راسخون

اشعار دفاع مقدس

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

ای منتقم خون شهیدان برگرد

از مشرق پر فروغ ایمان برگرد

با سیصد و سیزده مسیحایی دم

با همت و باکری و چمران برگرد

...............................................

سلام دوستان ما اینجا با شعرامون از شهدا یاد میکنیم

شما هم شعر خودتون رو بنویسید

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

کاش از جنس جنون بال و پری بود مرا

مثل سیمرغ از اینجا سفری بود مرا

از همان کوچه که سر میشکند دیوارش

باز در حالت مستی گذری بود مرا

رقص زلف سر نی دیدم گفتم:

بین هفتاد و دو سر سری بود مرا

هیچ پروا دلم از دغدغه راه نداشت

چون تو ای عشق!اگر همسفری بود مرا

پیش از انکه برسد مرگ بمیری هنر است

کاش ای کاش هنری بود مرا

................................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنید

 

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

لطفا شعر را تا آخر بخوانید

.........................................

امروز برای شهادت وقت نداریم

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم

در کوفه ی تن غیرت ما خانه نشین است

بهر سفر کرب و بلا وقت نداریم

تقویم گرفتاری ما پر شده از زرد

ای سرخ گل لاله تو را وقت نداریم

هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

..........................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنید

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

داشت میگفت خداحافظ که مادر می سوخت

آب می ریخت ولی کوچه سراسر می سوخت

رودی از شهر خودش بود و به دریا می رفت

روزگاری که در آتش،تن کشور می سوخت

آسمان زیر قدمهاش تکان می خورد و

ابر ها خیس عرق می شد و معبر می سوخت

رفت آنجا که نگاهش به خدا می افتاد

رفت آنجا که دلش اول و آخر می سوخت

عملیات عطش،رمزش که یا زهرا بود

داشت بر روی لبش سوره ی کوثر می سوخت

آسمان بر سر او آتش و خون می بارید

در رگش آتش و خون هر دو برابر می سوخت

تیر و ترکش ب سر و پا و دو دستش می خورد

صحنه ای بود که حتی دل سنگر می سوخت

...............................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنید

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

یادگار از تو همین سوخته جانی ست مرا

شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا

به تماشای تن سوخته ات آمده ام

مرگ من باد که این گونه توانی ست مرا

نه ز خون گریه ی آن زخم گریزی ست تو را

نه از این گریه ی یک ریز امانی ست مرا

عرق شرم بود که از چشمم ریخت!

ورنه بر کشته ی تو روا نیست مرا

........................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنیم

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

دیشب میان پنجره ها صحبت تو بود

حرف از دل غریب من و غیبت تو بود

رفتی و هم صدای دلم بغض کرده باز

سجاده ای که گریه بر آن عادت تو بود

من ماندم و هوای رسیدن به آسمان

همسایه ی ستاره شدن قسمت تو بود

آخر به راه آمدنت آب میشود

چشمی که آشنای غم و غربت تو بود

بغضم در انتظار صدایت نمیشکست

شاید اگر نشانه ای از تربت توبود

........................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنید

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

باز دوباره غرق آشوب دلم

تنگ سنگر های بی نام و نشون

تنگ اخلاصی که گم شد به خدا

تنگ اون جماعت وقت اذون

پرم از خاطره ی خط شکنا

پرم از خاطره ی میدون مین

پر از آرزوی اون حسرت سرخ

که دیدم رفقامو نقش زمین

.............................................

قسمتی از شعر زیبای حسرت سرخ

شاعر:حامد اهور

............................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنید

REZABAGHERINEZHAD کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 99
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

تنت بی سر ولیکن سرفرازی

شهید عشق،در راز و نیازی

حسین ابن علی شد مقتدایت

میان سجده ی خون در نمازی

*

به یاران حسینی اقتدا کرد

برای رهبرش جان را فدا کرد

به روی سنگ قبر او نوشتند:

بسیجی عشق بازی با خدا کرد

.................................

به وبلاگ شهدا هم سری بزنید

gozarmovaghat1372 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 1046
|
تاریخ عضویت : مهر 1391 

عالی بود...