حسینیه
ورود به ماه محرم
عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند
کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد و خواب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند
روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند
از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند
مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند
میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند
کاظم بهمنی
ورود به ماه محرم
شب اشک و شب آه و شب غم
شب دلواپسی و حزن و ماتم
میان سینه قلبم بی قرار است
محرم آمده ای دل محرم
***
سر آمد دوره ی خاموشی من
ببین تاب و تب چاووشی من
رسیده روزهای غربت تو
رسیده وقت مشکی پوشیِ من
***
محرّم ماه ایثار است و غیرت
رسیده موسم تجدید بیعت
اگر تا کربلا رفتی دل من
مشو راضی به کمتر از شهادت
ورود به ماه محرم
عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن این حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه وا کنید، محرم رسیده است
دست ازل، دو چشم مرا وقف گریه کرد
اصلاً مرا برای همین آفریده است!
آقا ببین برای عزای تو مادرم
پیراهن سیاه برایم خریده است
نورش نمی دهند و بهشتش نمی برند
چشمی که روضه های شما را ندیده است
هر چند صد پیاله تو را گریه کرده اند
امّا هزار قطره ی اشک نچیده است
ورود به ماه محرم
هر چند ماه غصه و اشک است و ماتم است
من شکر می کنم که دوباره محرم است
من شکر می کنم که دوباره به نام توست
در هر کجا که نصب شده هر چه پرچم است
من شکر می کنم که دلم در عزای توست
با روضه های کرب و بلای تو محرم است
دیدم که زمزمه است میان کتیبه ها :
"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"
دیدم که آسمان و زمین گرم گفتگو:
"گویا عزای اشرف اولاد آدم است"
سرما نبرده است ز دل ها غم تو را
این تکیه ها حرارات عشقی مجسم است
دیشب شکست قامت سرمای کوچه ها
با دسته های سینه زنی که منظم است
ورود به ماه محرم
دوباره دعوتم كردی كه آیم در سرای تو
بپوشم جامۀ عشقت به عشق نینوای تو
شبیه دیدن صاحب عزایت اشك میریزم
میان روضه میگردم پی صاحب عزای تو
كشم یك سال حسرت تا ببینم روی یارانت
فدای اشك چشم خالص اهل نوای تو
به هر جا بنگرم چون خیمۀ سوگ تو میبینم
تو گویی در نظر آید خیام كربلای تو
نبودم كربلا با تو ولیكن آرزو دارم
ببارد بر من از هر سو همه درد و بلای تو
خدا از من نگیرد عشق ارباب محبت را
كه میخواهم بمانم تا دم محشر گدای تو
نه تنها من اسیر تو، خدا باشد گرفتارت
حدیث "من احبه" گشته تأكید ولای تو
ندارد پردۀ كعبه بهای این سیاهیها
كه باشد چادر زهرا نشان روضههای تو
ورود به ماه محرم
هلال ماه محرم سلام حال شما
نگاه کن که مرا کُشته است خال شما
اگر درست بگویم تمام شب ها را
کنار سفرۀ اشکیم با خیال شما
نه یک شب و دو سه شب بلکه یازده ماه است
نشسته ام که شود رؤیت جمال شما
تو ماه نورسی و قبل سال شصت و یکم
ندیده بود کسی قامت هلال شما
هر آن زمان که بگریی زمان باران است
که وقت گریه بُود ابر دستمال شما
چه خوب می شود امسال را تمام دهه
تو روضه خوان شوی ما هم از قبال شما...
که دیده ای چه به روز خیام آوردند
تمام گریه شوم از نگاه حال شما
ورود به ماه محرم
سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش
با پرچمی که روی نگاهم کشیدمش
"آقا کمک کنید، خدا خیرتان دهد"
او دم گرفته بود... وَ من می شنیدمش
سیب رسیده ای جلوی باورم گذاشت
من هم بدون هیچ تعلّل خریدمش
شب آمدم به خانه و آن سیب سرخ را
تقسیم کردم و بغل سفره چیدمش
حالا درخت سیب شده، بار آمده است
آن میوه ای که قبل محرّم خریدمش
روزی هزار بار مرا شکر می کند
این کودکم که با غمتان آفریدمش
رفتم سراغ کودکم امروز مدرسه
سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش
ورود به ماه محرم
شکر خدا که نوکری ام را قبول کرد
احرام حج دلبری ام را قبول کرد
شکر خدا که هیئتی ام کرده باز هم
نذر و نیاز مادری ام را قبول کرد
شکر خدا که نام مرا هم نوشته اند
یک عمر مشق حیدری ام را قبول کرد
شکر خدا که عاقبتم را به خیر کرد
بی دست و پا و بی سری ام را قبول کرد
شکر خدا که با همه روسیاهی ام
این گریه های آخری ام را قبول کرد
بی بال و پر، به عکس حرم خیره می شدم
با این همه کبوتری ام را قبول کرد
شکر خدا که اول ماه محرمی
ارباب باز نوکری ام را قبول کرد
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
ای کاش غیر غصۀ تو غم نداشتیم
ماهی به غیر ماه محرم نداشتیم
این داغ سینه سوز تو می کشتمان اگر
قلبی به قدر وسعت عالم نداشتیم
گاهی اسیر غربت عباس می شدیم
چون داشتیم روضه و پرچم نداشتیم
شرمنده ام برای تنت زیر آفتاب
در حد چند قطرۀ شبنم نداشتیم
گیرم که گریه مرهم زخم دلم شود
اما برای زخم تو مرهم نداشتیم
بر تو به چاک چاک گریبانمان سلام
زیرا که صبر و عشق تو با هم نداشتیم...
