حيف نان
حیف نان ميخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو ميکرده حیف نان ميگه
خفه شو اول مو بعد تو!
يه مرده تو رستوران غذاشو ميذاره رو ميز و ميره دستشويي براي اينکه کسي به
غذاش دست نزنه يه يادداشت ميذاره کنارش که کسي به غذاي من دست نزنه
زيرش هم امضا مي کنه
قهرمان بوکس... بعد مياد ميبينه غذاش نيست و جاش يه يادداشت که
نوشته من غذات و بردم... قهرمان دو !!!