دم مسیحایی «ذکر»
برخی دستورهای دینی، وقت مشخص دارد؛مانند نماز،اما ذکر خدا وقت مشخص ندارد؛زیرا در قرآن آمده است:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًاکَثِیرًا» دائماً به یاد حق باشید.این دوام یاد حق،نمیگذارد انسان غفلت پیدا کند.
اذکار دینی افزون بر آنکه از انسان غفلتزدایی میکند، معارف الهی را نیز آموزش میدهد و رهتوشه معرفتی مسافران به سوی خدا را فراهم میکند، چنانکه ذکر شریف «لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم» که از گنجینههای عرشی است،1 معنای بلند و فواید فراوانی دارد. امام محمدباقر (ع) در تفسیر این ذکر فرمودند: آنجا که قدرتی را بهجا صرف کرده و خدا را اطاعت کردهاید، این قدرت بر اطاعت از ناحیه خداست و آنجا که معصیت نکردهاید، در حقیقت، عنایت الهی بین شما و آن معصیت حایل شده است.
پس «لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم» یعنی «لاحول لنا عن معصیةالله الا بعون الله و لاقوة لنا علی طاعةالله الا بتوفیق الله عزوجل»2 گاهی انسان را به گناه دعوت میکنند، اما مانعی فراراه او پدید میآید. او نمیداند راهی که به آن دعوت شده است، راه گناه است و نیز نمیداند چرا راهبندان شد، اما بعد میفهمد او را به مجلس گناه دعوت کرده بودند و این راهبندان، همان »حول الهی» بود که بین او و گناه حایل شد. اینکه ما در نماز میگوییم: «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» به این معنا نیست که فقط در حال نماز که برمیخیزیم و مینشینیم، «بقوة الله» است، بلکه به این معناست که همه حرکات و سکنات ما، در نماز و غیرنماز به قوت الهی است.
پیامبر اکرم (ص) این ذکر شریف را ذکر فرشتگان حامل عرش معرفی کردهاند: «تسبیح حملة العرش» و در برخی روایات تفسیری آمده است که برای فرشتگان حامل عرش که ذات اقدس خداوند از آنان به «الذین یحملون العرش» یاد میکند، هنگامی که حمل عرش الهی، یعنی مقام فرمانروایی خدا، برایشان دشوار بود، ذکر «لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم» را به آنان آموختند: «اعلمکم کلمات تقولونها یخف بها علیکم. قالوا: و ما هی؟
تقولون: بسم الله الرحمن الرحیم ولاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آل الطیبین فقالوها فحملوه»3 البته شاید چنین ذکری برای فرشتگان «دفع تعب» باشد، نه «رفع نصب»، بنابراین «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» در نماز، مصداقی از آن اصل کلی است؛ زیرا «لاحول ولاقوة الا بالله العلی العظیم»، «نفی جنس» است؛ به این معنی که هیچ جا حیلوله و منع و همچنین قدرت و توانی نیست، مگر به عنایت ذات اقدس خداوند و اختصاصی به نماز یا غیرنماز و نیز اختصاصی به انسان و غیر او ندارد. فرشتهها نیز در حمل عرش، مشمول این اصل کلی و جامعاند.
ائمه (ع) دستور دادهاند که ذکر و دعایی را که ما ارائه میکنیم، بگویید و آن را کم یا زیاد نکنید. این خضوع در برابر وحی، نشانه عقل است؛ زیرا با برهان فلسفی، ثابت شده است که بشر، نیازمند به وحی است و نیاز بشر را جز وحی، چیز دیگری تأمین نمیکند. آنگاه بشر نمیتواند در برابر رهآورد وحی اظهارنظر کند و به دنبال چیزی دیگر برود. انسان عاقل، نه از این و آن، ذکر طلب میکند و نه در برابر خواسته دیگران، به آنان ذکر میآموزد، بلکه به همین دستورات دینی عمل و آن را به دیگران ارائه میکند.