ورود به ماه محرم
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟
اشهد ان لا... شهادت اشهد ان لا ... شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟
یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟
راه عقل از آن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟
از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟
از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟
از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟
ورود به ماه محرم
دوباره ماه محرّم، دوباره بوی حسین
دوباره بر سر هر كوچه گفت و گوی حسین
بیا به دسته ی ما نوحه ی جنون سر كن
كه میرویم شباشب، به جست و جوی حسین
حسین، وارث كشف و شهود غار حراست
چه های و هوی محمّد، چه های و هوی حسین
نبسته اند به روی حسین، هرگز آب
فرات، آب ننوشید از گلوی حسین
فرات، تشنه ی لب های تفته جوشش بود
فرات، آب شد از شرم، رو به روی حسین
قتیل قبله همیشه به یاد می مانَد
بیا كه مهر نماز است، خاك كوی حسین
چنین كه در دل من ،داغ كربلا جاری ست
شهید می شوم از هُرم آرزوی حسین
طلوع می كند آخر طلیعه ی موعود
مسیر قبله عوض می شود، به سوی حسین
ورود به ماه محرم
بوی محرّم آمده ما را صدا کنید
ما را دوباره در غم خود مبتلا کنید
سالی به انتظار شما گریه کرده ایم
شاید به چشم ما قدمی آشنا کنید
این هم شما و این دل ناقابلی که هست
وقتش شده که روضه ی خود را به پا کنید
قلبم برای سینه زدن تنگ آمده
رخصت دهید و در دلمان کربلا کنید
شال عزا به گردن من بسته مادرم
دارد امید، درد مرا هم دوا کنید
امام حسین(ع)-مناجات-ورود به ماه محرم
این روزها غم تو مرا میکشد حسین
شب های ماتم تو مرا میکشد حسین
تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست
سرخی پرچم تو مرا میکشد حسین
از لحظهی ورودیه تا آخرین وداع
هر شب، محرّم تو مرا میکشد حسین
هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی
اشک دمادم تو مرا میکشد حسین
داغ علی اصغر و عباس و اکبرت
غمهای اعظم تو مرا میکشد حسین
از قتلگاه تو چه بگویم؟ حکایتِ
انگشت و خاتم تو مرا میکشد حسین
بر نیزه در مقابل چشمان خواهری
گیسوی درهم تو مرا میکشد حسین
سالار سر بریدهی زینب سرم فدات
هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات
ورود به ماه محرم
شادی برای تو غم عالم برای من
از ماه های سال، محرم برای من
آوای آسمانی داوود مال تو
خاموشی مقدس مریم برای من
از عشق خود جدایم و جای گلایه نیست
این بود ارث حضرت آدم برای من
بی مهری است رسم محبت برای تو
تنهایی است مونس و همدم برای من
این زخم ها معلم خندیدن من اند
حیرانم از ترحم مرهم برای من
یوسف که نیستم ولی آن بنده ام که هیچ
نگذاشته ست صاحب من کم برای من
بگذار عمر در گذر عشق طی شود
حتی اگر نشد که تو یک دم برای من...
امام حسین(ع)-مناجات محرمی
می آئی و دوباره غمی ناب می شوم
از چشمه های اشک تو سیراب می شوم
ماه محرّم است و خدا اشک می خرد
آری دوباره گوهر نایاب می شوم
بعد از نماز، وقت ادای عزای تو
مِن بعد، اهل هیئت و محراب می شوم
یک پرچمی به سر در این خانه می زنم
این گونه در بهشت غمت باب می شوم
من در طواف اشک بگردم به دور تو
از حاجیان مهریه ی آب می شوم
فرقی نمی کند که کجا خدمتی کنم
هر جا که هست خادم ارباب می شوم
این روزها هوای تو را جستجو کنم
این ماه را برای تو بیتاب می شوم
حتّی غبار پرچم تو می دهد شفا
این جا دخیل تک تک اسباب می شوم