نگاهی به فیلم « کلبه‌ای در جنگل »


پنج دانشجو برای خوشگذرانی سوار بر ماشین به سمت کلبه ای در جنگلی دور افتاده حرکت می کنند . در همان شب ورود زمانیکه پنج نفر گرم صحبت هستند ناگهان درب اتاقی که زیر کلبه است باز شده و آنها کنجکاوانه داخل اتاقک می شوند . یکی از پنج دانشجو بنام دانا شروع به خواندن دفترچه خاطراتی قدیمی که داخل اتاقک افتاده است کرده ، غافل از آنکه این کار او موجب یورش زامبی ها به کلبه می شود ...

« کلبه ای در جنگل» حرفهای زیادی می توانست برای گفتن داشته باشد و به فیلمی خاطره انگیز در ژانر وحشت تبدیل شود ولی به دلایل متعددی این حرفها به ثمر نمی نشیند و در پایان بیننده به نتیجه درستی نمی رسد . از همه دلایل مهمتر و تاثیر گذارتر نوسان لحن فیلم بین کمدی و ترسناک است که شدیدترین ضربه را به فیلم وارد کرده ؛ البته کاملا آشکار است که نویسندگان به عمد این شیوه را انتخاب کرده اند ولی به علت مضمون بسیار جدی ، انتخاب این شیوه‌ی پرداخت قصه ، تاثیر گذاری آن را از بین برده و فیلم را بیشتر به یک هجویه تبدیل کرده است . با توجه به قصه و خصوصا مضمون می توان پی برد که فیلم باید بیننده را در پایان شدیدا به تامل واداشته و از تصور بوجود آمدن چنین واقعه دهشت انگیزی ، وحشتی عمیق را در بیننده ایجاد کند اما صحنه های کمدی فیلم همچون پارازیتی است بر فرکانس وحشت آفرین که از عمق وحشت فیلم بشدت می کاهد .

حرف اصلی فیلم که به نوعی یادآور « نمایش ترومن» است در همان ابتدا و در بین دیالوگهای شخصیت مارتی و جولز مشخص می شود . زمانیکه 5 نفر سوار بر ماشین در جاده در حرکتند جولز می گوید " این مسیر حتی تو جی. پی. اس هم نیست ..." و مارتی می گوید " همینش خوبه ، از تو چشم بودن میریم بیرون " و ادامه می دهد که امروزه همه چیز در حال کنترل و ثبت شدن بوده و این مسئله موجب فروباشی جامعه است . در ادامه آشکار می شود که سازمانی با کنترل و ثبت کامل حرکات ، این 5 نفر را به قربانگاهی فرستاده تا جلوی چشم عده زیادی توسط زامبی ها سلاخی شوند که زمانیکه هدف اصلی این سازمان از قربانی کردن پنج نفر در پایان فیلم آشکار می شود ما به طور کامل به ارزش و هدف صحبت های مارتی در ابتدای فیلم پی می بریم .

« کلبه ای در جنگل» حرفهای زیادی می توانست برای گفتن داشته باشد و به فیلمی خاطره انگیز در ژانر وحشت تبدیل شود ولی به دلایل متعددی این حرفها به ثمر نمی نشیند و در پایان بیننده به نتیجه درستی نمی رسد .

البته فیلم به هیچ وجه قصد ندارد تصویری کاریکاتوری از عوامل وحشت زا ارائه داده و زامبی ها همچنان به کار خود همچون فیلمهای ژانر وحشت ادامه می دهند ولی وجود عناصر مختلفی همچون شخصیت مارتی به عنوان یک معتاد فیلسوف یا دیالوگهایی که بین دو کارشناس ( ریچارد و استیو ) رد و بدل می شوند لحنی کمیک به فیلم می بخشد .

بیشترین عناصر به کار رفته در فیلم از سینمای موسوم به اسلشر و اسپلتر گرفته شده است ؛ همچون گروه نوجوانان در خطر ، برشهای سریع که با صداهایی خوفناک همراه است ، ظهور ناگهانی افراد در قاب و از همه مهمتر حمام خون ؛ ولی برخی عناصر دیگر در کنار تفکرات خاصی که در طول فیلم به آن اشاره می شود موجب شده «کلبه ای در جنگل» با بسیاری از فیلمهای اسلشری متفاوت باشد .

به عنوان مثال زمانیکه مارتی و دانا را درون محفظه ای در کنار همه هیولاها و کابوسهای فیلمها و قصه ها شاهدیم ، با توجه به نگرش خاصی که مارتی در ابتدای فیلم بیان می کند به نوعی سری فیلمهای «مکعب» تداعی می شود . و یا لزوم اتحاد برای نابودی کابوسها ؛ در یکی از سکانسها پس از حمله زامبی‌ها و کشته شدن جولز ، شخصیت «کرت» خطاب به سه نفر باقیمانده می گوید " باید احتیاط کنیم و تحت هر شرایطی پیش هم بمونیم " که در ادامه ریچارد موجبات تفرقه آنها را فراهم آورده و «کرت» پیشنهاد خود را تغییر داده و چهار نفر از هم جدا می شوند . سپس در ادامه شاهدیم که کودکان ژاپنی که در مراسمی مشابهی در ژاپن شرکت داشتند در حالیکه حلقه اتحاد زده و آواز می خوانند بر کابوس خود پیروز می شوند ولی تفرقه جوانان آمریکایی موجب نابودی آنها می شود ؛ که با توجه به بحران اقتصادی آمریکا و تاریخ ژانر وحشت که بسیاری از عوامل وحشت زا نمادی از مشکلات اجتماعی سیاسی و یا اقتصادی است می توان خیل عظیم کابوسهای این فیلم را نمادی از بحران اقتصادی و نیز اجتماعی آمریکا دانست که این مطلب در محبوبیت و فروش فیلم نیز تاثیر زیادی گذاشته است .

The Cabin in the Woods

کلبه ای در جنگل

محصول 2012

هنرپیشگان : کریستن کونولی ، کریس همسورف ، جسی ویلیامز

کارگردان : درو گودارد