دم مسیحایی «ذکر»
در دستورهای دینی آمده است که اگر سیئهای مرتکب شدید، فوراً حسنهای انجام دهید تا آن سیئه را جبران کند؛ زیرا اگر سیئه، متراکم شود، چرک و رینی در جان انسان ایجاد و او را نابینا و ناشنوا میکند. برای این کار، ذکر دایمی خدا را توصیه کردهاند.برخی دستورهای دینی، وقت مشخص دارد؛ مانند نماز: «إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا»4 اما ذکر خدا «موقوت» نیست و وقت مشخص ندارد؛ زیرا در قرآن آمده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا»5 دائماً به یاد حق باشید. این دوام یاد حق، نمیگذارد انسان غفلت پیدا کند.
نقل شده است که حضرت رسول اکرم (ص) از کنار باغی میگذشتند؛ به باغدار که در حال غرس نهالی بود، فرمودند: آیا حاضر هستی من تو را به چیزی سودمندتر از غرس آگاه کنم؟ عرض کرد: آری. فرمودند: درختی که تو میکاری، ثمرش موقت است، ولی اگر در هر بامداد و شامگاه بگویی:»سبحانالله و الحمدلله و لاالهالاالله و اللهاکبر» خداوند برای تو در بهشت، در برابر هر تسبیح، درختهای میوه غرس میکند که همواره میوه میدهد.
نیز امام محمد باقر (ع) میفرمایند: اگر کسی این تسبیحات چهارگانه را بگوید، خداوند چهار پرنده از این اذکار میآفریند که آنها تا قیامت خدا را تسبیح و تقدیس و تهلیل میکنند.6این نشانه تجسم اعمال است. پرندگانی که خدا با این اذکار چهارگانه میآفریند، در آسمان و زمین نیستند، بلکه در فضای جان ذاکر و مسبح پدید میآیند و پرواز میکنند. آنگاه مؤمن سالک، طیران را در درون خود میبیند و به جای اینکه «طی الارض» ظاهری داشته باشد، «طی الارض و السماء» باطنی دارد؛ یعنی در عین حال که در یکجا نشسته است، «جهانی است بنشسته در گوشهای».
انسان گاهی مانند عیسای مسیح (ع) مظهر خالقیت حق قرار میگیرد: «وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِی»7 ولی گاهی برای هر ذاکری در درون جان او، بدون گل و خاک پرندهای ایجاد میشود تا تسبیحگوی خدا باشد. «خلق»، صفت فعل خداست، نه صفت ذات او و اصل کلی این است که در همه مباحث الهی، دو منطقه ممنوعه وجود دارد و احدی به آن دو منطقه، راه پیدا نمیکند؛ یکی منطقه ذات خدا و دیگری منطقه اسماء و صفات ذاتی او که عین ذات اوست، ولی خارج از ذات، منطقه افعال الهی و جهان امکان است. اگرچه فعل و آفرینش خدا به ذات او متکی است، اما اگر کسی با اوصاف فعلی خدا محشور باشد، او بر «قیوم» تکیه میکند.
به ما گفتهاند: «یا حی یا قیوم» بگویید که البته حقیقت آن در نیایش، «انشاء» است، نه «اخبار». بر این اساس «یا حی یا قیوم» یعنی «اَحْیِنا و اقمنا»؛ ما را به حیات خود، زنده و به قیومیت خود، قائم کن. اگر چنین شود، انسان میتواند چون دیگران، فیض الهی را بگیرد. «مرغ باغ ملکوت» را کسی که بالاتر از ملکوت میاندیشد، میآفریند. اگر انسان به جایی برسد که با ذکر او پرنده ملکوتی خلق بشود، او مظهر خالق خواهد شد و این خالقیت، چون صفت فعل خداست، امتناع عقلی و منع فعلی ندارد که در عیسای مسیح و عبد صالح دیگری تجلی کند.
