از
قصه ی گوشواره و خلخال
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
دنیا بدون روضۀ آقا جهنم است
یعنی بهار نوکری ما محرم است
شکر خدا که خرج عزای تو می شوم
روضه به کار و زندگی ما مقدم است
ما نوکری به شرط نکردیم تا بحال
هر چند سینه از کم دنیا پر از غم است
ما را بدون کوثر اشکت رها نکن
گریه به زخم های شما عین مرهم است
تکلیف چشم های تمامی عاشقان
هر روز گریه به غم آقای عالم است
آقا بیا و نوکرتان را حساب کن
هر چند سهم نوکری این گدا کم است
من سینه چاک هر کس دیگر نمی شوم
تا نوکر توأم لقبم نام آدم است
ورود به ماه محرم
هنگامۀ غم آمده فابک علی الحسین
ایّام ماتم آمده فابک علی الحسین
امشب هلال با قد خم ناله می زند:
ماه محرّم آمده فابک علی الحسین
صوت حزین حیّ علی مجلس العزا
بر اهل عالم آمده فابک علی الحسین
احرام نوکری حسین را به تن کنید
حجّی فراهم آمده فابک علی الحسین
گریه که از مناسک حجّ محرّم است
از چشم زمزم آمده فابک علی الحسین
توفیق گریه را که به هر کس نمی دهند
فیض دمادم آمده فابک علی الحسین
اذن ورود ما به حسینیّه ی عزا
از عرش اعظم آمده فابک علی الحسین
بانی روضه های محرّم که فاطمه است
با قامت خم آمده فابک علی الحسین
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
گذشت خاطره هامان، گذشته ها غم شد
چقدر زود دوباره هوا محرم شد
نیامده دل من تنگ رفتنت شده است
بهانه گیر شب روضه خواندنت شده است
سیاه بر تن هر واژه٬ بیت می پوشم
ببخش اگر دهه ی اول آب می نوشم
از این مصیبت و داغی که بر تن گل هاست
دلم به نیزه شد اما سرم هنوز اینجاست
سر تو بر نوک نیزه نشان عاشوراست
ببین چقدر تفاوت میان تو با ماست!
به پای داغ تو می بارم اشک چون خوشه
شکسته است دلم گوشه های شش گوشه
چه اشک های غریبی در این عزا جاری ست
به روی گونه ی من دسته های سینه زنی ست
صدای نوحه ی بادی غریب و آواره ست
اگر خطا نکنم این صدای گهواره ست
نشسته است کنارش رباب...لالایی
بخواب راحت علی جان! بخواب! لالایی
تمام دشت سکوت و نگاه ها بر ماه
چه اضطراب بدی...لا اله الا الله
سیاه پوش عزایی سفید بودم کاش
میان قافله من هم شهید بودم کاش
اگرچه گردن من دور مانده از تیغ است
دو ماه گریه برای تو باز توفیق است
نگویم اینکه برای خودت زهیرم کن
فقط بیا دم مرگ عاقبت به خیرم کن...
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
شکر خدا دوباره شدم مبتلای تو
ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو
شکر خدا نسیم محرم وزیده است
هرشب شده عبادت من روضه های تو
((باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است))
شکر خدا شکسته دلم در عزای تو
باور نمی کنم که دوباره نشسته ام
با چشم خیس بین حسینیه های تو
با اذن مادرت به سر و سینه می زنم
ممنونم از ترحم و لطف و عطای تو
من با غذای روضه تان رشد کرده ام
وقف شماست بود و نبود گدای تو
بیمار عشقم و دهه ای بسته ام دخیل
کاسه بدست گوشۀ دارالشفای تو
این عطر سرخ می وزد از سمت قتلگاه
حالا دلم رسیده به پایینِ پای تو
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
شکر خدا دوباره شدم مبتلای تو
ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو
شکر خدا نسیم محرم وزیده است
هرشب شده عبادت من روضه های تو
((باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است))
شکر خدا شکسته دلم در عزای تو
باور نمی کنم که دوباره نشسته ام
با چشم خیس بین حسینیه های تو
با اذن مادرت به سر و سینه می زنم
ممنونم از ترحم و لطف و عطای تو
من با غذای روضه تان رشد کرده ام
وقف شماست بود و نبود گدای تو
بیمار عشقم و دهه ای بسته ام دخیل
کاسه بدست گوشۀ دارالشفای تو
این عطر سرخ می وزد از سمت قتلگاه
حالا دلم رسیده به پایینِ پای تو
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
دوباره این دلم شده، اسیر و مبتلای تو
مگر محرم آمده، كه شد بپا عزای تو
اگر ز تو جدا نیام، به شكر حق حسینیم
تمام حاجتم بود، دیدن كربلای تو
به یك اشارۀ لبت، گره ز كار وا شود
دل شكستهام رسد، به صحن با صفای تو
شبیه خط آیهها، كه ظاهرش سیاهی است
باعث روسپیدی است، سیاهی عزای تو
چه كاركردهای حسین، كه در میان عالمین
شدهاست خون بهای تو، فقط خدا، خدایتو
خدا كند در دو جهان، چه در نهان چه د عیان
كنیه و اسم من شود، نوكر با وفای تو
خوشا بر آنكه حاجتش، ز سوی حق روا شود
رسد زمان مردنش، میان روضههای تو
در این دهه ز مادرت، ز دخترت ز خواهرت
طلب كنم كه قسمتم، شبی شود دعای تو
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
برای سینه زدن رخصتی بده آقا
به دست خسته ی من قدرتی بده آقا
شبیه سال گذشته دوباره آمده ام
برای خوب شدن فرصتی بده آقا
دوباره قصد نمودم که نوکرت باشم
در این دو ماهِ عزا همتی بده آقا
دعای خیر پدر بود آمدم اینجا
به سفره ی پدرم برکتی بده آقا
از آن قواره ی مشکی که دست فاطمه است
به روضه خوان خودت خلعتی بده آقا
ز غصه های سر غرق خون تو بر نی
چگونه سر شکنم، جرأتی بده آقا
سر مطهرتان بارها ز نی افتاد
میان روضه به من طاقتی بده آقا