از امام صادق (ع) نقل شده است یحیای شهید (ع) وقتی میگفت: «یا رب یا الله»، خداوند میفرمود: «لبیک یا عبدی سل حاجتک»8 از این جهت خدا در قرآن میفرماید: «و حنانا من لدنا» لطف ما به سوی او تنزل پیدا میکرد و او هم «تحنن» و مهربانی داشت. همین کار یحیای شهید را به ما آموخته و گفتهاند: شما هم بگویید: «یا الله» و لبیک بشنوید. از امام صادق (ع) رسیده است که اگر پس از گفتن تسبیح حضرت فاطمه زهرا (س)، یک بار «لا اله الا الله» بگویید، گناهان شما بخشوده میشود.9
همچنین نقل شده است اگر نیازی داشتید، دهبار «یا الله» بگویید و آنگاه حاجت خود را بخواهید که برآورده میشود.10 به این ترتیب، ائمه (ع)، راه حضرت مسیح (ع) و یحیای شهید (ع) را به ما آموختهاند، تا با پیمودن آن، از امدادهای ویژه روحالقدس بهرهمند گردیم. روایاتی که میگوید «از هر قطره آب وضویی که برای عبادت گرفته شود، فرشتهای خلق میشود»، راه مسیح را به ما نشان میدهد.
البته اگر کسی در نماز غافل باشد و نماز او غافلانه انجام گیرد، وضویش نیز غافلانه انجام میگیرد و بنابراین، از این وضو و آن نماز، کاری ساخته نیست و در حقیقت، نماز او مصداق «فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ»11 خواهد بود و بر همین اساس درباره وضوی او باید گفت: «فَوَیْلٌ لِّلْمُتطهرینَ الَّذِینَ هُمْ عَن طهارتِهِمْ سَاهُونَ ». بنابراین، از قطرات آب چنین وضویی، فرشته خلق نمیشود.
کسی که میگوید: چگونه ممکن است بندهای «خالق» باشد؟ هنوز با عقل متعارف نجنگیده و به روایات اهلبیت (ع) ایمان نیاورده است؛ زیرا از مجموع روایات که مشتمل بر خبر صحیح و معتبر نیز هست، به خوبی برمیآید که با عبادت انسان سالک، فرشته ملکوتی خلق میشود، اما چنین شخصی هنوز باور نکرده است که انسان میتواند با عبادتهای صحیح خود، راه مسیح را طی کند و بدون اینکه پیغمبر یا امام بشود، میتواند کاری بکند که مسیح کرد و مظهر خالقیت حق قرار بگیرد؛ زیرا برهان عقلی امکان آن را ثابت کرد و دلیل نقلی از وقوع آن خبر داده است.
پینوشت:
1. قال اللهتعالی لنبیه (ص) فی لیلة المعراج؛ اعطیتک کمتین من خزائن عرش «لاحول ولاقوة الابالله و لامنجا منک الا الیک» تفسیر قمی/375.
2. توحید صدوق/243.
3. تفسیر منسورب به امام حسن عسگری (ع)/ 147.
4. سوره نساء، آیه103.
5. سوره احزاب، آیه41.
6. «من قال سبحانالله و الحمدلله و لا الهالاالله و اللهاکبر، خلق الله منها اربعة اطیار تسبحه و تقدسه و تهلله الی یوم القیامة»، وسایل الشیعه، 7/188
7. سوره مائده، آیه110.
8. بحارالانوار، 90/233.
9. «من سبحالله فی دبر الفریضة قبل ان یثنی رجلیه تسبیح فاطمة الماة و اتبعها بلا اله الا الله مرة واحدة، غفرله» بحارالانوار، 82/325.
10. «قل عشر مرات: یا الله یا الله یا الله، فانه لم یقلها احد من المؤمنین قط الا قل له الرب تبارک و تعالی: لبیک عبدی سل حاجتک»، وسایل الشیعه، 7/87.
11. سوره ماعون، آیه 5-4.
حضرت آیتالله جوادی آملی
منبع :ماهنامه آفاق مهر شماره 49